عهد یک مادر شهید زرتشتی با امام رضاعلیه‌السلام
من و فرهاد با هم برای اینکه سربازی نرود بگو مگو داشتیم.هیچ دلم نمی‌خواست که در آن موقعیت خطرناک به جبهه برود. با خودم می‌گفتم چرا آن همسایه‌مان بچه‌اش را پنهان کند اما من نکنم؟!به شوخی می‌گفت:«نکند می‌خواهی زیر تخت پنهانم کنی؟» یادم انداخت همیشه قصه «آرش کمانگیر» را برایش می‌خواندم...
تعداد نظرات: ۳
وحید ق
United States of America
۱۹:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۵
خدا میدونه فقط گریه کردم .ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
نارسیس موسوی
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
افرین به این مادر و به پسر شهیدش که با غیرت و بود و مردانگی داشت انشالله خداوند اور را در اعلای علیین جای دهد
طیبه
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۶
خدا رحمتش کنه و به این مادر ایرانی صبر وو استقامت. پاینده باد ایران
ارسال نظرات
captcha