کد خبر:۳۷۰۶۷۲
یادداشت// داوود گودرزی؛

سناریوی رهبری چگونه استراتژی مقامات آمریکا در مذاکرات هسته‌ای را به هم ریخت

امروز دشمن دیگر نمی­‌تواند افکار عمومی ایران را فریب دهد که مسئولان لجبازی می­‌کنند و اهل دشمن­‌تراشی هستند و برای رفع مشکلات حاضر به تعامل با دنیا نیستند ... حجت بر دوست و دشمن تمام شد که برای رفع مشکلات حاضر به مذاکره دو جانبه و سه جانبه با آمریکا هم شدیم، با جان کری دست دادیم و نشستیم و برخواستیم و گفتیم و خندیدیم، اما نتیجه این تابوشکنی جزء وقاحت و پروریی و زورگویی آمریکا چیز دیگری نبود که پس از یک سال رفت و آمد می­‌گویند تحریم­‌ها دست اوباما نیست که بخواهد آنها را رفع کند، بخشی از تحریم­‌ها متعلق به شورای امنیت، بخشی مربوط به اتحادیه اروپا و بخشی مصوبات کنگره امریکا و بخش اندکی در اختیار اوباماست که در صورت توافق شاید به مدت دو سال تعلیق شوند و مابقی در اختیار او نیست.

گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ داوود گودرزی ـ درخصوص مذاکرات هسته‌­ای و توافق­نامه ژنو سخن بسیار گفته شده ولی در آستانه سوم آذر که روز پایانی مذاکرات طبق توافقات ایران و 1+5 است به نظر می­‌رسد با نگاه اجمالی به فرآیند مذاکرات به نکات کلیدی و حساسی می­‌رسیم که برای افکار عمومی داخلی و بین­‌المللی بسیار حائز اهمیت است:

 

الف) موضوع مذاکرات چیست؟

 

در ابتدا باید گفت مذاکره در عرف دیپلماتیک به معنای بده بستان و معامله است یعنی امتیازاتی بین طرفین مذاکره مبادله می­‌شود. در این مذاکرات طرف غربی بدنبال کاهش یا توقف فعالیت هسته­‌ای ایران است و ایران نیز بدنبال رفع همه تحریم­‌های ظالمانه­‌ای است که به بهانه فعالیت­‌های هسته­‌ای بر ما تحمیل شده است.

 

خالی از لطف نیست که در همین جا اشاره کنیم که سابقه تحریم­‌ها علیه ایران اسلامی به 21 آبان 58 برمی­‌گردد که کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا این قانون تحریم را از اول فروردین 59 اجرا کرد و از آن روز تاکنون نظام جمهوری اسلامی یک ثانیه هم بدون تحریم نبوده بلکه روز  به روز به میزان و حجم و ابعاد آن اضافه شده است لذا اینکه گفته می­‌شود به دلیل وجود این احتمال که ایران در فعالیت هسته­‌ای به سمت بمب هسته­‌ای حرکت کند لذا باید تحریم شود اساساً حرف باطلی است چرا که سال­‌ها قبل از آغاز فعالیت­‌های هسته­‌ای ما تحریم شده­‌ایم و فعالیت هسته­‌ای بهانه­‌ای برای ضربه زدن به نظامی اسلامی است، می­‌توان فرض کرد که ایران به سمت هسته­‌ای شدن حرکت نمی­‌کرد در آن صورت آیا آمریکا دست از دشمنی و تحریم برمی­داشت و ما الان تحریم نبودیم؟

 

ب) 11 + 1 سال مذاکره

 

از آنجایی که فعالیت هسته‌­ای ما کاملاً صلح­‌آمیز است و حق هر کشور مستقلی است که به علوم و فناوری­های مختلف دست پیدا کند، از ابتدای حساس شدن غرب به اقدامات هسته­‌ای ایران، همواره به دنبال این بودیم که حقانیت و صداقت نظام جمهوری اسلامی را به دنیا معرفی کنیم، لذا هیچگاه از مذاکره و تعامل با کشورهای مختلف طفره نرفتیم و از فرصت مذاکره نهایت بهره­‌برداری را در این خصوص برده­‌ایم. قریب به 11 سال در دولت­‌های گذشته و با روش‌های متفاوت با کشورهای غربی در تعامل و مذاکره بوده­‌ایم و در دولت یازدهم هم یک سال با روش اعتمادسازی و خوش­بینی به طرف غربی مذاکره کردیم و برای اثبات حسن نیت خود بیش از حد تصور غربی­‌ها امتیاز دادیم و کوتاه آمدیم.

 

کاهش فعالیت تأسیسات فردو و اراک در همین راستا بود لذا دشمن دیگر نمی­‌تواند افکار عمومی ایران را فریب دهد که مسئولین لجبازی می­‌کنند و اهل دشمن­‌تراشی هستند و برای رفع مشکلات حاضر به تعامل با دنیا نیستند و این شبهه که سعادت ما در گرو ارتباط و مذاکره با آمریکاست و اگر با آمریکا مذاکره کنیم همه مشکلات ما حل خواهد شد و... برای همیشه پاسخ داده شد و حجت بر دوست و دشمن تمام شد که برای رفع مشکلات حاضر به مذاکره دو جانبه و سه جانبه با آمریکا هم شدیم، با جان کری دست دادیم و نشستیم و برخواستیم و گفتیم و خندیدیم، اما نتیجه(و ماحصل) این تابوشکنی جزء وقاحت و پروریی و زورگویی آمریکا چیز دیگری نبود که پس از یک سال رفت و آمد می­‌گویند تحریم­‌ها دست اوباما نیست که بخواهد آنها را رفع کند، بخشی از تحریم­‌ها متعلق به شورای امنیت، بخشی مربوط به اتحادیه اروپا و بخشی مصوبات کنگره امریکا و بخش اندکی در اختیار اوباماست که در صورت توافق شاید به مدت دو سال تعلیق شوند و مابقی در اختیار او نیست.

 

این 12 سال مذاکره با قدرت­‌های به ظاهر بزرگ دنیا و فراز و نشیب­‌های آن به خوبی گواه یک اصل تاریخی است و آن اینکه هرگاه در برابر یک فرد یا دولت بی­‌منطق و بی­‌صداقت و زورگو عقب­‌نشینی کنی و کوتاه بیایی او زورگویی و ظلم خود را بیشتر می­‌کند و جلوتر می­‌آید. صفحات تاریخ به دفعات شاهد تکرار این اصل بوده­‌اند و قرآن مجید نیز به خوبی به این اصل اشاره کرده است در آیه 120 سوره مبارکه بقره می­‌فرماید "کفار دست از شما برنمی­‌دارند مگر آنکه شما دست از دین خود بردارید."

 

ج) سناریوی آمریکا برای تقابل با نظام جمهوری اسلامی در 2012 و 2014

 

اوباما در راستای راهبرد براندازی انقلاب اسلامی و با تاکتیک غیرنظامی از اواخر 2011 به بعد، تنها گزینه­های باقیمانده بر روی میز خودش را با هم ترکیب و در سناریویی به ظاهر کارآمد وارد عرصه نبرد جدید با ایران اسلامی شد. تحریم­های فلج­کننده، تهدید مکرر نظامی و مذاکره گزینه­های سه­گانه این سناریو بودند. در واقع اوباما  هرآنچه را که در چنته داشت رو کرد تا بلکه در قبال لابی­های صهیونیستی و تندروهای امریکا که از او مطالبه جنگ با ایران می­کردند حرفی برای گفتن داشته باشد و ادعا کرد با این سناریو ایران را متوقف و به زانو درمی­آورد. طبق این طرح قرار بود ظرف مدت 6 ماه ایران در اثر تحریم­های شدید فلج شود و حمله نظامی در نظر مسئولین قریب­الوقوع جلوه پیدا کند تا نظام محاسباتی سیاستمداران و دولتمردان ایران عوض شده و پای میز مذاکره حاضر شوند. اما در عمل تحریم­ها فلج­کننده نشد(جایگزین نفت ایران را نتوانستند پیدا کنند، محاصره صد درصدی ایران با این موقعیت جغرافیایی استراتژیک و ظرفیت­های درونی ناممکن است با اقتصاد ورشکسته اروپا و امریکا نمی­توان قدرتی مانند ایران را تحریم همه­جانبه کرد)، تهدید نظامی جدی قلمداد نشد چرا که همه می­دانند که حمله نظامی به ایران در این شرایط امریکا و تجربیات تلخ منطقه­ای شدنی نیست لذا محاسبات رهبری و بسیاری از مسئولین عوض نشد و مذاکره از موضع ضعف را نپذیرفتند.

 

در 2014 نیز همین فضا را ادامه دادند و یک نکته راهبردی را به سناریوی قبلی افزودند و آن اینکه با رأی­آوری آقای روحانی و تمایل ایشان به تنش­زدایی و تعامل بیشتر با دنیا، از همین ابتدا با طرح مجدد و پافشاری بر مذاکرات هسته­ای می­توان بین رهبری و دولت ایران شکاف ایجاد کرد و حاکمیت دوگانه را رقم زد که تحقق این شکاف برای نظام سلطه بسیار حیاتی و راهبردی است. اساساً ایجاد شکاف بین دولت و رهبری، دولت و نیروهای انقلابی برای امریکا بسیار حائز اهمیت است و بسیاری از اقدامات رسانه­ای و دیپلماتیک خود را صرف ایجاد این شکاف­ها نموده است. در منطقه نیز نظام سلطه با تحولات و ادامه بحران در سوریه و عراق، لبنان و فلسطین به دنبال به هم زدن تمرکز ایران و اثرگذاری بر مذاکرات هسته­ای است. لذا تداوم فشار و تحریم از سویی و از سوی دیگر ترغیب دولت به مذاکرات تا اینکه در نهایت ایران دچار اختلاف درونی شود و در مذاکرات امتیاز بیشتری بدهد سناریوی جدید امریکایی­ها بود.

 

د) سناریوی مقام معظم رهبری در تقابل با آمریکا و در حمایت از دولت یازدهم

 

اوباما در طراحی سناریوی خود به دنبال خطای ادراک و اشتباه محاسباتی مسئولین ایران بود غافل از اینکه در خطایی استراتژیک دچار اشتباه محاسباتی شده و هوشمندی، بصیرت و اقتدار امام خامنه­‌ای را در معادلات خود محاسبه نکرده بود و از همین زاویه در دولت احمدی­‌نژاد و در دولت روحانی سناریوی او با شکست مواجه شد.

 

مقام معظم رهبری با شناخت دقیق دشمن و خواندن دست او یک بار با عدم پذیرش مذاکره در دولت قبل و یک بار با پذیرش مذاکره اما به شرط نرمش قهرمانانه در این دولت سناریوی آمریکا را نقش بر آب کردند.

 

میدان دادن به دولت برای اجرای سیاست­‌ها و رویکردهایش تا جایی که از خطوط قرمز نظام عبور نکند از جمله اصول ثابت مقام معظم رهبری درخصوص دولت­‌هاست. حمایت همه­‌جانبه از دولت­‌ها نیز در همین راستا تعریف می­‌شود علاوه بر اینکه جهت دیگری را نیز دنبال می­کند و آن خدمت به مردم و پیشرفت کشور است. مردم از نظام اسلامی بواسطه دولت باید خدمت ببینند و ایشان تا جایی که دولت­ها از مسیر انقلاب منحرف نشوند از آنها حمایت می­‌کنند و این خود فرصت بسیار مغتنمی است برای دولتمردان که از این نعمت بسیار ارزشمند در راستای تحقق وعده­‌هایشان استفاده کنند.

 

انسجام و هماهنگی مسئولان کشور و عدم بروز شکاف و اختلاف میان آنها از دیگر اصول ثابت معظم‌­له در مدیریت جامعه اسلامی است لذا زمانی که ایشان احساس نمودند دشمن با برجسته کردن مذاکرات هسته­‌ای به عنوان مسئله اصلی کشور به دنبال ایجاد  شکاف و دوگانگی در نظام اسلامی هستند، تاکتیک نرمش قهرمانانه را مطرح نمودند و با بیان اعتماد به تیم مذاکره­‌کننده و فرزند انقلاب خطاب کردن آنها حمایت خود را از استفاده از ابزار مذاکره برای احقاق حق مسلم ایران در فناوری هسته­‌ای اعلام کردند و در 11 آبان 92 در جمع دانشجویان اظهار فرمودند: «همچنان به طرف غربی بی­‌اعتماد هستند ولی این تجربه در نهایت به ضرر ما نخواهد شد.»

 

اکنون پس از یک سال از تلاش دولت برای توافق با 1+5 چیزی که برای همگان به وضوح قابل مشاهده است همان سخن مقام معظم رهبری است که آمریکا بی­‌منطق و بی­‌صداقت است لذا مذاکره با او نتیجه­‌ای در بر نخواهد داشت.

 

ارائه راهکار و مشخص کردن مسیر پیشرفت کشور متناسب با شرایط مختلف نیز از دیگر اصول ثابت ایشان است. از ابتدای روی کارآمدن دولت یازدهم مقام معظم رهبری راهکار برون­‌رفت از وضع فعلی را پرداختن به ظرفیت­‌های داخلی، اقتصاد مقاومتی و اقتدار درونی نظام دانسته و به دفعات به مسئولان تذکر دادند که چه مذاکره مطرح باشد یا نباشد، در هر صورت اگر از درون قدرتمند نباشیم مذاکره­‌کننده قوی نیز نیستیم، مذاکره‌کننده با تکیه بر مؤلفه­‌های قدرت درونی و با صلابت باید پشت میز مذاکره قرار بگیرد وگرنه از موضع ضعف چیزی جز امتیاز دادن پشت سر هم نصیب او نخواهد شد.

 

ه) اشتباهات دولت:

 

دولت آقای روحانی پس از روی کار آمدن در خصوص چگونگی حل مشکلات اقتصادی کشور و پرداختن به مسئله مذاکرات در طول 14 ماه گذشته علی­‌رغم تلاش برای حل مشکلات، اشتباهاتی نیز داشته است:

 

1- تبدیل کردن مذاکرات و سیاست خارجی به مسئله اول کشور و دولت و غفلت از سایر ظرفیت­‌ها و مسائل مهم دیگر جامعه.

 

2- خوش­بینی مفرط به طرف غربی و دل خوش کردن به وعده­‌های آشکار و پنهان آنها.

 

3- کم­رنگ بودن کینه و عداوت با آمریکا و انگلیس در برخی مشاوران دولت و فراموشی 200 سال جنایات انگلیس و 60 سال جنایات آمریکا در ایران و کاهش سطح منازعه انقلاب اسلامی با نظام سلطه به مسئله بی­ اعتمادی و تنش‌زدایی و ...

 

4- ذوق­‌زدگی و شتاب و عجله در مذاکرات و عملیاتی نکردن تاکتیک نرمش قهرمانانه.

 

5- نقد افراطی دولت گذشته و بیان برخی جملات از قبیل خالی بودن صندوق ذخیره و ... از زبان رئیس‌جمهور و برخی مسئولان دولت.

 

6- عدم استفاده صحیح از ظرفیت همه اعضای 1+5 و محدود کردن مذاکرات با آمریکا و نماینده اتحادیه اروپا که این کار علاوه بر تابوشکنی از عدم ارتباط ایران و امریکا نه تنها تاکنون اثر مثبتی در مذاکرات نداشته بلکه به چهره ضداستکباری و ضدآمریکایی ایران خدشه وارد کرده است و طرف آمریکایی را بر خواسته­‌های ناحق و غیرمنطقی خودش مصرتر کرده است.

 

7- عدم توجه دولت به نیاز شخص اوباما و دولت آمریکا به مذاکره با ایران فارغ از هرگونه توافق و نتیجه. دولتمردان ما باید این سوال را از خود بپرسند که چرا اوباما بیش از 3 سال است مکتوب و غیرمکتوب برای مذاکره با ایران التماس می­کند؟ اگر مذاکره قرار است از ما مشکلی را حل کند چرا اوباما اینقدر برای مذاکره اصرار دارد؟ چرا در آذر 92 که توفق اولیه بین ایران و 1+5 انجام شد هنوز مذاکره­کنندگان از اتاق بیرون نیامده بودند که اوباما در کاخ سفید با خبرنگاران مصاحبه کرد و با ذوق­زدگی و خوشحالی مفرط بیان کرد: دنیا بداند «ایران نسل جدید سانتریفیوژ را نصب نخواهد کرد» (متن این مصاحبه از زاویه دیگری برای جوانان ایران اسلامی مایه غرور و افتخار است. وقتی ابرقدرت دنیا برخود می­بالد که دانشمندان ایرانی را برای استفاده از نسل جدید سانتریفیوژ متوقف کرده است افتخارآمیز نیست که ما در تحریم کامل و بدون کمک دنیا به این فناوری رسیده­ایم و اکنون پرزیدنت اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا بزرگترین افتخارش پس از 5 سال ریاست جمهوری همین است...)

 

8- عدم توجه دولت به واقعیات کشور، منطقه و جهان و مؤلفه­‌های قدرت انقلاب اسلامی و امریکا در سال 2014. آیا امریکا همچنان ابرقدرت دنیاست؟ آیا هیمنه کنونی و هژمونی قدرت امریکای 2014 با امریکای 2000 یکسان است؟

 

تیم سیاست خارجی ما باید این سوال را از خود بپرسد که در 15 سال گذشته کدام راهبرد آمریکایی­‌ها در منطقه ما محقق شده است؟ واقعاً و به دور از هرگونه شعارزدگی برای ابرقدرتی آمریکا به غیر از ژست رسانه­‌ای چیز دیگری باقی مانده است؟ واقعیات صحنه عراق، سوریه، لبنان، یمن، فلسطین و ... چیست؟ نفوذ ایران بیشتر است یا آمریکا؟ دموکراسی در ایران با 75% مشارکت قوی­تر است یا در آمریکا با 13% مشارکت مردم؟

 

دغدغه کنونی رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی او غیر از حفظ امنیت مردم فریب خورده یهودی چیست؟ چه شد آن کشور بزرگ یهودی از نیل تا فرات؟ چه شد خاورمیانه جدید؟ خاورمیانه بزرگ؟ چرا بشار اسد بیش از 45 ماه از زمانی که وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که اسد رفتنی است محکم و استوار مانده است و بر بحران داخلی فائق آمده است الا تروریست­‌های وارداتی نظام سلطه؟

 

وقتی دانشمندان جوان ایرانی در زمینه فضانوردی، هسته­‌ای، نانو، پزشکی و... اینگونه خوش درخشیده­‌اند و تحریم­‌ها را دور زده­‌اند آیا در سایر عرصه­‌های اقتصادی نمی­‌توانند گره­‌گشا باشند و با حمایت ویژه دولت اثر تحریم­‌ها را به حداقل برسانند؟ واقعیات توان علمی و صنعتی ایران چقدر در محاسبات دولت‌مردان نقش دارد؟ سوالات متعدد دیگری که حاکی از واقعیات ملموس داخلی و بین­‌المللی است وجود دارد که باید هم دولت و هم مردم به خوبی به آنها واقف باشند.

 

و) سرانجام مذاکرات چه خواهد شد؟

 

اگر نگاهی دقیق و واقع­‌بینانه به میز اوباما داشته باشیم به خوبی متوجه خواهیم شد که برای توقف ایران در کوتاه­‌مدت گزینه­‌ای غیر از تحریم­‌ها برای او باقی نمانده است لذا به راحتی این گزینه را با دست خود بی­‌اثر نخواهد کرد. اوباما به خوبی می­داند و بارها در سخنرانی عمومی اعلام کرده است که شرایط آغاز یک جنگ جدید آن هم با ایران را ندارد و ما هم به خوبی می­دانیم که وقتی حمله نظامی واقعیت ندارد تهدید به حمله نظامی نیز اثر خود را از دست می­دهد، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم هم که در کوتاه­ مدت توان براندازی ایران را ندارد، ایجاد بحران در منطقه هم علی­رغم اینکه ایران را مشغول می­کند و بخشی از انرژی ما صرف حل بحران­‌های سوریه و عراق و لبنان می­‌شود ولی برای ما فرصت­‌هایی را نیز رقم می­زند، شکل­‌گیری بسیج مردمی در سوریه و عراق و محبوبیت روزافزون حزب­‌الله در لبنان، آغاز انتفاضه در بیت­‌المقدس و کرانه باختری همه از فرصت­‌های جدید ایجاد شده در منطقه برای ایران است. لذا به نظر می­‌رسد آمریکا در یک دوگانه و دوراهی محیرانه ‌گیر افتاده است چرا که نه تنها گزینه مذاکرات به عامل شکاف در ایران تبدیل نشد بلکه با مدیریت هوشمندانه رهبری این گزینه نیز مانند سایر گزینه­‌ها از روز میز اوباما حداقل برای چند سال آینده بی­‌اثر شد.

 

حال اوباما مانده است که به دولت روحانی امتیاز بدهد یا نه؟ اگر بخواهد تحریم­‌ها را بردارد که منجر به رشد روند قدرت­‌یابی ایران اسلامی می­‌شود و دیگر نمی­تواند براندازی و یا حداقل توقف ایران را در کوتاه­‌مدت برای خودش متصور باشد و اگر امتیاز ندهد که هم منطق رهبر ایران به همگان اثبات می­‌شود و هم تنفر ملت ایران از آمریکا بیشتر و فرهنگ مقاومت در برابر دشمن طرفداران بیشتری پیدا می­‌کند و سبب تضعیف پایگاه اجتماعی طرفداران سازش با آمریکا می­‌شود و این در حالی است که اوباما یک مشکل جدی­دتر نیز در این صورت دارد و آن اینکه در صورت عدم توافق باید تحریم­‌ها بیشتر و به سمت حمله نظامی با ایران حرکت کند که نه توان تحریم بیشتر را دارد و نه توان جنگ را لذا به نظر می­رسد در پایان این دور از مذاکرات یا بخش کوچکی از تحریم­‌ها را لغو می­‌کند و یا در یک چارچوب کلی دوباره توافقی کلی صورت می­گیرد که در آینده به جزئیات آن پرداخته شود.

 

ز) مشخصات یک توافق خوب و خطوط قرمز ما چیست؟

 

1- متن توافق فقط در خصوص مسئله­ هسته­‌ای باشد.

2- حق غنی­‌سازی و تحقیق و توسعه صنعتی آن برای ایران به رسمیت شناخته شود

3- شرایط تولید 190 هزار سو اورانیم غنی شده برای ایران فراهم باشد.

4- تمام تحریم­‌ها به صورت کامل برداشته شوند.

 

ح) در پایان این جمله سناتور آمریکایی که "مشکل آمریکا با ایران، فعالیت هسته‌ای این کشور نیست، ایران نشان داده است که نه فقط بدون رابطه با آمریکا، بلکه در حال درگیری با آن می‌توان قدرت برتر منطقه بود. نگرانی ما (امریکا) آن است که ایران با این خصوصیات به الگوی جامع ملت ها تبدیل شده است" حاوی نکات جالبی برای حسن ختام این نوشتار خواهد بود.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
ناشناس
United States of America
۰۳ آذر ۱۳۹۳ - ۲۳:۱۸
mamnun
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار