خدمتگزاران خدا!
بار خدايا! اين برق و رعد دو نشانه از نشانههاى تو و دو خدمتگزار از خدمتگزاران توأند كه در فرمانبرى از تو، به رساندن رحمت سود دهنده يا عذاب زيان رسان ميشتابند، پس به سبب آنها باران ضرر و زيان (بارانيكه ساختمانها و كشتزارها را ويران نمايد) بر ما مبار، و رخت بلاء و گرفتارى بر ما مپوشان و ما را بتنگى در زندگى و بىآذوقهگى گرفتار مكن.
بار خدايا! سود اين ابرها و بركت و فزونى نيكى آنها را بر ما فرو فرست، و آزار و زيانشان را از ما بگردان، و در آنها به ما بيمارى مرسان، و بر آنچه زندگانى ما به آنها وابسته است آفتى مفرست.
بار خدايا اگر آن ابرها را براى عذاب و كيفر بر انگيختهاى و از روى خشم (دور ساختن رحمتت از ما) فرستادهاى پس ما از خشمت به تو پناه ميبريم، و براى درخواست عفو و گذشتت بدرگاه تو زارى ميكنيم، پس خشم را به كفّار بگردان، و آسياى عذابت را بر آنانكه جز تو را ميپرستند بگردش در آور.
بار خدايا خشكى زمينهاى شهرهاى ما را به باران فرستادن خود زايل گردان، و وسوسه و انديشه بد (يا كينه يا دشمنى يا خشم) دلهامان را با روزى دادن خويش بيرون نما، و ما را از خود، به ديگرى مشغول و سرگرم مكن، و فزونى پيوسته احسانت را از همه ما خدا پرستان جدا مساز، زيرا غنىّ و بىنياز كسى است كه تو او را بىنياز كردهاى، و سالم و بىگزند كسى است كه تو او را از آسيبها نگاه داشتهاى.
چون نزد كسى جز تو از هر پيشامدى دفاع و باز گردانيدنى نيست، و نه در كسى از غلبه تو امتناع و باز داشتنى است، زيرا به هر چه خواسته بر هر كه خواهى فرمان ميدهى، و به آنچه اراده كرده درباره هر كه اراده كنى حكم ميكنى بىآنكه چيزى تو را بر آن باعث شود، يا تو را از آن مانع گردد.
پس تو را است سپاس بر آنكه ما را از بلاء و آسيب نگاه داشتى، و تو را است سپاس بر نعمتهائى كه به ما بخشيدهاى، سپاسى كه سپاس سپاسگزاران را پشت سر گزارد (بر سائر سپاسها برترى داشته و از روى اخلاص باشد) سپاسى كه زمين و آسمان خدا را پر سازد (بسيار و بىاندازه باشد).
زيرا توئى بسيار نعمت دهنده و بسيار بخشاينده نعمتهاى بزرگ، پذيرنده سپاس اندك، پاداش دهنده سپاس كم، نيكوكار خوشرفتار، داراى فضل و احسان، جز تو خدائى نيست (شايسته اين صفات نميباشد) مرجع و بازگشت بسوى تو است (مرجع كارها بجائى است كه كسى جز تو قادر بر بسود، زيان، امر، و نهى نيست).(1)
1- دعاى سى و ششم الصحيفة السجادية.