مركز پژوهشهاي مجلس سياست خاورميانهاي فرانسه را بررسي کرد
به گزارش «شبکه خبر دانشجو» به نقل از دفتر اطلاعرساني مركز پژوهشها، در اين پژوهش سياست خارجي فرانسه در خاورميانه، در سه سطح ملي، اروپايي و متحدين غربي بررسي شده و آمده است: در سطح اول، فرانسه سعي كرده است به منظور حفظ جايگاه تاثيرگذار خود در سياست جهاني، نقش مستقلي را در خاورميانه بازي كند و از طريق گسترش روابط دو جانبه خود با كشورهاي منطقه و ارائه طرحهاي جديد همكاري، منافع و اهداف خود را مورد پيگيري قرار دهد؛ كه در همين راستا ميتوان به ابتكار طرح تشكيل اتحاديه مديترانه اشاره كرد كه همه كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و كشورهاي حاشيه مديترانه ميتوانند به عضويت آن در آيند.
هنري كوئنو، طراح اصلي ايده ايجاد اتحاديه مديترانهاي و از دستياران نزديك ساركوزي معتقد است كه با تشكيل اين اتحاديه، مبارزه جمعي كشورهاي حوزه مديترانه با تروريسم منطقهاي تسهيل شده و با افزايش همكاريها بين اين كشورها، راه براي كاهش مشكلات اقتصادي آنان و توسعه مراودات تجاري بين اعضا هموار ميشود.
بنا بر اين پژوهش، درسطح دوم (سطح اروپايي) نيز فرانسه در چارچوب اتحاديه اروپا و سياستهاي كلي آن به تنظيم روابط خود با كشورهاي منطقه ميپردازد؛ و در همين راستا از گسترش دمكراسي، حقوق بشر و مبارزه با تروريسم در خاورميانه حمايت ميكند و در چارچوب اتحاديه نيز در اموري همچون مشاركت در فرآيند مذاكرات صلح خاورميانه، مذاكرات هستهاي با ايران و بحران دارفور به ايفاي نقش ميپردازد.
در اين پژوهش، سطح سوم روابط فرانسه با كشورهاي خاورميانه درسطح متحدين غربي دانسته شده و آمده است: فرانسه همواره با تاكيد بر چند جانبهگرايي سعي كرده است تا از طريق همكاري با ساير كشورهاي غربي، منافع خود را در منطقه پيگيري كند؛ كه در اين زمينه ميتوان به اعزام نيروهاي آمريكايي، فرانسوي و اروپايي به لبنان در سال 1982-1983 و همكاري با آمريكا در سال 1990-1991 به منظور آزادسازي كويت اشاره كرد.
بنا بر اين پژوهش، به دلايلي نميتوان شاهد تغييرات بنياديني در سياست خاورميانهاي فرانسه بود؛ زيرا سياست خارجي فرانسه ناشي از منافع ملي اين كشور و تابعي از ملاحظات سياسي، اقتصادي، استراتژيك و تاريخي است و منافع ملي و گُليسم حاكم بر سياست خارجي اين كشور، به ساركوزي اجازه نميدهد كه نقشي همچون بلر براي بوش بازي كند.
در انتهاي اين پژوهشآمده است: در خصوص موضوع هستهاي ايران نيز به نظر ميرسد كه ساركوزي مواضع سختتري نسبت به شيراك دارد و بر خلاف شيراك كه در برخي مواقع دستيابي ايران به انرژي هستهاي را ميپذيرفت، ساركوزي چنين امري را غيرممكن مي داند و معتقد است که ايران نبايد به چنين تواني دست پيدا كند./انتهاي پيام/