داني که زبان به چه کارت آيد؟!
بايد زبان را از هشت چيز نگه دارى:
اول: دروغ كه از جدى و شوخى آن بپرهيز؛ زيرا اگر در مزاح به دروغ عادت كردى، كم كم به جدى هم سرايت مىكند؛ حال اينكه دروغ از بزرگترين گناهان كبيره است.
دوم: خلف وعده، مبادا وعده احسانى دهى و تخلف كنى. بايد احسانت هم عمل باشد، نه حرف؛ اگر ناچار به وعده شدى مبادا تخلف كنى- جز در صورت عدم تمكن يا ضرورت- كه خلف وعده نشانه نفاق و دورويى و اخلاق ناپاك است.
سوم: غيبت كه مطابق احاديث گناه زيادى دارد.
چهارم: مجادله و كشمكش با مردم كه موجب آزار طرف و عيبجويى و از علائم جهل و نادانى است.
پنجم: خودستايى كه بسيار زشت است، چنان كه خدا فرموده: «ستايش خويش مكنيد كه خدا پرهيزگار را بهتر مىشناسد.» به حكيمى گفتند: حرف راست نكوهيده و زشت چيست؟ گفت خودستايى.
ششم: لعنت كردن به مسلمان كه سخت از آن برحذر باش.
هفتم: نفرين به خلق خدا، حتى به كسى كه بر تو ستم كرده كه در حديث آمده: «گاهى مظلوم نفرين مىكند كه خدا انتقام بگيرد و اگر نفرينش بيش از اندازه ستم ظالم شود نسبت به مقدار زايد، ظالم از او طلبكار شود.»
هشتم: مزاح ناروا و مسخرگى، زبان را از اين گونه سخنان نگه دار كه آبرو را مىبرد، موجب سقوط و مايه دشمنى است و نهال عداوت در دلها مىنشاند؛ با كسى مزاح نكن و اگر با تو مزاح كردند، جواب نده تا رشته سخن عوض شود، از كسانى باش كه با بزرگى از لغويات مىگذرند.
اينها اصول آفتهاى زبان است كه رهايى از آنها نشايد مگر به گوشهگيرى و دم فرو بستن جز به مقدار ضرورت؛ از اين زبان سخت بر حذر باش كه مايه هلاك دو سراست.(1)
1- برگرفته شده از نصايح