راز هوش حيواناتى چون بز كوهى، روباه و دلفين
نوعى بز نر كوهى از مارها تغذيه مىكند بر اثر آن، تشنگى سختى مىيابد؛ از هراس آنكه مبادا سمّ در جانش منتشر شود و او را هلاك گرداند، بر كرانه آب مىايستد، بسيار ناله مىزند و صدا مىكند؛ ولى ذرهاى از آن نمىنوشد؛ زيرا اگر بنوشد بزودى هلاك مىشود.
بنگر كه سرشت اين حيوان چگونه آفريده شده كه از هراس زيان نوشيدن آب، آن تشنگى شديد را بر خود هموار مىسازد؟ براستى كه حتى انسان انديشمند و عاقل نيز غالباً در چنين زمانى تحمل و خويشتندارى نمىتواند.
«روباه» نيز هنگامى كه گرسنگى شديد بر او غالب مىآيد، به پشت مىخوابد، شكمش را باد مىكند تا پرندهاى مردهاش بپندارد، وقتى كه بر آن نشست روباه بر آن مىجهد، به چنگش مىآورد و آن را مىخورد، جز آن كسى كه اين گونه و از راه اين حيله متكفل روزى روباه شده چه كسى روباه بىعقل و انديشه را بر اين نيرنگ يارى داده است؟
همچنين از آنجا كه روباه از آن صولت و قدرت و توان حملهورى ديگر درندگان برخوردار نيست به او هوش و ذكاوت داده شده تا از راه نيرنگ و فريب زندگى كند.
«دلفين» هم كه پرنده شكار مىكند، هنگامى كه در ميان آب است، نيرنگ او براى شكار اين گونه است: يك ماهى را مىگيرد، مىكشد و آن را بر روى آب مىنهد تا بر آب بماند، آنگاه در زير آن مخفى مىشود و آب را حركت مىدهد تا از بيرون آب پيدا نباشد، وقتى كه پرنده بر ماهى نشست؛ حمله مىبرد و آن را به چنگ مىآورد.(1)
1- ترجمه توحيد مفضل.