پاداش عفت
قَالَ الامام عَلِىٌّ عليه السلام: «مَا المُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّن قَدَرَ فَعَفَّ لَكَادَ العَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ». «نهج البلاغه»
امام على عليه السلام فرمودند: مجاهدى كه در راه خدا شهيد مىشود، اجرش بيش از كسى نيست كه قادر بر گناه است، ولى مرتكب گناه نمىشود؛ نزديك است كه شخص عفيف، ملكى از ملائكه باشد.
شرح حديث:
مقام شهدا در اسلام بسيار بالاست و مقامى بالاتر از آن نيست، قرآن تعبيرى دارد كه در مورد هيچ كس در قرآن چنين تعبيرى نيامده است: (اى پيامبر) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند مردگانند! بلكه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند». «آل عمران/169»
مخاطب در اين آيه پيامبر است و تعبيراتى در آن است كه در مورد هيچ كس نيامده است، در احاديث هم به شهدا خيلى اهميت داده شده؛ مرحوم كلينى روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند: بالاتر از هر خوبى، خوبى است تا جايى كه شخصى در راه خدا كشته شود، پس اگر در راه خدا كشته شد بالاتر از آن خوبى نيست». «اصول کافي، ج2»
تعبيرى هم مولا على عليه السلام در ذيل نامه مالك اشتر دارد و مىفرمايد: از رحمت واسعه الهى و قدرت عظيمش مىخواهم كه پايان كار من و تو را به سعادت و شهادت ختم كند». «نهج البلاغه»
آيات و روايات متعدد ديگرى هم در اين زمينه وجود دارد كه نشان دهنده مقام والاى شهداست.
از سوى ديگر در اسلام معناى شهادت گسترش داده شده است، معناى شاخص آن، اين است كه در راه خدا در معركه جنگ كشته شود كه احكام خاصى دارد، به طورى كه اگر در بيرون معركه باشد، بعضى از آن احكام را ندارد ولو شهيد است.
ولى معناى ديگرى هم دارد كه مطابق آن مفهوم وسيعى پيدا مىكند؛ يعنى هر كسى كه در راه انجام وظيفه الهى بميرد، شهيد است، به عنوان مثال: كسى كه در دفاع از اموالش كشته شود، شهيد است» «وسائل الشيعه، ج11»
هر كسى از شما در راه دفاع از ناموس خود كشته شود، در حالى كه حق پروردگار، رسول خدا و اهل بيت عليهم السلام را بشناسد، شهيد از دنيا رفته است» «همان»
كسى كه بر دوستى آل پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا برود، شهيد است» «بحارالانوار، ج23»
چون در راه وظيفه يعنى حبّ توأم با عمل مرده است، پس معناى شهادت وسيع و گسترده شده، بنا بر اين شهادت مفهوم جامعى دارد.
مطابق اين بيان، حضرت على عليه السلام مىفرمايد كسى كه در راه خدا شهيد و به خون خود آغشته مىشود، از كسى كه قادر بر گناه است ولى به خاطر خدا از آن چشم مىپوشد، بالاتر نيست، بنا بر اين هر روز انسان مىتواند ثواب شهيد را داشته باشد.
«عفيف» در اين جا فقط به معناى چشمپوشى از لذّت جنسى نيست، بلكه معناى آن وسيع است و چشمپوشى از هر گناهى را عفّت مىگويند، به عنوان مثال؛ تمام وسايل گناه براى حضرت يوسف عليه السلام فراهم بود، ولى چشمپوشى كرد و دو جمله گفت:
(يوسف) گفت: پرودگارا زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مىخوانند و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من بازنگردانى به سوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود». «يوسف/33»
و يا آسيه همسر فرعون، تمام امكانات در اختيارش بود و مىتوانست مشرك باشد و در كنار فرعون زندگى كند، ولى چشم پوشى كرد، در آن هنگام كه گفت: پروردگارا، خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده»، چنين انسانهايى داراى مقام شهيد هستند. «تحريم/11»
دليل اين كه اين افراد داراى مقام شهيد هستند روشن است، چون ما مىگوييم «جهاد اكبر»، جهاد با نفس است و كسى كه در ميدان جهاد اكبر باشد مانند كسى است كه در ميدان «جهاد اصغر» بوده، بلكه بالاتر از آن است.
راه خدا و رسيدن به قرب الى اللّه و مقام صالحان و مقام شهود، روشن ولى پيمودن آن مشكل است، بايد خود را به خدا بسپاريم، به خصوص ما در زمانى زندگى مىكنيم كه وسايل گناه زياد است و دسترسى به آن آسان شده، پس بايد سعى كنيم كه خود، خانواده و جامعه را حفظ كنيم.