در چه امورى بينديشيم؟
اسلام آيين انديشه و تفكّر
يكى از مهمترين نشانههاى حقّانيّت اسلام، دعوت به تفكّر و انديشه است، با مطالعه معارف دينى و متون مذهبى، تصديق خواهيد كرد كه كمتر چيزى همانند تفكّر و انديشه مورد تأكيد و اهتمام اسلام واقع شده است، زمانى بود كه كمونيستها و ماترياليستها شديداً تبليغ مىكردند كه: «دين افيون جامعه است!» يعنى دين را ساختهاند كه مغز بشر را تخدير كرده و او را از تفكّر باز دارد؛ امّا هنگامى كه انقلاب اسلامى ايران به ثمر نشست، متوجّه شدند عامل اصلى اين انقلاب كه بزرگترين حركت اجتماعى قرن لقب گرفت، دين مقدّس اسلام بوده است و بدين وسيله بطلان و فساد سخن آنها روشن شد.
البتّه مذاهب ساختگى و اديان استعمارى افيون جامعه است، به عنوان مثال فرقه ضالّه، كه به پيروانش سفارش مىكند در خانه كتابى نگهدارى نكنند و اگر بيش از تعداد محدودى كتاب داشته باشند بايد كفّاره بپردازند! افيون جامعه است؛ امّا اسلام، كه دستور به تفكّر و انديشه مىدهد و كمتر چيزى را همسنگ آن معرّفى مىكند، هرگز افيون جامعه نبوده و نخواهد بود، بلكه مايه بيدارى و حركت جوامع است.
در چه امورى بينديشيم؟
قرآن مجيد در پاسخ به اين سؤال امور مختلفى را شايسته تفكّر و انديشه مىداند؛ كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1. تفكّر در جهان آفرينش
خداوند متعال در آيه 190 و 191 سوره آل عمران مىفرمايد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لّاُولِى الْأَلْبَابِ* الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»؛
بىشك در آفرينش آسمانها و زمين، آمد و رفت شب و روز، نشانههاى (روشنى) براى خردمندان است، همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيدهاند، ياد مىكنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند؛ (و مىگويند:) بارالها! اينها را بيهوده نيافريدهاى؛ منزّهى تو! ما را از عذاب آتش نگاهدار».
با توجّه به اينكه جمله «يتفكّرون» به صورت فعل مضارع آمده، معناى آن اين است كه اگر انسان در سراسر عمرش در آفرينش آسمان و زمين و به طور كلّى جهان خلقت بينديشد، جا دارد و موضوع تفكّر و انديشه، محدوديّتى ندارد.
2. انديشه در تاريخ گذشتگان
از جمله موضوعات مهم و عبرت آموزى كه قرآن مجيد نسبت به تفكّر پيرامون آن سفارش مىكند، تاريخ گذشتگان و امّتهاى سابق است، در آيات 175 و 176 سوره اعراف در اين زمينه مىخوانيم:
«وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِى آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنْ الْغَاوِينَ* وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»؛
بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم، ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد و از گمراهان شد، اگر مىخواستيم، (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مىبرديم؛ (امّا اجبار بر خلاف سنّت ماست؛ پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستى گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد، مثل او همچون سگ (هار) است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز و زبانش را بيرون مىآورد و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مىكند؛ (گويى چنان تشنه دنياپرستى است كه هرگز سير نمىشود)، اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستانها را (براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)».
آرى! بايد سرگذشت فرعونها، نمرودها، شدّادها، و ديگر جبّاران و ظالمان تاريخ را مطالعه كرد، آنها چه كردند؟ به كجا رسيدند؟ چه چيزى از آنها باقى ماند؟ بايد تاريخ گذشتگان را خواند و فهميد كه جوانان هميشه جوان نمىمانند و ثروتمندان همواره پولدار باقى نمىمانند، بلكه ممكن است با يك حادثه كوچك همه چيز از دست برود.
3. تفكّر در آيات الهى
در آيه شريفه 24 سوره يونس مىخوانيم: «كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»؛ اينگونه آيات خود را براى گروهى كه مىانديشند، شرح مىدهيم».
قرآن مجيد از جمله آيات الهى است، اين كتاب آسمانى آن قدر پر ثمر است كه هر چه بيشتر در مورد آن انديشه كنيم؛ نكات جديد، مطالب نو و پيامهاى تازهاى به دست مىآوريم و هر زمان قرآن را با تفكّر و انديشه تلاوت كردهام، نكتهاى تازه يافتهام! و اين براى كسى كه ده ها سال در خدمت قرآن بوده و بيش از 40 جلد تفسير قرآن نوشته، جالب است.
4. تفكّر در مثالهاى قرآن
تمام آيات قرآن مجيد قابل تأمّل و تفكّر است؛ امّا مثالهاى آن نكتههاى جالبترى دارد، بدين جهت خداوند متعال مردم را به انديشه در اين دسته از آيات تشويق مىكند:
به آيه شريفه 21 سوره حشر توجّه كنيد: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»؛
اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم، مىديدى كه در برابر آن خاشع مىشود و از خوف خدا مىشكافد! اينها مثالهايى است كه براى مردم مىزنيم، شايد در آن بينديشند».
خلاصه اينكه اسلام به تفكّر و انديشه اهميّت فوق العادهاى داده است و مسلمانان را تشويق مىكند كه پيرامون موضوعاتى همچون خلقت آسمان و زمين، قرآن مجيد، تاريخ گذشتگان، مثالهاى قرآن و مانند آن انديشه كنند.(1)
1- سوگندهاى پر بار قرآن