عرفان امام خميني(ره) معرفت تؤام با حماسه و جهاد بود
به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، حجتالاسلام علياصغر راغبي ليقواني با بيان اين كه شاخصه عرفان اصيل بر مبناي شريعت و انجام واجبات و ترك محرمات استوار است، گفت: هنگامي كه برخي افراد به محضر آيتالله حسنزاده آملي ميآمدند و دستورالعملي براي رسيدن به مقامات عرفاني ميخواستند، وي تنها بندگي را مطرح ميكرد؛ يعني انسان ميتواند با بندگي و انجام واجبات و ترك محرمات، ولي خداوند شود و به مقصد برسد.
وي افزود: لازم است نكاتي در تفكيك بين عرفان اصيل اسلامي و عرفانهاي فانتزي و خيالي لحاظ كنيم، از حدود قرن دهم به اين طرف به بيان شهيد مطهري و استاد ما علامه حسنزاده آملي با ظهور محييالدين بن عربي و نوشتن فصوص الحكم، عرفان تئوري و عملي به اوج خود رسيد، در حقيقت عرفان با شكل استدلالي عرضه شد كه فصوص الحكم محور درس و بحث در حوزه بوده و هست.
اين محقق حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: استادان بزرگواري همچون آيتالله حسنزاده آملي، آيتالله جوادي آملي و امام خميني(ره)، فصوص الحكم را تدريس كردهاند و حاشيه بر آن زدند، فهم مطالب اين كتاب بسيار سخت است و شهيد مطهري در كتاب آشنايي با علوم اسلامي تعبيري دارد كه در هر عصري شايد دو سه نفر پيدا شوند و بفهمند كه محييالدين در عرفان چه ميگويد، عرفان در قرن هفتم به اوج خودش رسيد، اما از قرن دهم به بعد دچار انحراف شد.
عضو گروه اخلاق و عرفان مركز پاسخگويي به سؤالات ديني با بيان اين كه عدهاي تلاش كردند تا عرفان را از صحنه زندگي افراد جدا كنند، تصريح كرد: آنان زير همه چيز زدند و گفتند اگر ميخواهي عارف شوي و به درجات عرفاني برسي، بايد دنيا را از زندگي خود خارج كني و قيد همه چيز را بايد بزني، حكومت و فقه مربوط به دنيا است و كثيف است و بايد كنار نهاده شود، اينجا بود كه خانقاهسازي و خانقاه رفتن كم كم رواج پيدا كرد.
شاگرد آيتالله حسنزاده آملي افزود: حكومتهاي خودكامه براي حفظ جاه و جلال و تحكيم پايههاي حكومت خودشان از اين طيف به شكلهاي مختلف حمايت كردند.
پژوهشگر حوزه عرفان گفت: حكومتها حتي براي ساختن ساختمانهاي خانقاهها به اشكال مختلف حمايت كردند؛ زيرا اين عده قائل بودند كه حكومت ناپسند است و دنيا كثيف است و انسان بايد سر در لاك سلوك معنوي خود داشته باشد و اگر كسي بخواهد عارف بالله باشد، كار همين است.
راغبي ليقواني اظهار كرد: حكومتهاي خودكامه ديدند كه اگر اين كار را ترويج كنند، كسي مزاحم حاكميت آنان نميشود؛ لذا از اين طيف حمايت كردند و آنان روز به روز قوت گرفتند، حتي در زمان طاغوت و قبل از انقلاب برخي از متون آنان متن درسي در دانشگاهها بود و در آن دوره خانقاه به شدت ترويج ميشد.
وي با بيان اينكه در دوره طاغوت از اين تفكر با تقدير و ارزشمندي ياد ميشد تا اين كه جوانان گرايش پيدا كنند و كاري به كار حكومت و انقلاب و مبارزه نداشته باشند، خاطرنشان كرد: اينگونه عرفانها، انحراف از عرفاني ناب است كه مناديش كتاب و سنت است، نمونه برتر عارف كامل، امام خميني(ره) است كه جامع علم و حماسه بود.
اين محقق حوزه علميه قم در تبيين ويژگي عرفان امام خميني(ره) تصريح كرد: ايشان از يك طرف كتابهاي عرفاني را تدريس ميكردند و از طرف ديگر مشت خود را گره كرده، فرياد ميزدند كه اين حكومت ظالم و جائر است و مشروعيت ندارد و بايد كنار رود، ايشان و يارانشان در راه همين عرفان؛ تبعيد، زندان و شكنجه شدند.
عضو گروه اخلاق و عرفان مركز پاسخگويي به سؤالات ديني با بيان اينكه كسي در عرفان به منزلت امام خميني(ره) نميرسد، تصريح كرد: اما ايشان در عين حال مبارز بودند، جامع اضداد بودند، عرفان ناب و اصيل اسلامي با مبارزه عليه ستمگران و خودكامگان در تضاد نميديد؛ اما افراد ديگر ميگفتند كه اين عرفان نيست و دنياطلبي است، با اين وجود همين خوي و خصلت را در وجود مبارك رسولالله(ص) و اميرالمؤمنين(ع) و ساير معصومين(ع) نيز ميبينيم.
وي با اشاره به تشكيل حكومت توسط ائمه معصومين(ع) بيان كرد: پيامبر اكرم(ص) و حضرت علي(ع) حكومت تشكيل دادند و با ظالمان و ستمگران مبارزه كردند، اين در حالي است كه اهل خانقاهها رسولالله(ص) و اميرالمؤمنين(ع) را قطبالأقطاب ميخوانند، ما ميگوييم كه شما چرا در عمل از اينها اقطاب خود پيروي نميكنيد؛ بنا بر اين نماد عرفانهاي دورغين در محيط ما مسئله خانقاه رفتن است.
راغبي ليقواني در ادامه با اشاره به عرفانهاي كاذب كهن در شرق، تصريح كرد: عرفانهايي در شرق عالم هست كه خيلي ضرورتي ندارد كه آنان را باز كنيم و به آن بپردازيم، در اين نوع عرفانها از جمله يوگا، رياضتهاي غير مشروعي وجود دارد كه از نظر اسلام جايز نيست، دستورالعملهاي اخلاقي داشتند كه بعد پيروانشان آنها را تدوين و به بشر عرضه كردند و آنان به عنوان عرفان به دستورات آن عمل ميكنند.
اين عضو گروه اخلاق و عرفان مركز پاسخگويي به سؤالات ديني خاطرنشان كرد: نكته اساسي ديگر اينكه اصلاً چگونه ميشود كه انسان عرفان را دوست دارد؟ لغت عرفان؛ يعني شناختن با دل و باطن و با شناخت و عرفان با معرفتي كه با استدالال باشد كه به آن فلسفه ميگويند، فرق ميكند.
شاگرد آيت الله حسن زاده آملي تصريح كرد: نكته اساسي اين است كه چطور شده است كه بشر به دنبال اين موضوع بوده، علما گفتهاند كه يكي از حسهاي اصيل در وجود انسان؛ حقگرايي، پرستش، خداخواهي و خداجويي است، انسان در نهاد و باطن خود به خداوند گرايش دارد، يعني دوست دارد كه تحت الحماية باشد و به قدسيت فوقالعادهاي دل ببندد و او را بپرستد و در مقابل او كرنش كند./انتهاي پيام/