ازدواج/ همه بخوانند و بدانند!
تعليمات اسلام در نخستين گام براى تشكيل خانواده، هدف هاى اصلى اين كار و ارزش هاى والاى حاكم بر آن را مورد توجه قرار داده و در برابر «ضد ارزش هايى» كه گاه از سوى وسواسان خناس به عنوان «ارزش» در تشكيل خانواده قلمداد مىشود، هشدار داده است.
اين تعليمات گاه به سراغ صفات زنانى كه شايسته همسرى هستند و بايد به هنگام خواستگارى به آن توجه داشت رفته، و چنين مىگويد:
اذا تَزَوَّجَ الرّجُلُ الْمَرْئَةَ لِجَمالِها اوْلِمالِها وُكِّلَ الى ذَ لِكَ وَ اذا تَزَوَّجَها لِدِينِها رَزَقَهُ الْمالَ وَ الْجَمالَ. «وسائل الشيعه، ج14»
هنگامى كه مردى همسرى را تنها به خاطر زيبايى و ثروتش انتخاب كند خداوند او را به همان زيبايى و ثروت وامىگذارد (و از همه چيز محروم مىشود) و هرگاه همسرش را بهخاطر ديانتش انتخاب كند، خداوند مال و جمال را نيز به او مىدهد.
و در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام چنين آمده است:
شخصى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و درباره ازدواج (و ارزش هاى حاكم بر آن) با آن حضرت مشورت كرد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:انْكَحْ وَ عَلَيْكَ بِذاتِ الدِّيْنَ تَرَبَتْ يَداكَ. «همان»
ازدواج كن و بر تو است كه به سراغ همسرى با ايمان و ديندار بروى كه روزى تو را گسترده مىكند!
و گاه از زنان زيبايى كه در خانوادهاى آلوده و فاقد تربيت و ايمان پرورش يافتهاند و بسيارى از مردم بهخاطر جمال آنها از عيوبشان بكلى چشم مىپوشند تعبير به سبزهها (و گل هايى) كه بر «مزبله» مىرويد فرموده است، چنانكه در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم روزى برخاست و در ميان مردم خطبه خواند (تعبير به «قامَ خَطِيباً» كه در روايت آمده دليل بر اهمّيّت موضوع، و ابتلاى قشر وسيعى از مردم به اين مسئله است) و فرمود: ايُّهَا النّاسُ ايَّاكُمْ وَ خَضْراءَ الدَّمَنِ مردم از گياهان زيبايى كه بر مزبلهها مىرويد، پرهيز كنيد!
كسى عرض كرد: اى رسول خدا! وَ ما خَضراءُ الدَّمَنِ؟ گياهى كه به مزبلهها مىرويد چيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: الْمَرْئَةُ الْحَسْناءُ فِى مَنْبِتِ السُّوْءِ
زن زيبايى است كه در خانواده آلوده و بدى پرورش يافته! «فروع کافي، ج2»
اين برداشت از ارزش هاى حاكم بر انتخاب همسر كجا، و آنچه در ميان گروهى رايج است كه از مسئله مال و جمال نيز فراتر رفته و به اموال پدر و بستگان او مىانديشند، يعنى انتظار مرگ آنها را مىكشند تا صاحب ثروتى شوند!
و گاه در برابر موهوماتى كه مردم از نظر طبقات اجتماعى بههنگام ازدواج مطرح مىكنند و يك جوان با ايمان و پاكدامن را به حكم آنكه پدرش مثلًا يك كارگر ساده يا كشاورز است، لايق همسرى دختر خود نمىدانند، و حتّى مسائل نژادى و قبيلگى را مقدّم بر اين فضائل مىشمرند، مىگويد: مؤمنان خون هايشان مساوى، و همه در ازدواج كُفْوِ يكديگرند! «همان»
اين در حالى است كه حتى بعد از ظهور اسلام و استقرار آن در بخش عظيمى از جهان باز گروهى از افراد بظاهر مسلمان ازدواج عرب را با غيرعرب نكوهش مىكردند و ازدواج بنىهاشم را با غير آنها عيب مىدانستند!
لذا پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در حديثى فرمود: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ اكُفّاءُ بَعْضٍ «وسائل الشيعه، ج14»
مؤمنان كفو و همانند يكديگرند (و اختلاف قشرهاى اجتماعى نمىتواند آنها را در مسئله ازدواج از هم جدا سازد.)
ولى مگر مىتوان اينگونه تعليمات والاى اسلامى را در جوامع كنونى، و حتى در ميان قشرهاى ظاهراً متدين پياده كرده، و ده ها قيود موهومى را كه براى شايستگى ازدواج دختران و پسران خود با ديگران قائلند از زندگى آنها حذف كرد!
جالب توجه اينكه در احاديث متعددى اين مضمون از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله يا ائمّه هدى عليهم السلام به چشم مىخورد كه مىفرمايند: اذا جائَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلْقَهُ وَ دِينَه فَزَوِّجُوهُ، انْ لا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِى الْأَرْضِ وَ فسادٌ كَبْيِرٌ «همان»
هرگاه كسى كه اخلاق و دين او را مىپسنديد به خواستگارى آيد او را به همسرى دخترتان بپذيريد، اگر چنين نكنيد فتنه عظيم و فساد بزرگى در زمين خواهد افتاد!
اين هشدار، ابعاد خطرناك خرافاتى را كه در اين زمينه بر مسئله ازدواج حاكم است روشن مىسازد، و شايد بسيارى از مفاسد عظيم كه هم امروز بر جوامع بشرى حاكم است مصداق همان باشد كه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در اين احاديث نسبت به آن هشدار دادهاند.
اسلام گاه مسائل مهريه و جهيزيه و هزينههاى ازدواج را بطور كلى مورد توجه قرار داده و با استفاده از دو مفهوم كاملًا آشنا يعنى سعادت و تيرهروزى مطالب لازم را در اين زمينه بازگو مىكند.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: امَّا الْمَرْئَةُ فُشُوْمُها غِلاءُ مَهْرِها «1»اّا شومى و بد قدمى زن آن است كه مهرش سنگين باشد!
و در حديث ديگرى آمده: انَّ مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْئَةِ قِلَّةُ مَهْرِها وَ مِنْ شُوْمِها كَثْرَةُ مَهْرِها «من لا يحضر الفقيه، ج2»
يكى از بركات همسر كمى مهر او است، و از شومى او زيادى مهر او مىباشد!
اين مسئله همچنان ادامه مىيابد تا به مسئله انعقاد نطفه فرزند، و سپس تغذيه مادر در دوران باردارى، و بعد نامگذارى نوزاد، و سپس صفات زنى كه بهعنوان دايه انتخاب مىشود كه روحيات و اخلاق خود را از طريق شير به كودك منتقل مىكند، و سرانجام به مسئله معلم، و وظيفه پدر و مادر در برابر تعليم و تربيت فرزند خود مىرسد كه هر كدام از اينها در تعليمات اسلام جايگاه ويژهاى دارد، و دستورات روشن و قاطعى درباره آن در روايات اسلامى ديده مىشود، و در همه جا روى ارزش هاى انسانى تكيه شده، و مسائل تربيتى در سرلوحه برنامه قرار گرفته، و حتّى از مسائل ظاهراً كوچك غفلت نشده است.
بى بند و بارىهاى ما در مسائل مربوط به ازدواج و تشكيل خانواده و تربيت فرزند از يكسو، و دقت نظر اسلام در اين مسائل حياتى از سوى ديگر، ما را به ياد آن مصرع معروف مىاندازد كه «ببين تفاوت ره از كجا است تا به كجا!»
كار به جايى رسيده است كه مسئله مراسم ازدواج كه معمولًا بايد چشمه جوشانى از شادى براى خانوادههاى دو طرف باشد، تبديل به يك دوران مصيبتبار و غمانگيز شده؛ چرا كه پشت داماد در زير بار مهرهاى سنگين، اعم از نقد و نسيه، و هزينههاى كمرشكن جشن عقد و عروسى و انواع تجملات و جواهرات، و پشت خانواده عروس در زير بار سنگين جهيزيه كه چيزى جز چشم و همچشمى و تقليدهاى كوركورانه و موهومات و خيالات، بر آن حاكم نيست، خم مىشود و كسان دو طرف گاه تلخترين ساعات عمر خود را در اين جلسات به اصطلاح شادى يا مقدمات آن مىگذرانند!
چه آبروهايى كه بر باد نمىرود، چه كدورت ها و دشمنىهايى كه بهوجود نمىآيد، و چه مشكلاتى كه گاه تا آخر عمر سايه شوم آن بر خانوادهها افتاده است، رخ نمىدهد!
آيا روزى فرا خواهد رسيد كه واقعيت هاى سازنده و مفيد از موهومات و خرافات در اين مسئله حياتى جدا شود و ارزش هاى كاذب جاى خود را به ارزش هاى صحيح، بسپارد و ملت مسلمان ما، تعليمات اسلام را جانشين آداب و رسوم غلط و مصيبتبار كند!(1)
1- شيوه همسرى در خانواده نمونه.
/انتهاي پيام/