گزارشي از توهمات موسوي در سالهاي اخير
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، رجانيوز با دستاويز قرار دادن مواضع اخير ميرحسين موسوي مبني بر کم رمق خواندن راهپيمايي 22 بهمن88 و مزدورخواندن بخش قابل توجهي از مردم، نوشت:
عصر يکشنبه 9 اسفندماه خبري مبني بر اعلام انصراف حميد رسايي از پيگيري شکايت خود از موسوي در رسانه ها منتشر شد. رسايي در بيان علت انصراف خود از پيگيري اين شكايت، بي بهرگي موسوي از عقل سياسي و همچنين از دست دادن مشاعر را علت اصلي انصراف خود دانسته بود. اما پيگري هاي خبرنگار
رجانيوز، ابعاد جديدتري از حالات خاص روحي ميرحسين موسوي را فاش كرد.
رسايي در پاسخ به علت اقدامش، به گفتگوي اخير ميرحسين موسوي با سايت منتسب به خويش اشاره کرده و گفت: « زير سوال بردن حضور چند ده ميليوني مردم در راهپيمايي باشكوه 22 بهمن و نيز تحريك و ترغيب اراذل و اوباش به ادامه راه ريگي در چهارشنبه سوري حكايت از آن دارد که وي مشاعر خود را از دست داده است.» رسايي در ادامه نيز از دستگاه قضايي خواسته بود از اين پس توان خود را بر مجازات ديگر سران فتنه كه از اندكي عقل طبيعي برخوردارند و با راه مردم مخالفت ميكنند متمركز كند.
اما مروري گذرا بر مواضع چندماه اخير ميرحسين موسوي و حتي صحبت هاي ديگر همفکرانش نتيجه اي جز تاييد آنچه که نماينده مردم تهران در مجلس عنوان کرده است، در بر ندارد.
براي نخستين بار موسوي در مناظره با احمدي نژاد بود که از زهرا رهنورد به عنوان روشنفکرترين زن ايراني نام برد. اگرچه بعدها با انتشار مدرک دکتراي رهنورد مشخص شد که وي قبل از اتمام دوره ي تحصيل کارشناسي ارشد خويش توانسته مدرک دکتراي خود را از دانشگاه آزاد كسب کند، اما گفتگوي تاريخي وي با شبکه بي بي سي به فاصله چند روز بعد از انتخابات که علت تقلب در انتخابات را «راي ندادن مردم لرستان به داماد خويش» عنوان کرده بود، به خوبي عمق ادعاي موسوي مبني بر معرفي رهنورد به عنوان روشنفکرترين زن ايراني را آشکار ساخت.
اين
اما چند ماه بعد موسوي در اقدامي تامل برانگيز در حالي در مجلس ختم «سعيده پورآقايي» يكي از قربانيان زنده! اغتشاشات پس از انتخابات در مسجد جامع قلهک تهران شرکت کرد که پس از چندي مشخص شد اساسا اين فرد در قيد حيات است و هيچ گاه نيز مشخص نشد منشا اين اقدام موسوي و يارانش مبني بر شركت در يك برنامه خيالي، از كجا نشات گرفته است.
اما در همين اثنا بود که محسني اژه اي، دادستان فعلي کشور و وزير اطلاعات وقت با حضور برنامه گفتگوي ويژه ي خبري از ديدارهاي خويش در آن برهه زماني با ميرحسين موسوي پرده برداشت و اعلام کرد موسوي به وي اعلام کرده است کف خواسته اش ابطال انتخابات است و اگر در انتخابات مجدد هم راي نياورد، باز بر ابطال انتخابات تاکيد خواهد کرد!
در همين ايام محمد علي ابطحي نيز طي دفاعيات خود در دادگاه نيز بر غلبه توهم بر تصميمات موسوي صحه گذاشته و با بيان اينکه « ما اصلاحطلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد ميشنيديم، نميشنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را ميشنيديم» تصريح کرد: « در واقع اين توهم، توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس ميكرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است.» ابطحي در قسمتي ديگر از سخنانش نيز از مخالفت اوليه خود با کانديداتوري موسوي به علت توهمات وي و آسيب هاي آن براي کشور گفت: «شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، ميتوانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب ميزد.»
با اين وجود، موضع گيري عجيب موسوي بعد از حوادث تلخ روز عاشورا به خوبي نشان داد که وي تا چه اندازه از فضاي افکار عمومي به دور است و تحت تاثير برخي تصورات وهم انگيز قرار دارد. «خداجوي» خواندن اغتشاشگران روز عاشورا که از قضا تعداد بسياري از آنها بعد از دستگيري به ارتباطات تشکيلاتي با منافقين و فرقه بهاييت اعتراف کردند، فهرست وهم گويي هاي موسوي را کامل تر نمود. اما اين ماجرا بدين جا نيز ختم نشد و پس از اعدام 2 نفر از متهمان به بمبگذاري در محفل رهپويان وصال شيراز که حتي با انجمن پادشاهي ايران نيز در ارتباط بودند، موسوي طي اقدامي عجيب اعدام اين 2 نفر را محکوم نمود و علت اعدام آنها را «ايجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپيمايي 22 بهمن» دانست!

روند مواضع و اقدامات به دور از منطق موسوي طي ماه هاي اخير موجب شده تا علاوه بر ابطحي و بهشتي ديگر همفکران وي نيز عليه او موضع گيري کنند. در همين رابطه بعد از انتخابات 22 بهمن بنابرآنچه که در برخي رسانه ها منتشر شد، سيد محمد خاتمي در جلسه اي که در مجمع روحانيون مبارز برگزار شده است اعلام کرده است: «من آن موقع اشتباهي کردم و گفتم "يا من يا ميرحسين" و حالا اين حرف افتاده سر زبان ها و باعث بروز ناراحتي شده است و موسوي دچار توهم شديد شده است» و اين در حالي است که به فاصله يک شب قبل از راهپيمايي 22 بهمن نيز محمدرضا تاجيک مشاور ميرحسين موسوي قبل از انتخابات با حضور در گفتگوي ويژه خبري بدون نام آوردن از موسوي اعلام کرد:« طبيعي بود که توهم پيروزي، توهم تقلب مي آورد.» و شايد از همه جالب تر در اين بين اظهارات علي مطهري در آذرماه سال جاري در گفتگو با خبرگزاري فارس باشد كه ضمن اشاره بر توهم موسوي گفته بود: « آقاي موسوي با ديدن انبوه هواداران خود در راهپيمايي 25 خرداد دچار توهم شد و احساس كرد كه يك نيروي اجتماعي بزرگي پيدا كرده است، غافل از آنكه جمعيتي بسيار بيشتر از آن در خانه ها بودند و به هر حال در آنجا حضور نداشتند.»
با تمام اين اوصاف شايد هيچ نکته اي بهتر از اشاره به سابقه عملکرد ميرحسين موسوي در طي دوره رياستش بر فرهنگستان هنر نتواند وجه غالب تخيل و وهم را بر افکار او هويدا سازد. بنا بر اسناد موجود از آثار منتشر شده در اين فرهنگستان طي دوره 11 ساله رياست موسوي، مي توان به فصلنامه خيال، ويژهنامههاي نقش خيال، طرح خيال، نواي خيال، سايه خيال، تصوير خيال، تنديس خيال، معراج خيال، اقليم خيال، جوانه خيال، آواي خيال، صور خيال، فصلنامه خيال شرقي، ماهنامه آيينه خيال و... اشاره داشت.


و شايد بتوان با مشاهده




