راه نفوذ در ديگران
مىتوانيم از اين حديث راه نفوذ در ديگران را پيدا كنيم. منظور از نفوذ، كلاه گذارى نيست بلكه نفوذ به حق در ديگران است.
بهترين راه براى نفوذ در ديگران راهى است كه در روايت آمده يعنى نيكى كردن به مردم و حل كردن مشكل مردم؛ البتّه كمك به حلّ مشكلات و نيكى كردن به مردم تنها كمك مادى نيست، بلكه استفاده از سرمايههايى است كه در اختيار داريم و فناناپذير است. همان كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: شما با پول نمىتوانيد همه مردم را جذب كنيد ولى با اخلاق نيكو مىتوانيد مردم را جذب كنيد». «وسائل الشيعه، ج8»
اين كار هزينه زيادى هم نمىخواهد، مانند برخورد نيكو با همسايه، پيش از او سلام كردن، احوال پرسى كردن و احوال خويشان او را پرسيدن، در غياب دوست از او دفاع كردن و اگر بيمار شد عيادتش نمودن و در غم و شادى شريك او بودن.
يكى از عوامل پيشرفت رسول اكرم(ص) در صدر اسلام، نفوذ آن حضرت در دل ها بود كه خداوند مىفرمايد: از پرتو رحمت الهى در برابر آنها [مردم] نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراكنده مىشدند». «آل عمران/159»
و مىفرمايد: و تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى». «قلم/4»
اخلاقى كه عقل در آن حيران است؛ چرا كه اگر مردم را به بندگى خدا دعوت مىكنى تو خود بيش از همه عبادت مىكنى، و اگر از كار بد باز مىدارى تو قبل از همه خوددارى مىكنى، آزارت مىدهند و تو اندرز مىدهى، ناسزايت مىگويند و تو براى آنها دعا مىكنى، بر بدنت سنگ مىزنند و خاكستر داغ بر سرت مىريزند و تو براى هدايت آنها دست به درگاه خدا بر مىدارى.
تا توانى دلى به دست آور دل شكستن هنر نمىباشد
يك نمونه از اخلاق پيامبر اكرم(ص) در فتح مكه نمايان شد؛ هنگامى كه مشركان خونخوار و جنايت پيشه كه ساليان دراز هر چه در توان داشتند بر ضد اسلام و شخص پيامبر(ص) به كار گرفتند، در چنگال مسلمين گرفتار شدند، پيامبر اكرم(ص) بر خلاف تمام مناسبات دوستان و دشمنان، فرمان عفو عمومى صادر كرد و تمام جنايات آنها را به دست فراموشى سپرد، همين سبب شد كه به مصداق «يَدْخُلُونَ فِى دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً» «نصر/2» مردم فوج فوج مسلمان شوند.
از امام حسين بن على(ع) نقل شده است كه مىفرمايد: از پدرم اميرمؤمنان على(ع) درباره ويژگي هاى زندگى پيامبر(ص) و اخلاق آن حضرت سؤال كردم و پدرم مشروحاً به من پاسخ فرمود، در بخشى از اين حديث آمده است:
پيامبر صلى الله عليه و آله با همنشينان هميشه خوش رو و خندان و سهل الخلق و ملايم بود، هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بد زبان عيبجو و مديحهگر نبود، هيچكس از او مأيوس نمىشد و هر كس در خانه او مىآمد نااميد باز نمىگشت، سه چيز را از خود رها كرده بود: مجادله در سخن، پرگويى و دخالت در كارى كه به او مربوط نبود، و سه چيز را در مورد مردم رها كرده بود: كسى را مذمت نمىكرد، سرزنش نمىفرمود و درباره لغزش ها و عيوب پنهانى مردم جستجو نمىكرد.
روايات در اين زمينه فراوان است كه به چند روايت اشاره مىكنيم:
1. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «إنَّ المُؤْمِنَ لَيُدْرِكُ بِحُسْنِ خَلْقِهِ دَرَجَةَ قائِمِ اللَّيْلِ وَصَائِمِ النَّهارِ؛ مؤمن با حسن خلق خود به درجه كسى مىرسد كه شبها به عبادت مىايستد و روزها روزه دار است.»
2. و همان حضرت فرمود: «ما مِنْ شَيءٍ اثْقَلُ فىِ المِيزانِ مِنْ خُلُقٍ حَسَنٍ؛ چيزى در ميزان عمل در روز قيامت سنگينتر از اخلاق خوب نيست.» «معاني الاخبار»
يكى از وصيتهاى اخلاقى پيامبر اكرم(ص) به على(ع) اين بود: سه كار است كه اين امت توانايى آن را (به طور كامل) ندارند، عدالت و برابرى با برادر دينى در مال، اداى حق مردم با قضاوت عادلانه نسبت به خود و ديگران، و خدا را در هر حال ياد كردن، البته منظور گفتن «سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُللَّهِ وَ لا إلهَ الّا اللَّهُ وَاللَّهُ أكْبَرُ» نيست، بلكه منظور اين است هنگامى كه كار حرامى در مقابل آنها قرار مىگيرد، از خدا بترسند و آن را ترك كنند. «تفسير نور الثقلين، ج1»/انتهاي پيام/