سختتر از سنگ
در بخش اوّل آيه 74 سوره بقره در مورد بنى اسرائيل: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْبَعْدِ ذلِكَ فَهِىَ كَاْلحِجارَةِ اوْ اشَدُّ قَسْوَة» در مورد «فَهِىَ كَاْلحِجارَةِ» و «اوْ اشَدُّ قَسْوَة»، مفسران آراء مختلفى بيان كردهاند: از آن جا كه اين آيه درباره منافقان است و نيز نفاق درجات و مراتبى دارد «فَهِىَ كَالْحِجارَة» مربوط است به گروهى از بنى اسرائيل كه به تعبير قرآنى «سنگدل» بودند و «او اشدُّ قَسوَة» ناظر است به گروهى ديگر از بنى اسرائيل كه «سنگدلتر» بودند.
اين كه چگونه دلى مىتواند سختتر از سنگ باشد، قرآن مجيد در همين آيه توضيح مىدهد و در آن سه بركت از بركات سنگ را بر مىشمارد:
اوّل- بعضى از سنگها در دل كوهها شكافته مىشوند و چشمهها از آن مىجوشد و نهرهاى آب از آنها جارى مىشود و از اين آبها، كشتزارها و گياهان و جانوران سيراب مىشوند و بدان زنده مىشوند و جان مىگيرند.
آرى سنگ بركتى چنين مهم دارد؛ ولى قلب بنى اسرائيل نه منبع جوشان فضيلت است و نه چشمه سار زلال علم و حكمت و نه كانون عاطفه و نه جاى مهر و محبّت! براستى كه قلب اينان سختتر از سنگ است!
دوّم- بعضى از سنگها نيز تركها و شكافهاى كوچكى پيدا مىكنند و همچون حوضچهاى اندك آبى را در خود نگه مىدارند كه گرچه با آن نمىتوان كشتزارها و درختان و جانوران را سيراب كرد؛ ولى ممكن است رهگذر تشنهاى را از كام مرگ برهاند؛ امّا قلب بنى اسرائيل سنگدل اين مقدار ناچيز هم اثرى از مهر و محبّت در خود ندارد.
سوّم- بعضى از اين سنگها از خوف و ترس خداوند از بالاى كوه فرو مىريزند و در برابر عظمت آفريدگار يكتا و توانا فروتنى مىكنند و خضوع نشان مىدهند؛ همان طور كه آيه شريفه 21 سوره حشر نيز بر اين مطلب دلالت دارد، خداوند در اين آيه مىفرمايد: «لَوْ انْزَلْنا هَذَا الْقُرآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِّنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَ تِلْكَ الْامْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون» اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم، مىديدى كه در برابر عظمت خدا خاشع مىشد و از خوف خدا مىشكافت، اين مثالهايى است كه براى مردم مىزنيم، شايد در آن بينديشند!
تسبيح تمام موجودات جهان
خضوع و خشوع سنگها و كوهها در برابر قدرت و شكوه خداوند، به طور كلّى تسبيح تمامى موجودات جهان را از آيات متعدّد قرآن مىتوان دريافت، به عنوان نمونه خداوند متعال در آيه 44 سوره اسراء مىفرمايد: «... وَ انْ مِنْ شَىءٍ الَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لَّاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ...» تمام موجودات عالم او را به پاكى مىستايند؛ ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد.»
و حتى برخى از مفسّران براى همه آفريدههاى خداوند، نوعى زندگى و ادراك قائلند و عقيده دارند كه همه موجودات داراى نوعى شعور ذاتى هستند؛ ولى نه همانند ادراك و شعور انسانى.
همچون تسبيحى كه به فرموده خداوند بارى تعالى «لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» تسبيح آنها را نمىفهميد، در برابر حمد تمامى آفريدگان و ذكر تسبيح همه موجودات و به ويژه خضوع و خشوع سنگها در برابر عظمت و جلال آفريدگارشان، قلبهاى بنى اسرائيليان به واسطه قساوتشان سختتر از سنگ شده است؛ زيرا كه قلبهايشان ذكر تسبيح نمىگويد و خودشان در برابر آفريدگارشان سر تسليم فرود نمىآورند.(1)
1- مثال هاى زيباى قرآن.
/انتهاي پيام/