سه گروه حقّ بزرگى دارند!
شرح حديث
سه گروه هستند كه حقّ اينها را تنها منافقان واضح النفاق كوچك مىشمرند:(ميزان الحكمه)
1- پير شده در راه اسلام
كسى كه عمرى را در اسلام گذرانده و موهايش در اسلام سفيد شده است، نمىشود با اين سابقه در اسلام، هيچ پرونده روشنى نداشته باشد. متأسّفانه در دنياى امروز بىتوجّهى به ريش سفيدان كار رايجى شده و وقتى سنّ پدر و مادر كمى بالا مىرود آنها را به خانه سالمندان مىفرستند، بحمداللَّه اين برنامه به مملكت ما چندان سرايت نكرده و آمار نشان مىدهد كه تعداد زيادى از پدران و مادران در نزد فرزندانشان زندگى مىكنند.
2- پيشواى عادل
پيشواى عادل كسى است كه توحيد خالص و دعوت به خير و نيكى و حقّ و عدالت متن برنامه او را تشكيل مىدهد و فرمان خدا را بر فرمان خلق و اراده خويش مقدّم مىدارد و حكم او را برترين احكام مىداند در حالى كه پيشواى جور فرمان خويش را بر فرمان خدا مقدّم داشته و حكم خويش را قبل از حكم او مىشمرد، چنين پيشوايى رهبر ضلال و گمراهى است. حال اگر كسى حق پيشواى عادل را كوچك بشمارد از منافقان واضح النفاق است.
3- معلّمان خير
معلّمان خير كسانى هستند كه نيكىها را به مردم ياد مىدهند؛ كسى كه حقّ معلّمان خير را سبك بشمرد، منافق بيّن النفاق است.
معلّم خير تعبير جالبى است و همه امورى كه داراى منشأ خيرى است در ذيل آن داخل است. تعبير خير علوم قرآن و علومى مانند حديث، فقه، علوم طبيعى، پزشكى، علومى كه باعث آبادى جامعه است و علوم نشأت گرفته از مبادى الهى كه خير و بركتى براى جامعه دارد همه را شامل مىشود، چرا كه خير يكى از وسيعترين كلمات است و تمام پهنه جامعه انسانى را در بر مىگيرد.
احترامى كه در همين روايت كوتاه به مقام معلّم گذاشته شده، احترام بزرگى است چرا كه استخفاف كننده آن را منافق بينّ النفاق مىداند. مقام علم و معلّم بسيار والاست و كافى است براى اهميّت مقام علم و معلّم به اين نكته توجّه كنيم كه براى همه چيز حدّى هست ولى اسلام براى علم حدّى معيّن نكرده و از نظر زمان و مكان و معلّم و مقدار تلاش نامحدود است.
نامحدود از نظر زمان، زيرا مىفرمايد: «أُطْلِبُوا العِلْمَ مِنَ المَهْدِ إِلَى اللَّحَدِ».
نامحدود از نظر مكان، زيرا مىفرمايد: «أُطْلِبُوا العِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ (چين نقطه انتهايى آبادى در دنياى آن روز بود» «همان»
نامحدود از نظر مقدار تلاش، زيرا مىفرمايد: «أُطْلِبُوا التَّعَلُّمَ وَلَوْ بِخَوْضِ اللُّجَجِ (فرو رفتن در اعماق درياها) شَقِّ المُهَجِ (خون قلب ريخته شود يعنى در راه علم شهيد شويد)» «همان»
نامحدود از نظر معلّم، زيرا مىفرمايد: «الحِكْمَةُ ضَالَّةُ المُؤْمِنِ يَأْخُذُهَا حَيْثُ وَجَدَهَا» « بحار الأنوار،ج2»
به همين جهت مىگوييم در مقابل علوم غربىها تعصّبى نداريم و معتقديم علم محترم است و وطن ندارد. در گذشته آنها بر سر علوم دانشمندان اسلام نشستند و امروز اگر ما از علوم آنها استفاده كنيم و چيزى به آن اضافه كنيم، اشكالى ندارد./انتهاي پيام/