آفت ها!
قال على عليه السلام: «لِكُلِّ شَىْءٍ آفَةٌ»؛ «هر چيزى آفتى دارد (در هر كار مراقب آفتها باشيد)» «ميزان الحكمه، باب 97».
شرح و تفسير
هر چيزى در جهان هستى، همانگونه كه در روايت بالا آمده، آفت يا آفتهايى دارد؛ يعنى تمام موجودات عالَم آسيبپذيرند و نمىتوان چيزى پيدا كرد كه بىآفت باشد. به عنوان نمونه بدن خود ما انسانها چقدر آسيبپذير و پرآفت است. انواع و اقسام بيمارىها، كه از مرز هزاران نوع بيمارى مىگذرد، همواره سلامت انسان را تهديد مىكند.
بدين جهت رشتههاى مختلف پزشكى براى مداواى آنها به وجود آمده است، حتّى آفات يك عضو (مثلًا چشم) آن قدر زياد است كه در جهان كنونى يك طبيب نمىتواند در همه مشكلات چشم متخصّص شود؛ بلكه چشم متخصّصهاى مختلفى دارد. روح انسان نيز چنين است؛ نباتات، حيوانات، جامعه انسانى و خلاصه همه چيز آفت دارد.
با توجّه به اين اصل كلّى و فراگير، بايد در هر موفّقيت و موهبتى با دقّت مراقب آفات آن باشيم و گرنه پيروزىها و نعمتها در معرض خطر قرار مىگيرد. حضرت على عليه السلام در ادامه اين سخن آفت نزديك به سى نعمت را بيان كرده، كه در اين جا به چهار مورد آن مىپردازيم:
1- «آفَةُ الْوَرَعِ قِلَّةُ الْقِناعَةِ؛ آفت مهمّ تقوى (و نقطه آسيبپذيرى آن) قانع نبودن در زندگى است». چيزى كه انسان را به حرام مىاندازد، چيزى كه آدمى را حريص بر استفاده از اموال شبههناك مىكند، چيزى كه افراد ضعيف الايمان را به سوى ترك خمس و زكات سوق مىدهد، چيزى كه باعث مىشود تا انسان براى كسب اموال بيشتر به آب و آتش بزند، قانع نبودن است! اگر زندگى انسان آميخته با قناعت باشد، اداره آن آسان است. در حالات هارون الرشيد نوشتهاند كه در جشن عروسى يكى از فرزندانش به جاى نُقل و سكّه، قطعههايى از كاغذ كه بر روى هر كدام نام يك آبادى نوشته شده بود بر سر عروس خود مىريخت! « اخلاق اسلامى در نهج البلاغه، ج 1» روشن است وقتى كسى بخواهد اين كار را كند نمىتواند به حلال قناعت نمايد، بلكه به ناچار آلوده به غصب و غارت و چپاول و دزدى و ساير كارهاى خلاف مىشود، ولى اگر قناعت كند دست به اين كارها نمىزند.
2- «آفَةُ الْقَوِىِّ اسْتِضْعافُ الْخَصْمِ؛ آفت نيرومند، كوچك شمردن دشمنانش مىباشد». نقطه آسيب قدرتمندان و جوامع قوى اين است كه دشمنان خود را كوچك مىشمارند. نگوييد تهاجم فرهنگى مهم نيست! اگر فلان روزنامه توهين كرد، اهميّتى ندارد! اگر فلان فيلم دهن كجى كرد، تأثيرى ندارد و ...؛ چون اگر دشمن را كوچك شمردى از او ضربه مىخورى.
3- «آفَةُ الدينِ الْهَوى؛ هواى نفس آفت دين است». هواى نفس دين انسان را بر باد مىدهد، آفت دين يك چيز درونى به نام هواى نفس است.
4- «آفَةُ الْعَقْلِ الْهَوى؛ هواى نفس آفت عقل انسان (نيز) هست». هواى نفس عقل انسان را از كار مىاندازد و انسان را پراشتباه ظاهر مىكند. هواىپرستى حجاب مىشود. هواىپرستى هم آفت دين است و هم آفت عقل. آرى همه چيز آفت دارد، بايد آفتها را شناخت و با آن مبارزه كرد./انتهاي پيام/