اندک کاري که دشمن را اميدوار کند، نبايد از مراکز مسئوليّت سر بزند
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 11 خرداد 1372 در جمع «نمايندگان مجلس شوراى اسلامى» ايراد فرمودند، به اين شرح است:
بسمالله الرّحمن الرّحيم
برادران و خواهران عزيز؛ خيلي خوش آمديد. خوشحاليم که بحمدالله يک سالِ ديگر بر مجلس پرافتخار اسلامي ما گذشت، در حالي که حامل سرافرازي و افتخار بيشتر است. بنده عرايضي را خدمت نمايندگان محترم، از اوّلِ اين دوره تا حال عرض کرده بودم و هر چه مسائل مجلس را تتّبع و پيگيري کردم و اطّلاع به دست آوردم، خدا را سپاسگزارم که شاهد بوديم آن توصيههاي برادرانه دلسوزانه، در مجلس با دقّت تعقيب ميشود.
اوّلين نتيجه اين است که امروز مردم بحمدالله از مجلس شوراي اسلامي احساس آرامش ميکنند. چقدر خوب است که وقتي راديو را باز ميکنند يا روزنامهها را ميخوانند و از مذاکرات مطّلع ميشوند، در آنها چيزي نيابند که مايه افسردگي دل هاي بااخلاص باشد. و اين از برکات مجلس چهارم است. اميدواريم که انشاءالله روزبهروز وضع مجلس در همين جهت، بهتر و کاملتر شود.
آن طور که بنده به عنوان يک ناظر در مسائل کشور احساس ميکنم، اگر مجلس شوراي اسلامي چهار خصوصيت داشته باشد، در جايگاه حقيقي خود قرار خواهد داشت. بحمدالله امروز تا آنجا که ما مشاهده ميکنيم، مجلس اين خصوصيّات را دارد. لکن ميشود هر چه بيشتر به اين خصوصيّات افزود و مراقب بود. اين چهار خصوصيّت، عبارت است از اوّلاً، احساس مسؤوليت. ثانياً، استقلال. ثالثاً، شجاعت. رابعاً، فرزانگي و به کار گرفتن فکر و علم و تخصّص.
در اين کشور، دهها سال نام مشروطيت وجود داشت؛ اما در دورانهاي سلطنت خاندانِ منحوسِ زيانبارِ خفّتآورِ پهلوي بر ايران، مجلس در حقيقت کان لم يکن بود؛ جز در همان برهه کوتاهي که مرحوم آيتالله کاشاني و نهضت ملي حرکتي کردند و مجلس جاني گرفت. و الّا بقيه آن پنجاه سال، هر چه بود، اسم بود بيمسمّا؛ ظاهر بود بيلُبّ و بيمعنا.
اين، از آن دوران پنجاه ساله. قريب به بيست سال قبل از دوران پنجاه ساله هم، در اين کشور، مشروطيت بود که مجموعاً، با تعطيلها و انسدادها و به توپبستنها و غيره، تقريباً در حدود چهار دوره، مجلسِ شوراي ملّي درست شده در اوّلِ مشروطيت، کار کرد. تاريخِ آن مجالس، بسيار عبرتآور است و واقعاً يکايک ملت ايران، براي اينکه بدانند جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي به اين کشور و اين ملت چه داده است، بايد آن گذشته را بخوانند. تا ندانيم چگونه بودهايم، نخواهيم دانست که امروز چه در اختيار داريم. در آن چند سال اوليه، تا وقتي که هنوز مجلس، آن مجلسِ تحت نفوذ سلطان و سردار و دوله و سلطنه و سفارتخانه خارجي نبود، مجلسي بود که با وجود ابتدايي بودن، تأثير خود را در اوضاع کشور ميگذاشت.
هر جا که اندکي نشانه سلطه خارجي بود، آن مجلس، باقدرت تمام ميايستاد. اولتيماتوم روس بود، مجلس ايستاد. استقراض از خارجيها بود، مجلس ايستاد. قرار داد وثوقالدوله بود، مجلس ايستاد. امثال مدرّسها در آن مجلس، کم و بيش بودند. آنهايي هم که گذشتِ زمان نشان داد نميتوانند هميشه مدرّس باقي بمانند و مثل مدرّس باشند، در سايه حضور مردانِ مستقلِّ با ايماني از قبيل مدرّس، خياباني و امثال آنها، يک حالت واقعي مردمي به آن مجلس دادند.
اين، از آن دو دوره اوّليه که وضعيتش اين گونه بود. بعد از آنکه نفوذ سياستهاي خارجي در همان مجلس، با همان اشخاصْ پيدا شد، کار به آنجا رسيد که نخستوزير بعد از کودتا - حسن مشيرالدوله پيرنيا - وقتي کابينه خودش را در مجلس شوراي ملي ارائه کرد و مجلس يکي دو نفر از وزرايش را رد نمود، به مجلس گفت: «همسايه جنوبي ما [يعني انگليس!] مايلند اين دو نفر در کابينه باشند» و مجلس رأي داد! به صرفِ تمايل همسايه جنوبي دروغي، دو وزيرِ ابتدا رد شده، رأي مجلس را به دست آوردند. و اما، از آنجا که انگليس، غاصبِ هند و بحرين بود و در خليج فارس حضور داشت، آن را «همسايه جنوبي» ميناميدند و حتّي تا زمان پهلويها هم، انگليس همسايه جنوبي ناميده ميشد! آن کشور که در اروپا واقع بود و هزاران کيلومتر با ايران فاصله داشت، اسمش «همسايه» بود! چون اين همسايه ناخوانده دروغين، تمايل داشت که دو نفرِ مورد نظرش در کابينه مذکور باشند، نه مشيرالدوله خجالت ميکشيد به مجلس بگويد که «همسايه جنوبي، مايل است اين دو نفر باشند» و نه مجلس خجالت کشيد از اينکه به خاطر ميل همسايه جنوبي، حضور دو وزيري را که نميخواست، قبول کند. همان مجلسي که قبلاً در مقابل اولتيماتوم روس و قرار داد وثوقالدوله و بقيه قضايا ايستادگي کرده بود، کارش به اينجا رسيد!
بنده، مواردي را که مجلس اوّل و دوم ايستادگي کرد، يادداشت کردهام که احتمالاً به ده يا نزديک به ده مورد ميرسد. آن مجلس، مجلسي بود که محکم ايستاده بود؛ ملت را به نشاط آورده بود و دولتها را نيز تقويت کرده بود. اگر چه دولتهاي آن روز، ذاتاً دولتهاي ناتوان و مريضي بودند و بسياري از آنها ساختمانِ ذهنيشان، اساساً ساختمانِ باج دادن به گردن کلفتهاي غربي بود؛ اما بالاخره، اين مجلس، همانها را تا آنجا که ممکن بود، حفظ ميکرد. اين مجلسي که به خاطر همان دورههاي اوّليه، در تاريخ سرافراز ماند، بتدريج کارش به آنجا رسيد که بعضي از نمايندگانش، جرأت مخالفت نداشتند! بعضي در جلساتِ به خيال خودشان مسألهدار، حضور پيدا نکردند. مگر وقتي شما حضور پيدا نکرديد، مسؤوليتتان از بين ميرود؟! شما نمايندهايد و بايد احساس مسؤوليت داشته باشيد.
بعضي از آنها افتخار ميکردند که در آن جلسهاي که سلطنت ايران به خاندان فاسد و ننگين پهلوي داده شد، حضور نداشتند! در حالي که بايستي ميبودند و مخالفت ميکردند. بعضي وابسته و فاقد استقلال بودند. شجاعت هم داشتند؛ اما آن شجاعت را در جهت باطل و خلاف حق به کار ميگرفتند. جيبها و شکمهايشان از مال حرام، پر بود. طمعِ رشوه، طمعِ رسيدن به مقامات، طمعِ کمک فلان کسي که ممکن است قدرت را در دست بگيرد يا امروز بر سر قدرت است، چنان آنها را گيج ميکرد که نميفهميدند مسؤوليت چيست. احساس مسؤوليت نبود، استقلال نبود، شجاعت نبود، آگاهي و معرفت و فرزانگي نبود و کار به آنجا رسيد. و الاّ اگر مشروطيت در آغاز کار، منطبق با خواسته رهبران واقعي و مخلص و مؤمن آن نهضت - که بلاشک برترينِ آنها علماي بزرگ بودند - و هر کس منکرِ اين حقيقت شود، منکرِ ضروريات و واضحات شده است. چنان که عدهاي منکر ميشوند و امروز براي گذشته ما تاريخ مينويسند و حقايق را انکار ميکنند - به پيش ميرفت، کشور ما پنجاه سال در حسّاسترين مقاطع تاريخ جهان، از قافله عقب نميماند. ما پنجاه سال ضرر کرديم. ما ملت ايران، به خاطر تسلّطِ آن قلدر بيسواد و خاندان و فرزندان و کسان و همراهانش؛ يعني تسلّط قدرتهاي مسلّط بر اين کشور - که در نيم قرن آخرِ قبل از پيروزي انقلاب، انگليسيها و بعد هم امريکاييها بودند - و نيز به خاطر کوتاهي مجلس، ضرر کرديم و دچار خسران شديم.
مجلس ميتوانست از اوّل جلو اين ضرر را بگيرد. شما به تاريخ دوران مشروطيت که نگاه کنيد، ميبينيد هر جا مجلس از خود قدرتي نشان داد، در مقابل آن قدرت، همه مجبور شدند راه و روش خود را اصلاح کنند. لذا، دشمن در مجلسِ آن وقت نفوذ کرد:«تلک امة قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم.» اينها عبرت است.
امروز مجلس ما بحمدالله يک مجلس نمونه در دنياست. انسان در بين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي که نگاه ميکند، چهرههاي پاک، منزّه، مردمي، اهل تقوا، اهل علم، اهل معرفت، اهل تخصّص، اهل مجاهدت، با زبان رسا و با شجاعت ميبيند.
امروز مجلس ما بحمدالله هيچ نگراني و دغدغهاي را در کسي که منصف باشد ايجاد نميکند. اما بايد مراقب باشيد؛ زيرا اين امانتي در دست شماست. استمرار ماجراها، بايد صحيح باشد: «و ان لو استقاموا عليالطريقة لاسقينا هم ماء قدغاً.» استقامت بر طريق است. راه را بايد درست و مستمر رفت. و الّا اگر چهار صباح خوب و درست رفتيم، ولي بعد رها کرديم، فايدهاي ندارد. امروز مسؤوليتِ مجلس اين است که بنايي بگذارد، کاري کند و مَنِشي نشان دهد که اگر در آينده، نماينده يا نمايندگاني خواستند به خلاف اين منش رفتار کنند، مثل مزاج سالمي که جسم بيگانه را به نحوي از انحا از خودش دفع ميکند، مجلس هم آن عضو نامناسب و نا متناسب را دفع کند. اين بنا را شما بايد امروز بگذاريد.
دشمنان بيدارند، ما هم بايد بيدار باشيم؛ همچنانکه بحمدالله تا امروز بيدار بودهايم. امروز ملت ما بيدار است، دولت ما بيدار است، مجلس ما بيدار است، مسؤولين قضايي کشور، بيدارند. امروز همه بحمدالله هشيارند؛ اما هشياري امروز، کافي نيست. بايد کاري کنيد که اين هشياري و اين خدمتِ الهي، استمرار پيدا کند.
در «دعاي کميل» عباراتي که ميخوانيم براي ما درس است: «قوِّ علي خدمتک جوارحي، و اشدد علي العزيمة جوانحي، و هب لي الجدّ في خشيتک و الدّوام فيالاتّصال بخدمتک.» اين دوام، لازم است و اتّصال به خدمت پروردگار، بايد مستدام باشد. اين درس است به ما. بحمدالله، مجلس منشِ خوبي داشته است. آنچه که در اين برهه لازم ميدانم اين است که اندک کاري که دشمن را اميدوار کند، نبايد از مراکز مسئوليّت سر بزند.
آدمهاي غير مسؤول را کار نداريم. دولت و مجلس، بايد شانه به شانه هم حرکت کنند. مجلس بايد کمک دولت باشد، و اين مخصوص امروز هم نيست. در همه ادوار اين گونه است که اگر نمايندگان مردم، دولتها را کمک نکنند، دولتها نميتوانند کار کنند. مجلس، مرکز قانونگذاري است. عِقال، دستِ مجلس است. ترمز، زير پاي مجلس است. اگر دولتي در حال حرکت باشد و ترمز کرديد، طبعاً نميتواند حرکت کند. اگر در هدايت دولت، بي توجّهي شد، نتيجه خوبي عايد نخواهد شد. بايد هدايت انجام گيرد و همان استقلالي که قبلاً گفته شد، وجود داشته باشد. البته دشمن، هر چيز کوچکي را ممکن است ده برابر و گاهي صد برابر کند. اما بحمدالله مجلس پشتيبان دولت است؛ دولت هم در جهت قانونگذاري مجلس در حرکت است.
اداره کشور، کار دشواري است. من ديده بودم کساني خدمت امام رضوانالله تعالي عليه ميآمدند و از بعضي اوضاع شکايت ميکردند. يکي ميگفت ماليات اين طور شد، يکي ميگفت در فلان جا، شهرداري آن گونه عمل کرد، استانداري فلان کرد و از اين قبيل مطالب. من غالباً ميديدم امام تأمّلي ميکردند و بعد به آن طرف ميگفتند: «آقا! اداره کشور سخت است.»
مقصود اين است که در مقامِ تصوّر و توصيف و گفتن، خيلي کارها ميشود کرد؛ اما وقتي وارد شديد، مشکلات خودش را نشان ميدهد. بايد منصف باشيم. بايد ببينيم کاري را که کننده مشغول آن است، اگر ما در پيش روي خودمان داشتيم، بهتر، روانتر و بياشکالتر انجام ميداديم يا نه؟ اين بايد هميشه مورد توجّه باشد. البته به هيچ وجه نبايد از اشتباهات و خطاهايي که غالباً در مراتبِ دوم و سوم دولت انجام ميگيرد، دفاع شود. اگر کسي خطايي کرده است، بايد به او گوشزد شود و هيچ کس نبايد دفاع کند.
بحمدالله رئيس جمهور ما يک عالمِ آگاهِ مسلّط به زمان، مسلّط به اداره کشور، داراي تواناييهاي بعضاً استثنايي - در بين کساني که ما ميشناسيم - و مراقب امور است. تذکرات نمايندگان هم کمک خواهد کرد. ابزارهايي که قانون به دست شما داده است، از قبيل تذکر، سؤال و امثال اينها، در اختيار شماست. اينها مهمترين ابزار قانونگذاري است که به دولت ميگويد «از اين راه برو، از آن راه نرو» و دولت هم مکلّف به اطاعت است. با اين ابزار ميتوانيد جلو اشتباهات و خطاها را کاملاً بگيريد.
امروز که نوبت، نوبتِ يکي از دشوارترين کارها، يعني سازندگي است، وضعيت بسيار حسّاس است. ويران کردن، خيلي آسانتر از ساختن است. فرق است بين کسي که ميخواهد بناي کجي را خراب کند، با کسي که ميخواهد بناي سالم و استواري را بنيان نهد. ويران کردن، کارِ دو روز است؛ اما بنا نهادن و ساختن، ممکن است در دو سال هم دست ندهد. بنابراين، وقتِ مشکل و کارِ مشکلي است. دشمنيهاي دشمنان خارجي هم جدّي است.گوشهاي از آن دشمنيها را در تبليغات دشمنان مشاهده ميکنيد.
البته شما نمايندگان محترم، ممکن است به اخبار محرمانه هم دسترسي داشته باشيد. در اين صورت، ميبينيد که دشمن چقدر تلاش ميکند تا نگذارد جمهوري اسلامي، هدفهاي تعيين شده خودش را تأمين کند. در چنين شرايطي، بحمدالله اين مجلسِ زنده مؤمن متعّهدِ آگاهِ آشنا به وظيفه و شجاع؛ آن دولتِ تواناي مقتدرِ مسلّط بر اوضاع کشور و آن رئيس جمهور آزموده در همه ميدانها، حضور خودشان را در زمينههاي فراوانِ کار نشان دادهاند. ما بايد انشاءالله با سرعت و قدرت پيش برويم.
هيچ چيز نبايد مانع از يک حرکت صحيح شود. مردم کشور هم، انصافاً مردم بسيار خوبي هستند. حقيقتاً آگاهي و حلم و صبر و حکمت و عمق در مردم ما، خصوصيّتي فوقالعاده است. مردم همه دشمنيها را ميبينند، همه مسؤوليتها را ميفهمند، همه خدماتي را که افراد خدوم انجام ميدهند درک ميکنند و مشکلات را تحمّل مينمايند. اينها خيلي با ارزش است. با اين مردم و با اين کشور و با اين دولت و با اين مجلس، انشاءالله بايد کارها روزبهروز روانتر و بياشکالتر شود.
بحمدالله، وضع داخلي مجلس و اداره آن، خيلي خوب است. حقيقتاً بنده در موارد متعدّدي، از سرِ رضايت، پيش پروردگار عالم شکرگزاري کردهام که بحمدالله وضع داخل مجلس، مديريّت مجلس و کيفيّت کار آن، در عين آن که تلاش و فعّاليت و بحث و تضارب آرا و افکار - همان طور که امام رضوانالله عليه هميشه آرزو داشتند و ميگفتند: مثلِ مباحثه طلبگي - و سختگيري در رسيدن به مطالب حق وجود دارد، ولي بحمدالله، تنافس و مچگيري و سعي در تضييع اشخاص و گروهها در مجلس نيست. اين بسيار با ارزش است.
اميدواريم که انشاءالله همه شما برادران و خواهران موفّق باشيد. انشاءالله رئيس محترم مجلس - که بحمدالله مجدّداً همين چهره نوراني انتخاب شدند - و بقيه آقايان محترمي که مسؤوليتها را در مجلس به عهده داريد، همگي موفّق و مؤيّد باشيد و خداوند توفيقات خودش را بر شما روزبهروز بيشتر کند. انشاءالله مشمول ادعيه زاکيّه بقيةاللهالاعظم ارواحنافداه و عجّلاللهتعاليفرجهالشّريف و مرضي نظرِ امام بزرگوارمان و روح مطهّر ايشان باشيد.
والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته.
/انتهاي پيام/