کد خبر:۷۴۸۳۰۶
پرونده ویژه | روایت دانشجویی | راهیان‌نور

ماجرای نگاه حضرت زهرا(س) به زائران فرزندانش در شلمچه

از صبح که بر می‌خواستیم به دنبال کمک مالی بودیم. دانشگاه به وعده‌های مالی خود عمل نکرده بود و ما با مشکلات مالی زیادی مواجه شدیم.
حسین اکبری

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو از بجنورد، از صبح که بر می‌خواستیم به دنبال مقداری کمک مالی بودیم. دانشگاه به وعده‌های مالی خود عمل نمیکرد و باعث شده بود با مشکلات مالی زیادی مواجه شویم. شب‌ها به هیئت دانشگاه می‌رفتیم. مراسم فاطمیه بود؛ به مدت پنج شب.

یادم است در رزرو اتوبوس‌های کاروان مانده بودیم. به هر جا می‌رفتیم بی فایده بود. زمان در حال از دست رفتن بود و ما نمی‌توانستیم هزینه اتوبوس را بدهیم. شب که می‌شد تیم تدارکات التماس می‌کردند؛ گریه می‌کردند؛ فریاد می‌زدند تا شاید مادر دو جهان نگاهی به ما بیندازد. این سفر، سفری بود به نزد فرزندانش. اصلا چه کسی شک دارد فاطمه(س) برای شهدا مادری می‌کند؟ حضرت زهرا (س) مادر شهدای دفاع مقدس ماست.

آخرین مهلت‌ها بود. شب آخر هیئت مصادف شده بود با شب آخر مهلت ارسال وجه برای رزرو اتوبوس. اگر تا صبح پولی می‌آمد که سفر می‌کردیم، در غیر این صورت راهیان تعطیل! ما تلاشمان را کرده بودیم. به همه جا سر زده بودیم. کم کاری نکرده بودیم که شرمنده باشیم. اما باز هم در دلمان آشوب بود. آشوبی از جنس دوری از شب‌های شلمچه، ظهر‌های داغ طلائیه و خاک‌های نرم فکه.

شب آخر هیئت نیز تمام شد. چایی پس از هیئت را خوردیم و سوار اتوبوس شدیم. ناامید بودیم؛ واقعا ناامید. همیشه بعد از تمام شدن هیئت با دوستان می‌گفتیم و میخندیدم. اما این شب فرق داشت. خنده نمی‌آمد که نمی‌آمد. دلیلش هم واضح. در آستانه لغو سفر بودیم. جواب دانشجو‌هایی که با هزار امید و آرزو از خانواده یشان اجازه گرفته اند تا در آخرین روز‌های سال به نزد شهدا بروند را چه بدهیم؟ جواب آن دانشجویی که به خودم گفت: به شهیدان فکه قول داده ام که به زیارتشان بروم را، چه بدهیم؟ سخت بود؛ دردآور.

در اتوبوس بودیم و همچنان محزون، که ناگهان مسئول بسیجمان من را کشید کنار و در گوشم گفت: آقا حل شد. پول جور شد. گفتم یعنی چی؟ چجوری حل شد؟ این مقدار پول چجوری جور شد؟ جواب داد حل شد دیگه؛ یک خیر کمک کرده.

چطور خوشحالی ام را بروز دهم؟ نمی‌شد. تنها چیزی که به ذهنم آمد تشکر از مادرمان بود. حضرت، نگاهمان کرد. هرچند لحظه‌ای به شک افتادم که دیگر فاطمه زهرا(س) برایمان کاری نمی‌کند، اما اشتباه کردم. مگر می‌شود بانویی که شب‌ها برای شهدا در شلمچه لالایی می‌خواند، نگذارد جوانان به زیارت فرزندانش بروند؟
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار