حوزه‏هاى علميه، ستون مهم انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى هستند
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۵۵۱۰
بازخواني// بيانات رهبر معظم انقلاب در 22 خرداد 1368:

حوزه‏هاى علميه، ستون مهم انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى هستند

حقيقتاً حوزه‏هاى علميه، قوام اصلى و ستون مهم انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى هستند.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 22 خرداد 1368 در مراسم بيعت هزاران تن از طلاب، فضلا و اساتيد حوزه‏ى علميه‏ى قم و روحانيون بيست كشور جهان‏ ايراد فرمودند، به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

حقيقتاً تسليت اين حادثه‏ى بزرگ را بيش از همه بايد به شما فضلا و طلاب جوان و فرزندان محبوب حضرت امام(ره) گفت. من اين مصيبت جانسوز را به همه‏ى حوزه‏هاى علميه و فضلا و علما و طلاب جوان و مدرّسان و بزرگان علم تسليت عرض مى‏كنم.

بين شما و امام(ره) محبت متقابل وجود داشت. شما محبت خود را به امام ابراز كرديد؛ امام هم به شما خيلى محبت داشت. هرگز نشد كه ايشان راجع به حوزه‏ها و طلاب و فضلا و مدرّسان صحبتى بكنند و يا در حضورشان صحبتى بشود، مگر آن‏كه نشانه‏هاى توجه و اهتمام و محبت پدرانه و دلسوزانه و آگاهانه در ايشان مشاهده مى‏شد.

حقيقتاً حوزه‏هاى علميه، قوام اصلى و ستون مهم انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى هستند. سالهاست كه من با قشر و نسل شما قلباً و روحاً پيوند و انس دارم. شما مايه‏ى اميد هستيد. آينده متعلق به شما و در دستهاى شماست. دل و دست و مغز و روح و زبان گوياى شماست كه آينده‏ى كشور و انقلاب و حتّى آينده‏ى اسلام و مسلمين را طراحى مى‏كند و مى‏سازد.

در اول انقلاب، نسل جوانِ همسنِ امروزِ شما خيلى نقش داشت. در آن سالهاى پُرماجرا، طلاب جوان و سبكبال و كمربسته و عاشق صادق، مانند زنبورهاى عسل بودند كه قرآن به آن اشاره مى‏كند: «و اوحى ربّك الى النّحل ان اتّخذى من الجبال بيوتا و من‏الشّجر و ممّا يعرشون»(1). آنها در گلزار مصفاى حوزه‏هاى علميه، برفراز معطرترين گلها و باطراوت‏ترين شاخه‏ها و جاندارترين ساقه‏ها و ريشه‏ها مى‏نشستند و عسل شيرين «فيه شفاء للنّاس»(2) علوم اسلامى را مى‏مكيدند و آن را به انسانهاى مستعد و مشتاق در اطراف و اكناف اين كشور و در ميان روستاها و شهرها و راههاى دور و جنوب و شمال و حتّى به خارج از كشور مى‏رساندند. و چنين شد كه گردونه‏ى انقلاب به حركت درآمد و اين بركات بر آن بار شد. اين نبود، مگر به خاطر آن محور و قلب و مركز و مغز فعال حوزه‏ها؛ يعنى همان روح مقدسى كه امروز ما براى او عزاداريم.

خدا مى‏داند كه چه‏قدر بركات بر وجود او مترتب بود. قبل از قيام رهبرمان، حوزه‏هاى علميه جان و روح و طراوت نداشتند. در اين مراكز، درس و بحث و علم و تحقيقات اصولى و مطالعات و تأملات به چشم مى‏خورد - كه البته سعى اسلاف بزرگوار ما مشكور است؛ چون همه‏ى اين علوم و معارف، از دست آنها به ما رسيده است - اما آن چيزى كه محور بود، يعنى حركت جهتدار به سمت حاكميت و اقامه‏ى دين، وجود نداشت؛ همان دينى كه ما براى او درس مى‏خوانيم، به خاطر او تلاش مى‏كنيم و براى او عمامه بر سرمان مى‏گذاريم و مردم هم به خاطر پايبندى به آن، از ما حمايت مى‏كنند. امام عزيز ما، حقيقتاً به كالبد حوزه‏هاى علميه‏ى مقدسه، روح و جان داد و حياتى دوباره بخشيد.

عزيزان! طلاب جوان! فضلا! توجه كنيد كه حوزه‏ى علميه - همان‏طور كه امام(ره) مكرر فرمودند - قاعده‏ى نظام جمهورى اسلامى است و همه چيز روى اين قاعده بنا شده و دوام خواهد يافت. اين قاعده بايد محكم باشد. استحكام اين قاعده، با تضمين سه عنصر اصلى امكانپذير است، و هر كدام از آنها نباشد و يا كم باشد، اين قاعده متزلزل خواهد شد، و اگر قاعده متزلزل شد، طبيعتاً همه‏ى آنچه كه بر او سوار است، تكان خواهد خورد.

ما بحث آينده‏ى بلندمدت نظام اسلامى را مى‏كنيم. شما در ذهنتان چهل سال بعد را تصوير كنيد و ببينيد كه جمهورى اسلامى در آن سالها چگونه بر تمام دنياى ظلمانى مادّى آن روز پرتو خواهد افكند؛ «الم تر كيف ضرب‏اللَّه مثلا كلمة طيّبة كشجرة طيّبة اصلها ثابت و فرعها فى‏السّماء تؤتى اكلها كلّ حين باذن ربّها»(3). دل مؤمن، به كمتر از اين پيشرفت قانع نيست؛ «من ساوى يوماه فهو مغبون»(4). امسالمان با سال گذشته نمى‏تواند مثل هم باشد؛ بايد جلوتر رفته باشيم. پس شما چهل سال ديگر را در نظر بگيريد و ببينيد جمهورى اسلامى چه هويت درخشانى ايجاد كرده و چه خيمه‏ى عظيمى بر فراز فكر و ذهن بنى‏آدم در سرتاسر جهان زده است. قاعده‏يى كه ما از آن صحبت مى‏كنيم، قاعده‏ى بناى محكم و استوارى است و سه عنصر قطعى در وجود و ذات خودش لازم دارد، كه البته هريك از آن سه عنصر بر امورى متوقف است و بر او نيز امورى مترتب مى‏باشد:

اولين عنصر، فقه است. فقاهت را به همان معناى پيچيده و ممتازى كه امام(ره) براى ما معنا مى‏كردند و بخصوص در بيانات دو، سه سال اخيرشان بر آن تأكيد داشتند، معنا مى‏كنيم؛ يعنى تركيبى از متد علمى و دقيق فقاهتى و به تعبير امام(ره): فقه جواهرى. فقه صاحب جواهر، به معناى دقت و اتقان كامل در قواعد فقهى و استنتاج منظم فروع از همان قواعدى است كه در فقه و اصول مشخص شده است. اين فقاهت، دو ركن دارد، كه ركن اول آن، اصول معتدل و قوى و آگاه به همه‏ى جوانب استنباط است، و ركن دوم، تطور فقه مى‏باشد و همان چيزى است كه امام در معناى اجتهاد و مجتهد و فقيه مى‏فرمودند و تأكيد داشتند كه مجتهد و فقيه بايد با ديد باز بتواند استفهامها و سؤالهاى زمانه را بشناسد. سؤال، نصف جواب است. تا شما سؤال زمان را ندانيد، ممكن نيست بتوانيد در فقه براى آن جوابى پيدا كنيد. بنابراين، فهم سؤال و ترتيب جواب مناسب براى آن، مهم است.

عنصر دوم، تهذيب و اخلاق است. روزى به اتفاق جمعى از فضلاى بزرگ در خدمت امام(ره) بوديم. در آن محفل، از حوزه‏ى قم صحبت شد. يكى از بزرگان اساتيد و علماى اعلام قم كه مورد احترام و قبول همه‏ى ما هستند، در آن جلسه به امام عرض كردند كه شما نسبت به قم، توجه و عنايت داشته باشيد. آن روز امام(ره) فرمودند كه اين چيزها لازم نيست؛ شما اگر فقط به ابقاى دو عنصر در حوزه‏ى قم توجه كنيد، همه چيز حل خواهد شد: اول، فقاهت است - كه گمان مى‏كنم تعبير ايشان اين بود كه مواظب باشيد شعله‏ى فقاهت فروننشيند - و دوم، اخلاق و تهذيب است. ما اگر مهذب باشيم، خواهيم توانست هستى خود را در خدمت اسلام و نظام اسلامى قرار دهيم؛ ولى اگر مهذب نباشيم، آنچه كه داريم، در خدمت قرار نخواهد گرفت و چه بسا كه در جهت عكس هم قرار گيرد.

تاريخچه‏ى حوزه‏هاى علميه و سرگذشت شگفت‏انگيز علماى بزرگ و اسلاف درخشان ما، حامل تجربه‏هاى بسيار زيادى در اين زمينه است كه تهذيب چه‏قدر اثر مى‏گذارد. نزديكترين تجربه‏يى كه ما در اختيار داريم، وجود همين شخصيت عظيمى است كه امروز دنيا را به خود متوجه كرده است.

امام(ره) مدرّسى منزوى در قم بودند. درسشان در مسجد سلماسى كه داخل يك كوچه - نه در مركز حوزه - قرار گرفته بود، ارايه مى‏شد. خانه‏ى ايشان هم در انتهاى همان كوچه واقع شده بود؛ يعنى براى رفت‏وآمد به مسجد محل درس كه روزى دوبار انجام مى‏گرفت، حتّى احتياج به ديدن خيابان نداشتند و طبيعتاً هميشه مسير خانه به مسجد و مسجد به خانه را طى مى‏كردند. ايشان على‏الظاهر منزوى بودند؛ ولى در حقيقت مدرّسى بزرگ و قطبى جذاب براى طلاب و فضلاى جوان و سرشار از خصلتها و صفات خوب به شمار مى‏آمدند.

اعتقاد من اين است كه اخلاص و صفاى باطن و رابطه‏ى معنوى و پيوند مستحكم بين قلب او و خداى مقلب‏القلوب، موجب شد كه اين مرد بتواند از انزواى ظاهرى خود خارج شود و دست نيرومندى براى دگرگون كردن بنياد ارزشهاى مادّى در سطح جهان شود.

براستى بنيان ارزشهاى مادّى در دنيا لرزيده است. رهبر كمونيست كشورى دوردست با قدرت مادّى بالا و داراى پيشرفتهاى زياد مى‏گويد: خواهش مى‏كنم كتابى درباره‏ى اسلام بدهيد تا مطالعه كنم(!) قبل از پيروزى انقلاب، شما نمى‏توانستيد بِزور دست جوانى كه باد ماركسيسم به دماغش خورده بود، يك جلد كتاب اسلامى بدهيد و بگوييد اين كتاب را مطالعه كن! ما با زحمت زياد و هزار كلام شيرين، تعدادى جوان را گرد هم جمع مى‏كرديم، تا چند كلمه از مبانى اسلام را به صورت شفاهى و يا كتبى به گوش و دل آنها برسانيم؛ ولى باز هم نمى‏رسيد. در آن روزها همه‏ى ما - حوزه‏هاى علميه، علما و مدرّسان و فضلا - بوديم، ولى عملاً به نتيجه‏ى دلخواه نمى‏رسيديم. سرانجام به بركت قيام امام(ره)، ملت ايران و دنيا تكان خوردند و دگرگونى عظيمى در افكار و انديشه‏هاى مردم و جوانها به وجود آمد.

امروز نماينده‏ى مجلس يك كشور مادّى كه هفتاد سال برمبناى ماترياليسم ديالكتيك اداره شده است، به من مى‏گويد: به بركت امامِ شما، در پارلمان كشورم سخنرانيها با «بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم» شروع مى‏شود. شخصيتهاى معروف فكرى دنيا نيز نسبت به آنچه كه در مشت اين مرد بزرگ بود و بر دنيا عرضه مى‏كرد، احساس عطش مى‏كنند. بنابراين، با حركت آن رهبر عزيز، بنياد ارزشها و قراردادها و مسلّمات مادّى تكان خورد و دگرگون شد.

مسأله اين نيست كه ما چند شرابخانه را در مملكتمان بستيم و نگذاشتيم فلان منكر انجام بگيرد؛ اينها ظواهر كار و پديدارهاى قضيه است؛ عمق كار خيلى از اينها بيشتر است. به بركت قيام اين مرد، دنيا و ايران تكان خورد. هرچند ما نقش ملت ايران را در انقلاب، نقش اول و درجه‏ى يك مى‏دانيم، اما چه كسى اين ملت را اين‏گونه هدايت كرد؟ چه كسى اين‏همه سرچشمه را در آنها به جوشش در آورد و اين‏همه استعداد را زنده كرد؟ آيا غير از آن روح بزرگ و آن انسان عظيم، كس ديگرى بود؟

عظمت كار او، به ارتباطش با خدا و تهذيب نفس او برمى گردد. امام(ره) يك انسان مهذب بود. دشمنان داخلى و خارجى او نيز اين ويژگى را قبول داشتند و اعتراف مى‏كردند كه او آدم مؤمنى است. آن گروگان امريكايى كه چهارصد و چهل و چهار روز در ايران اسير بوده و طبيعتاً همه‏ى آن ماجراها را از چشم امام مى‏ديده است، مصاحبه مى‏كند و مى‏گويد: من از كسانى نيستم كه از فوت امام خوشحال شوم. او ارزشهاى اخلاقى مخصوص خودش را داشت و هيچ‏كس در حد او نبود.

عنصر سوم، آگاهى سياسى است. آگاهى سياسى به مثابه‏ى چشمى است كه اگر نداشته باشيم، آن دو عنصر ديگر در حركت به ما كمك نخواهند كرد. بايد سه عنصر اصلى قاعده را حفظ كرد. البته حوزه‏ى علميه بايد يكپارچه باشد و از برخى تشنجات كه در گوشه و كنار وجود دارد، برى و بركنار بماند. حوزه‏ى علميه، جايگاه قداست و پاكى است.

در درجه‏ى اول، به حوزه‏ى علميه‏ى قم، و در درجه‏ى بعد، به ديگر حوزه‏هاى علميه اميد زيادى است. شما كه حركت مى‏كنيد، دنيا متوجه مى‏شود عده‏يى از طلاب و فضلا از قم به تهران مى‏آيند. اين، نقش تعيين‏كننده و بسيار بزرگ حوزه را نشان مى‏دهد. من همان ايمان گذشته را نسبت به حوزه دارم و معتقدم بايد كيفيت حوزه از آنچه كه هست، بهتر شود و هرچه كيفيت آن بالاتر رود، باز هم جا دارد و زياد نيست. بايد ان‏شاءاللَّه در آينده بزرگان و فضلاى حوزه براى ايجاد نظم و ترتيب شايسته‏ى اين مكان مقدس كمك كنند، تا درسى كه طلاب مى‏آموزند، هدر نرود و هر صفحه كتابى كه مى‏خوانند، بيجا نباشد.

خداوند ان‏شاءاللَّه شما را موفق بدارد و قلب مقدس ولىّ‏عصر(ارواحنافداه) و امام عزيزمان را از شما راضى كند و ان‏شاءاللَّه دعاى آن حضرت را شامل حال همه‏ى ما قرار بدهد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

--------------------------------------------------------------------------------

1) نحل: 68

2) نحل: 69


3) ابراهيم: 24 و 25

4) بحارالانوار، ج 71 ، ص 173

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار