ما براى ايستادگى روى اصول و حركت به سمت آرمان ها، هيچ چيز كم نداريم
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۵۷۲۹
بازخواني// بيانات رهبر معظم انقلاب در 23 خرداد 1368:

ما براى ايستادگى روى اصول و حركت به سمت آرمان ها، هيچ چيز كم نداريم

ما براى ايستادگى روى اصول مان و حركت در خط همان اصول و به سمت آرمان هاى اعلام‏شده‏ هميشگى، هيچ چيز كم نداريم.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 23 خرداد 1368 در مراسم بيعت جمع كثيرى از دانشجويان و دانشگاهيان‏‏ ايراد فرمودند، به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

در اين روزهاى بسيار مهم و حساس حيات سياسى كشور كه دلهاى همه‏ى ملت ما، مخصوصاً شما جوانان و دانشجويان و انديشمندان را غم سنگينى از فقدان امام عزيزمان فرا گرفته و فضاى ايران در سايه‏ى همدلى مردم و مصيبت بزرگ مشتركى كه همه‏ى قلبها را فشرده و تمام چشمها را اشكبار كرده، بحمداللَّه به صفا و صميميت آغشته است، چه بهتر كه در اين فضاى معنوى و محيط صميمى، از اصليترين و ضروريترين مسايل كشور سخن به ميان آيد و مؤثرترين قشرهاى كشور، آينده‏ى انقلاب و كشور و خط صحيح و مستقيم نظام و آرمانهاى روشن و منور را با خود مرور كنند و نسبت به آنها تصميم قاطع بگيرند و حركت جديدى كه مرهون بركات امام عزيزمان است، آغاز شود.

حقيقت آن است كه اين مرد بزرگ و شخصيت عظيم تاريخى، نشان داد كه با حيات و وجود و تحرك و ابتكار و راهنماييهاى خود كه از روح بزرگ و دل روشنش برمى‏آمد، و همچنين با مرگ پُرحادثه و عروج ملكوتى خويش، به انقلاب و اسلام و مسلمين خدمت كرد. شخصيت اين بزرگوار، حامل هدايتهايى است كه براى سالهاى متمادىِ امت اسلامى، درس و رهنمود و راهگشا خواهد بود. يكى از همين مسايل اساسى كه جا دارد در فضاى عمومى جامعه براى آن به‏طور جد فكر شود و تصميم قاطعى اتخاذ گردد، مسأله‏ى دانشگاه و دانشجويان و علم و تحقيق است.

ما مى‏توانيم به صورت قاطع ادعا كنيم كه در نظر رهبر كبير فقيد ما، مسأله‏ى دانشگاهها، جزو مسايل طراز اول براى انقلاب و كشور بوده است. يك وقتى در ديدار جمعى از مسؤولان فرهنگى كشور ايشان فرمودند: مسأله‏ى جنگ، يك امر موقت است؛ در صورتى كه مسأله‏ى مهم و ماندگار و اساسى ما، دانشگاههاست. اين، يك واقعيت است. دانشگاه كه قوام اصلى آن به استاد و دانشجوست، حقيقتاً پايه‏يى براى آينده‏ى كشور محسوب مى‏شود.

در نظام جمهورى اسلامى كه يك نظام صددرصد مردمى است، دانشجو بايد بارزتر از ديگر دانشجويان در هر جاى ديگر دنيا، نقش داشته باشد. درست است كه همه‏ى ملتها و جوانها به كشور و سرنوشت و ملتشان علاقه‏مندند، اما فرق است بين نظامى كه براساس انقلاب مردمى و متكى به اراده و احساس عامه‏ى مردم بنا شده و حركت كرده و با دشمن درافتاده و موانع را برداشته باشد و يكايك آحاد مردم با آن احساس پيوند عميقى كنند، و نظامى كه اين‏چنين نباشد.

در اين روزها، مظهر ديگرى از اين حقيقت آشكار شد. اگرچه در قضاياى گوناگون انقلاب و در حضورهاى سياسىِ متنوع و متوالى و راهپيماييها و بسيج عمومى و در حركت عظيم مردم به سمت جبهه‏هاى جنگ - قبل و بعد از آتش بس - اين معنا ثابت شده بود، اما تبليغات جهانى كه سعى مى‏كرد حقيقت را واژگونه جلوه دهد و نظام را جدا از مردم معرفى كند و آنها را نسبت به سرنوشت انقلاب، بى‏تفاوت وانمود كند، در اين قضايا دچار بهت و حيرت و انفعال شد. امروز دنيا در مقابل حضور و هيجان عظيم مردم و پيوندى كه با هزاران زبان به صورت فراموش‏نشدنى در فضاى تاريخ و عالم منعكس شد، دچار انفعال است.

بارها در مجامع دانشجويى گفته‏ام كه در اين نظام مردمى، دانشجويان كه طبقه‏ى پيشرو و پيشاهنگ و زبده و بانشاط پيكره‏ى اجتماع هستند، بايد در سازندگى آينده و ترسيم حركت عمومى جامعه، بيش از جاهاى ديگر نقش و اثر داشته باشند. اين تأثير، با دو عاملى كه بايد در كنار هم باشند، تحقق پيدا مى‏كند:

عامل اول، درس و علم و تحصيل است، تا نام دانشگاه و دانشجو و استاد و معلم معنا پيدا كند و اميدهايى كه براى آينده‏ى كشور ترسيم مى‏شود، پوچ و واهى و باطل نباشد. جوانها بايد خوب درس بخوانند و اساتيد هم بايد آنها را تربيت كنند و آينده‏ى علمى و عملى كشور را تأمين و تضمين كنند. در كنار تحصيل، نقش تحقيقات، نقش فوق‏العاده مهمى است كه بايد مسؤولان به آن بپردازند.

بنابراين، عنصر اول، عنصر درس و علم است كه نمى‏شود آن را دست كم گرفت و نقشش را كوچك انگاشت و به آن بى‏اعتنايى كرد. برادران و خواهران عزيز دانشجوى من، به اين نكته توجه كنند. هيچ چيز نبايد موجب شود كه در حركت علمى آنها، اندك توقف و تعللى به وجود آيد. دشمن اين را مى‏خواهد. نبايد بگذاريد او به اهدافش برسد. على‏رغم خواست دشمن، بايد حركت علمى در كشور شكوفا و اميدبخش و آينده‏نگر باشد.

عامل دوم، جهت فكرى و سياسى و انقلابى دانشگاه است؛ آن چيزى كه به علم هم جان و روح و جهت خواهد داد. در بيانات حضرت امام(ره) و وصيت‏نامه‏ى ايشان، به اين نكته‏ى اساسى بسيار توجه شده است. دانشگاه لاابالى و بيگانه از ارزشهاى دينى و بى‏تفاوت و خونسرد نسبت به مفاهيم و جهتگيريهاى انقلابى، دانشگاهى كه در او نبض انقلاب نزند، دانشگاهى كه اعضايش - چه دانشجو و چه استاد - نسبت به حركت انقلابى ملت ايران و براى پيشاهنگى و پيشقراولى، احساس تكليف نكند و نقش درجه‏ى يك را در كار انقلاب نداشته باشد، دانشگاهى نيست كه اميدبخش و تضمين‏كننده‏ى آينده و مورد نظر امام(ره) باشد.

دانشگاه جهتدار و ديندار، بشدت متمايل به ارزشهاى انقلابى و اسلامى است. البته ارزشهاى انقلابى از ارزشهاى اسلامى به هيچ‏وجه تفكيك‏پذير نيست؛ اينها با هم يكى است. كسى نمى‏تواند بگويد من مسلمانم؛ اما انقلاب را قبول ندارم، و يا بگويد من انقلابى هستم؛ اما اسلام را قبول ندارم! امروز زنده‏ترين تپشهاى انقلابى در اين‏جاست؛ بسيج‏كننده‏ترين نيروهاى مردمى، اين انقلاب است؛ در حالى كه سرتاسر دنيا، انباشته از انقلابهاى گوناگون است. پس انقلابى غيراسلامى و اسلامى غيرانقلابى نداريم. ارزشهاى انقلابى، همان ارزشهاى اسلامى است.

شما دانشجويان عزيز بايد بدانيد نقش دانشجو براى حركت انقلابى و پيشبرد آن، همچنان يك نقش زنده است. خيال نكنيد كه انقلاب تمام شد؛ انقلاب ادامه دارد. اگر انقلاب به معناى ايجاد تحول بنيادين است و نويد نجات و سعادت و صلاح براى قشرهاى عظيم محروم و مظلوم را مى‏دهد و دشمنهايى در برابر جهتگيريهاى آن به صف‏آرايى برمى‏خيزند، طبيعى است كه اين كار هنوز جريان دارد و تمام نشده است. دليلش، دشمنيها و خصومتهايى است كه در دنيا نسبت به ما مى‏شود و نيز حمايتها و محبتها و صميميتهايى است كه از طرف ملتهاى مظلوم دنيا نسبت به اين انقلاب و رهبر آن - كه شما اين روزها مظهرش را مى‏بينيد - ابراز مى‏شود.

مردم يك كشور بيگانه كه نه زبان ما را مى‏دانند و نه حتّى با الفباى فرهنگ ما آشنا هستند، در فقدان امام عزيز ما به سرشان مى‏زنند و اشك مى‏ريزند و پرچم جمهورى اسلامى را جلوى راهپيماييشان حركت مى‏دهند و به آن افتخار مى‏كنند. آنها در اين مصيبت بزرگ، احساس مى‏كنند پدر مهربانى را از دست داده‏اند.

اگرچه امروز دشمنهاى جهانى جمهورى اسلامى تودهنى سختى به وسيله‏ى شما مردم خوردند و انتظارشان از روز و لحظه‏ى در گذشت رهبركبير انقلاب برآورده نشد، اما مطمئناً هنوز دست از خصومت و خباثت و توطئه و كيد و مكر عليه انقلاب و نظام مظلوم جمهورى اسلامى برنداشته‏اند. ما بايد در صحنه باشيم. مردم بايد هوشيار و بيدار باشند. دشمنى كه در مقابل ماست، دشمنى است كه از ارزشهاى انسانى بويى نبرده است. اگر ملتى را ضعيف و تسليم‏پذير و توسرى‏خور يافت، لحظه‏يى براى ضربه زدن و لگدمال كردن درنگ نمى‏كند.

دشمنان ما - اين قلدرهاى معروف جهانى و در رأسشان امريكا - جز زبان زور و قلدرى هيچ چيز ديگر را نمى‏دانند و درك نمى‏كنند. اين‏طور نيست كه ملايمت كردن در مقابل آنها و روى خوش نشان‏دادن، موجب جلب همكارى يا محبت و يا انصراف آنها از خصومتها و خباثتها شود.

روح فرعونى خبيثى كه در طول تاريخ، ملتها و انسانها را همواره لگدمال كرده و مورد ظلم قرارداده، امروز در كالبد همين قدرتها حلول كرده است. آنها هرگونه نرمشى را، دليلى بر اقتدار خودشان مى‏گيرند. چرا ما در مقابل قدرتهاى زورگو و مستبد و ظالم كه از بن دندان با اسلام و ارزشهاى اسلامى و حقوق و قيام ملتها مخالفند، نرمش بخرج دهيم و احساس ضعف كنيم؟ ما هيچ احساس ضعفى نمى‏كنيم و به فضل پروردگار همواره احساس قدرت كرده‏ايم. خداوند آگاه است كه امروز از صميم قلب، در مقابل همه‏ى خصوم جمهورى اسلامى، احساس قدرت و توان مى‏كنيم.

ما براى ايستادگى روى اصولمان و حركت در خط همان اصول و به سمت آرمانهاى اعلام‏شده‏ى هميشگى، هيچ چيز كم نداريم. دشمنان خيال نكنند كه چون ملت ايران امام و رهبركبيرشان را از دست دادند، قدرت مقاومتشان را هم از دست داده‏اند؛ اصلاً اين‏طور نيست. مردم، امروز مقاومتر از گذشته هستند. همه‏ى ما احساس مى‏كنيم كه چون عنصر عظيمِ نيرومندِ مقتدرِ عزيزى را از دست داده‏ايم، بايد جاى خالى او را با احساسات و فكر و تلاش و همبستگى و كارمان پُر كنيم. ملت ايران نشان داد كه بايد تحليل‏گرهاى سياسى دستگاههاى استكبار، در تحليلهاى خود تجديدنظر كنند. آنهايى كه نسبت به مسايل ايران و آينده‏ى آن و دوران بعد از امام(ره) اظهارنظر كردند، بايد بافته‏هاى خودشان را برگردانند و حرفهاى خود را پس بگيرند.

ما قوى هستيم و به عزت پروردگار عزيزيم؛ منتها شما دانشجويان نقش خودتان را فراموش نكنيد. آگاهى سياسى كسب كنيد و نسبت به آنچه كه مى‏گذرد، هوشيار باشيد و انگيزه و تپش جوانانه‏ى انقلابىِ متناسب با قشر شما، در خدمت هدفهاى نظام قرار گيرد.

عده‏يى از افراد ساده‏انديش خيال مى‏كنند كه اگر دانشجو بخواهد حضور انقلابى داشته باشد، راهش اين است كه بر سر مسؤولان خود داد بكشد؛ خير، اين‏كه انقلابيگرى نيست. آن‏جايى كه مى‏بينيد دانشجو بر سر مسؤولان امر داد مى‏كشد، مسؤولان با دانشجويان هم‏جهت نيستند؛ آنها مزدور امريكا هستند و اين جوانان نمى‏توانند طاقت بياورند و بالاخره فرياد اعتراض مى‏كشند؛ كمااين‏كه در رژيم گذشته همين‏گونه بود و دانشجو و طلبه و مردم و وجدانهاى بيدار و انسانهاى شجاع و روحهاى سالم، بر سر مسؤولان امر داد مى‏كشيدند.

مبادا عده‏يى به صورت فريب‏انگيز و با ترفندهاى گوناگون بيايند و به چند جوان ساده تفهيم كنند كه دانشجو بايستى فرياد بكشد! بله، فرياد بايد كشيده شود؛ ولى بر سر امريكا و قدرتهايى كه مزاحم مسؤولان و اداره‏كنندگان نظام هستند. در هر دانشگاهى كه تحصيل مى‏كنيد، حضور دانشجويى خود را به صورت قوى و با خط درست حفظ كنيد.

عزيزان دانشجو و جوانهاى خوب و باصفا و سالم! تا آن‏جا كه در توان و قدرت شماست، در محيط دانشگاه يكپارچگى خود را حفظ بكنيد و نگذاريد نامهاى گوناگون، به معناى جهتگيريهاى گوناگون تلقى شود و نيروهايى كه بايد به سمت دشمن بايستند و موضع بگيرند، روبه‏روى هم قرار گيرند؛ مواظب اين خطر باشيد. مطلقاً نبايد اسمها و عنوانها، ديوار به وجود آورند و مرز ايجاد كنند. طرح عناوينى مثل دانشجوى اين وزارت و دانشجوى آن وزارت، دانشجوى اين دانشگاه و دانشجوى آن دانشگاه، دانشجوى دانشگاه دولتى و دانشجوى دانشگاه غيردولتى، انجمن‏اسلامى اين‏جا و انجمن اسلامى آن‏جا، خطرآفرين است.

هنر بزرگ امام ما اين بود كه اين ديوارها را از ميانه‏ى اجتماعات مردم برداشت؛ ديوارهايى كه فضاى عظيم و وسيع و باز را به حفره‏ها و خانه‏ها و كلبه‏هاى كوچك تبديل كرده بودند. او يك فضاى وسيع ساخت و دلها را با هم آشنا كرد و اين نيروى عظيم را به وجود آورد. روح «واعتصموا بحبل‏اللَّه جميعا»(1) در سخن و عمل او تجلى يافته بود؛ لذا اگر على‏رغم اختلاف بعضى از سليقه‏ها و ديدگاهها، بياييم و همين خط يكپارچگى و وحدت را ادامه دهيم، در حقيقت روح امام عزيز را احترام كرده‏ايم.

خداوند ان‏شاءاللَّه همه‏ى شما را حفظ كند. دانشجويان و استادان و مديران و نمايندگان روحانى و معلمان و همه‏ى كسانى را كه به نحوى در امور دانشگاهها دخالت دارند، مشمول رحمت و هدايت و لطف و فضل خودش قرار دهد. ان‏شاءاللَّه خداوند به ما توفيق عنايت فرمايد، تا در خطى كه امام عزيزمان مى‏خواست و آرزو مى‏كرد، حركت كنيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) آل‏عمران: 103

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار