ما براى ايستادگى روى اصول و حركت به سمت آرمان ها، هيچ چيز كم نداريم
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 23 خرداد 1368 در مراسم بيعت جمع كثيرى از دانشجويان و دانشگاهيان ايراد فرمودند، به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
در اين روزهاى بسيار مهم و حساس حيات سياسى كشور كه دلهاى همهى ملت ما، مخصوصاً شما جوانان و دانشجويان و انديشمندان را غم سنگينى از فقدان امام عزيزمان فرا گرفته و فضاى ايران در سايهى همدلى مردم و مصيبت بزرگ مشتركى كه همهى قلبها را فشرده و تمام چشمها را اشكبار كرده، بحمداللَّه به صفا و صميميت آغشته است، چه بهتر كه در اين فضاى معنوى و محيط صميمى، از اصليترين و ضروريترين مسايل كشور سخن به ميان آيد و مؤثرترين قشرهاى كشور، آيندهى انقلاب و كشور و خط صحيح و مستقيم نظام و آرمانهاى روشن و منور را با خود مرور كنند و نسبت به آنها تصميم قاطع بگيرند و حركت جديدى كه مرهون بركات امام عزيزمان است، آغاز شود.
حقيقت آن است كه اين مرد بزرگ و شخصيت عظيم تاريخى، نشان داد كه با حيات و وجود و تحرك و ابتكار و راهنماييهاى خود كه از روح بزرگ و دل روشنش برمىآمد، و همچنين با مرگ پُرحادثه و عروج ملكوتى خويش، به انقلاب و اسلام و مسلمين خدمت كرد. شخصيت اين بزرگوار، حامل هدايتهايى است كه براى سالهاى متمادىِ امت اسلامى، درس و رهنمود و راهگشا خواهد بود. يكى از همين مسايل اساسى كه جا دارد در فضاى عمومى جامعه براى آن بهطور جد فكر شود و تصميم قاطعى اتخاذ گردد، مسألهى دانشگاه و دانشجويان و علم و تحقيق است.
ما مىتوانيم به صورت قاطع ادعا كنيم كه در نظر رهبر كبير فقيد ما، مسألهى دانشگاهها، جزو مسايل طراز اول براى انقلاب و كشور بوده است. يك وقتى در ديدار جمعى از مسؤولان فرهنگى كشور ايشان فرمودند: مسألهى جنگ، يك امر موقت است؛ در صورتى كه مسألهى مهم و ماندگار و اساسى ما، دانشگاههاست. اين، يك واقعيت است. دانشگاه كه قوام اصلى آن به استاد و دانشجوست، حقيقتاً پايهيى براى آيندهى كشور محسوب مىشود.
در نظام جمهورى اسلامى كه يك نظام صددرصد مردمى است، دانشجو بايد بارزتر از ديگر دانشجويان در هر جاى ديگر دنيا، نقش داشته باشد. درست است كه همهى ملتها و جوانها به كشور و سرنوشت و ملتشان علاقهمندند، اما فرق است بين نظامى كه براساس انقلاب مردمى و متكى به اراده و احساس عامهى مردم بنا شده و حركت كرده و با دشمن درافتاده و موانع را برداشته باشد و يكايك آحاد مردم با آن احساس پيوند عميقى كنند، و نظامى كه اينچنين نباشد.
در اين روزها، مظهر ديگرى از اين حقيقت آشكار شد. اگرچه در قضاياى گوناگون انقلاب و در حضورهاى سياسىِ متنوع و متوالى و راهپيماييها و بسيج عمومى و در حركت عظيم مردم به سمت جبهههاى جنگ - قبل و بعد از آتش بس - اين معنا ثابت شده بود، اما تبليغات جهانى كه سعى مىكرد حقيقت را واژگونه جلوه دهد و نظام را جدا از مردم معرفى كند و آنها را نسبت به سرنوشت انقلاب، بىتفاوت وانمود كند، در اين قضايا دچار بهت و حيرت و انفعال شد. امروز دنيا در مقابل حضور و هيجان عظيم مردم و پيوندى كه با هزاران زبان به صورت فراموشنشدنى در فضاى تاريخ و عالم منعكس شد، دچار انفعال است.
بارها در مجامع دانشجويى گفتهام كه در اين نظام مردمى، دانشجويان كه طبقهى پيشرو و پيشاهنگ و زبده و بانشاط پيكرهى اجتماع هستند، بايد در سازندگى آينده و ترسيم حركت عمومى جامعه، بيش از جاهاى ديگر نقش و اثر داشته باشند. اين تأثير، با دو عاملى كه بايد در كنار هم باشند، تحقق پيدا مىكند:
عامل اول، درس و علم و تحصيل است، تا نام دانشگاه و دانشجو و استاد و معلم معنا پيدا كند و اميدهايى كه براى آيندهى كشور ترسيم مىشود، پوچ و واهى و باطل نباشد. جوانها بايد خوب درس بخوانند و اساتيد هم بايد آنها را تربيت كنند و آيندهى علمى و عملى كشور را تأمين و تضمين كنند. در كنار تحصيل، نقش تحقيقات، نقش فوقالعاده مهمى است كه بايد مسؤولان به آن بپردازند.
بنابراين، عنصر اول، عنصر درس و علم است كه نمىشود آن را دست كم گرفت و نقشش را كوچك انگاشت و به آن بىاعتنايى كرد. برادران و خواهران عزيز دانشجوى من، به اين نكته توجه كنند. هيچ چيز نبايد موجب شود كه در حركت علمى آنها، اندك توقف و تعللى به وجود آيد. دشمن اين را مىخواهد. نبايد بگذاريد او به اهدافش برسد. علىرغم خواست دشمن، بايد حركت علمى در كشور شكوفا و اميدبخش و آيندهنگر باشد.
عامل دوم، جهت فكرى و سياسى و انقلابى دانشگاه است؛ آن چيزى كه به علم هم جان و روح و جهت خواهد داد. در بيانات حضرت امام(ره) و وصيتنامهى ايشان، به اين نكتهى اساسى بسيار توجه شده است. دانشگاه لاابالى و بيگانه از ارزشهاى دينى و بىتفاوت و خونسرد نسبت به مفاهيم و جهتگيريهاى انقلابى، دانشگاهى كه در او نبض انقلاب نزند، دانشگاهى كه اعضايش - چه دانشجو و چه استاد - نسبت به حركت انقلابى ملت ايران و براى پيشاهنگى و پيشقراولى، احساس تكليف نكند و نقش درجهى يك را در كار انقلاب نداشته باشد، دانشگاهى نيست كه اميدبخش و تضمينكنندهى آينده و مورد نظر امام(ره) باشد.
دانشگاه جهتدار و ديندار، بشدت متمايل به ارزشهاى انقلابى و اسلامى است. البته ارزشهاى انقلابى از ارزشهاى اسلامى به هيچوجه تفكيكپذير نيست؛ اينها با هم يكى است. كسى نمىتواند بگويد من مسلمانم؛ اما انقلاب را قبول ندارم، و يا بگويد من انقلابى هستم؛ اما اسلام را قبول ندارم! امروز زندهترين تپشهاى انقلابى در اينجاست؛ بسيجكنندهترين نيروهاى مردمى، اين انقلاب است؛ در حالى كه سرتاسر دنيا، انباشته از انقلابهاى گوناگون است. پس انقلابى غيراسلامى و اسلامى غيرانقلابى نداريم. ارزشهاى انقلابى، همان ارزشهاى اسلامى است.
شما دانشجويان عزيز بايد بدانيد نقش دانشجو براى حركت انقلابى و پيشبرد آن، همچنان يك نقش زنده است. خيال نكنيد كه انقلاب تمام شد؛ انقلاب ادامه دارد. اگر انقلاب به معناى ايجاد تحول بنيادين است و نويد نجات و سعادت و صلاح براى قشرهاى عظيم محروم و مظلوم را مىدهد و دشمنهايى در برابر جهتگيريهاى آن به صفآرايى برمىخيزند، طبيعى است كه اين كار هنوز جريان دارد و تمام نشده است. دليلش، دشمنيها و خصومتهايى است كه در دنيا نسبت به ما مىشود و نيز حمايتها و محبتها و صميميتهايى است كه از طرف ملتهاى مظلوم دنيا نسبت به اين انقلاب و رهبر آن - كه شما اين روزها مظهرش را مىبينيد - ابراز مىشود.
مردم يك كشور بيگانه كه نه زبان ما را مىدانند و نه حتّى با الفباى فرهنگ ما آشنا هستند، در فقدان امام عزيز ما به سرشان مىزنند و اشك مىريزند و پرچم جمهورى اسلامى را جلوى راهپيماييشان حركت مىدهند و به آن افتخار مىكنند. آنها در اين مصيبت بزرگ، احساس مىكنند پدر مهربانى را از دست دادهاند.
اگرچه امروز دشمنهاى جهانى جمهورى اسلامى تودهنى سختى به وسيلهى شما مردم خوردند و انتظارشان از روز و لحظهى در گذشت رهبركبير انقلاب برآورده نشد، اما مطمئناً هنوز دست از خصومت و خباثت و توطئه و كيد و مكر عليه انقلاب و نظام مظلوم جمهورى اسلامى برنداشتهاند. ما بايد در صحنه باشيم. مردم بايد هوشيار و بيدار باشند. دشمنى كه در مقابل ماست، دشمنى است كه از ارزشهاى انسانى بويى نبرده است. اگر ملتى را ضعيف و تسليمپذير و توسرىخور يافت، لحظهيى براى ضربه زدن و لگدمال كردن درنگ نمىكند.
دشمنان ما - اين قلدرهاى معروف جهانى و در رأسشان امريكا - جز زبان زور و قلدرى هيچ چيز ديگر را نمىدانند و درك نمىكنند. اينطور نيست كه ملايمت كردن در مقابل آنها و روى خوش نشاندادن، موجب جلب همكارى يا محبت و يا انصراف آنها از خصومتها و خباثتها شود.
روح فرعونى خبيثى كه در طول تاريخ، ملتها و انسانها را همواره لگدمال كرده و مورد ظلم قرارداده، امروز در كالبد همين قدرتها حلول كرده است. آنها هرگونه نرمشى را، دليلى بر اقتدار خودشان مىگيرند. چرا ما در مقابل قدرتهاى زورگو و مستبد و ظالم كه از بن دندان با اسلام و ارزشهاى اسلامى و حقوق و قيام ملتها مخالفند، نرمش بخرج دهيم و احساس ضعف كنيم؟ ما هيچ احساس ضعفى نمىكنيم و به فضل پروردگار همواره احساس قدرت كردهايم. خداوند آگاه است كه امروز از صميم قلب، در مقابل همهى خصوم جمهورى اسلامى، احساس قدرت و توان مىكنيم.
ما براى ايستادگى روى اصولمان و حركت در خط همان اصول و به سمت آرمانهاى اعلامشدهى هميشگى، هيچ چيز كم نداريم. دشمنان خيال نكنند كه چون ملت ايران امام و رهبركبيرشان را از دست دادند، قدرت مقاومتشان را هم از دست دادهاند؛ اصلاً اينطور نيست. مردم، امروز مقاومتر از گذشته هستند. همهى ما احساس مىكنيم كه چون عنصر عظيمِ نيرومندِ مقتدرِ عزيزى را از دست دادهايم، بايد جاى خالى او را با احساسات و فكر و تلاش و همبستگى و كارمان پُر كنيم. ملت ايران نشان داد كه بايد تحليلگرهاى سياسى دستگاههاى استكبار، در تحليلهاى خود تجديدنظر كنند. آنهايى كه نسبت به مسايل ايران و آيندهى آن و دوران بعد از امام(ره) اظهارنظر كردند، بايد بافتههاى خودشان را برگردانند و حرفهاى خود را پس بگيرند.
ما قوى هستيم و به عزت پروردگار عزيزيم؛ منتها شما دانشجويان نقش خودتان را فراموش نكنيد. آگاهى سياسى كسب كنيد و نسبت به آنچه كه مىگذرد، هوشيار باشيد و انگيزه و تپش جوانانهى انقلابىِ متناسب با قشر شما، در خدمت هدفهاى نظام قرار گيرد.
عدهيى از افراد سادهانديش خيال مىكنند كه اگر دانشجو بخواهد حضور انقلابى داشته باشد، راهش اين است كه بر سر مسؤولان خود داد بكشد؛ خير، اينكه انقلابيگرى نيست. آنجايى كه مىبينيد دانشجو بر سر مسؤولان امر داد مىكشد، مسؤولان با دانشجويان همجهت نيستند؛ آنها مزدور امريكا هستند و اين جوانان نمىتوانند طاقت بياورند و بالاخره فرياد اعتراض مىكشند؛ كمااينكه در رژيم گذشته همينگونه بود و دانشجو و طلبه و مردم و وجدانهاى بيدار و انسانهاى شجاع و روحهاى سالم، بر سر مسؤولان امر داد مىكشيدند.
مبادا عدهيى به صورت فريبانگيز و با ترفندهاى گوناگون بيايند و به چند جوان ساده تفهيم كنند كه دانشجو بايستى فرياد بكشد! بله، فرياد بايد كشيده شود؛ ولى بر سر امريكا و قدرتهايى كه مزاحم مسؤولان و ادارهكنندگان نظام هستند. در هر دانشگاهى كه تحصيل مىكنيد، حضور دانشجويى خود را به صورت قوى و با خط درست حفظ كنيد.
عزيزان دانشجو و جوانهاى خوب و باصفا و سالم! تا آنجا كه در توان و قدرت شماست، در محيط دانشگاه يكپارچگى خود را حفظ بكنيد و نگذاريد نامهاى گوناگون، به معناى جهتگيريهاى گوناگون تلقى شود و نيروهايى كه بايد به سمت دشمن بايستند و موضع بگيرند، روبهروى هم قرار گيرند؛ مواظب اين خطر باشيد. مطلقاً نبايد اسمها و عنوانها، ديوار به وجود آورند و مرز ايجاد كنند. طرح عناوينى مثل دانشجوى اين وزارت و دانشجوى آن وزارت، دانشجوى اين دانشگاه و دانشجوى آن دانشگاه، دانشجوى دانشگاه دولتى و دانشجوى دانشگاه غيردولتى، انجمناسلامى اينجا و انجمن اسلامى آنجا، خطرآفرين است.
هنر بزرگ امام ما اين بود كه اين ديوارها را از ميانهى اجتماعات مردم برداشت؛ ديوارهايى كه فضاى عظيم و وسيع و باز را به حفرهها و خانهها و كلبههاى كوچك تبديل كرده بودند. او يك فضاى وسيع ساخت و دلها را با هم آشنا كرد و اين نيروى عظيم را به وجود آورد. روح «واعتصموا بحبلاللَّه جميعا»(1) در سخن و عمل او تجلى يافته بود؛ لذا اگر علىرغم اختلاف بعضى از سليقهها و ديدگاهها، بياييم و همين خط يكپارچگى و وحدت را ادامه دهيم، در حقيقت روح امام عزيز را احترام كردهايم.
خداوند انشاءاللَّه همهى شما را حفظ كند. دانشجويان و استادان و مديران و نمايندگان روحانى و معلمان و همهى كسانى را كه به نحوى در امور دانشگاهها دخالت دارند، مشمول رحمت و هدايت و لطف و فضل خودش قرار دهد. انشاءاللَّه خداوند به ما توفيق عنايت فرمايد، تا در خطى كه امام عزيزمان مىخواست و آرزو مىكرد، حركت كنيم.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) آلعمران: 103
/انتهاي پيام/