شهادت شخصيت هايى مثل شهيد بهشتى، حقانيت انقلاب را نشان مى‏دهد
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۶۵۳۶
بازخواني// سخنراني مقام معظم رهبري در 29 خرداد 1369:

شهادت شخصيت هايى مثل شهيد بهشتى، حقانيت انقلاب را نشان مى‏دهد

شهادت شخصيت هايى مثل شهيد بهشتى، صداقت و حقانيت انقلاب و طرفدارانش را نشان مى‏دهد.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 29 خرداد 1369 در ديدار با اعضاى ستاد برگزارى مراسم هفتم تير ايراد فرمودند، به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

اين حادثه، جزو آن حوادثى نبود كه بشود اجازه داد و فكر كرد كه فراموش بشود. يك حادثه‏ى مجرد از عوامل گوناگون در محيط انقلاب - چه از عوامل درونى انقلاب و چه از عوامل بيرونى متضاد با جهت‏گيرى انقلاب - نبود. ما وقتى حادثه‏ى هفتم تير را در ذهن خود مجسم مى‏كنيم، چند بُعد را بوضوح مى‏بينيم:

بُعد اول اين است كه اين جمهورى و اين انقلاب، چه دشمنان بدكينه‏ى به دور از انسانيتِ جسورِ بى‏رحمى داشته، كه حاضر بودند ناگهان در يك حادثه، هفتاد، هشتاد و يا صد نفر را دفن كنند، كه در بين اين شهدا، شخصيتهايى مثل شهيد بهشتى حضور دارند. حالا اين آقايان هم بحمداللَّه نجات پيدا كردند، والّا هفتاد و دو نفر نمى‏شد؛ بيش از اين تعداد مى‏شد. اين، واقعاً چيز خيلى عجيبى است. يعنى دشمنى كه اين‏طور حَقود باشد، خيلى تماشايى است. چه كسى باور مى‏كند كه معارض سياسى در يك كشور، تا آن‏جا حاضر باشد پيش برود كه تروريزم را در خدمت نابود كردن شخصيتهاى برجسته و معتبر - آن هم با اين حركت كلان - قرار بدهد؟! نبايد يادمان برود و مردم هم نبايد يادشان برود كه اين، چه عقبه‏ى حقيقتاً دشوارى بود كه انقلاب از آن گذشت. اين، يك بُعد قضيه است كه در حادثه‏ى هفتم تير، فوراً به ذهن مى‏آيد.

بُعد دوم، آسيب‏ناپذيرى انقلاب است. يعنى وقتى اين حادثه اتفاق افتاد، به جاى اين‏كه شعله‏ى انقلاب را خاموش و يا كم كند، مثل روغنى كه روى اين شعله ريخته بشود، باعث شد كه حماسه‏ى مردم، از همان ساعت اول اوج بگيرد. به‏طور كلى، قضيه به‏عكس آن چيزى بود كه دشمن مى‏خواست. دشمن، حادثه‏ى هفتم تير را انجام نداد تا مردم نسبت به حفظ انقلاب مصممتر و صفوفشان متحدتر بشود؛ اين حادثه را انجام داد كه منفذى در اين حصن به‏وجود آورد. نه فقط منفذى نشد، بلكه منافذ ديگر هم بسته شد. آسيب‏ناپذيرى انقلاب، واقعاً چه چيز عظيمى بود. اين دو مسأله و آن حضور مردم و آن گريه‏ها و تشييع‏جنازه‏ها - كه من البته خودم آنها را نديدم، ولى شنيدم و عكسها و فيلمها و تلويزيون را مشاهده كردم - چه هنگامه‏يى بوده است و مردم در آن حادثه، چه كردند.

بُعد سومى كه باز در اين حادثه هست و به نظر من مهم مى‏باشد، اين است كه شهادت شخصيتهايى مثل شهيد بهشتى، صداقت و حقانيت انقلاب و طرفدارانش را نشان مى‏دهد. البته در آن روز، بنا نبود كه فقط شهيد بهشتى به شهادت برسد؛ بلكه بنا بود همه كشته بشوند. يعنى آنها طرح را فقط براى شهيد بهشتى كه نريختند. آقاى هاشمى و من و آقاى باهنر و ديگران هم قرار بود در آن حادثه كشته بشويم. در انقلاب، تمام اين چهره‏هاى معروف و همه‏كاره‏ى انقلاب، در معرض شهادت قرار داشتند و از اين قضيه، روگردانى نداشتند. بعد از شهادت شهيد مطهرى، معلوم شد كه اين پا در انقلاب هست و عافيت نيست. همه فهميدند كه خطر مرگ، خيلى جدى و روبه‏رو، اين مسؤولان را تهديد مى‏كند. در عين حال، اينها اين‏طور قرص و محكم ايستادند. وقتى انسان كسى را مثل آقاى بهشتى و يا آن وزرا را - كه مسؤولان كشور بودند - مى‏دهد، احساس سرافرازى مى‏كند. اين شهادتها، صداقت و حقانيت انقلاب و طرفدارانش را نشان مى‏دهد.

پس، اين حادثه بايد زنده بماند. شما آقايان هم كه به اين قضيه همت گماشتيد، «شكّراللَّه مساعيكم». ان‏شاءاللَّه كه خداوند به شما كمك كند، تا بتوانيد اين كار را هرچه بهتر انجام بدهيد.

و اما نكته‏يى كه به نظر من بايد به آن توجه كرد، اين است كه سعى شود هفتم تير واقعاً احيا شود. حالا مسايل مالى و غير مالى و امثال اينها كه حل مى‏شود؛ اينها كه چيزى نيست. بالاخره پولى پيدا كرديد، لابد هم پيدا مى‏كنيد؛ كمااين‏كه هنوز هم خداى متعال، بالاخره كسانى را برمى‏انگيزد كه نگذارند اين بار به زمين بماند و كار را انجام مى‏دهيد؛ منتها مطلب اين است كه چه كار مى‏خواهيد بكنيد؟ پوستر و امثال اينها، خوب است. من هم از آن آدمهايى كه ضد پوستر باشند، نيستم. حالا بعضيها هستند كه از آن‏طرف افتاده‏اند و ضد پوسترند. تا صحبتِ پوستر و سيلك و امثال اينها بشود، فورى يك حالى مى‏شوند. من كه آن‏طورى نيستم؛ اما شما از پوستر و سيلك، چه مقصودى را تعقيب مى‏كنيد و اينها چه‏قدر آن مقصود را تأمين خواهند كرد؟ اين، واقعاً يك سؤال است. پنج هزار پرده‏ى سيلك در اين تهران بزرگ - حالا ايران را كار نداريم - كجا ديده مى‏شود؟ اين تعداد، يك خيابان را پُر خواهد كرد. ما وقتى سمينارى در يك خيابان داريم، اگر بخواهيم دو طرف اين محل را سيلك بزنيم كه همه بدانند اين خيابان جاى اين كار است، تقريباً به اين تعداد سيلك نياز داريم. يا مثلاً ممكن است چهارصدهزار پوستر شهيد بهشتى توزيع شود. شهيد بهشتى، اين همه عكس دارد؛ حالا در زير عكس نوشته خواهد شد: نهمين سالگرد شهادت. من اين سؤال را دارم كه از اين كار، چه چيزى در مى‏آيد؟

البته ممكن است شما اطراف قضيه را فكر كرده باشيد و كارهاى حسابى به ذهنتان رسيده باشد و بخواهيد عمل هم بكنيد - كه من نمى‏دانم - اما عرضم اين است كه اين كار بايد احيا بشود. احيايش چه‏طورى است؟ من عرض مى‏كنم، بيشترين سرمايه‏گذارى را روى اين قسمتِ قضيه بكنيد. براى آقاى مطهرى - شهيدى با اين عظمت - سه، چهار سال سالگرد مى‏گرفتند و راديو چيزى مى‏گفت و بعد يواش يواش به اين فكر افتادند كه كارى بكنند تا اين سالگردها، براى اين خطى كه مطهرى نماينده‏ى آن است، اثرى داشته باشد. اين كار را كردند و خوب هم هست. در هر سال، كارى مى‏كنند. مثلاً بحثى مى‏شود و مسأله‏ى جديدى در فضاى فكرى عالم اسلام توليد مى‏گردد يا پرداخته مى‏شود. بالاخره چنين كارهايى بايد كرد.

چگونه مى‏شود هفتم تير را بزرگ داشت؟ به نظر من، مسأله اين است. بحمداللَّه كفايت براى اين كار، در جمع شما هست. من نگاه كه مى‏كنم، آقايان علما و فرهنگيان باسابقه‏يى را مى‏بينم كه در اين جمع تشريف دارند. برادرانى هم كه در كار انقلاب بودند، در اين‏جا حضور دارند. بنابراين، چنين مجموعه‏يى، براى اين‏كه فكرى بكند، كفايت دارد. اما حالا اين فكر شده يا نشده، من نمى‏دانم. اگر نشده، بايد بشود.

خداوند ان‏شاءاللَّه كمك كند، راه را هموار نمايد، اين تلاشها را به كرم خودش مأجور و مقبول بدارد، كه همينها براى انسان مى‏ماند. ان‏شاءاللَّه موفق و مؤيد باشيد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار