نمايندگان مجلس بايستى آزاد و مستقل باشند
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۶۵۸۰
بازخواني// سخنراني مقام معظم رهبري در جمع نمايندگان مجلس پنجم:

نمايندگان مجلس بايستى آزاد و مستقل باشند

 اگر بعضى از نمايندگان، به خاطر اين كه اهل حوزه انتخابيه خوششان بيايد، پيشنهادى بكنند و بگويند فلان جا فلان چيز را بسازيد كه دولت الان آمادگى و بودجه هم ندارد و در برنامه هم نيست، اين كارها مناسب شأن نمايندگى نيست. اگر بخواهيد موفّق باشيد بايستى آزاد و مستقل باشيد.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 29 خرداد 1375 در ديدار با نمايندگان پنجمين دوره مجلس شوراى اسلامى ايراد فرمودند، به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

برادران و خواهران عزيز نماينده و منتخبان و برگزيدگان اين ملتِ بزرگ و هوشمند؛ خيلى خوش آمديد. بايد خداى متعال را سپاسگزار باشيم كه در نهايت لطف و فضل خود بر اين كشور و اين ملت، انتخابات را تسهيل و ملت عزيز و عظيم را بر حضور در اين ميدانِ امتحان تشويق فرمود و آنها را به گزينشهاى خوب و درست هدايت كرد.

مجلس پنجم در شرايطى تشكيل شد كه دشمنان اين ملت و اين كشور، با تنگ كردن دايره حمله‏هاى تبليغاتى و سياسى خود، بيش از هميشه مى‏خواستند و مى‏خواهند كه جمهورى اسلامى را به نحوى مورد تضعيف و كيد و مكر خودشان قرار دهند. آرزو مى‏كردند كه اين مجلس، سر وقت تشكيل نشود، يا حضور مردم در انتخابات آن، حضور چشمگيرى نباشد، يا در مراحل انتخاب نمايندگان، درگيريهايى ميان مردم، ميان خواص و ميان طرفداران چهره‏هاى معروف واقع شود و يا فضاى كشور به خاطر انتخابات، تيره و تار گردد و جوّ كينه‏ورزى نسبت به يكديگر، راه را بر بصيرتها و دلسوزيها ببندد. اينها آرزوهاى دشمن بود.

با همه وجود بايد خداى متعال را شكر كنيم كه هيچ يك از اينها تحقّق پيدا نكرد. مردم از هميشه بيشتر شركت كردند و با وجود حضور جناحهاى فكرى و سليقه‏اى مختلف، ميدان انتخابات، ميدانى پاك و بدون گرد و غبارهاى معمولىِ انتخابات گوناگون در دنيا انجام گرفت. در آن جايى كه آحاد و خواص مردم و گروههاى حزبى ادّعا مى‏كنند كه از تمدّن و نزاكت برخوردارند، ملاحظه مى‏كنيد و مى‏شنويد كه مردم به خاطر انتخابات، با ساطور به جان يكديگر مى‏افتند! قتلها مى‏شود، تشنّجها صورت مى‏گيرد و كشورها تا مدّتى، رهين حوادث انتخابات مى‏شوند. در كشور ما بحمداللَّه اين امتحان الهى به بهترين وجهى انجام گرفت و مردم از اين امتحانْ سربلند بيرون آمدند و يك بار ديگر نظام مقدّس اسلامى ثابت كرد و نشان داد كه كارايى اداره كشور، همراه با نظم و انضباط و خويشتندارىِ افراد و به كارگيرى حدّاكثر فكر و حوصله و منش انسانى و بزرگوارانه را داراست.

امروز بحمداللَّه مجلس تشكيل شده است و من آن طورى كه قضاياى داخلى مجلس را دنبال مى‏كنم، مى‏بينم كه همه برادران و خواهران در مجلس - آن گونه كه به نظر مى‏رسد - به ضرورتهاى اين كشور، به نيازهاى اين ملت و وظايف اساسى و كلانى كه بر دوش آنهاست، توجّه دارند. آن وظايف اساسى و كلان، حتّى گاهى از قانونگذارى هم مهمتر است؛ يعنى حفظ آبروى اين ملت و اين انقلاب و حفظ الزاماتى كه حضور در جامعه بين‏المللى را با سرِ برافراشته و دلِ عزيز و شخصيتِ مقتدر ايجاب مى‏كند. بحمداللَّه مسأله اعتبارنامه‏ها هم به خوبى مشغول انجام يا رو به پايان است و كار جدّى مجلس به زودى ان‏شاءاللَّه آغاز خواهد شد و هر چه زودتر هم آغاز بشود، بهتر است. مردم منتظرند و نيازمند اقدام شما هستند.

آنچه مهمّ است كه ما خدمت شما عرض كنيم - اگر چه براى شما تازه نيست و همه شما بحمداللَّه از آن انديشه لازم و فهم معارف اسلامى برخورداريد. ليكن از باب تذكره و يادآورى مطرح مى‏كنم - اين است كه نمايندگى هم براى شما امتحان است. همه حوادث در زندگىِ فرد مؤمن امتحان است. از حوادث كوچكى كه داخل خانه يا محيط كار شما و با دوستانتان و در معاملات روزمرّه‏تان پيش مى‏آيد تا حوادث بزرگ، تا كارهاى تعيين‏كننده، تا يك امضاى كارآمد، تا يك سخن مؤثّر كه از شما صادر مى‏شود، همه و همه امتحان است. «ليبلوكم ايّكم احسن عملاً».(1) اين، خلاصه مطلب است.

اساس فهم و رؤيت دينى در باب حيات انسان اين است كه اگر فرد انسانى، در مجموع اين امتحانات از عهده برآمد، سعادتمند و برخوردار از فلاح است. اگر خداى نكرده ما در اين امتحانات شكست بخوريم و از عهده امتحان برنياييم، آن وقت خسران است. بين فلاح و خسران، يك لحظه كوتاه فاصله است. آن لحظه كوتاه هم رهين اراده و نيّت و همّت فرد انسانى است. به نمايندگى مجلس، به اين چشم نگاه كنيد. به مسؤوليتهاى مهمّ و پر سر و صدا و پرآوازه در جامعه، به اين چشم نگاه كنيم. به شهرتها و مأموريتها و ثروت دنيا و اقتدار اجتماعى و نفوذ مردمى، بايد به چشم امتحان نگاه كرد.

حادثه‏اى پيش پاى ماست و تكليفى هم در مورد آن حادثه هست. هيچ جا هم تكليف مبهم نيست. نمى‏شود گفت كه من در اين قضيه، تكليف خود را نمى‏دانم. در شريعتِ «سمحه سهله»، اگر تكليفها ناپيدا و مبهم و معضل باشد، خلاف حكمت است و چنين چيزى هم نيست. يا «بيّن‏الرشد» است كه بايد انجام داد و يا «بيّن‏الغىّ» است كه بايد اجتناب كرد و يا «مشتبه» است كه ميدان باز است و در موارد مشتبه، گاهى جاىِ آن است كه انسان بگويد من تكليف ندارم. گاهى به خاطر اهميت قضيه، جاى آن است كه انسان هر چند تكليف را نمى‏داند، ولى مثل مكلّف عمل كند. هيچ جا مبهم نيست. آن جايى هم كه موضوع مبهم مى‏نمايد، حكم روشن است. شارع مقدّس نگذاشته است كه مكلّفان در فهميدن تكليف شرعى خودشان، دچار ترديد و تزلزل و ريب شوند. ريبى وجود ندارد.

انگيزه‏هاى انسانى، در همه اين كارها جلوى انسان رژه مى‏روند. بعضى از اين انگيزه‏هاى انسانى، انگيزه‏هاى الهيند و به رضاى الهى بر مى‏گردند. بعضى از اين انگيزه‏ها، به رضاى الهى بر نمى‏گردند؛ بلكه به هواى نفس بر مى‏گردند. اگر من و شما نتوانيم انگيزه‏هاى يكديگر را بفهميم، انگيزه‏هاى خودمان را مى‏توانيم بفهميم. اين يك دستور كلّى است. عزيزان من! اگر اين طور عمل كرديم، مجلس ما مجلسِ موفّق، كشور ما كشورِ پيشرفته و راه ما راهِ مستقيم و روشنى خواهد بود و اهداف ما - حتّى اهداف دنيايى - تحقّق پيدا خواهد كرد.

ويژگى عجيبى كه در معارف اسلامى وجود دارد - و شايد همه اديان همين طورند - تلفيق بين سعادت فردى و سعادت جمعى است. اگر چه اين طور هم نيست كه همه جا سعادت نهايىِ فردى، با سعادت و فلاح اجتماعى ملازم باشد - مثل اين كه يك نفر در راه خدا مبارزه مى‏كند، شهيد مى‏شود و به سعادت فردى خود مى‏رسد، اما آن نهضت مثلاً در نهايت ناكام مى‏شود - اما غالباً اين گونه است كه اين دو خط روى هم قرار دارند. يعنى اگر انسانها حتّى سعادت فردى خود را طلب كنند و براى خدا كار كنند تا به بهشت بروند و رضاى خدا را طلب نمايند؛ ولو قصدشان هم هيچ چيز غير از اين نباشد و فرضاً بگويند ما كارى به كشور نداريم و مى‏خواهيم ببينيم كه چه چيزى ما را پيش خدا روسفيد مى‏كند و آن وقت با چشم باز و معلومات كافى بنشينند ببينند كه چه چيزى آنها را پيش خدا روسفيد مى‏كند و آن را انجام دهند؛ اگر اين هم بشود، كشور - مثل افراد - به روسفيدى خواهد رسيد.

امروز كه به فضل پروردگار، نظام اسلامىْ مستقر و دولتى اسلامى بر سر كار است و مسؤولان كشور جزو ممتازان اسلامى و دينى و تجربه شده‏هاى اين راه هستند، براى انطباق اين دو خط، زمينه از هميشه آماده‏تر است. شما براى خدا كار كنيد و ببينيد تكليفتان چيست و چه چيزى خدا را از شما راضى مى‏كند. در شناخت موضوع، سختگيرى كنيد كه تسويلات نفسانى جلوِ چشم را نگيرد؛ چون مى‏دانيد كه تسويلات نفسانى در مراحل مقدّماتى، جلوِ چشم انسان را مى‏گيرد. انسانْ با دقّت مى‏تواند آن پرده را از جلوِ چشم بردارد و حساب خود را با خدا روشن كند و در امر خود دچار اشتباه نشود. اين، براى همه ممكن است. سعى كنيم كه اين طور شود. اگر اين گونه شد، بدون ترديد مجلس، مجلسِ موفّقى خواهد شد و كشور پيش خواهد رفت. «ولينصرن‏اللَّه من ينصره(2)»، يك آيه بيّنه قرآن كريم است كه هيچ ابهامى در آن نيست. خدا را نصرت كنيد، خدا هم شما را نصرت خواهد كرد. «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا(3)»، يك آيه مبيّنه است و هيچ تشابهى در آن نيست. شما براى خدا مجاهدت كنيد، خداى متعال هم راه را به شما نشان خواهد داد.

اين زندگى هم مى‏گذرد. پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال - كمتر يا بيشتر - مثل برق مى‏گذرد. اين مسؤوليتها هم زودتر از زندگى تمام مى‏شود. تا ديروز كسانى در اين مجلس مى‏نشستند، امروز شما مى‏نشينيد، فردا هم كسان ديگرى مى‏نشينند. اين مأموريتِ كوتاه مدّت، ارزش اين را ندارد كه به صورت يك اصل در مقابل تكليف شرعى - كه بزرگتر از آن است - قرار گيرد. آن مأموريت كوتاه مدّت، در مقابل تكليف شرعى كوچك است. اين، حرف اساسى ما با شماست.

مجلس، بحمداللَّه مجلسِ خوبى است. تقريباً مى‏شود گفت كه مجالس قبلى ما هم به طور عموم يا اغلب، اين طور بوده است. من به تركيب مجلس كه نگاه مى‏كنم، مى‏بينم كه در آن تركيبهاى خوبى دور هم نشسته‏اند: انسانهاى مؤمن، انسانهايى از طبقات متوسّط مردم، بدون وابستگيهاى اشرافى و بدون وابستگيهاى ناسالم سياسى. جناحهاى سياسى‏اى هم كه در بين برادران و خواهران ماست، اگر چه يك دسته‏بندى است و نمى‏خواهيم جلوِ اين معنا گرفته شود - بالاخره هر گروهى شعارى دارند و حرفى مى‏زنند - اما اگر به حاقّ واقع نگاه كنيد، همه يكى هستند و يك چيز مى‏خواهند و يك طور مى‏انديشند. اگر فرض كنيم افرادى از اين مجموعه، شاذّ و بيرون باشند، بسيار بسيار كم و نادرند كه من بعيد هم مى‏دانم چنين چيزى وجود داشته باشد.

مجلس، بحمداللَّه مجلسِ خوبى است. در طول زندگى تاريخى اين ملت، مردم ما مجلس حقيقى را بعد از انقلاب تجربه كردند. قبل از انقلاب - جز دو سه دوره - مجلس مردمى در اين كشور وجود نداشت. يكى دو دوره در اوايل، بعد هم يك دوره در وسط، مجلس مردمى و ملى بود. در همان مجالس ملى هم كه مردم انتخاب مى‏كردند، به سراغ فلان معلّم يا فلان كارگر يا فلان روحانى كه در شهرى مشغول خدمتگزارى است - نه روحانيون خيلى نام و نشان‏دار - نمى‏رفتند؛ بلكه سراغ خوانين و اشراف‏زاده‏ها و شاهزاده‏ها مى‏رفتند. به خاطر تربيتهاى غلطى كه وجود داشت، حتّى مردم هم آنها را انتخاب مى‏كردند.

امروز مجلس، مجلسِ اين مردم است. نمايندگان، حقيقتاً نمايندگان مردمند. هيچ كس نمى‏تواند بگويد كه در اين مجلس، كسانى وجود داشته باشند كه نخواهند احكام اسلامى در اين كشور مستقر و پياده شود. من چنين گمانى نمى‏كنم. حتّى كسانى كه از اقليتهاى مذهبى هستند و به صورت عقيده شخصى، اعتقاد به دين مقدّس اسلام ندارند، جمهورى اسلامى را پذيرفته‏اند. جمهورى اسلامى، يعنى مجموعه احكام اسلامى. آنها هم براى همين تلاش مى‏كنند. هيچ كس در اين مجلس وجود ندارد كه نخواهد اين مملكت به شكل صحيح و اسلامى و همراه با استقلال، نوسازى شود. هيچ كس وجود ندارد كه نخواهد فقر از بين مردم ريشه‏كن شود. هيچ كس وجود ندارد كه نخواهد براى مردم رفاه به وجود آيد. در مجالسِ دوران قبل از انقلاب، كسانى بودند كه مى‏گفتند جيب ما پُر شود، ملك ما حفظ شود، سود ما تأمين گردد؛ مردم هم بروند هر كار مى‏خواهند بكنند! اگر ايران را آب فرا مى‏گرفت، خانه‏ها خراب مى‏شد و هزاران نفر از گرسنگى مى‏مردند، برايشان مهمّ نبود. در مجلسِ اسلامى بعد از انقلاب، چنين چيزى متصوّر نيست. بنابراين، همه يك چيز را مى‏خواهند.

برادران و خواهران عزيز! آنچه مهمّ است، اين است كه امروز شما تمكّنى داريد كه ديروز كه نماينده نبوديد، نداشتيد: تمكّن قانونگذارى. وظيفه اصلى مجلس، قانونگذارى است. البته وظايف ديگر هم دارد كه در قانون اساسى مشخّص شده است؛ مثل نظارت بر امور دولت و تعيين وزرا و از اين قبيل. اهمّ اين وظايف، قانونگذارى است. نبايد قانونگذارى را به چشم يك امر كوچك و فردى و جداى از يكديگر نگاه كرد. مجموعه قوانينى كه شما مى‏گذاريد - چه به صورت قانونهاى جدا جدا، چه به صورت قانون بودجه يكساله، چه به صورت برنامه‏هاى بلند مدّتِ پنجساله و يا اگر همّت كنند، بيشتر - همه اينها عبارت است از آن چيزى كه اين كشور در آن طريق سير خواهد كرد. راه اين كشور و اين ملت، همين قانونى است كه شما مى‏گذاريد. دولت هم تابع شماست. قانونِ شماست كه دولت را موظّف و مكلّف مى‏كند كه بايد از اين طرف و يا از آن طرف حركت كند. پس، همه چيز به شما برگشت.

اگر در اين كشور، يك عارضه اقتصادى يا فرهنگى يا سياسى وجود دارد كه براى ملت يا براى اسلام مضرّ است و يا اين كه براى ملت، معوّق رسيدن به راههاى اهداف هدايت و اهداف نهايى و آرمانهاست، حلّ اين مشكل به شما نگاه مى‏كند. شما هستيد كه موظفّيد. اگر شما قانون تصويب نكنيد. دولت مى‏تواند دست روى دست بگذارد و بنشيند و بگويد من كارى ندارم بكنم. البته دولت چنين كارى نخواهد كرد. دولت كمك و پشتيبان و راه‏اندازنده مجلس است و در واقع با لوايح و پيشنهادها و با كارشناسى خود، مجلس را يارى مى‏دهد.

امروز بحمداللَّه دولت، دولت كارآمدى است و مسؤولان دولتى، مسؤولان دلسوزى هستند. باز هم مى‏توانم عرض كنم كه در طول تاريخ ايران، ما مجموعه وزرايى مثل وزرايى كه امروز داريم، هيچ وقت نداشته‏ايم. مجموعه اداره كنندگان اجرايى كشور، هيچ وقت در هيچ دوره‏اى از ادوار، مثل آنچه كه امروز در اختيار اين ملت است، وجود نداشته است. در مجموعِ ادوار كشور، در رأس قوّه مجريّه، انسانى كه از همه جهت مورد تأييد و ستايش باشد - مثل رئيس جمهورِ امروزمان - هرگز نداشته‏ايم. اينها حقايقى در جامعه ماست و واقعياتى است كه وجود دارد و تكليف همه را روشن مى‏كند. اين چيزها بارها را سنگين مى‏كند.

اگر رئيس جمهورمان آدم كارآمد و پُر كارى نبود؛ انسانِ داراى احساس مسؤوليتى نبود؛ اگر بينش دينى نداشت واگر در راه خدا مجاهدت نكرده بود، مجلس هر چه هم قانونِ خوب تصويب مى‏كرد، چه فايده داشت؟ وقتى مجرى وجود نداشته باشد، قانون فايده‏اى ندارد. پس، وجود مجرىِ خوب، مثل وجود دستهاى كارآمد و بازوان تواناست. شما بايد راه را نشان دهيد و خط را ترسيم كنيد. مجلس شوراى اسلامى، اين‏گونه است. لذا همان طور هم كه در پيام اخير، خدمت آقايان و خانمها عرض كرديم، ارزش يك دقيقه وقت شما خيلى زياد است. نبايستى يك دقيقه وقتِ مقرّر و موظّف مجلس - چه در كميسيونها و چه در داخل صحن مجلس - تلف و ضايع شود. بايد فعّال حركت كنيد. واقعاً مسؤوليتِ سنگينى است. خداى متعال در روز قيامت، از يكايك دقايق و اقدامات شما در اين كار سؤال خواهد كرد. از همه آن تأييدها يا ردهايى كه مى‏كنيد، سؤال خواهد كرد. اگر تأييد نكنيد و بگوييد پس حالا كه اين قدر سخت است، كارت سفيد مى‏دهيم يا در اين مجلس بى‏طرف مى‏شويم؛ از اين هم سؤال خواهد كرد كه چرا رأى نداديد؟ بايد رأى دهيد. وقتى كه شما در امرى حَكَم هستيد و براى تصميم‏گيرى جهت كارى بزرگ، شما را در آن جا نصب كرده‏اند، بايد آن كار را انجام دهيد. اگر انجام هم ندهيد، مؤاخذه خواهيد شد. اوّلاً موظفيد انجام دهيد، ثانياً خوب و درست و متقن انجام دهيد. قضيه اين است. كار بسيار سنگينى است.

اگر با اين ديد به نمايندگى نگاه كرديد، آن وقت همه آنات شما حسنه است. بدانيد هيچ عبادتى هم ديگر بالاتر از كارى كه شما مى‏كنيد، نخواهد بود. هيچ كس غصه نخورد كه من با آمدن به مجلس، مثلاً از فلان وظيفه عبادى باز ماندم و فرضاً ديگر عمره و يا زيارت نمى‏توانم بروم. نخير؛ اين به مراتب از آن بالاتر است. اگر اين گونه عمل كرديد، از هر عبادتى در ميزان الهى سنگينتر است. با احساس مسؤوليت و مراقبت نمايندگان الهى و كرام‏الكاتبين و «كنت انت‏الرّقيب علىّ من وارئهم والشّاهد لما خفى عنهم(4)»، خود خداى متعال هم مراقب شماست. يك مجلسِ اين‏گونه، در طول چهار سال مى‏تواند بزرگترين خدمات را به اين كشور و اين ملت بكند و هر چه بعد از انقلاب در اين مملكت، كارِ خوب شده است، ثواب و حسنه بخش عمده‏اى از آن، به نمايندگانى متعلّق است كه در دوره‏هاى چهارگانه گذشته بوده‏اند و خوب عمل كرده‏اند و تلاش مناسب انجام داده‏اند.

بايستى كارهاى جزئى و ايراد نطق براى جلب توجّه اين يا آن را و اين كه فلان طايفه و اهل فلان شهر و فلان روستا از ما راضى شوند و فلان خطّ سياسى از ما خوشش بيايد، اين كلمه را بگوييم يا نگوييم، اين تأييد را بكنيم يا نكنيم، كنار گذاشت. اينها كارهاى مجلس نيست. بعضى معوّق كار مجلس است، بعضى هم خنثى است. اگر بعضى از نمايندگان، به خاطر اين كه اهل حوزه انتخابيه خوششان بيايد، پيشنهادى بكنند و بگويند فلان جا فلان چيز را بسازيد كه دولت الان آمادگى و بودجه هم ندارد و در برنامه هم نيست، اين كارها مناسب شأن نمايندگى نيست.

اگر بخواهيد موفّق باشيد - همان طور كه عرض كردم - بايستى آزاد و مستقل باشيد. اين كه من در قضاياى انتخابات، با ورود وزرا در كار انتخابات مخالفت كردم، يك علّتش همين است. البته علل مختلفى داشت؛ يكى از آنها اين است. جريانهاى مختلف سياسى، بايد در انتخابات و در همه قضاياى كشور شركت كنند. هيچ قضيه‏اى از قضاياى كشور، در انحصار يك قشر و يك فكر و يك سليقه سياسى نيست. همه بايد شركت كنند. اين چيزى است كه ما به تجربه دريافتيم كه صلاح و پيشرفت كشور، بسته به اين است. لذا در همين قضيه هم بود كه ما در مقدّمات كار، تشويق كرديم كه جريانهاى مختلف در امر انتخابات وارد شوند. هميشه همين طور است و در آينده هم جريانهاى مختلف را براى ورود در ميدانهاى اجتماعى تشويق خواهيم كرد؛ اما ما وزرا را صريحاً نهى كرديم و گفتيم وزرا حق ندارند وارد شوند. يك علّتش همين است كه قوّه مجريّه با قوّه مقنّنه نبايد تداخل كند. هر دو به عنوان دو قوّه، در يك جبهه هستند و براى كشور كار مى‏كنند؛ اما دو كار مى‏كنند. نمى‏شود يك نفر، هم بازيكن و هم داور باشد؛ هم خط معيّن كننده و هم اجرا كننده باشد.

وقتى كه ما مى‏گوييم نمايندگان مجلس مستقل باشند، يعنى به تشخيص خودشان نگاه كنند. البته از كارشناسان بايد مدد بگيرند. كارشناسان، هم در وزارتخانه‏ها و هم در دانشگاهها و هم در خود مجلس هستند. بحمداللَّه امروز ما كارشناس كم نداريم. من روزى دغدغه كارشناسان ناسالم را داشتم و در دوره گذشته كه نمايندگان مجلس، در اوّل دوره به اين جا آمده بودند، هم به آنها و هم به مسؤولان كشور و كارگزاران امور اجرايى گفتم كه مراقب كارشناسان باشيد. كارشناسى را شما نمى‏شناسيد كيست؛ اما ورقه كارشناسى‏اش روى ميز كار شماست. احياناً امضاى يك كارشناس مهمّ مؤيّد به امضاى يك مدير يا يك وزير هم روى ميز شماست. بفهميد كارشناس كيست. كارشناس گاهى توجيهى مى‏كند كه صاحب كار و كننده كار، از فلسفه آن توجيه بى‏اطّلاع است. ما در تجربه طولانى كار اجرايى، به اين معانى از نزديك رسيديم. الان هم من مراقب مسائل هستم و كارهايى را كه به مجلس يا به دولت و يا به بخشهاى مختلف داده مى‏شود، مشاهده مى‏كنم. امروز بحمداللَّه ما دچار كمبود در امر كارشناس نيستم. ما در سازمان برنامه و وزارتخانه‏ها و در خود مجلس، كارشناسان خوب و مؤمن و حزب‏اللّهى داريم. از كارشناسان بايد استفاده كرد؛ اما شنيدن حرف كارشناس براى سهولت تصميم‏گيرى و تدبّر و تأمّل روى آن، يك حرف است و رعايت خواست يك مسؤول اجرايى در امر لايحه و طرح قانونى و غيره، حرف ديگر است. دومى منفى است، ولى اوّلى مثبت است.

اگر مجلس، مجلسى باشد كه خود نماينده و كميسيون فكر كند و تشخيص دهد و روى آن پا بفشارد و دولت را به دنبال خود بكشد، آن وقت اين مجلس، مجلس كارآمدى خواهد بود كه مى‏تواند كشور را به بهترين وجهى اداره كند. اين عرضى است كه ما مكرّر در مكرّر، با برادران و خواهران نماينده در ميان گذاشتيم و حالا هم به شما عرض مى‏كنيم. البته - همان طور كه عرض كردم - خوشبختانه مسؤولان دولتى، دلسوز و علاقه‏مندند و از روى احساس وظيفه كار مى‏كنند. حدس من اين است كه در بين وزرا كسانى هستند كه كارهايى را كه انجام مى‏دهند، يكايكش را ملاحظه مى‏كنند و مى‏بينند كه آيا رضاى خدا در آن هست يا نه. بحمداللَّه امروز چنين وزرا و دولتى داريم. حالا شخص رئيس جمهور و خصوصيات ايشان كه مردى مؤمن، عالم، مجاهد فى‏سبيل‏اللَّه، مسلّط بر امور كشور، مجرّب و كارآزموده است، به جاى خود محفوظ. بحمداللَّه شخص رئيس دولت و آحاد وزراى ما هم از اين امتيازات بزرگ برخوردارند؛ ليكن شما نماينده مردم هستيد و شأن شما بايستى آن شأنى باشد كه از شما توقّع مى‏رود. به هر حال، به خدا توكّل كنيد. خداى متعال هم ان‏شاءاللَّه كارها را آسان خواهد كرد. اين وحدت و همدلى و تلائمى را كه بحمداللَّه در مجلس هست، روز به روز بيشتر كنيد. اگر در پايان اين دوره، جناحهاى سياسى‏اى كه حالا خيال مى‏كنند با هم اختلاف دارند، به اين نتيجه برسند كه با هم اختلافى ندارند و با هم رفيق و دوست هستند، بدانيد كه هم كشور و هم شما، يك بُرد بزرگ كرده‏ايد.

ان‏شاءاللَّه خداوند شما را بر پيروى مرضات خود موفّق كند. همه ما را به آنچه رضاى او در آن است، هدايت فرمايد. كشور و ملت را روز به روز به پيش ببرد و به خاطر كارها و تلاشهاى شما، روح مقدّس امام بزرگوار ما را - كه آنچه داريم، از بركات آن وجود مبارك و بزرگ و شخصيت عظيم‏الشّأن است - روز به روز شادتر فرمايد.

السّلام عليكم و رحمةاللَّه‏

1) هود: 7

2) حجّ: 40

3) عنكبوت: 69

4) الاقبال باعمال الحسنه، ج 3، ص 332

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار