عمل به قانون اساسى، علاج اساسى دردهاى اين كشور است
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 29 خرداد 1379 در ديدار با نمايندگان ششمين دوره مجلس شوراى اسلامى ايراد فرمودند، به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
برادران و خواهران عزيز! نمايندگان و منتخبان محترم و همكاران جديد و عزيز ما در ادارهى اين كشور بزرگ و اين انقلاب عظيم و رسيدن به هدفها و آرمانهايى كه خداى متعال براى ملت مسلمان و مجاهدان راه خودش وعده فرموده! خيلى خوش آمديد.
اولين مطلبى كه هر مسؤولى در نظام اسلامى - از جمله شما برادران و خواهران عزيز - مناسب است كه در ذهن داشته باشد، شكر خداوند متعال بهخاطر اين مسؤوليت بزرگ است. اينطور نيست كه هر وقت انسان بخواهد در خدمت مردم، در خدمت اسلام و در خدمت هدفهاى عالى قرار گيرد، اين كار برايش ميسّر باشد. زمانها و شرايط مختلف است و امكانات هميشه در دسترس نيست. اين شرف بزرگى براى يك انسان مؤمن و متعهّد است كه احساس كند در جايى قرار گرفته كه مىتواند براى مردم، براى كشور، براى اسلام، براى هدفهاى والايى كه در عظمت آنها ترديدى نيست، تلاشى كند، زحمتى بكشد و قدمى بردارد.
عزيزان من! اگر خداى متعال هم كمك نكند، قدم از قدم نمىشود برداشت. كمك الهى يك امر تصادفى و غيرمنطقى و بىمحاسبه نيست؛ كمك الهى هم مترتب بر اين است كه انسان از خدا بخواهد، تلاش كند، استغاثه كند و او را به كمك بطلبد.
پيامبر بزرگوار ما - كه اين روزها به نام آن بزرگوار مزيّن است و ايام ولادت با سعادت اوست و براى همه مؤمنين و براى همه مسلمانان اسوه است - در هنگامههاى سخت، ملاحظه نمىكرد كه تضرّع او پيش خدا و كمك خواستن او از خدا ممكن است در ذهن مخاطبان و شاهدان و ناظران، اين تأثير را بگذارد كه او به خودى خود ناتوان است. به صراحت مىگفت من به خودى خود ناتوانم و بدون كمك خدا از من كارى برنمىآيد. در جنگ احزاب، در حالى كه همه دشمنان از اطراف، مدينه و پيامبر و گروه مؤمنين را محاصره كرده بودند، با اين نيّت كه اسلام و قرآن و پيام جديد را بهكلّى از بيخ و بن بكَنند، پيامبر اكرم در كنار آرايش نظامى، در كنار تدابير بسيار هوشمندانهاى كه در آنجا به كار برد، در كنار تحريض مردم بر مقاومت، در مقابل چشم مردم بر زمين زانو گذارد! بارها اين كار تكرار شد كه در كتابهاى سيره هست. پيامبر دستش را بلند مىكرد، تضرّع مىكرد، اشك مىريخت و مىگفت: پروردگارا! به ما كمك كن و نصرتت را به ما برسان و به ما توفيق بده.
بدون كمك الهى نمىتوانيم كارى انجام دهيم؛ و كمك و رحمت الهى جز با توجّه و توسّل به او، جز با شستشوى دل، جز با خالص كردن نيّت، جز با كنار گذاشتن هدفهاى حقير و كوچك شخصى ميسّر نخواهد بود؛ و اين انقلاب، با اين روحيه و با اين حالت پيروز شد؛ و اين مجلس شوراى اسلامى - كه افتخارى براى نظام جمهورى اسلامى و برگ زرّينى بر شناسنامه انقلاب و نظام ماست - با اين ترتيب پيش آمد.
ما قبل از انقلاب در اين كشور چيزى بهنام مجلس شورا را تجربه كرده بوديم. هركس كه آن مجلس و آن اوضاع و آن تاريخ را ديده، يا لمس كرده، يا در آثار خوانده است، قدر اين مجلس و اين انقلاب را مىداند؛ قدر آن مجاهدتهايى را مىداند كه باعث شد در طول بيست و يك سال، يك روز مجلس شوراى اسلامى تعطيل نشود. البته آن مجلس هم فرآورده اسلام بود. اگر مبارزات اسلامىِ مؤمنينِ به اسلام و علماى بزرگ نمىبود، آن مجلس هم شروع نمىشد؛ منتها آن مجلس منحرف شد. دو آفت بر آن مجلس مسلط شد: يكى تعطيل و توقّف، يكى انحراف. انحراف مجلس هم اين بود كه نمايندگان به وظيفه نمايندگى خود عمل نكردند. بعد از مجلس سوم و چهارم به اينطرف، چهار، پنج دوره مجلسِ دو ساله تشكيل شد كه تقريباً براساس انتخاب مردم بود؛ اما بعد ديگر انتخاب و گزينشى نبود و مردم حضور نداشتند! هيچكس بهقدر كسانى كه آن وضعيت را ديدند، يا لمس كردند، يا شنيدند و فهميدند، قدر اين مجلس شوراى اسلامى و اين محيط قانونگذارىِ آزاد و اين گزينش مردمىِ حقيقى را نمىداند. خدا را شكر بگزاريد كه شما را جزو كسانى قرار داد كه بتوانيد در چنين جايگاه مهم و رفيعى حضور پيدا كنيد؛ براى او فكر كنيد و تصميم بگيريد و براى انجام وظيفه، كار و تلاش و مجاهدت كنيد. اين كشور به تلاش و مجاهدت، بسيار احتياج دارد.
انقلاب اسلامى يك تجربه جديد و يك حرف نو در دنياست. نظام اسلامى يك حرف تازه در محيط سياسى عالم است. اين چيزى نيست كه نظامهايى كه منافع كلان قدرتهاى مستقر و مسيطر عالم به آن آنها وابسته است، حاضر باشند به آسانى از سرش بگذرند. لذا مقابله و معارضه و كارشكنى و تهديد مىكنند؛ براى اينكه بتوانند اين تجربه جديد را به شكست بكشانند. بنابراين، مشكلات، تحميلى است. علاوه بر ضعفها و فتورها و بىفكريها و عقب ماندگيهايى كه در طول زمان بر ملت و كشور ما تحميل شد، فشارهاى دشمن هم زياد است. در اين محيطِ حقيقتاً جنگ احزابى، مسؤولان نظام وظيفه دارند از همه توانشان استفاده كنند؛ براى اين كه بتوانند يك قدم جلو بروند و كارى انجام دهند و يكى از مشكلات را حل كنند و گرهها را بگشايند؛ و اين با اخلاص، با صفا، با همكارى، با حفظ آن مبانىاى كه اين انقلاب براساس آن بهوجود آمد، ممكن است.
عمل به قانون اساسى، علاج اساسى دردهاى اين كشور است. و عمل هم متوقّف بر اين است كه عناصر عمل كننده؛ چه آنهايى كه مجارى اجراى قانون اساسى را معيّن مىكنند - مثل دستگاههاى قانونگذارى - چه كسانى كه آن را اجرا مىكنند - مثل قوّه مجريّه - چه كسانىكه عدالت و تخلّفها را مورد ملاحظه قرار مىدهند - مثل قوّه قضاييّه - و همه دستاندركاران اين كشور، در مقام عمل، اخلاص و صفا و مسؤوليت و انجام وظيفه را ملاك خودشان قرار دهند. اين اساس قضيه است.
اين مجلس بحمداللَّه مجلسى است كه طبق آمارهاى ارائه شده، عناصر بسيارى از ايثارگران، رزمندگان و مجرّبان ميدانهاى گوناگون انقلاب، در آن جمع شدهاند؛ كسانىكه تلاش كردهاند و زحمت كشيدهاند و جان خودشان را در معرض فداى در راه اهداف انقلاب گذاشتهاند. بحمداللَّه سابقهداران و علاقهمندان به انقلاب در اين مجلس جمعند.
مجلس هميشه براى همه - براى مردم و براى مسؤولان - نقطه اساسى اميد است. كار مهمِّ شما اين است كه نگذاريد اين اميد ضعيف شود. البته همانطور كه جناب آقاى كرّوبى اشاره كردند، كليّت قانون اساسى بايد مورد نظر و توجّه شما باشد. در يك برنامهريزى بلندمدت و ميان مدت، تلاشتان اين باشد كه تا آنجايى كه بر عهده شماست و فرصتهاى شما اجازه مىدهد، اگر گيرى در اجراى اين قانون هست، آن را برطرف كنيد. انتقادپذيرى مسؤولان - كه جزو برنامههاى اين مجلس ذكر شد - از اساسىترين كارهاست. در گزينش و محاسبه مسؤولان، در ديوان محاسبات، در تنظيم بودجه، در تنظيم برنامه، در وضع قوانين، مُرّ حقيقت را در نظر بگيريد. اين اساس قضيه است. بسيارى از قوانين ما خوب هستند؛ اما جواب نمىدهند؛ چون در اجرا اشكال دارند. اگر حقيقتاً چشم بيناى مجلس - البته با انصاف، با عدالت، با رعايت حدود الهى - متوجّه مجريان باشد، اين مشكل برطرف يا لااقل كم خواهد شد. اينها چيزهاى بسيار مهمّى است.
البته اولويّتها را در نظر بگيريد. من در پيامى هم كه به مناسبت افتتاح مجلس به شما عزيزان عرض كردم، اين نكته را متذكّر شدم كه همه كارها را دفعتاً نمىشود انجام داد؛ اولويّتها را در نظر بگيريد. امروز در بعضى از گفتهها و اظهارات، راجع به شأن و شخصيّت و شرف و كرامت انسان در جامعه حرف زده مىشود. اين بلاشك از اصول اسلامى است؛ اما كدام نقض كرامت انسانى بالاتر از اين كه انسانى، رئيس عائلهاى، پدر خانوادهاى، در جامعهاى كه در آن همهچيز هم هست، نتواند اوّليات زندگى فرزندان خودش را تأمين كند؟! كدام تحقير از اين بالاتر است؟! كدام نقض شخصيّت و شرف و كرامت انسانى از اين بالاتر است؟! صبح تا شب كار كند، آخرش به من يا به شما يا به آن مسؤول ديگر نامه بنويسد كه من دو ماه است به خانهام گوشت نبردهام! يك وقت در جامعه گوشت و ميوه نيست، من و شما هم نمىخوريم؛ يك وقت در جامعه امكانات رفاهى نيست، من و شما هم استفاده نمىكنيم؛ يك وقت ايام عيد كه مىشود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمىكنند. در اين حالت كسى احساس سرشكستگى نمىكند - البلية اذا عمت طابت - اما وقتى همه چيز هست، وقتى كسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانستهاند براى خودشان آلاف و الوف و زندگيهاى تجمّلى فراهم كنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند كه برايشان پول خرج كردن هيچ اهميتى ندارد، جمع كثيرى از مردم كه در بين آنها رزمندگان و عناصر نظامى و كارمندان دولت و معلمان و روستاييان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنير بچههايشان را فراهم كنند، كدام شكستن شخصيّت و شرف انسانى از اين بالاتر است؟! شما مىخواهيد جواب چه كسى را بدهيد؟ شما مىخواهيد دل چه كسى را خوش كنيد؟ شما مىخواهيد چه كسى از شما راضى باشد؟
بله، مسأله معيشت قطعاً در اولويّت اوّل است. معيشت كه نبود، دين هم نيست؛ اخلاق هم نيست؛ حفظ عصمت و عفت هم نيست؛ اميد هم نيست. كسى را كه به موقعيتى دست پيدا كرده، به خاطر اين كه براى رفع نابسامانى و فقر، تلاش و مجاهدت كند و شب و روزِ خودش را صرف نمايد، ملامت نخواهند كرد. اولويّتها را پيدا كنيد. مسائل اساسى جامعه اينهاست.
عزيزان من! شما بدانيد كه دشمن شما، دشمن اين انقلاب، دشمن اين نظام، بُرندهترين حربهاى كه در اختيار خواهد داشت، فقر و گرفتارى اقتصادى مردم است. روى اين مسأله بايد فكر كرد. گرفتاريهاى اقتصادى مردم، همين بيكارىاى است كه در كلمات شما تكرار مىشود و درست هم هست؛ همين كمبودها و همين مشكلات فراوان است. البته فسادهاى گوناگون، سوءاستفادههاى گوناگون، تبعيضهاى گوناگون، مشكلات ادارى و مشكلات قضايى هم در كنارش هست. اولويّت اوّل براى شما اين است كه اميد مردم را حفظ كنيد. اولويّت اوّل اين است كه شكم مردم را سير كنيد. مىشود نشست و حرفهاى روشنفكرى زد: اگر فلانطور نشود، فلانطور نخواهد شد؛ اگر چنين نشود، چنان نخواهد شد؛ اما بايد ديد واقعيت چيست.
اين مسؤوليتها امروز هست، فردا نيست. همه ما در گذريم. مجلس شوراى اسلامى به فضل الهى پايدار بوده و پايدار خواهد ماند؛ ليكن ما كه پايدار نيستيم؛ ما چهار روز در اين جا هستيم و وظايفى داريم كه آن وظايف را بايستى انجام دهيم. در درجه اوّل بايد خدا را راضى كنيم. البته مردم را بايد راضى و دل آنها را شاد كرد؛ اما در درجه اوّل اين است كه فكر محاسبه الهى را بكنيم.
عزيزان من! خداى متعال از هر ساعتِ عمر شما در مجلس، از هر تصميمگيرىِ شما، از هر نشست و برخاست شما - كه اكنون مهم شده است - سؤال خواهد كرد. تا چندى پيش، شما مىنشستيد، برمىخاستيد؛ حركت و گفتار شما تأثيرى نمىگذاشت؛ اما امروز شما يك كلمه حرفتان، يك نشست و برخاستتان، يك دست بلند كردن و موضعگيريتان مؤثّر است. اين يك امكان است و اين امكان با خودش مسؤوليت سنگينى را مىآرود. در درجه اوّل هم خداى متعال از ما سؤال مىكند.
در تشخيصها، در گزينش اشخاص و در گزينش مسؤولان، بايد خدا را در نظر بگيريد. گزينش بايد گزينش هوشمندانه، عالمانه و دقيق باشد. اينها جزو وظايف حتمى است. آن كسى را كه شما سرِ كار مىآوريد، آن كسى را كه شما به او اعتراض مىكنيد، آن كسى را كه شما از او سؤال مىكنيد، آن كسى را كه شما استيضاح مىكنيد، يك مسؤول در نظام اسلامى است كه قدرت و توانايى و امكانات خود را از شما دارد. در اين كه اين توانايى را به چه كسى بدهيد، چگونه تصميمگيرى كنيد، چگونه تشخيص بدهيد، بايستى دقيق، هوشمندانه و بدون ملاحظه اين و آن عمل كنيد.
تقسيمبندى جناحها به چپ و راست و مدرن و سنّتى و غيره، حرف است. اينها حقايق نيست. حقيقت عبارت است از آن تكليف و مسؤوليتى كه شما داريد. آن مهم است. آن چيزى است كه گريبان ما را مىگيرد. آن چيزى است كه ما را به پاسخگويى در مقابل خدا وادار مىكند.
برادران عزيز! بعضى از كارها توبه دارد، بعضى از كارها توبه هم ندارد؛ چون اصلاحش ممكن نيست. شما ببينيد در قرآن كريم بعد از «الاّ الّذين تابوا»(1)، در موارد متعدّدى دارد: «واصلحوا».(2) گاهى توبه نسبت به كار شخصى ماست. در مسائل فردى، كار اشتباه و غلطى از ما سر مىزند، بعد هم به خداى متعال عرض مىكنيم: پروردگارا! اشتباه كرديم، غلط كرديم. اين تمام مىشود و مىرود. يك وقت است كه اين كار در صحنه جامعه تأثير مىگذارد؛ واقعيتى را به وجود مىآورد يا از بين مىبرد؛ توبه اين، به اين است كه آن را اصلاحش كنيم. مگر ممكن است هميشه اصلاح كرد؟ مگر در همه موارد ممكن است آبِ رفته را به جوى بازآورد؟ لذا بسيار بايد دقّت كرد.
بنده ضمن اين كه به خاطر اين مسؤوليت سنگينى كه داريد، بايد به شما عزيزان تبريك عرض كنم، بايد هشدار هم بدهم: مواظب باشيد؛ اين مسؤوليتِ بسيار سنگين و كار بسيار بزرگى است. همان قدر اين مسؤوليت سنگين است كه مسؤوليت بقيه كسانى كه در مسؤوليت قبل از شما بودند يا بعد از شما خواهند آمد. از خداى متعال بايد كمك و حمايت بخواهيد.
وامدار كسى هم نبايد بود؛ فقط وامدار آن سوگندى كه خوردهايد، باشيد. آن سوگند هم سوگند حقيقى است؛ يعنى قسمى شرعى است كه اگر نقض شود، يقيناً خلاف شرع انجام شده است و پيش خداى متعال مسؤوليتهاى سنگينى هم براى انسان دارد.
وظيفه ما اين است كه از هويّت انقلاب، اساس انقلاب و اساس اين نظام دفاع كنيم و اين نخواهد شد، جز اين كه در نظر داشته باشيم كه وظايف ما در اين قانون اساسىِ بحمداللَّه مترقّى و جامع - نمىگوييم بىعيب و بىنقص؛ اما قطعاً جزو جامعترين و كاملترين قوانين اساسىاى است كه امروز در دنيا وجود دارد - چيست. همين قانون اساسى، مجلس را ركن مهم اين نظام قرار داده است. اصل قضيه اين است كه اين ركن، وابسته به اين نظام الهى است. كسانِ پُر كار و پُرتلاش و پُر فعاليتى هستند كه مايل نيستند اين نظام با كلّيت خودش يا با روحِ اسلامى خودش باقى بماند.
وظيفه همه ما اين است كه در مقابل تسلّط مخالفان اين انقلاب و اين نظام، محكم و با قدرت باشيم. اگر خداى متعال به بنده هم - كه يك خدمتگزارِ داراى مسؤوليت هستم - توفيق دهد، مثل شما وظيفه من هم همين است. همه وظيفه دارند در مقابل كسانى كه درصددند پايههاى اين نظام را - چه پايههاى ايمانى آن را، چه پايههاى فكرى آن را، چه پايههاى اجرايى آن را - سست كنند، بايستند. اين وظيفه اساسى همه مسؤولان نظام است؛ چه قوّه مجريّه و در رأس آن رئيس جمهور، چه قوّه مقنّنه كه شما برادران و خواهران عزيز هستيد، چه قوّه قضاييّه و چه بقيه مسؤولان كه اين حقير هم در مجموعه مسؤولان قرار دارم. سعادت ما در اين است كه در اين راه بايستيم. ما با خداى متعال تعهّد كردهايم كه ايستادگى كنيم؛ انشاءاللَّه به اين تعهد عمل هم خواهيم كرد. ما نخواهيم گذاشت كه ضدّانقلاب و كسانى كه از اساس با اين انقلاب مخالف بودند، بتوانند در مراكز اثر گذارِ برروى افكار عمومى و برروى ايمان مردم، مقاصد خودشان را عملى كنند. مردم هم اين را از شما مىخواهند؛ خدا هم اين را از شما مىخواهد.
انشاءاللَّه خداى متعال به شما كمك كند و توفيق دهد كه اين چهار سال را با عافيت دين و دنيا بگذرانيد و خداى متعال را از خودتان راضى كنيد و آن وقتى كه از اين مسؤوليت جدا خواهيد شد، با احساس اين كه كارى براى اين كشور و اين ملت كردهايد، جدا شويد.
از خداوند متعال مىخواهيم كه به همه شما عزيزان توفيق عنايت كند و روزبهروز بركات خودش را بر شما و بر اين ملت، مستمّر و مستدام بدارد. انشاءاللَّه بركات حضرت بقيةاللَّه الاعظم ارواحنافداه و دعاى مستجاب آن بزرگوار هم شامل حال همه شما و ما باشد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) بقره: 160
2) بقره: 160
/انتهاي پيام/