زينب (س)؛ منادي عزت حسيني
در طول تاريخ بشريت، تاكنون قيامها و انقلابهاي بسياري صورت گرفته است كه تنها بعضي از آنها جاودانه و اثرگذار مانده است. شكي نيست كه يكي از مهمترين آنها قيام سرخ اباعبدا… الحسين(ع) است.
به راستي كه حماسة عاشوراي حسيني، شورانگيزترين و تأثيرگذارترين حماسة تاريخ بشري است كه نيرومندترين احساسات ميليونها انسان آزاده را برانگيخته به طوري كه از مرزهاي جغرافيايي و حتي اعتقادي نيز درگذشته است.
عشق و ارادت بخشي از مسيحيان، كليميان و آشوريان وغيرشيعيان خود به خوبي گواه اين حقيقت است. حوادث دردناك بسياري در طول تاريخ اتفاق افتاده كه با گذشت زمان كمرنگ و كمرنگتر و به فراموش خانه تاريخ سپرده شده است اما روز به روز برعظمت و تأثيرگذاري حادثه عاشورا در ميان جامعه انسانيت افزوده ميشود.
* كاروان تبليغي عاشورا به اذعان بسياري از مورخان و صاحب نظران، يكي از شاهكارهاي امام حسين(ع) در نهضت عاشورا و قيام كربلا، همراه بردن زنان و كودكان به عراق است.
شايد در نگاه اول اين گونه به نظر برسد كه خوب بود امام حسين(ع) در اين سفر از بردن اهل بيت خود خودداري ميكرد، حتي محمدبنحنفيه نيز در همين رابطه از برادرش سيدالشهدا(ع) پرسيد: «چرا زنان راه همراه خود ميبري؟». اما اگر درست به قضاياي عاشورا نگاه كنيم متوجه ميشويم كه اهل بيت امام (ع) بخشي از رسالت تاريخي سيد و سالار شهيدان(ع) را داشتند كه بدون حضور آنها در عرصه قيام، اين مهم تحقق نمييافت. چنانچه آن حضرت(ع) غير از اهل بيت، عدهاي ديگر را با خود ميبرد، يقيناً تمامي آنها به دست دشمن تادندان مسلح، همانند ديگر ياران امام حسين(ع) كشته ميشدند و در صورت حيات، به چنين افرادي پس از شهادت امام و يارانش اجازه و امكان تبليغ نميدادند.
از سويي نيز هيچ مبلّغ و خطيبي قادر نبود، همانند اهل بيت(ع) به خصوص سيدالساجدين(ع) و عالمه و عقيله بنيهاشم، زينب كبري(س) با كلام آتشين و خطبههاي گويا و منطقي خود مردم را تحت تأثير قرار دهد. براي بيان اهميت همراه بردن زنان و كودكان، همين بس كه امام حسين(ع) خود ميفرمايند: «در عالم خواب پيامبر(ص) را ملاقات كردم و به من فرمود: «اي حسين! وظيفة تو حركت به سوي كربلا وعراق است و خداوند خواسته است كه تو را كشته و آنان (زنان و فرزندان همراه) را اسير ببيند.»(1)
در نهضت تبليغي كاروان اسراي عاشوراييان قطعاً حضرت زينب(س) نقش بسيار برجستهتري از سايرين در كنار امام سجاد(ع) دارد.
* رهبري كاروان اسرا
سيدالشهدا(ع) وظيفه حفظ و مراقبت از زنان و كودكان و پرستاري از بيماران را به خواهرش زينب كبري(س) سپرده بود چون او با شناختي كه از شخصيت بينظير خواهرش داشت به خوبي ميدانست كه تنها زينب است كه ميتواند پناهگاه و تكيهگاه آنان باشد. دشمن پس از شهادت امام حسين و عزيزانش، اهل بيت(ع) را همراه سرهاي شهدا وارد كوفه كرد. وضع شهر كوفه با ورود اهل بيت(ع) غير عادي بود، برخي از مردم به جهت پيروزي يزيد خوشحالي ميكردند و برخي آگاهان به واقعه، از شهادت حسين بن علي(ع) اظهار ناراحتي ميكردند(2).
* خطابه پرسوز زينب كبري(س)
حضرت زينب كبري(س) ابتدا با اشاره، فرمان سكوت داد. با اشارة ايشان، جمعيت تماشاگر ساكت شد و كاروان ايستاد و در نيتجه سروصداي زنگ شترها هم آرام گرفت. آنگاه حضرت خطابهاي اين چنين ايراد فرمود: «اي مردم كوفه! اي اهل فريب و خيانت! آيا براي ما گريه ميكنيد؟ هنوز چشمان ما گريان است و نالههاي ما خاموش نشده است. مثل شما، مثل زني است كه رشته ميبافد و آنگاه خود آن را پاره ميكند … شما مستوجب عذاب خداييد، پس از آن كه ما را كشتيد بر ما گريه ميكنيد؟ آري،به خدا قسم! كه بايد بسيار گريه كنيد و كم بخنديد. هر آينه ننگ و عار اين خيانت، دامان شما را گرفته كه با هيچ آبي نميتوانيد اين لكه را بشوييد. چگونه شسته ميشود قتل پسر پيامبر(ص) و سيد جوانان اهل بهشت؟! شما كسي را كشتيد كه پناهگاه نيكانتان و دادرس شما به هنگام مصيبت و بلا بود. واي بر شما(3)»
*واي بر كوفيان!
آن حضرت همچنين در ادامه فرياد برآوردند: «اي مردم كوفه! ميدانيد چه پارة جگري را از پيامبر(ص) شكافتيد؟ كدام پرده نشينان عصمت را از پرده بيرون آورديد؟ آيا ميدانيد چه خوني از پيامبر(ص) به زمين ريختيد و چه حرمتي از او هتك كرديد؟ شما مرتكب گناهي عظيم شديد؛ گناهي كه زمين را پركرده و آسمان را فرا گرفته است. آيا شگفتي ميكنيد اگر از آسمان خون ببارد؟ هرآينه عذاب خداوند در آخرت ذلتآور و سختتر است، در حالي كه آن روز، شما ياري نميشويد. اكنون كه خداوند به شما مهلت داده، خوشدل نباشيد، چه آن كه خداوند در مجازات عجله نميكند. بدانيد كه پروردگار شما در كمين گاه است.»(4)
با اين كه خطبه زينب(س) تحت مراقبت شديد مأموران و دژخيمان عبيد ا… بن زياد ايراد ميشد، اما آن بانو با كمال قوت قلب، فصاحت و بلاغت و لحن دردمندانه و آهنگ پرطنين و كوبنده و در عين حال برخوردار از محتواي استوار و متين و خطبهاي رسا ايراد فرمود كه تمام فريب خوردگان وتماشاگران و بيخبران را بيدار و منقلب كرد و سرانجام، آه وناله و گريه و شيون بيسابقهاي فضاي شهر كوفه را فرا گرفت.
هر كلمهاي از خطبه آن بانوي بزرگوار،همچون صاعقهاي بر كاخ ستم يزيد فرود ميآمد، در حالي كه بر قلوب بسياري از مردم كوفه نور ميپاشيد. پيرمردي كه پيش از شنيدن اين خطبه، شايد اهل بيت عصمت و طهارات و فرزندان حسين بنعلي(ع) را افراد خارجي ميپنداشت، پس از قرائت خطبه گفت: «پدر ومادرم به قربان شما! پيرمردان شما بهترين پيرمردها و جوانان شما بهترين جوانان و فرزندان شما بهترين فرزندان هستند شما خانوادهاي بزرگوار و با فضل و كرامت هستيد.»(5)
* تمجيد امام زينالعابدين(ع) از عمهاش زينب(س) امام سجاد(ع) با شنيدن آن خطبه و مشاهدة انقلاب روحي مردم، خطاب به عمهاش زينب(س) فرمود:«عمهجان آرام بگير. زيرا در وجود بازماندگان گذشتگان براي مردم، درس عبرتي وجود دارد. سپاس خداي را، تو دانشمندي هستي كه معلم به خود نديدهاي و خردمندي هستي كه استاد نداشتهاي.»(6)
آري! خطبة حضرت زينب(س) در شهر كوفه و در حال اسارت، از جنايت هاي بنياميه در كربلا و نيز نحوة شهادت حضرت سيدالشهدا(ع) پرده برداشت، عمق فريبكاري و تزوير و ظلم وستم امويان را آشكار نمود، بيوفايي و پيمان شكني و آينده دردناك كوفيان را روشن ساخت، آنان را منقلب كرد، پايههاي كاخ قدرت حاكمان غاصب وظالم و قاتل را به لرزه افكند و سرانجام غيراز بيان فاجعة كربلا و معرفي شخصيت و هدف حضرت امام حسين(ع) و ياران او، پيام خون شهيدان را به غفلت زدگان و فريب خوردگان رساند و حضرت زينب(س) در ادامة اسارت با ايراد خطبهها، پيام شهادت وواقعة عاشورا را در مراحل ديگر نيز استمرار بخشيد.
* زينب(س) و تحريف زدايي از نهضت هنگامي كه اسيران كربلا را به كاخ اين زياد آوردند ابنزياد خطاب به زينب كبري(س) گفت: ديدي خداوند با برادرت چه كرد؟!. زينب (س) در پاسخ با شجاعت هرچه تمامتر فرمود:«من دربارة برادرم از خدا جز خوبي نديدم. برادرم و ياران او به راهي رفتند كه خدا خواست، آنان شهادت با افتخار را ميخواستند و به اين نعمت رسيدند. اما تو اي پسر زياد خود را براي جواب دادن به آن چه كردهاي آماده كن كه خداوند بين تو و آنان حكم خواهد كرد».(7)
اين مقطع از تاريخ اسيران قهرمان كربلا، بيانگر اين نكته است كه دشمن، درصدد تحريف واقعيتهاي قيام امام حسين(ع) بود اما زينب كبري(س) با سخنان كوبندهاش از تحريف آن جلوگيري كرد. مرحوم آيتي مينويسد:«در بررسي حادثهاي كه 73 تن از جان گذشته آن را به وجود آوردند و زنان و كودكان داغ ديده و سوگوار، آن را به نتيجه رساندند،خواهيم ديد كه خطبهها و سخنان اهل بيت(ع) و گفتار آن گويندگان شجاع و فصيح و بليغ چگونه در سينههاي مردم جاگرفت ودلهاي آنان را تكان داد و پردههاي گمراهكننده را بالا زد و تشخيص مردم را به كلي تغيير داد و آنان را به ارزش اين قيام مقدس متوجه ساخت و مجال تحريف و تغيير چهره اين واقعة تاريخي را از دشمن گرفت و هرچه را دشمن گفت نوشت و هرچه سبكي وهرزگي نشان داد همه را تاريخ ثبت كرد.»(8)
پينوشتها؛ 1ـ سيدبن طاووس، الملهوف، ص 128. 2ـ ابوالفضل بهشتي، فلسفه و عوامل جاودانگي نهضت عاشورا، ص 123. 3ـ بحارالانوار، ج 45، ص 108. 4ـ فلسفه و عوامل جاودانگي نهضت عاشورا، ابوالفضل بهشتي؛ ص 193. 5ـ احتجاج طبرسي، ج 2، ص 31. 6ـ بحارالانوار، ج 45، ص 164. 7ـ مقتل ابي مخنف، ص 167؛ تاريخ طبري، ج 6، ص 262. 8ـ بررسي تاريخ عاشورا، ص 161
/انتهاي پيام/