پشت‏سرِ سوق دادن جوان‌ها به بى‏بندوبارى، دست و سرانگشت دشمن قرار دارد
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۸۶۵۸
بازخواني// بيانات مقام معظم رهبري در 16 تيرماه 83:

پشت‏سرِ سوق دادن جوان‌ها به بى‏بندوبارى، دست و سرانگشت دشمن قرار دارد

پشت‏سرِ سوق دادن جوانها به بى‏بندوبارى، ولنگارىِ شهوانى و جنسى - كه دارند براى اين كار تلاش مى‏كنند - دست و سرانگشت دشمن هست. مسأله، مسأله‏ى سياسى است؛ مسأله‏ى امنيتى است؛ مسأله‏ى اجتماعىِ معمولى نيست.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 15 تيرماه 1386 در ديدار اعضاى بسيج و پرسنل اداره كل اطلاعات استان همدان‏ ايراد فرمودند به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

والحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين‏ سيّما بقيّةاللَّه فى‏الارضين.

بسيار جلسه نورانى و مالامال از اخلاص و صفاست. طبيعت جلسه‏يى كه تشكيل شده از جوانان بسيجى؛ پسران و دخترانى كه سرمايه‏ى بسيار باارزش جوانىِ خودشان را به‏طور داوطلبانه به ميدان آورده‏اند تا از آن براى خدا، اسلام، پيشرفت كشور و عزت ملت ايران استفاده كنند و همچنين جوانانى كه سربازان گمنام انقلاب و امام هستند - كه نام مناسبى بر روى آنهاست - يعنى برادران و خواهران مشغول در مجموعه‏ى اطلاعات كشور، طورى است كه اگر انسان در چنين جمعى تموّج صفا و اخلاص را مشاهده كند، چيز شگفت‏آورى نيست.

شما عزيزان من بدانيد كه اين كار بزرگ و معجزه‏آسا؛ يعنى قيام يك دولت اسلامى و مستقل، آن هم در اين منطقه‏ى بسيار حساس عالم - كه حقيقتاً كار نشدنى بود - نشد، جز به كمك و پشتوانه‏ى همين اخلاصها و همين صفاها. به اوضاع كشورهاى عربى، كشورهاى حاشيه‏ى خود ما و مجموعه‏ى كشورهاى اسلامى نگاه كنيد و ببينيد كه اگر بخواهد تلاشى در اين كشورها صورت بگيرد كه اندكى با منافع قدرتهاى مسلط عالم اصطكاك داشته باشد، چطور جنجال و غوغا درست مى‏كنند و چطور مانع از هرگونه حركتى مى‏شوند كه به نفع عزت ملىِ اين كشورهاست. به اطراف خودتان نگاه كنيد؛ اين عراق را ببينيد - بقيه‏ى كشورهاى اسلامى را نمى‏خواهم نام بياورم - اين پديده‏ها را كه انسان مشاهده كند، آن وقت مى‏فهمد كه كشورى مثل ايران در قلب اين منطقه‏ى حساس، آن هم با داشتن اين همه ذخاير مادى و معنوى - كه هميشه يك بهشت گمشده براى استعمارگران بود و هر جا كه دست پيدا مى‏كردند، براى آنها يك موهبت عظما محسوب مى‏شد - و در حالى‏كه اين كشور يكسره پايتخت اقتدار منطقه‏يىِ امريكا محسوب مى‏شد، چطور ناگهان تبديل شد به قله‏يى از مقاومت و احساس عزت و اسلام‏خواهى و مقابله‏ى با زورگويى و كامجويى و زياده‏طلبى امريكا. اين يك معجزه است؛ اصلاً قابل تصور نبود؛ اما اين معجزه اتفاق افتاد. معجزه‏هاى اجتماعى برخلاف معجزه‏ى اژدها شدنِ عصاى موسى است؛ چون آن‏طور معجزه‏ها ربطى به اراده‏ى انسان ندارد؛ اما معجزه‏هاى اجتماعى به‏طور مستقيم به اراده‏ى انسانها ارتباط پيدا مى‏كند؛ «انّ اللَّه لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم».

هرگاه ملتى تصميم بگيرد، اراده كند، اقدام كند، حركت متناسب با هدفش را انجام دهد، آن وقت معجزه‏ى اجتماعى اتفاق مى‏افتد. البته در تحولات اجتماعى حق بودن كافى نيست. خيلى اوقات امواج باطل مى‏آيد حق را لگدكوب مى‏كند و عبور مى‏كند. حق بودن به اضافه‏ى اقدام، عمل، اراده و به اضافه‏ى ايستادگى و پايدارى است كه آن معجزه را تحقق مى‏بخشد. اين پايدارى، اين ايستادگى، اين تصميم و اين فداكارى در صحنه‏ى جامعه و كشور ما به بركت همين اخلاصها، بينشها و بصيرتها كه امروز در جمع جوانان مؤمن و بسيجى كشور ما متبلور است اتفاق افتاد، كه يك نمونه‏ى باارزش آن را اين‏جا مشاهده مى‏كنيم. اما آنچه بزرگتر از آن حادثه‏ى بزرگ و باورنكردنى بود، اين است كه نظام جمهورى اسلامى با وجود همه‏ى امواج متلاطم و خصمانه‏ى در پيرامون خود، هم ماند و هم رشد كرد.

امروز داستان جمهورى اسلامى، داستان بيست سال قبل نيست؛ آن روزها طمع دشمنان به نابودى اين انقلاب از لحاظ منطق سياسى موجود دنيا يك چيز نشدنى نبود؛ اما امروز نشدنى است؛ چرا؟ چون اين نهال ريشه دوانده است؛ تنه بزرگ كرده و شاخ و برگ داده است. به همين دليل است كه امروز دشمنان ما نسبت به اين پديده‏ى عظيم كه روزبه‏روز رشد مى‏كند، عصبانى‏ترند و غيظشان بيشتر است. چه كسى خيال مى‏كرد نظام جمهورى اسلامى در سال پنجاه‏ونه كه جنگ را بر ما تحميل كردند و آرپى‏جى براى زدن نداشت و نمى‏توانست توليد كند، امروز در مقوله‏ى تسليحات، پيشرفتهايى كرده باشد كه براى آنها خيره‏كننده است؛ اسم موشك شهابِ 3 الان در همه‏ى خبرها و تلكسها و خبرگزاريهاى دنيا مرتب تكرار مى‏شود. در زمينه‏ى علوم پيشرفتش آن‏چنان است كه مجموعه‏ى جوانان دانشمند و نخبه‏ى اين نظام، كه متصل و متعلق به اين نظامند، در اغلب آزمونهاى جهانى سرآمد مى‏شوند. در زمينه‏ى فناورى به جايى رسيده كه برخلاف همه‏ى اَقران خود بدون استفاده‏ى از كمك و راهنمايى و دستگيرى ديگران مى‏تواند فناورى و غنى‏سازى هسته‏يى را خودش توليد كند؛ اين پيشرفتها تن قدرتهاى متجاوز را مى‏لرزاند. آنها وقتى بعد از بيست‏وپنج سال به صحنه‏ى جامعه نگاه مى‏كنند و اين قشر جوانِ مؤمنِ پُرشور و بااخلاص - مثل شماها - و ايمان اسلامى، خلوص، صفا و نشاط جوانى و ميل حركت به جلو را در شما مى‏بينند، هر كدام از اينها مثل تيرى به چشم و به قلب آنها فرو مى‏رود. چه بكنند در مقابل اين پديده‏ى عظيم؟ تهديد به حمله‏ى نظامى مى‏كنند، فايده‏يى ندارد؛ تهديد به محاصره‏ى اقتصادى مى‏كنند، فايده‏يى ندارد؛ محاصره‏ى اقتصادى را تا حدود زيادى عمل مى‏كنند، اثر نمى‏بخشد؛ سعى مى‏كنند در داخل كشور قشر جوانِ فعال را به سمت مسائلى كه اخلال‏كننده‏ى كارهاست بكشانند، با برخوردها مواجه مى‏شوند.

درباره مسائلى كه اخلال‏كننده‏ى در كارهاست، ما بايد هوشيار باشيم؛ هم دستگاه‏ها بايد هوشيار باشند، هم خودِ جوانها. همين‏جا بگويم كه من به مسأله‏ى شيوع اعتياد و حالت ولگردى و بيكارگى و به بعضى از تحركات سياسى به‏هيچ‏وجه به چشم يك پديده‏ى عادى و متعارف نگاه نمى‏كنم. پشت همه‏ى اينها، دستها و مغزهاى پليد و توطئه‏گرِ دشمن را من مشاهده مى‏كنم؛ البته بايد مبارزه كنيم. مگر از دشمن مى‏شود انتظار دشمنى نكردن داشت؟! پشت‏سرِ سوق دادن جوانها به بى‏بندوبارى، ولنگارىِ شهوانى و جنسى - كه دارند براى اين كار تلاش مى‏كنند - دست و سرانگشت دشمن هست. مسأله، مسأله‏ى سياسى است؛ مسأله‏ى امنيتى است؛ مسأله‏ى اجتماعىِ معمولى نيست. شما جوانها هميشه به ياد داشته باشيد كه پشت سر مسأله‏ى اعتياد، مسأله‏ى گرايش به سمت لااباليگرى و رهايىِ شهوانى و جنسى و مسائلى از اين قبيل، دستها و مغزهاى سياسى است، كه در اتاقهاى سياستگذارى در دنيا براى اين كار نقشه‏كشى‏ها انجام مى‏شود. اين را ما روى حدس نمى‏گوييم، اينها را دانسته‏ايم؛ فهميده‏ايم و شناخته‏ايم. البته بايد مبارزه و تلاش كرد. آنها جنجال هم مى‏كنند؛ چند سال قبل كه قاچاقچى‏ها را اعدام كردند، راديوهاى خارجى مى‏گفتند چهره‏هاى آزاديخواه را اعدام مى‏كنند! البته از نظر آنها واقعاً قاچاقچى ترياك آزاديخواه است؛ چون دلش مى‏خواهد ترياك و هروئين در مملكت آزاد باشد! اگر امروز با مفاسد اخلاقى و با بى‏بندوبارى در جامعه مقابله‏ى صحيح و هوشمندانه شود، آنها جنجال مى‏كنند؛ اين بديهى است. جنجالِ آنها حقيقت را عوض نمى‏كند، وظيفه را هم عوض نمى‏كند؛ مسؤولان بايد بدانند چه مى‏كنند. دشمن با تبليغاتى كه در دست دارد، حرفى ندارد كه اگر لازم باشد، روز روشن را بگويد شب است و يك عده آدم ساده‏نگر را هم با ابزارهاى هنرى و روشهاى گوناگون تبليغى قانع كند؛ اين كار را در دنيا مى‏كند.

من ديشب در جمع دوستان - آقايان علماء و طلاب - گفتم امروز دستگاه‏هاى تبليغاتى وابسته به صهيونيسم و امريكا و در واقع وابسته به سرمايه‏داران غارتگرِ بين‏المللى كه غالباً رسانه‏ها مال آنهاست، دارند سر بشريت كلاه مى‏گذارند؛ وانمود مى‏كنند طرفدار دمكراسى‏اند، درحالى‏كه صددرصد دروغ مى‏گويند؛ وانمود مى‏كنند طرفدار حقوق بشرند، درحالى‏كه صددرصد خلاف واقع مى‏گويند و به‏طور كامل دروغ مى‏گويند. اين كمپانيها و تراستها و كارتلهاى بين‏المللى اصلاً چيزى كه به فكرش نيستند و براى آن اندك احترامى قائل نيستند، حقوق ملتهاست؛ حقوق بشريت است. آيا اصلاً به ذهن و فكر آن شركت نفتى كه نفت عراق را يكباره كُنترات مى‏كند و آن را استحصال مى‏كند و مى‏فروشد، خطور مى‏كند كه فلان خانواده‏ى فقير در بصره يا ناصريه يا عماره يا كركوك يا موصل يا بغداد چه‏جورى زندگى مى‏كنند و اين مال آنهاست؟ نه؛ در محاسبات و چرتكه‏اندازىِ آن شركت جز سود براى خود و براى كمپانى و جيبهاى پُرنشدنىِ خودشان، محاسبه‏ى ديگرى وجود ندارد؛ آن وقت دم از حقوق بشر مى‏زنند. آنها درباره‏ى همه‏ى موضوعات داخل كشور تبليغات مى‏كنند، كه تبليغات آنها ارزشى ندارد. امروز ملت ما به بركت كمك الهى، توانسته است ريشه‏ى استبداد را در اين كشور بزند.

انقلاب اسلامى دو موضوع را در اين كشور نهادينه كرد: يكى، آزادى و ديگرى، استقلال. آن جامعه‏يى كه دو هزار و پانصد سال دچار ديكتاتورزدگى و استبدادزدگى بود - جامعه‏ى بزرگ ايرانى ما، كه واقعاً عادت كرده بوديم به استبداد - امروز ديگر به بركت انقلاب اين‏طورى نيست و اگر كسى هم خداى نخواسته يك وقت به ذهنش خطور كند كه با مردم مستبدانه برخورد كند، مردم ديگر قبول نمى‏كنند. حالا شما ببينيد درباره حضور استبداد در نظام جمهورى اسلامى، چقدر اينها تبليغ مى‏كنند. اين حرف، مثل اين است كه بگويند اين روز، شب است!

استقلال را هم نظام جمهورى اسلامى در ايران نهادينه كرد. اين ملت ديگر به هيچ قيمتى وابستگى به قدرتهاى بزرگ را نخواهد پذيرفت - توجه كنيد! آن‏كه معلوم است؛ «مرگ بر امريكا» كه هست ان‏شاءاللَّه - آنچه كه من مى‏خواهم به شما جوانهاى عزيز و به همه‏ى بسيجيان و به همه‏ى جوانهاى متعهد كشور بگويم، اين است كه آنچه تا امروز كرده‏ايم، خيلى ارزشمند است؛ همين نهادينه كردن آزادى و استقلال در كشور از لحاظ اهميت و ارزش و دستاوردهاى مادى و معنوى كه در طول اين بيست‏وپنج سال به بركت نظام جمهورى اسلامى به‏دست آمده، قابل توصيف نيست، ليكن اينها پايان كار نيست؛ اينها آغاز كار است.

ما بايد يك كشور نمونه بسازيم و نشان دهيم كه اسلام مى‏تواند با اجراى قوانين خود و با حاكميت خود، انسانها را از لحاظ نيازهاى مادى و معنوى اشباع كند؛ ما بايد عدالت را در واقعِ جامعه‏ى خودمان تجسم ببخشيم و روى دست بگيريم؛ به دنيا نشان بدهيم؛ اينها وظيفه‏ى ماست، كه اين كارها هنوز نشده است. البته كار خيلى دشوار است و ما آن مقدارى كه تا حالا سازندگى كرده‏ايم، دو برابر آن هم باز بايد سازندگى كنيم و البته اين اهدافى كه من گفتم، به‏طور كامل فقط با سازندگى تحقق پيدا نمى‏كند؛ ما بايد كار كنيم. «الحق اوسع الاشياء فى‏التّواصف و اضيقها فى التّناصف»؛ انسان در زبان مى‏تواند مقصود، هدف و خواسته را خوب بيان كند. شما اين قله‏ى الوند را كه از پايين نگاه مى‏كنيد، به نظرتان مى‏آيد كه رفتنِ روى قله‏ى الوند دمِ دست است؛ حالا راه بيفت در اين پيچ و خمها، تا ببينى كه هر قدمش نيرو و نفس و توان و اراده مى‏طلبد. اگر بخواهيم به قله‏هاى بلند انسانيت برسيم - كه آنچه كه گفتم اينهاست و امروز هيچ‏كدام از كشورهاى دنيا به اينها نرسيده‏اند - بايد كار كنيم؛ بايد تلاش كنيم؛ بايد دور را ببينيم؛ بايد همت را در خودمان حفظ كنيم؛ بايد زانوانمان در راه نلرزد؛ بايد خستگى را حس نكنيم؛ اراده‏مان بايد تضعيف نشود؛ بايد پيش برويم. نه اين‏كه اين ممكن نيست؛ كاملاً ممكن است. من ديروز در سخنرانى‏ام گفتم عملى و ممكن است؛ چون خداى متعال ابزارى به بشر داده است كه با اين ابزار همه‏ى كارهاى دشوار را مى‏تواند انجام بدهد و آن ابزار عبارت است از عقل و اراده. ما ملت ايران به توفيق الهى كمك‏ابزارِ بسيار كارآمدى هم داريم و آن، جوان بودنِ ملت ماست. من هميشه گفته‏ام كه اين يك نعمت بسيار بزرگى است. الان در اين جلسه شما نگاه كنيد، اكثر جوانند. همدانِ شما از بقيه‏ى استانهاى كشور جوانتر هم هست. اين نيروى جوانى را خدا به ما داده، يك چيز ديگر هم خدا به ما داده و آن، تجربه‏ى پيشروى و موفقيت است. ما مثل كشورهاى ديگر نيستيم كه بگوييم آيا بكنيم مى‏شود؟ نمى‏شود؟ شايد نشد؟ ممكن است نشود؟ نه؛ ما امتحان كرده‏ايم؛ حركت كرده‏ايم؛ اقدام كرده‏ايم و ديده‏ايم كه مى‏شود؛ در صورتى كه انسان اراده كند. پس، اين تجربه را هم ما داريم.

اين چشم‏انداز بيست‏ساله‏يى كه به عنوان سند ملى و تاريخى براى كشور ما تنظيم شده، توصيه مى‏كنم شما جوانها آن را بگيريد و بخوانيد. اين چشم‏انداز با نظر كارشناسانِ مسائل اقتصادى، سياسى و اجتماعى تنظيم شده و دست‏يافتنى است؛ مى‏شود به اين چشم‏انداز رسيد. اگر اين چشم‏انداز تحقق پيدا كند، بخش مهمى از خواسته‏هاى ما - همين‏هايى كه گفتم - تحقق پيدا كرده است؛ اما تلاش و كار مى‏خواهد.

دو چيز را بايد در نظر داشت: يكى، به فكر كار و تلاش بودن و خسته نشدنِ از آن، كه انسان بايستى اين ميل و اراده‏ى به تلاش را در خود زنده نگه دارد؛ بخصوص شما جوانها كه مطلقاً نبايد بگذاريد ميل به تلاش و كار در شما ضعيف شود. دوم، پيدا كردن نقطه‏يى است كه شما بايد در آن‏جا كار كنيد. اگر شما دانشجوييد، اگر كارمند اداره‏ايد، اگر شاغل در شغل آزاديد، اگر نظامى‏ايد، اگر غيرنظامى‏ايد، نقطه‏يى را كه بايد در آن‏جا حضور داشته باشيد و كار كنيد، پيدا كنيد. جهاد، فقط در ميدان جنگ نيست؛ اين‏كه شما شعار مى‏دهيد كه ما اهل كوفه نيستيم - كه بنده هم صددرصد اين را قبول دارم - معنايش اين نيست كه اگر ميدان جنگى آراسته شد، ما مى‏آييم و اسلحه به دوش مى‏اندازيم و مى‏جنگيم؛ اين يكى از كارهاست - جنگ هم كه نداريم، ان‏شاءاللَّه هم نداشته باشيم - اما كارِ هميشگى، كارِ توليد علم، توليد سازندگى، خدمت‏رسانى، تلاش براى تأمين عدالت، تلاش براى حفظ عصمت و عفت عمومى، تلاش براى هدايت و ساختن ديگران و مقدم بر همه‏ى آنها، تلاش براى حفظ عصمت و سلامت نفس خود است. عزيزان من! خيلى مراقب خودتان باشيد؛ «اتّقوا اللَّه». گفته‏اند كه امام‏جمعه در هر نماز جمعه بايد مردم را به تقوا و پرهيزگارى دعوت كند؛ اين كار براى چيست؟ براى اين است كه راه زندگى - كه همان صراط بين بهشت و جهنم است - راه لغزانى است، كه دائم انسان بايد جلوى پاى خودش را نگاه كند؛ مراقب باشد؛ درست حركت كند، كه مبادا پاى او بلغزد؛ اين، حفظ تقواست؛ اين، اساس كارهاست. اين دو موضوع را در نظر داشته باشيد و بدانيد كه اين كشور به آن مقاصد خواهد رسيد.

طبيعت باطل اين است كه جولان مى‏كند. «للباطل جولة»؛ الان امريكا در دنيا جولان مى‏كند. گاهى هم به رخ ما مى‏كشند كه ما هم در دروازه‏ى غربى شما هستيم، هم در دروازه‏ى شرقى شما - در عراق و افغانستان - راست هم مى‏گويند؛ اما آيا اين براى امريكا قدرت است يا ضعف؟ ما اعتقادمان اين است كه اين نشانه‏ى ضعف آنهاست و باعث فشار بر آنهاست. امروز امريكا در عراق دچار مشكلاتى است كه براى خارج شدن از اين مشكلات فكر مى‏كند. امريكا به اختيار خود وارد عراق شد؛ اما امروز به اختيار خود برنامه‏ريزى نمى‏كند و تصميم نمى‏گيرد. امروز برنامه‏ريزيهاى امريكا در عراق عموماً جنبه‏ى انفعالى دارد؛ كارهايى است كه ناچارند انجام بدهند. بنده همان زمانى كه امريكايى‏ها يا حمله را شروع كرده بودند يا مى‏خواستند شروع كنند، در نمازجمعه گفتم شما به ميل خودتان وارد مى‏شويد، اما بدانيد كه به ميل خودتان نمى‏توانيد خارج شويد. تا امروز، هزينه‏هاى كمرشكنى بر امريكا تحميل شده است و بعد از اين هزينه‏هاى كمرشكن‏ترى بر آنها تحميل خواهد شد؛ بمانند در عراق، برايشان هزينه دارد؛ خارج هم شوند، برايشان هزينه دارد؛ اين، نقطه‏ى ضعف براى امريكاست كه در عراق حضور دارد، نه نقطه‏ى قوّت. امريكا علاوه بر هزينه‏هاى مادى - كه حدود دويست ميليارد، آن‏طور كه گفته مى‏شود، تا حالا داشته - در عراق، متحمل ضرر هم شده است؛ مخارج لشگركشى و تجهيزات و علاوه‏ى بر آن، تلفات انسانى. آن‏طور كه خود آنها آمار مى‏دهند يا ما حدس مى‏زنيم، نسبت تلفات امريكايى‏ها در مقابل عراقى‏ها از نسبت تلفات آنها در مقابل ويتنامى‏ها، در جنگ ويتنام، بيشتر است، يا درصدى بيشتر است. در جنگ ويتنام هر بيست ويتنامى كه كشته مى‏شد، در مقابلش يك امريكايى قرار داشت؛ اما در اين‏جا امريكايى‏ها خودشان مى‏گويند هزار نفر تا حالا كشته داشته‏اند و عراقيها هفده‏هزار؛ يعنى يك بر هفده. البته طبق محاسباتى كه انسان مى‏كند يا خبرهايى كه مى‏شنود، تلفات امريكايى‏ها بيش از هزار نفر است. اگر اين باشد، آن‏وقت نسبت خيلى بالاتر از اين مى‏رود. اينها نتوانسته‏اند عراق را فرو بدهند؛ در دهنشان گذاشتند؛ در گلويشان گير كرده است. هر كارى بكنند، به ضرر آنهاست. امروز امريكا در عراق دچار تناقض است؛ از يك طرف احتياج دارند كه در عراق امنيت برقرار شود؛ چون اگر بخواهند در عراق مقاصد خودشان را اجرا كنند، بدون امنيت كه نمى‏شود. اين‏كه هر روز يك لوله‏ى نفت را منفجر كنند و هر روز در جايى نيروهاى امريكايى را هدف قرار بدهند، آنها نمى‏توانند كار كنند. از طرف ديگر، خودِ حضور نيروهاى نظامى امريكا عنصر ضدامنيتى است؛ خودش شورش‏آفرين است؛ اوضاع را مغشوش و خراب مى‏كند و مردم را عليه آنها مى‏شوراند. اگر بخواهند براى اين دولتى كه سركار آمده است، امنيت را برقرار كنند، بايد يك ارتش قوى به‏وجود بياورند و از اين جهت، امريكا احتياج دارد كه دولت عراق ارتش قوى داشته باشد؛ اما از آن طرف، از وجود يك ارتش قوى در عراق هم امريكايى‏ها مى‏ترسند؛ چون مى‏دانند يك ارتش قوى در يك دولت اسلامى و عربى بالقوه تهديد براى اسرائيل است؛ اين تناقض است. تناقض ديگر اين است كه ادعا مى‏كنند ما آمديم دمكراسى برقرار بكنيم؛ اما قادر نيستند دمكراسى را برقرار كنند؛ براى خاطر اين‏كه با منافعشان در تضاد است؛ چون اگر امروز انتخاباتى در عراق برگزار شود، بيشترين كسانى كه رأى خواهند آورد، مخالف‏ترينِ انسانها با امريكايند. دمكراسى يعنى اين؟! اين هم تناقض ديگرى است كه آنها در آن گير كرده‏اند و راهى براى خلاص ندارند.

امروز دولتى در عراق سر كار است كه به انتخاب مردم نبوده، ليكن اين دولت مى‏تواند روشى را در پيش بگيرد كه مردم را به خود متمايل كند؛ اين حرف ما با دولت كنونى عراق است. ما انگيزه‏يى براى معارضه كردن و جنگ و جدال با دولتى كه فعلاً در عراق بر سر كار است، نداريم و اعتقاد ما اين است كه اين دولت - كه متكى بر مردم نيست - مى‏تواند توجه و اقبال مردم را جلب كند؛ به‏شرطها و شروطها. شرط اولش اين است كه هرچه مى‏تواند با امريكايى‏ها فاصله‏اش را بيشتر كند. شرط دوم اين است كه انتخابات را در سر موعود خود به شكل آزاد برقرار كند و مردم براى اولين بار در تاريخ عراق خودشان حاكم، نمايندگان و رؤساى كشورشان را انتخاب كنند. اين موضوع تا حالا در تاريخ عراق اتفاق نيفتاده و در طول هزاران سال تاريخ اين كشور اين بار اوّلى خواهد بود كه مردم عراق مى‏خواهند اين كار را بكنند. هرچه اينها در برگزارى انتخابات تسريع كنند؛ سعى كنند سر زمان خود انجام بگيرد، براى وجهه‏ى خودشان پيش ملت عراق بهتر است. شرط سوم اين است كه با اشغالگرى به‏طور جدى مقابله كنند؛ حضور اشغالگران در عراق هيچ منطقى ندارد، حمله‏شان هم منطقى نداشت. اشغالگران دروغ گفتند كه مى‏رويم تا با سلاحهاى كشتارجمعى در عراق بجنگيم؛ دروغشان در همه‏ى دنيا افشا شد و همه فهميدند كه به‏خاطر نفت، قدرت‏نمايى و براى پيدا كردن پايگاه در منطقه به عراق آمده‏اند. هر ساعتى كه اين اشغالگران در عراق حضور داشته باشند، يك كار نامشروعى است و نفرت مردم عراق را از اينها بيشتر مى‏كند؛ كما اين‏كه الان نفرت مردم عراق از امريكا و انگليس از يك سال پيش بمراتب بيشتر است؛ به‏خاطر رفتارى كه اشغالگرها داشته‏اند و مردم از نزديك ديدند كه اشغالگر يعنى چه. آن زندان ابوغريبش، آن كشتارهاى بى‏محابا، آن بمباران شهرها با هواپيما، آن زدنِ مجلس عروسى و كشتن يك عده مردم بيگناه و آن كارشان كه يك ستون انگليسى مورد تهاجم قرار گرفت، نتوانستند عاملان را پيدا كنند، عده‏يى از مردم راهگذرى كه با اتومبيل در حال حركت بودند، نگه داشتند و آنها را گذاشتند كنار جاده و تيرباران كردند. مردم عراق اين مسائل را مى‏بينند؛ مى‏فهمند؛ روزبه‏روز نفرت آنها از امريكايى‏ها و انگليسى‏ها و اشغالگرها بيشتر مى‏شود. بنابراين دولت كنونى حقيقتاً مى‏تواند قلوب مردم را جلب كند؛ مردم را تا حدودى به خودش متوجه كند؛ البته با شروطى كه گفته شد.

و اما راجع به محاكمه‏ى صدام حسينِ روسياهِ بدبخت. درباره‏ى اين محاكمه خيلى حرف هست؛ همه در دنيا اين مطلب را تحليل مى‏كنند، شما هم مى‏شنويد؛ اما نكته‏يى كه من مى‏خواهم عرض كنم اين است كه مهمترين نقطه‏ى كيفرخواست صدام حسين، به راه انداختن جنگ تحميلىِ هشت ساله‏ى عراق عليه ايران است. اين را ما ادعا نمى‏كنيم؛ نه، ما اصلاً كارى به اين دادگاه نداريم؛ اما خود عراقيها بايد بگويند؛ چون اين جنگ را صدام‏حسين هم بر ما تحميل كرد، هم بر ملت عراق؛ ملت عراق كه مايل به جنگ نبودند. هشت سال جوانهاى مردم را با زور از خانه‏هايشان بيرون كشيد و فرستاد به جبهه‏ى جنگ، بعد هم آنها را افقى و كشته شده برگرداند؛ گاهى اجساد را به خانواده‏ها داد، گاهى هم نداد. اين جنگ بر مردم عراق تحميل شد و صدام ملت عراق را در اين جنگ از سرمايه‏هاى فراوان خودش تهيدست كرد. درست است كه اين جنگ براى ما خيلى خسارت داشت و اين خسارتها را هم صدام‏حسين به‏وجود آورد؛ اما براى خود ملت عراق هم خسارت كمترى نداشت، بلكه بيشتر داشت؛ چون ما كه تماشا نمى‏كرديم تا او هر كار مى‏خواهد بكند، ما در مقابل، ضربات محكمترى مى‏زديم و از خودمان دفاع مى‏كرديم؛ اما پدر عراقيها درآمد؛ آنها در واقع منابع‏شان را به دست خودشان نابود كردند؛ اين كارها را صدام‏حسين كرد. امروز ملت عراق بايد يقه‏ى صدام را بگيرد، بگويد چرا جنگ هشت‏ساله را بر ملت عراق تحميل كردى و ما را به جان كشور همسايه‏ى‏مان، ايران، انداختى، در حالى‏كه بين ملت ايران و ملت عراق هيچ‏گونه معارضه‏يى وجود ندارد؛ ما دو ملتِ هميشه رفيق، هميشه برادر و هميشه مأنوس با هم بوده‏ايم. در طول ساليان دراز مردم ما به نجف و كربلا رفته‏اند براى زيارت، آنها هم به مشهد و قم آمده‏اند براى زيارت؛ ما با همديگر مأنوس و مهربان بوده‏ايم. كمتر دو ملت همسايه‏يى اين‏قدر با هم رفيق بوده‏اند كه ملت ما و عراق. صدام‏حسين را بايستى به‏خاطر اين گناه بزرگ و نابخشودنى محاكمه كنند. پاداش اين محاكمه اعدام نيست، صدتا اعدام است؛ هزار تا اعدام است. البته اگر بخواهند با اين جرم صدام را محاكمه كنند، خيلى‏ها در آن دادگاه محكوم خواهند شد؛ فقط صدام محكوم نخواهد شد. يكى از مجرمترين چهره‏هاى محكوم در آن دادگاه، رژيم امريكا خواهد بود؛ چون اينها بودند كه صدام را كمك كردند؛ اينها بودند كه به او چراغ سبز نشان دادند براى به‏كار بردن سلاح شيميايى. همين وزير دفاعِ زشت چهره‏ى كنونى امريكا - كه با آن صورت نحسش گاهى مى‏آيد يكى دو كلمه حرف عليه ملت ايران مى‏زند - آمد بغداد و بعد از قضيه‏ى حلبچه با صدام دست داد؛ در واقع چراغ سبز نشان داد كه ما كارى به كار شما نداريم؛ هر كار مى‏خواهى بكنى، بكن! زمان دولت ريگان - كه پدرِ همين رئيس‏جمهور كنونى امريكا، معاون آن رئيس‏جمهور بود - مرتب عكس ماهواره‏يى برداشتند و به عراقيها دادند كه ايرانيها كجا تجمع كردند، كجا نقل و انتقال مى‏كنند. البته آن وقتى كه جوانان دريادلِ ما - همين شما بسيجى‏ها - اروند را طى كردند - چند هزار لشگر اين رودخانه‏ى عريض را طى كردند - و پدر صدام را درآوردند، چشم آن ماهواره‏ها كور شده بود؛ نديدند؛ نتوانستند فايده‏يى برسانند؛ خيلى اوقات كار اين‏طورى اتفاق افتاد. همين سردارهاى فعلى سپاه ما، همين آقاى صفوى و ديگر برادرها، نشستند و طراحى كردند؛ چه معجزه‏ها مى‏كند جوانىِ همراه با ايمان و شجاعت! مگر ممكن بود؟! چند هزار نيرو را از راه‏هاى دور منتقل كنند لب اروند؛ اين‏طرف آب، طورى كه دشمن نفهمد؛ بعد از اين رودخانه منتقل كنند به آن طرف و باز هم دشمن نفهمد. اين كار را همين جوانها كردند. حالا البته بعضى از آنها ريشهايشان سفيد شده؛ اما آن‏وقت جوانهايى مثل شماها بودند. به بركت ايمان باز هم مى‏توانيد.

امريكا در عراق دچار تناقض است؛ دچار مشكل است. اينها در همه‏ى دنيا دچار مشكلند. اينها دنيا را دچار بى‏ثباتى و ناامنى كردند؛ اما بيش از همه خودشان از اين بى‏ثباتى و ناامنى صدمه مى‏بينند. دنيا مال شماست؛ آينده مال شماست؛ ايرانِ عزيز متعلق به شماست؛ چشم‏انداز را شما مى‏سازيد و مى‏آراييد. شما علم را به پيش ببريد؛ فناورى را شما جوانها بايد پيش ببريد؛ دفاع در همه‏ى حوزه‏هاى گوناگون را شماها بايستى به عهده بگيريد؛ هم دفاع از حوزه‏ى سياسى را و هم دفاع از حوزه‏ى اخلاقى و دينى را، و هم اگر يك روز پيش بيايد، دفاع از حوزه‏ى نظامى را.

پروردگارا! به محمد و آل محمد اين جوانها را براى اسلام و مسلمانها حفظ كن؛ روزبه‏روز بر روشنايى و صفاى دل اينها بيفزا؛ رحمت و فضل خودت را بر اينها نازل كن.

پروردگارا! به محمد و آل محمد تو را سوگند مى‏دهيم شهداى عزيز ما، پيشروان و پيشكسوتان اين راه را و پيشاپيشِ همه روح مطهر امام بزرگوار را از فضل و رحمت و دستگيرى و لطف خود برخوردار بفرما.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه

پربازدیدترین آخرین اخبار