رمزگشايي از گفتمان صهيونيسم(1)
گروه انديشه- صهيونيسم جهاني در راستاي تحقق اهداف خود، اشغال فلسطين و اخراج ساكنان اصلي آن و بسيج يهوديان جهان براي حمايت از طرح تشكيل «دولت يهود» هرتصل، دست به آفرينش عمدي يك گفتمان ژلاتيني مبهم و ناهمگن و گسترش آن از طريق رسانههاي ارتباط جمعي تحت نفوذ خود زد كه مهمترين ويژگي آن نيرنگآميز بودن آن بوده است. برخي از ويژگيهاي گفتمان نيرنگآميز صهيونيسم در خصوص اصطلاح سازي و ترويج واژگان و ادبيات خاص در كتابها، رسانهها و مطبوعات و وسايل ارتباط جمعي شنيداري و ديداري را به صورت راهبردها و حيلههاي بلاغي در ذيل مورد مطالعه قرار ميدهيم تا بتوانيم به رمزگشايي از گفتمان صهيونيستي بپردازيم.
هدف از اين مطالعه اين است كه اولاً با اين ادبيات و گفتمان آشنا شويم تا به استفادهي صحيح از واژگان توجه نماييم و در دام ساختگي صهيونيسم جهاني در استفاده از آنها گرفتار نشويم و ثانياً به كنه و ريشهي واژگان و استعمال صحيح و نوآوري در اين خصوص بيشتر توجه نماييم.
1- پنهان كردن مبناي اصطلاحات و مفاهيم نهفته در پس آنها؛ حيلهي اصلي در گفتمان نيرنگآميز صهيونيسم، تلاش براي پنهان سازي مرجع نهايي و مفاهيم نهفته در اصطلاحات است. به عنوان مثال هنگامي كه صهيونيستها از «صلح» يا «حكومت خودگردان» سخن ميگويند، مرجع اين اصطلاحات را مشخص نميكنند كه آيا مرجع اين صلح مصوبات سازمان ملل است يا مفهوم اسرائيلي صلح؟
2- تحريف ريشههاي تاريخي اصطلاحات؛ تلاش براي جدا كردن پديدهها و اصطلاحات از ريشههاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي آنها و ناديده گرفتن عمدي آنها از ديگر حيلههاي اصلي گفتمان صهيونيست است. به عنوان مثال ستيز اعراب و اسرائيل به عنوان نتيجهي نپذيرفتن طرح تقسيم توسط اعراب تبليغ ميشود. در حالي كه اين ستيز نتيجهي طبيعي اشغالگري است و به پيمان خاموش تمدن غرب و جنبش صهيونيسم جهاني براي ايجاد غدهي سرطاني اسرائيل در وسط جهان اسلام مرتبط است.
3- غلبهي عنصر مكان بر زمان؛ تلاش براي چيره ساختن عنصر مكان بر زمان با رويكرد پيشين يعني انكار ريشههاي تاريخي پديدهها مرتبط ميباشد. اين گرايش شديد به جغرافيا و غفلت كامل از تاريخ در نظريهي امنيت رژيم صهيونيستي هويداست.
4- نگاه به پديدههاي صهيونيستي تنها از درون؛ صهيونيستها در تعامل با پديدههاي يهودي، آن را از موارد مشابه خود در جوامع بشري جدا ميسازند. از اين رو تنها به نابودسازي يهود توسط نازيها اشاره مي شود در حالي كه در زمان جنگ دوم اين اتفاق براي قوميتها و مردم ديگر نيز روي داده است.
5- در هم آميختن اصطلاحات و فرض گرفتن هم معنايي ميان آنها؛ صهيونيستها با درهم ريختن اصطلاحات داراي تعاريف مشخص مثل «يهودي»، «صهيونيستي»، «اسرائيلي» و «عبراني» ضمن خلط در مباحث، قصد دارند بر مفهوم وحدت يهوديت كه اساس ديدگاه صهيونيستي است، تأكيد نمايند. در حالي كه هر اصطلاح حوزهي دلالتي و معنايي آشكار و خاص خود را دارا ميباشد. ترويج «هر يهودي صهيونيست است وهر صهيونيست يهودي است» و استعمال حكومت يهودي و حكومت صهيونيستي از اين نوع است./انتهاي پيام/