آموزگار عشق و حماسه
به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، مطابق نقل برخى از مورّخان آن حضرت در سه شنبه، يا پنج شنبه پنجم شعبان سال چهارم هجرى بدنيا آمده است. «1»
ولى مطابق برخى ديگر از نقلها ولادت امام حسين عليه السلام در سال سوم هجرى روز سوم شعبان بوده است. «2»
مرحوم علّامه مجلسى پس از نقل اين اختلافات معتقد است كه: «مشهورتر آن است كه ولادت آن حضرت سوم شعبان است». «3»
به دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله نام آن حضرت را حسين عليه السلام ناميدند، كه به گفته برخى از مورّخان: «مردم آن محيط پيش از آن با نام حسن و حسين آشنا نبودند تا فرزندان خود را به اين دو اسم نامگذارى كنند و اين دو نام از جانب خداوند بر پيامبر صلى الله عليه و آله وحى شد، تا آن حضرت بر فرزندان على عليه السلام و فاطمه عليها السلام اين نامها را بنهد». «4»
جلال الدّين سيوطى (از علماى معروف اهل سنّت در قرن دهم) نقل كرده است كه: «حسن و حسين دو نام از نامهاى اهل بهشت است و مردم عرب پيش از اين، اين دو نام را بر فرزندان خويش نمىنهادند». «5»
شخصيّت ممتاز امام حسين(ع)
امام حسين عليه السلام در ميان جامعه اسلامى و مسلمانان در همان زمان، داراى شخصيّت خاصّى بود؛ چرا كه فرزند فاطمه زهرا عليها السلام بود و از اين رو فرزند رسول خدا نيز ناميده مىشد. اين دو بزرگوار (حسن و حسين) به سبب محبّت ويژه رسول خدا و كلمات ارزشمندى كه حضرت درباره آنان فرموده بود، مورد توجّه ويژه همه مسلمين قرار داشتند. در اينجا به نمونههايى از كلمات و برخوردهاى محبّتآميز رسول خدا صلى الله عليه و آله با آن حضرت توجّه مىكنيم:
1. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله درباره امام حسن و امام حسين عليهما السلام اين جمله معروف را فرمود:
«الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدا شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ؛ حسن و حسين سرور جوانان بهشتند». «6»
2. در حديث ديگرى آمده است كه: گروهى با رسول خدا صلى الله عليه و آله به مهمانى مىرفتند، آن حضرت پيشاپيش آن جمع حركت مىكرد. در اثناى راه، حسين عليه السلام را ديد. رسول خدا صلى الله عليه و آله خواست او را در آغوش بگيرد، ولى حسين عليه السلام به اين سو و آن سو مىدويد؛ پيامبر صلى الله عليه و آله از مشاهده اين حالت تبسّم كرد، تا آنكه او را در آغوش گرفته، يك دست خود را به پشت سر او و دست ديگر را به زير چانه او نهاد و لبهاى مباركش را بر لبهاى حسين قرار داد، بوسه زد و فرمود:
«حُسَينٌ مِنّي وَ أَنَا مِنْ حُسَينٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيناً؛ حسين از من است و من از حسينم. هر كس حسين را دوست دارد، خداوند وى را دوست مىدارد». «7»
3. رسول خدا صلى الله عليه و آله حسن و حسين عليهما السلام را بر روى شانه خود سوار مىكرد و با خواندن اشعارى به آنان محبّت مىنمود. «8»
و گاه رسول خدا بر منبر خطبه مىخواند و با ديدن حسن و حسين عليهما السلام از منبر فرود مىآمد و در برابر چشم همگان آنها را در آغوش مىگرفت و به آنان محبّت مىكرد (تا جايگاه آن دو را به همگان بفهماند)؛ «9» و گاه در پاسخ اين سؤال كه كدام يك از افراد خانواده، نزد شما محبوبتر است؟ مىفرمود: «حسن و حسين» و همواره آن دو را مىبوييد و به (سينه) خويش مىچسبانيد. «10»
امام حسين عليه السلام در زمان خلفاى سه گانه
امام حسين عليه السلام به سبب شخصيّت ممتاز و نسب برجستهاش، در زمان خلفاى سه گانه مورد احترام دستگاه خلافت بود، تا آنجا كه انتقادات سخت آن حضرت را با بردبارى تحمّل مىكردند و سعى در حفظ حرمت وى داشتند.
در برخى از كتب اهل سنّت آمده است كه: روزى خليفه دوم بر منبر، خطابه مىخواند كه حسين عليه السلام خطاب به وى فرمود: «از منبر پدرم فرود آى و بر منبر پدر خويش بنشين!». عمر با خونسردى پاسخ داد: «پدرم كه منبرى ندارد!». آنگاه حسين عليه السلام را در كنار خويش نشاند (و به او اظهار محبت كرد). «11»
همين ماجرا با تفاوتهايى در كتب شيعه نيز نقل شده است. «12»
در زمان عثمان نيز، در چند ماجرا حضور امام حسين عليه السلام ثبت شده است كه هر كدام به گونهاى نشان احترام و عظمت آن حضرت ميان عموم مسلمانان و مراعات حريم آن حضرت از سوى دستگاه حاكميّت بود.
امام حسين عليه السلام همراه پدر بزرگوارش اميرمؤمنان عليه السلام و برادر ارجمندش امام حسن عليه السلام در مسير هدايت مسلمين و دفاع از مظلومان حضور سازندهاى داشت و گاه خشم خليفه سوم را بر مىانگيخت، ولى به هرحال، از روى ناچارى حرمتش را مراعات مىكردند.
در ماجراى بدرقه ابوذر- آن هنگام كه عثمان وى را به سرزمين ربذه تبعيد كرد و همگان را از بدرقه و همراهى ابوذر ممنوع ساخت- امام حسين عليه السلام همراه پدر و برادرش در مراسم بدرقه حاضر شدند و سخنانى با اين مضمون براى تقويت ابوذر و تسلّاى خاطر وى بيان كرد؛ فرمود: «عموجان! خداوند تواناست كه اين اوضاع را دگرگون سازد و هر روز در كار تازهاى است. اين گروه دنياى خويش را از تو دريغ داشتند و تو دين خود را از (دستبرد) آنان بازداشتى! پس چقدر تو از دنياى آنان بى نيازى؛ ولى آنان به دين تو سخت نيازمندند، صبر پيشه كن! چرا كه خير در صبر و شكيبايى است و شكيبايى نشانه شخصيّت است». «13»
امام حسين عليه السلام به وظيفه خويش- بدون توجّه به تهديدات مخالفان- عمل مىكرد و در عين حال مورد تعرّض دستگاه خلافت قرار نمىگرفت، آنگونه كه ابوذر و عمّار و عبداللّه بن مسعود، مورد تعرّض و ضرب و شتم عثمان و عمّال وى قرار گرفتند، زيرا افكار عمومى سخت با اين كار مخالف بود.
پي نوشت ها:
1- ارشاد مفيد، ص 368، و مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 84.
2- اقبال سيّد بن طاووس، ج 3، ص 303. مرحوم كلينى نيز در كافى( ج 1، ص 201) بدون اشاره به ماه تولّد، روز ميلاد آن حضرت را سوم شعبان دانسته است.
3- بحارالانوار، ج 44، ص 201.
4- . اسد الغابة، ج 2، ص 9.
5- تاريخ الخلفاء، ص 209.
6- اين حديث با تعبيرات مختلف در منابع سنّى و شيعه نقل شده است از جمله: مسند احمد، ج 3، ص 3، 62، 64 و 82؛ سنن ترمذى، ج 5، ص 321؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص 167؛ بحارالانوار، ج 43، ص 21، 25، 124، 191- 192.
7- مسند احمد، ج 4، ص 172؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 51 و مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 226.
8- كنز العمّال، ج 13، ص 664، 666 و 667 و بحارالانوار، ج 43، ص 285- 286.
9- بحارالانوار، ج 43، ص 284.
10- سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ أَىُّ أَهْلِ بَيْتِكَ أَحَبُّ إِلَيْكَ؟ قالَ: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ. وَ كانَ يَشُمُّهُما وَ يَضُمُّهُما إِلَيْهِ.( سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 382).
11- . كنز العمّال، ج 13، ص 654، حديث شماره 37662. شبيه همين اعتراض از امام حسين عليه السلام نسبت به ابوبكر و تأثّر ابوبكر از سخنان وى نيز نقل شده است.( مستدرك الوسائل، ج 15، ص 165، ح 3).
12- احتجاج طبرسى، ج 1، ص 292 و امالى طوسى، ج 2، ص 313.
13- كافى، ج 8، ص 207 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 8، ص 131
/انتهاي پيام/