کوچک زاده: پيام پذيرش قطعنامه 598 استقامت، مبارزه و عزت است
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۹۷۷۹
بازخوانی ماجرای «جام زهر» - 2

کوچک زاده: پيام پذيرش قطعنامه 598 استقامت، مبارزه و عزت است

پيام پذيرش قطعنامه به عنوان يکي از استراتژيک ترين پيام هاي امام که در آن به تبيين بسياري از مسائل اساسي و کليدي مورد نياز دنياي اسلام و راه و روش مبارزه با استکبار و جهانخواران و موضع عمومي نظام جمهوري اسلامي در قبال مستضعفان و محرومان پرداخته شده مصون از جنايت تحريف خائنان نبوده است.

مهدی کوچک زاده؛ در آستانه 27 تير، سالگرد صدور پيام تاريخي حضرت امام (ره) خطاب به مسلمانان جهان به مناسبت کشتار خونين حجاج در بيت الله الحرام که در آن قطعنامه 598 مورد پذيرش قرار گرفت، هستيم.

از آنجا که همواره يکي از اساسي ترين روش هاي دشمنان در جنگ نرم عليه ملت ايران و انقلاب شکوهمند اسلامي، تحريف حقايق و آرمان هاي مطرح شده از سوي معمار کبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي بوده و هست، لذا سعي وافري در به فراموشي سپردن پيام ها و فرمايشات آن روح خدايي و تحريف و يا نتيجه گيري وارونه و مخالف با روح پيام و گفتار امام از سوي دشمنان حقيقت صورت پذيرفته است.

پيام پذيرش قطعنامه که به جام زهر نيز معروف شد به عنوان يکي از استراتژيک ترين پيام هاي امام که در آن به تبيين بسياري از مسائل اساسي و کليدي مورد نياز دنياي اسلام، از جمله افشاي ماهيت رژيم هاي دست نشانده کشورهاي اسلامي و خصوصا رژيم سفاک آل سعود، تبيين فلسفه و ضرورت حج ابراهيمي، راه و روش مبارزه با استکبار و جهانخواران و موضع عمومي نظام جمهوري اسلامي در قبال مستضعفان و محرومان پرداخته شده مصون از جنايت تحريف خائنان نبوده است.

تا آنجا که در مجلس ششم اين پيام مستند از سوي جمعي از خودفروختگان نفوذ کرده در کسوت نمايندگي مردم براي دعوت رهبر معظم انقلاب به سازش و مذاکره با آمريکاي جنايتکار قرار گرفت و متاسفانه به دليل غفلت و عدم آگاهي دوستان و ياران انقلاب از محتواي پيام پذيرش قطعنامه، آن نامه و نظريه دعوت به سازش و گفت و گو با آمريکا از آن جهت که مستند به شيوه و رويه امام (هرچند آلوده به تحريف) شده بود، توانست برخي را بفريبد.

براي پرهيز از اطاله کلام و صرفا به منظور جلب توجه کساني که اين يادداشت را مي خوانند، به روح پيام که مملو از دعوت به استقامت و مبارزه و پايداري در راستاي حفظ عزت اسلام و مسلمين است و روشن كردن ميزان پايبندي نمايندگاني که در مجلس به اصطلاح اصلاحات اين پيام را توجيه و مجوز سازش و مذاکره با آمريکا قرار دادند فرازهايي از آن را مورد اشاره قرار داده و از خوانندگان مي خواهم به اين سوال در ذهن خود پاسخ دهند که کساني که پيامي با اين مضامين را بدون اشاره به محتواي آن در ذهن مردم، توجيه گر سازش و تسليم در برابر جهانخواران مي دانند تا چه حد به حداقل صداقت در برابر مردم پايبندند و تا چه درجه مي توانند خود رادر خط امام بدانند:

صحيفه امام ج ‏21 پيام به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه ص: 74

در منطق استكبار جهانى هر كه بخواهد برائت از كفر و شرك را پياده كند متهم به شرك خواهد شد، و «مفتى» ها (2) و مفتى زادگان اين نوادگان «بَلعَم باعورا» ها،(3) به قتل و كفر او حكم خواهند داد. بالاخره در تاريخ اسلام مى‏بايست آن شمشير كفر و نفاقى كه در لباس دروغين احرام يزيديان و جيره خواران بنى اميه- عليهم لعنة اللَّه- براى نابودى و قتل بهترين فرزندان راستين پيامبر اسلام، يعنى حضرت ابى عبداللَّه الحسين- عليه السلام- و ياوران با وفاى او، پنهان شده بود مجدداً از لباس همان ميراث خواران بنى سفيان به درآيد و گلوى پاك و مطهر ياوران حسين-عليه السلام- را در آن هواى گرم، در كربلاى حجاز و در قتلگاه حَرَم، پاره كند؛ و همان اتهاماتى را كه يزيديان به فرزندان راستين اسلام زدند و آنان را «خارجى» و «ملحد» و «مشرك» و «مَهدورالدم» معرفى كردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند؛ كه ان شاء اللَّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امريكا و آل سعود برطرف خواهيم ساخت و داغ و حسرت حلاوت اين جنايت بزرگ را بر دلشان خواهيم نهاد و با برپايى جشن پيروزى حق بر جنود كفر و نفاق و آزادى كعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهيم شد .

همان ص 77:

بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكرده‏اند؛ و حج با آن همه راز و عظمتى كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بي حاصل و بى‏ثمر باقى مانده است ...

يكى از وظايف بزرگ مسلمانان پى بردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براى هميشه بايد بخشى از امكانات مادى و معنوى خود را براى برپايى آن صرف كنند.

چيزى كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيره خواران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده اين است كه حج يك عبادت دسته جمعى و يك سفر زيارتى- سياحتى است. به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايه دارى و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمان بايد ستاند! به حج چه كه بايد براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چاره انديشى نمود! به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايى كنند! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومت هاى وابسته بشوراند. بلكه حج همان سفر تفريحى براى ديدار از قبله و مدينه است و بس!

همان ص 81:

پيامبر اسلام نيازى به مساجد اشرافى و مناره‏هاى تزئيناتى ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است كه متأسفانه با سياست هاى غلط حاكمان دست نشانده به خاك مذلت نشسته‏اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‏هاى مسلمين را در طول حيات ننگين آل سعود و نيز جنايت قتل عام زائران خانه خدا را فراموش مى‏كنند؟ مگر مسلمانان نمى‏بينند كه امروز مراكز وهابيت در جهان به كانون هاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‏اند، كه از يك طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملّاهاى كثيف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بي شعور حوزه‏هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه‏ها و در يك كلمه «اسلام آمريكايى» را ترويج مى‏كنند؛ و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش، آمريكاى جهانخوار، مى‏گذارند ...

مسلمانان نمى‏دانند اين درد را به كجا ببرند كه آل سعود و «خادم الحرمين» به اسرائيل اطمينان مى‏دهد كه ما اسلحه خودمان را عليه شما به كار نمى‏بريم! و براى اثبات حرف خود با ايران قطع رابطه مى‏كنند. واقعاً چقدر بايد رابطه سران كشورهاى اسلامى با صهيونيست ها گرم و صميمى شود تا در كنفرانس سران كشورهاى اسلامى مبارزه صورى و ظاهرى هم با اسرائيل از دستور كار و جلسات آنان خارج شود. اگر اينها يك جو غيرت و حميت اسلامى و عربى داشتند، حاضر به يك چنين معامله كثيف سياسى و خودفروشى و وطن فروشى نمى‏شدند ...

آيا اين حركات براى جهان اسلام شرم‏آور نيست؟ و تماشاچى شدن گناه و جرم نمى‏باشد؟ آيا از مسلمانان كسى نيست تا بپاخيزد و اين همه ننگ و عار را تحمل نكند؟...

راستى ما بايد بنشينيم تا سران كشورهاى اسلامى احساسات يك ميليارد مسلمان را ناديده بگيرند و صحه بر آن همه فجايع صهيونيست ها بگذارند و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بياورند؟ حال، مسلمانان باور مى‏كنند كه زائران ايرانى براى اشغال خانه خدا و حرم پيامبر قيام كرده‏اند و مى‏خواستند كعبه را دزديده به قم ببرند! اگر مسلمانان جهان باور كرده‏اند كه سران آنها دشمنان واقعى آمريكا و شوروى و اسرائيل هستند، تبليغات آنان هم در مورد ما را باور مى‏كنند...

همان ص 82:

البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بين الملل اسلامى‏مان بارها اعلام كرده‏ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ مى‏گذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مى‏كنيم. ما در صدد خشكانيدن ريشه‏هاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم. ما تصميم گرفته‏ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظام هايى را كه بر اين سه پايه استوار شده‏اند، نابود كنيم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه وآله و سلم- را در جهان استكبار ترويج نماييم. و دير يا زود ملت هاى در بند شاهد آن خواهند بود.

ما با تمام وجود از گسترش باج خواهى و مصونيت كارگزاران آمريكايى، حتى اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيرى مى‏كنيم. ان شاءاللَّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با امريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى‏خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين، كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ آمريكا و شوروى را به صدا درآوريم ...

همان ص 82:

مسلمانان تمامى كشورهاى جهان، از آنجا كه شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجى شده‏ايد، بايد بر وحشت از مرگ غلبه كنيد؛ و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبى كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نماييد. به فكر نگهداشتن وضع موجود نباشيد؛ بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد؛ كه عزت و حيات در سايه مبارزه است.

همان ص 83:

ما مظلومان هميشه تاريخ، محرومان و پا برهنگانيم. ما غير از خدا كسى را نداريم. و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى‏داريم ...

هم اكنون اگر آمريكا يك كشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خويش با خاك يكسان كند، چه كسى جلوى او را خواهد گرفت؟ پس راهى جز مبارزه نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرت ها و خصوصاً آمريكا را شكست، و الزاماً يكى از دو راه را انتخاب نمود: يا شهادت. يا پيروزى. كه در مكتب ما هر دوى آنها پيروزى است.

همان ص 85:

حماسه مردم فلسطين يك پديده تصادفى نيست. آيا دنيا تصور مى‏كند كه اين حماسه را چه كسانى سروده‏اند و هم اكنون مردم فلسطين به چه آرمانى تكيه كرده‏اند كه بى‏محابا و با دست خالى در برابر حملات وحشيانه صهيونيست ها مقاومت مى‏كنند؟ آيا تنها آواى وطنگرايى است كه از وجود آنان دنيايى از صلابت آفريده است؟ آيا از درخت سياست بازان خودفروخته است كه بر دامن فلسطينيان ميوه استقامت و زيتون نور و اميد مى‏ريزد؟ اگر اين چنين بود، اينها كه سالهاست در كنار فلسطينيان و به نام ملت فلسطين نان خورده‏اند! شكى نيست كه اين آواى «اللَّه اكبر» است، اين همان فرياد ملت ماست كه در ايران شاه را و در بيت المقدس غاصبين را به نوميدى كشاند. و اين تحقق همان شعار برائت است كه ملت فلسطين در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ايرانى خود فرياد رساى آزادى قدس را سرداد و «مرگ بر آمريكا، شوروى و اسرائيل» گفت؛ و بر همان بستر شهادتى كه خون عزيزان ما بر آن ريخته شد او نيز با نثار خون و به رسم شهادت آرميد. آرى، فلسطينى راه گم كرده خود را از راه برائت ما يافت. و ديديم كه در اين مبارزه چطور حصارهاى آهنين فروريخت، و چگونه خون بر شمشير و ايمان بر كفر و فرياد بر گلوله پيروز شد؛ و چطور خواب بنى اسرائيل در تصرف از نيل تا فرات آشفته گشت، و دوباره كوكب درّيه فلسطين از شجره مباركه «لاشَرقية و لاغربية» ما برافروخت. و امروز به همان گونه كه فعاليت هاى وسيعى در سراسر جهان براى به سازش كشيدن ما با كفر و شرك در جريان است، براى خاموش كردن شعله‏هاى خشم ملت مسلمان فلسطين نيز به همان شكل ادامه دارد. و اين تنها يك نمونه از پيشرفت انقلاب است. و حال آن كه معتقدان به اصول انقلاب اسلامى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده است و ما اينها را سرمايه‏هاى بالقوه انقلاب خود تلقى مى‏كنيم و هم آنهايى كه با مركّب خون طومار حمايت از ما را امضا مى‏كنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبيك مى‏گويند و به يارى خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت...

همان ص 85:

امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهان بى‏درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزيزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را كرده‏اند، مى‏بوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه‏هاى آزادى و كمال نثار مى‏كنم. و به ملت عزيز و دلاور ايران هم عرض مى‏كنم: خداوند آثار و بركات معنويت شما را به جهان صادر كرده است؛ و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمايت از محرومان شده است و شراره كينه انقلابى‏تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.

همان ص 86:

ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقى و راستين ارزش هاى اسلامى هستند، به خوبى دريافته‏اند كه مبارزه با رفاه طلبى سازگار نيست؛ و آنها كه تصور مى‏كنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانه‏اند. و آنهايى هم كه تصور مى‏كنند سرمايه داران و مرفهان بى‏درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مى‏شوند و به مبارزان راه آزادى پيوسته و يا به آنان كمك مى‏كنند آب در هاون مى‏كوبند.

بحث مبارزه و رفاه و سرمايه، بحث قيام و راحت طلبى، بحث دنياخواهى و آخرت جويى دو مقوله‏اى است كه هرگز با هم جمع نمى‏شوند. و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. فقرا و متدينين بى‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلاب ها هستند.

همان ص 88:

ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد ...

امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق كاخ هاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد. امروز خمينى آغوش و سينه خويش را براى تيرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ ها و موشك هاى دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درك شهادت روزشمارى مى‏كند. جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمى‏شناسد. و ما بايد در جنگ اعتقادى‏مان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم. ان شاء اللَّه ملت بزرگ ايران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختي هاى جنگ را به شيرينى شكست دشمنان خدا در دنيا جبران مى‏كند. و چه شيرينى بالاتر از اينكه ملت بزرگ ايران مثل يك صاعقه بر سر آمريكا فرود آمده است. چه شيرينى بالاتر از اينكه ملت ايران سقوط اركان و كنگره‏هاى نظام ستمشاهى را نظاره كرده است و شيشه حيات آمريكا را در اين كشور شكسته است. و چه شيرينى بالاتر از اينكه مردم عزيزمان ريشه‏هاى نفاق و ملي گرايى و التقاط را خشكانيده‏اند. و ان شاء اللَّه شيرينى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشيد. نه تنها كسانى كه تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پيش رفته‏اند، بلكه آنهايى كه در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعاى خير خود جبهه را تقويت كرده‏اند از مقام عظيم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده‏اند. خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسين-عليه السلام...

همان ص 88:

ما مى‏گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستيم. ما برسر شهر و مملكت با كسى دعوا نداريم. ما تصميم داريم پرچم «لا اله الّا اللَّه»را بر قلل رفيع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم.

همان ص 91:

نكته مهمى كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كى و تا كجا ما را تحمل مى‏كنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزى جز عدول از همه هويت ها و ارزش هاى معنوى و الهى‏مان نمى‏شناسند. به گفته قرآن كريم، هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما بر نمى‏دارند مگر اينكه شما را از دينتان برگردانند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست ها و آمريكا و شوروى در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مكتبىِ‏ مان را لكه‏دار نمايند. بعضى مغرضان ما را به اعمال سياست نفرت و كينه توزى در مجامع جهانى توصيف و مورد شماتت قرار مى‏دهند؛ و با دلسوزي هاى بي مورد و اعتراض هاى كودكانه مى‏گويند جمهورى اسلامى سبب دشمني ها شده است و از چشم غرب و شرق و ايادى‏شان افتاده است! كه چه خوب است [به‏] اين سؤال پاسخ داده شود كه ملت هاى جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ايران، در چه زمانى نزد غربي ها و شرقي ها احترام و اعتبار داشته‏اند كه امروز بى‏اعتبار شده‏اند!...

آرى، اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامى و انقلابى خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پيامبر و ائمه معصومين- عليهم السلام- را با دست هاى خود ويران نمايد، آن وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان يك ملت ضعيف و فقير و بى‏فرهنگ به رسميت بشناسند؛ ولى در همان حدى كه آنها آقا باشند ما نوكر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعيف؛ آنها ولىّ و قيّم باشند ما جيره خوار و حافظ منافع آنها؛ نه يك ايران با هويت ايرانى- اسلامى؛ بلكه ايرانى كه شناسنامه‏اش را آمريكا و شوروى صادر كند؛ ايرانى كه ارابه سياست آمريكا يا شوروى را بكشد

همان ص 92:

من به صراحت اعلام مى‏كنم كه جمهورى اسلامى ايران با تمام وجود براى احياى هويت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذارى مى‏كند. و دليلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد. ما بايد براى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزى كنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم. و اين را بايد از اصول سياست خارجى خود بدانيم. ما اعلام مى‏كنيم كه جمهورى اسلامى ايران براى هميشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامى و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تأمين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روش هاى مبارزه عليه نظام هاى كفر و شرك آشنا مى‏سازد ...

آيا به راستي امام با صدور چنين پيامي با استکبار صلح و سازش کرد؟ يا شکل و سطح مبارزه را از درگيري و جنگ نظامي با مزدور سرسپرده اي چون صدام به سطحي به وسعت عالم و رويارويي مستقيم با استکبار کشاند و ما در اين سال ها شاهد برکات وسيع و عميق آن در جنگ هاي 33 روزه حزب الله و 22 روزه حماس در مقابله با اسرائيل غاصب هستيم. و چه زيبا امام به تبيين آثار خون شهيدان مي پردازد آنجا که مي فرمايد:

همان ص 93:

مسلّم خون شهيدان، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است. خون شهيدان براى ابد درس مقاومت به جهانيان داده است. و خدا مى‏داند كه راه و رسم شهادت كور شدنى نيست؛ و اين ملت ها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود. و همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان كه در اين قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهايى كه اين گوهرها را در دامن خود پروراندند!... و از اين طريق نيز راه حيات طيبه را به بشريت مي نماياند و اينگونه دعا مي کند:

همان ص 93: خداوندا، اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن.

خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نيازمند به مشعل شهادت؛ تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.

خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودان و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سركشيده‏ام، و در برابر عظمت و فداكارى اين ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏كنم.

و بدا به حال آنانى كه در اين قافله نبودند! بدا به حال آنهايى كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهى تا به حال ساكت و بى‏تفاوت و يا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند!...

آرى، ديروز روز امتحان الهى بود كه گذشت. و فردا امتحان ديگرى است كه پيش مى‏آيد. و همه ما نيز روز محاسبه بزرگترى را در پيش رو داريم. آنهايى كه در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلى از اداى اين تكليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور كرده‏اند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفته‏اند، و خسارت و زيان و ضرر بزرگى كرده‏اند كه حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه حق خواهند كشيد. كه من مجدداً به همه مردم و مسئولان عرض مى‏كنم كه حساب اين گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذارند اين مدعيان بى‏هنر امروز و قاعدين كوته نظر ديروز به صحنه‏ها برگردند ...

من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مى‏كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون، در پيچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند

همان ص 96:

فرزندان انقلابى‏ام، اى كسانى كه لحظه‏اى حاضر نيستيد كه از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد...

مى‏دانم كه به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پير شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم كه شهادت شيرين تر از عسل در پيش شماست؛ مگر براى اين خادمتان اين گونه نيست؟ ولى تحمل كنيد كه خدا با صابران است. بغض و كينه انقلابى‏تان را در سينه‏ها نگهداريد؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد؛ و بدانيد كه پيروزى از آن شماست‏./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار