جامعه شناس و استاد دانشگاه در آمريکا: اصلاح طلبان چیزی در چنته ندارند
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، دكتر مهرداد مشايخي، جامعه شناس و استاد دانشگاه آمريكا در نوشتهاي كه اخيرا از سوي رسانه هاي افقليت سبز منتشر شده است، به بررسي روند جريان اصلاح طلبي پرداخته كه در آن تصريح شده است: اصلاح طلبان در دوره اي اميد برانگيختند، در دوره اي اغتشاش گري فکري را سبب شدند و امروز ناهمزمان شده اند.
وي با اشاره به پيدايش جريان اصلاح طلبي مي افزايد: کم و بيش، دوره اول اين جريان در برگيرنده دوره اول رياست جمهوري خاتمي است، در اين دوره، علي رغم افت و خيزهايي که نسبت به اصلاح طلبي پيش آمد، در مجموع، دوره اي اميد برانگيز بود و در ميان ميليون ها جوان ايراني شور و نشاط و تحرک نسبي ايجاد کرد، سه پيروزي قاطع انتخاباتي اصلاح طلبان در تقويت اين روحيه سخت موثر بود.
مشايخي در ادامه نوشته خود با اشاره به شكست هاي پي در پي اصلاحطلبان تصريح ميكند: دوره دوم با فاصله زماني اندکي پس از دومين انتخاب خاتمي به رياست جمهوري در سال 1380 آغاز شد و تا حدود سال هاي 1385 و 1386 ادامه يافت، در اين دوره اصلاح طلبان در سه انتخابات مهم، شوراها، مجلس و رياست جمهوري با شکست هاي فاحش مواجه شدند، مهمتر از آن، نشان دادند که امکاني براي هيچگونه اقدام معني دار اصلاحي در چنته ندارند، واکنش غالب به اين دوره، چه در ميان روشنفکران و چه در ميان توده مردم، مايوس شدن، بي روحيه شدن، منفعل شدن و کناري گيري مجددد از سياست ورزي بود.
اين استاد دانشگاه آمريكا با بيان اين كه پس از روي کار آمدن محمود احمدي نژاد تحقير ناشي از به حاشيه رانده شدن در ساختار قدرت، زوال تدريجي و سياسي اصلاح طلبان شتاب تندتري به خود گرفت، نوشته است: اگر در دو دوره گذشته تلاش هايي رسمي براي رفرم نظام، دست کم، اعلام مي شد، در اين دوره بقاي سياسي ـ تشکيلاتي جاي اصلاح گري را گرفت و فرآيند محافظه کارتر شدن اصلاحطلبان و فرآيند بي ارتباط تر شدن آن ها با تحولات جاري بطور موازي به پيش مي رفت.
وي ميافزايد: صد ها نوشته در اين سال ها به تفصيل، به تحليل شکست «پروژه اصلاحات» همت گماشته اند، به هر رو، جدا از واکنش روانشناختي عموم مردم، وجه مشخصه غالب در ميان روشنفکران طرفدار و يا نقاد (معتدل) اصلاحگري نظام، گيجي و بي اطميناني نسبت به اصلاحات و ايجاد خلاء فکري در استراتژي مقابله با حکومت بود.
مشايخي تاكيد كرده است: اصلاح طلبان، سال ها پس از ارائه تفسيرهاي دموکراتيک و سکولار از دين، ناگهان متوجه شدند که از «ارزش هاي ديني» مردم فاصله گرفته اند و مي بايد به جبران خطاي گذشته با سکولاريزه شدن نهاد هاي مذهبي مبارزه کنند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به فرايند انتخابات دهم رياست جمهوري، تصريح كرده است: زماني که به کارزار انتخاباتي 1388 نزديک شديم، از اصلاح طلبان تنها پوسته اي از امکانات تشکيلاتي، مالي و حداقلي از نفوذ در دستگاه هاي دولتي باقي مانده بود و بس، از آن گفتماني که در سال 1376 مدعي «اصلاح»، «پاسخگو کردن حکومت»، «توسعه سياسي»، «شفافيت بيشتر»، «انطباق اسلام و آزادي» و غيره بود، ديگر ايده اي نو و خلاق براي تغيير بر جاي نمانده بود.
وي عملكرد اصلاحطلبان در اين برهه را حفظ يک نوستالژي تاريخي نسبت به ايده اصلاحگري در عمل عنوان مي كند و مي افزايد: صلاحطلبان در صدد احياي موقعيت از دست رفته شان در ساختار قدرت بودند، آن ها هر آن چه در چنته داشتند را وارد کارزار انتخاباتي کردند تا به پيروزي ميرحسين موسوي ياري رسانند.
مشايخي با تاكيد بر انشقاق و شكاف ميان اصلاحطبان به انتقاد از طيفي از اصلاح طلبان ميپردازد و خاطر نشان ميكند: اصلاح طلبان حکومتي هيچگاه موفق نشدند که جايگاه سرگردان خود را ميان «نظام» و «جنبش» درک کنند، آن ها به نادرست خود را «جنبش» اصلاحات خطاب مي کردند؛ در حالي که عملکردشان از نوع «جنبش»هاي سياسي نيست./انتهاي پيام/