امكان ارتباط هاى نامشروع يك عامل مهم كاهش ازدواج
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، زندگى اجتماعى امروز در بسيارى از قسمتها از صورت يك زندگى طبيعى و صحيح بيرون رفته، كه يك نمونه آن كاهش شديد ازدواج، و روى آوردن جوانان به زندگى غير طبيعى «تجرّد» است.
كاهش ازدواج و توسعه تجرّد، قطع نظر از اثرى كه روى نسل بشر دارد، از نظر ايجاد يك نوع سيستم زندگى بدون احساس مسئوليّت و قطع پيوندهاى اجتماعى، و بىتفاوتى در برابر رويدادهاى اجتماعى كه از آثار قطعى زندگى افراد مجرد است. يك فاجعه بزرگ براى جوامع بشرى محسوب مىگردد.
و اگر انحرافات اخلاقى را كه از اين رهگذر دامنگير بسيارى از افراد مجرّد مىشود به آن بيفزاييم اهميّت اين مشكل اجتماعى روشنتر خواهد شد.
اكنون به اتّفاق خواننده عزيز بررسى خود را روى عوامل اصلى اين پديده خطرناك اجتماعى دنبال كنيم:
بدون ترديد اين وضع نابسامان معلول يك يا دو علّت نيست ولى مسلّماً در ميان عوامل اصلى چند عامل بيش از همه جلب توجّه مىكند كه يكى از آنها مسأله «توسعه ارتباطهاى نامشروع» است.
زيرا از يك طرف بر اثر سهولت اين ارتباطها، «زن» در نظر بسيارى از جوانان به صورت يك موجود مبتذل و كم ارزش، و حتى احياناً «رايگان»! درآمده است كه به آسانى مىتوان به او دست يافت.
و به اين ترتيب آن ارزش و اهميّت و شخصيّتى را كه در سابق در اجتماع داشت كه براى وصول به او فداكارى زيادى لازم بود به كلى از دست داده، و ديگر يك موجود گرانبها و رؤيايى كه نظر جوانان را به خود جلب كند نيست!
برهنگى روزافزون زنان، در دنياى امروز به اين ابتذال كمك كرده، و اگر در آغاز عامل زودگذرى براى جلب توجّه نظر هوسبازان باشد، سرانجام به ابتذال و از ارزش افتادن زن منتهى مىگردد، و اين درست عكس آن چيز است كه اين گونه زنان انتظار آن را داشتند!
به همين دليل آن عشقهاى پاك و مقدّس و آتشينى كه در گذشته به وجود مىآمد، و سرآغاز يك پيوند زناشويى محكم مىشد. در اجتماعات امروزى اثرى از آن نيست زيرا هميشه انسان نسبت به چيزى عشق آتشين پيدا مىكند كه به آسانى در دسترس او قرار نگيرد، و معنا ندارد نسبت به يك موضوع مبتذل، و ارزان و رايگان عشق بورزد، آن هم يك عشق آتشين!
از طرف ديگر بسيارى از افراد بى بند و بار حساب مىكنند چه دليلى دارد كه تنها براى دسترسى به يك زن زير بار هزار گونه «شرايط» و «مسئوليّتهاى» ازدواج بروند، در حالى كه بدون قبول هيچ يك از اين شرايط و مسئوليّتها دسترسى به افراد زيادى مىتوانند پيدا كنند؟!
و لذا اين افراد چون به عواقب شوم بى بند و بارى جنسى و اخلاقى آشنا نيستند و تنها به ازدواج، و زن از نظر اشباع غريزه جنسى مىنگرند، اصولًا تن به ازدواج و آن همه شرايط و مسئوليّتها را يك كار احمقانه مىدانند! و لذا همه يا قسمت عمده زندگى خود را به حال تجرّد مىگذرانند.
با توجّه به حقايق بالا اثر «امكان و سهولت ارتباطهاى نامشروع» روى كاهش ازدواج كاملًا روشن مىگردد، و به همين جهت در جوامع غربى كه اين آزادى و بىبندوبارى بيشتر است ازدواج كاهش بيشترى پيدا كرده، و اگر ازدواجى صورت مىگيرد در سنين بالاست، و تازه اين ازدواجها هم به قدرى سست و بى دوام است كه غالباً به بهانههاى كوچك و گاهى مضحك از هم گسسته مىشود!
قربانيان اين روابط ننگين
علاوه بر آنچه گفته شد هميشه در كنار اين گونه جوامع كه زندگى تجرّد را ترجيح بر زندگى مشترك زناشويى دادهاند دملهاى چركين متعفنى به نام «مراكز فحشا» و «شهر نو» ها وجود دارد كه خود نيز يك عامل مهم براى كاهش ازدواج، و همچنين از هم پاشيدن خانوادهها مىباشد.
اين كانونهاى چركين كه الزاماً در كنار جوامع ناسالم كنونى است دليل روشنى بر عدم سلامت مزاج اين اجتماعات است.
مسأله فحشا و مراكز بدنام را نبايد تنها از نظر اين كه كانونى براى توسعه فساد اخلاق، و نشر انواع ميكروبهاى جسمى و روانى است مورد مطالعه قرار داد.
همچنين نبايد «فقط» از نظر اثرى كه روى كاهش ازدواج و روى آوردن به زندگى تجرّدى دارد مورد بحث قرار گيرد، اگر چه هر يك از اينها خود قابل بحث و مطالعه فراوان است.
بلكه علاوه بر اين از نظر خود زنان بدكار كه در اين مراكز جمع مىشوند و به خودفروشى مىپردازند كاملًا قابل دقت و اهميّت است.
كسانى كه در اين زمينه مطالعات دقيقى دارند، و كتابهايى به دنبال تحقيقات وسيع خود در اين باره نوشتهاند همگى معترفند كه وضع اين دسته زنان خودفروش دردناكترين و فجيعترين انواع بردگى قرون وسطى را در نظر مجسم مىسازد.
زنانى مطرود، درمانده و بينوا به معناى واقعى، كه هميشه از فرق تا قدم در قرض و بدهكارى غرقند، و شب و روز چون شمع مىسوزند تا روشنگر مجالس هوس و لذت حيوانى اين و آن باشند و عاقبت هم به بدترين وضعى در يك گوشه متروك اجتماع جان مىسپارند و حتّى گاهى كسى كه جسد آنها را از زمين بردارد و به خاك بسپارد پيدا نمىشود.
كدام وجدان اجازه مىدهد در عصرى كه در آن ادعاى الغاى بردگى مىشود چنين بردگان بينوايى در كنار اجتماع وجود داشته باشند و هيچ كس در راه آزادى آنها قدم بر ندارد؟!
ولى نبايد فراموش كرد كه اين بردگى رقّتبار را كه بدبختانه بسيارى از جوامع امروزى عملًا به رسميّت شناختهاند و صحّه پاى آن گذاردهاند مولود همان سهولت ارتباطهاى نامشروع است.
زيرا زنانى كه در اين لجنزارهاى متعفّن اجتماع دست و پا مىزنند غالباً همان قربانيان ارتباطهاى نامشروعند كه تدريجاً به اين مراكز كشيده شدهاند. شرح حال بعضى از اين زنان كه در پارهاى از كتابها آمده بدون شك غمانگيزترين تراژدىها را تشكيل مىدهد، و لكّه ننگى بر پيشانى جوامع امروز محسوب مىگردد، و متأسفانه كمتر روى آن بحث مىشود.
بنابراين هم براى جلوگيرى از فرو ريختن خانوادهها، و هم براى جلوگيرى از سقوط و كاهش ازدواج، و هم براى آزاد كردن اين بردگان بينوا، بايد جلوى اين آزادى و بى بندوبارى جنسى و امكان ارتباطهاى نامشروع گرفته شود، و آن هم بدون تنظيم برنامه صحيحى ممكن نيست.
جوانان عزيز با توجّه به حقايق بالا بايد در مورد خودشان و دوستانشان مراقبت بيشتر به عمل آورند و از سخنان مبتذل فريبندهاى كه براى كشانيدن آنها به اين بىبندوبارىها از حلقوم افراد ناپاكى بيرون مىآيد وقعى ننهند.
كسانى كه اين وضع و اين مراكز را به عنوان يك ضرورت اجتماعى معرّفى مىكنند، و به اين وسيله مىخواهند از قبح و زشتى فحشا و رفت و آمد به اين مراكز بكاهند، بلكه پا را از اين فراتر نهاده، اين عمل ناروا را وسيلهاى براى حفظ پاكى خانوادهها!! و سلامت جوانان!! بنامند سخت در اشتباهند.
آيا وجود يك لجنزار متعفن كه عامل گسترش انواع فساد اخلاق و احياناً بيمارىهاى جسمى مىشود، و به همين دليل غالباً آن را از اجتماعات جدا مىكنند و با ديوارهاى بلندى به دور اين زندانيان سيهروز و طرد شده به گمان خود از سرايت اين فساد به داخل خانوادهها جلوگيرى مىنمايند، آيا وجود چنين لجنزارى يك ضرورت اجتماعى و رفت و آمد در آن وسيله سلامت است؟
برگرفته شده از كتاب مشكلات جنسي جوانان.
/انتهاي پيام/