سند ملي تحول در آموزش و پرورش توسط رييس جمهور به امضاء رسيد
سند ملي تحول در آموزش و پرورش كه مبناي تغييرات اساسي در ساختار آموزش و پرورش خواهد بود پس از بررسي و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي اجرايي ميشود.
اين اسامي مانند كارل ماركس، وبر، دوركيم، جان لاك، هورك هايمر، كار مانهايم، لنين، ماكياولي و اصطلاحاتي مانند ليبراليسم، سكولاريسم، رئاليسم، اگزنستياليسم، مكتب فرانكفور، مكتب شيكاگو، نظريه شكاف آگاهي، گلوله جادويي، كاشت، برجسته سازي و ... را به كرات شنيده ايد و گاهي فكرتان را مشغول كرده كه اينها چه هستند و چرا اين همه توسط علماي سياست و كارشناسان علوم سياسي تكرار مي شود وچرا ؟
حقيقت در آنجا نهفته است كه ما به جاي ادامه دادن راه ابن خلدون ها، فارابي ها، ملاصدراها و... خود را شيفته و ادامه دهنده فرنگ يا مكاتب غربي كرده، از تفكر دست كشيده و منتظر اظهار فضل و نظر آنها شده و هر آنچه كه گفتند چه ثواب و چه ناثواب را پذيرفته و همانند طوطي تكرار كرديم تا جايي كه هم شكل غربي ها شديم، براي توجيه يك حركت يا نقد آن از نظريات آنان استفاده كرده، آن را وحي منزل پنداشتيم و از اين آموزه هاي بي هويت حتي در تعليم و تعلم فرزندان اين مرز و بوم استفاده كرديم و بي آنكه به اين نكته توجه كنيم كه اين نظريات وارداتي را در حالي استفاده کرديم که بسته به شرايط جغرافيايي، سياسي و جغرافياي سياسي خاصي كه هيچ شباهتي با كشور و مردم ما ندارد، شكل گرفته است.
زماني كه يك كارشناس ايراني براي همتراز شدن با يك سياستمدار بيگانه و يا نشان دادن سطح اطلاعات و سواد خود به مخاطب عام از اين نظريات استفاده ميكند، يعني هيچ توجهي به آموزهاي اسلامي و ديني خود در اين موضوعات ندارد.
يك محقق، كارشناس و يا سياستمدار بايد با داشتن حس ايراني _ اسلامي از نظريات بزرگان علم، ادب و آموزهاي اسلامي بكر خود استفاده كند و اين مطالب را در دانشگاه ها نهادينه کند تا قشر تحصيل كرده ما بنا به فرمايشات مقام معظم رهبري از علوم انساني اسلامي بهره ببرند كه اين اقدام نيازمند پالايش دروس دانشگاهي، تحول در آموزش عالي، آموزش و پرورش و آغاز تحول عظيمي در حوزههاي مختلف آموزشي است./انتهاي پيام/