رياست يا اسارت روح
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو» - آيت الله جوادي آملي در كتاب مبادي اخلاق در قرآن در مورد روح و بدن و فرمانروايي هر كدام از آنها بر ديگري نوشته است:
آنها كه عاقل، زاهد، عارف، عابد و بنده خدا هستند و طعم رياست را به خوبى چشيدهاند، قبل از اين كه در باره مسائل اجتماعى، سياسى و... سخن بگويند، در محيط داخلى روح خود، تكليف رئيس و مرئوس را مشخص مىكنند و مىگويند روح، بايد فرمان بدهد و بدن بايد اطاعت كند و اين گونه رياست، لذت است؛ مثلا، روح دستور مىدهد كه شما روزه بگيريد، ولى بدن رنج مىبرد و اطاعت مىكند و روح از اين فرمانروايى بر بدن لذت مىبرد يا روح در حالت دفاع و جهاد و نبرد با بيگانهها به بدن دستور مىدهد و بدن اطاعت نموده و از جايى به جايى حركت و جهاد را آغاز و رنج تير و دشنه را تحمل مىكند و زخمى مىشود. اينجا روح، خدا را شكر مىكند كه من فرمان دادم و بدن اطاعت كرد. نيز چنين است در نگاه نكردن به نامحرم يا گوش ندادن به آهنگهاى حرام و يا نخوردن مالهاى حرام و صدها دستورهاى دينى ديگر.
ولى جاهل، كه معناى رياست واقعى را نمىداند، هم در تحليل و تبيين حقيقت آن اشتباه مىكند و هم در تطبيقش بر مصداق در مىماند. او بدن را بر روح، مسلط كرده و آن را امير و رئيس مىكند و بر كرسى رياست مىنشاند و روح الهى را تحت اسارت بدن مىگيرد. بدن، لذت جسمانى طلب مىكند و بدين جهت روح را وادار مىكند كه براى تأمين رفاه بدن بينديشد و راه حل ارائه كند تا بدن به آن لذت جسمانى برسد. از آن به بعد نقشههايى كه كشيده مىشود، براى آن است كه بدن، فرمان دهد و روح اسير شده، بايد اطاعت كند؛ به عنوان مثال، روح نقشه مىكشد هر درس و بحثى را كه خوانده، به پاى لذت بدن بريزد و بدن را اطاعت كند.
اگر درس خواندهها بخواهند به نظام اسلامى خيانت كنند و به جامعه مسلمين آسيب برسانند، بيشتر از درس نخواندهها آسيب مىرسانند. همه سلاحهاى خانمانسوز توسط درس خواندهها اختراع و شناخته شده است. بديهى است كه انسان درس خوانده آشنا به مسائل حقوق، وقتى در تحت اسارت بدن قرار بگيرد، همه رشوهها، كارشكنىهاو اختلاسها را قانونى مىكند.
مبادي اخلاق در قرآن/انتهاي پيام/