تحریم؛ تهدید یا فرصت
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۲۹۷۴
ارزيابي آثار تحريم‌ها بر استحکام جمهوری اسلامی

تحریم؛ تهدید یا فرصت

ارزيابي تحريم ها مبين اين واقعيت است كه ملت به خوبي موفق به ناكارآمد ساختن حربه هاي دشمنان شده و همين تحريم ها غيرتي در ملت و حاكميت پديد آورده است كه وابستگي به واردات بنزين را كاهش داده و انقلابي را تحت عنوان «انقلاب انرژي» با صرفه جويي و مديريت صحيح مصرف به وجود آورند.

ريشه و علل و عوامل تحريم ها:

پيروزي انقلاب اسلامي ايران بر رژيم صد درصد آمريكايي پهلوي و قطع كليه وابستگي ها به آمريكا پس از قطع رابطه يك جانبه دولتمردان آمريكايي به هدف شكست انقلاب مردم ايران و تبديل اين تهديد به فرصتي بزرگ براي حركت در جهت استقلال و خودكفايي، ضربه سنگيني به آمريكا بود.

متعاقب آن سربلندي ملت ايران در هشت سال دفاع مقدس و مقابله عزتمند با تمامي مظاهر سلطه جويي و اشغالگري و حاميان رژيم بعثي صدام و آثار و بركات ولايت فقيه در راس حاكميت نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران دومين شوك بزرگ بر پيكره امپراطوري آمريكا بود.

لذا كينه ورزي ها و بهانه تراشي ها - بخصوص به دليل عزم راسخ و همت يكپارچه ملت ايران براي زدودن لكه ننگ رژيم صهيونيستي بر حيثيت بشريت - با فشار لابي هاي صهيونيستي عليه ملت ما روز به روز بيشتر شد و در نهايت با روي كار آمدن اصولگرايان و غلبه تفكر اصولگرايي بر حوزه هاي تقنيني و اجرايي كه با امتيازدهي و باج دهي به زورمداران ميانه خوبي نداشته اند، غرض ورزي ها اوج گرفت.

از سوي ديگر پيشرفت هاي علمي و فناوري، بويژه در حوزه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي، توطئه تدارك پروژه اسلام هراسي و ايران هراسي را در ذهن استكبار كليد زد و لذا به موازات موفقيت هاي پي در پي هسته اي با هدف تامين سوخت و بهره گيري از دستاوردها در علم پزشكي و كشاورزي و صنعت، خواب راحت را از چشم دشمنان انقلاب اسلامي ربود.

ناكامي آمريكا و نيروهاي عضو ناتو در منطقه و غوطه ور شدن در گرداب خودساخته و بدون اثر استفاده تبليغاتي از مبارزه با تروريسم و حمايت از حقوق بشر، آنان را به اقدامات كور و بي منطق و عجولانه سوق داد كه از آن جمله خلع يد از آژانس بين المللي انرژي اتمي و دخالت شوراي امنيت در موضوع هسته اي و در واقع سياسي كردن موضوع حقوقي و نيز عمليات رواني پي در پي بود.

غلبه ملاحظات امنيتي – سياسي بر ملاحظات فني و حقوقي، نقش آژانس را تنزل داد. دشمنان نظام گزارش بازرسان و اطلاعات دوربين هاي كار گذاشته شده در محيط تاسيسات هسته اي را ناديده گرفته و به شفاف سازي و اعتماد سازي جمهوري اسلامي ايران بي اعتنايي كرده و در مقابل بيداري جامعه بشري، مشي هژمونيك و زياده خواهي را پي گرفتند تا مگر اراده مستحكم ملت ايران را بشكنند و ايران را وادار به توقف غني سازي اورانيوم و فعاليت هاي صلح آميز هسته اي كنند.

در اين روند، شوراي امنيت تاكنون شش قطعنامه عليه فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران به تصويب رسانده است كه قطعنامه هاي 1696، 1737، 1747، 1803 و اخيراً 1929 كه قطعنامه هاي (1737 و 1747 و 1803 و 1929) تحريم هايي را لحاظ كرده اند و قطعنامه 1929 با 12 راي موافق، دو راي مخالف (تركيه و برزيل) به تصويب رسيده است.

آمريكا به تحريم هاي ناشي از قطعنامه 1929 عنوان «تحريم هاي فلج كننده» را داده است؛ اهداف تحريم هاي اخير ايجاد محدوديت هاي امنيتي – دفاعي و قابليت هاي دفاع موشكي جمهوري اسلامي ايران، تضعيف نظام، اعمال فشار بر دولت و مجلس شوراي اسلامي براي تصويب و اجراي پروتكل الحاقي و نيز تحت الشعاع قرار دادن اهميت بيانيه سه جانبه هسته اي ايران، برزيل و تركيه بوده است.

حضور فعال جمهوري اسلامي ايران در كنفرانس بازنگريNPT و پيشنهادهاي راهگشاي دكتر احمدي نژاد، رئيس جمهور كشورمان نيز عامل ديگري بود كه برخلاف پايان يافته اعلام شدن موضوع هسته اي از جانب ايران، موجب تلاش آمريكا و متحدانش براي تداوم و محفوظ نگهداشتن موضوع هسته اي در قالب اهرم فشار عليه كشورمان شد، بنابراين دشمني آمريكا و اقمارش با اصل نظام و انقلاب اسلامي بوده و موضوع هسته اي بهانه اي بيش نيست.

نفوذ لابي هاي رژيم صهيونيستي و فشار آنها به مراكز اجرايي و قانونگذاري آمريكا و اتحاديه اروپا نقش عمده اي در سياسي كردن موضوع حقوقي و بردن آن به شوراي امنيت داشته است. در اين رابطه «لابي هاي كنگره يهوديان اروپا» به رياست موشه كانتر، «سازمان جهاني صهيونيست»، «كميته عمومي آمريكا و اسرائيل»، «لابي مسيحيان صهيونيست» و «كنگره مراقبت پنتاگون» از مهمترين لابي ها بوده اند و همگي سعي كرده اند با تصويرسازي غير واقعي از ضريب تهديد جمهوري اسلامي ايران و القائات افراطي، افكار عمومي دنيا و بويژه كشورهاي منطقه را عليه ايران مديريت كنند.

اختصاص 55 ميليون دلار براي تهديدات سايبري امنيت ملي كشور، تلاش براي ايجاد تفرقه بين اقوام و مذاهب، حمايت قاطع از جريان فتنه، عمليات رواني با القاي قطعيت حمله نظامي و يا گسترش تحريم ها، بزرگنمايي اختلافات و تعارضات بين نخبگان سياسي و حمايت جهت دار از بعضي جناح ها و تلاش براي ايجاد شكاف بين مردم و حاكميت از طريق ناكارآمد جلوه دادن حاكميت و ايجاد بدبيني در همين راستا بوده است.

ارزيابي قطعنامه‌ها و اثر آن در عرصه داخلي

كشور بزرگي كه منشا وقوع انقلابي به عظمت انقلاب اسلامي مي شود قطعاً مهارت تبديل تهديدها به فرصت و خنثي سازي تحركات خصمانه را نيز خواهد داشت.

ارزيابي صدور قطعنامه ها و لحاظ تحريم ها مبين اين واقعيت است كه ملت ما به خوبي موفق به ناكارآمد ساختن حربه هاي دشمنان شده است. همين تحريم ها غيرتي در ملت و حاكميت پديد آورد كه وابستگي به واردات بنزين را كاهش دهند و تحولي و يا انقلابي را تحت عنوان «انقلاب انرژي» با صرفه جويي و مديريت صحيح مصرف به وجود آورند.

با همكاري ملت و دولت و تدابير اساسي، ذخاير استراتژيك افزايش يافته و با ديپلماسي فعال دكتر احمدي نژاد در عرصه سياست خارجي و مواضع فعال وي، كشورهاي جايگزيني، كالاهاي مورد نياز ما را تامين مي كنند و وقعي هم به فشارهاي غير منطقي آمريكا نمي نهند.

اين موفقيت ها اگر چه مديون رهبري هاي خردمندانه رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي و اعتماد به نفس و شجاعت رئيس جمهور و اراده قوي و خلل ناپذير مردم ايران بر اثر ايمان و اتكا و اتكال به خداوند متعال است، اما از سوي ديگر نشان دهنده ناكامي آمريكا و متحدانش به دليل پيشداوري هاي غلط درباره ايران و عدم درك و شناخت واقعي از قدرت اسلام ناب محمدي و اراده آهنين مسلمانان است.

يكي ديگر از آثار تحريم ها و تبديل آن به فرصت، اراده ملت به تحقق طرح تحول اقتصادي در راستاي كاهش وابستگي به نفت، و گام نخست آن هدفمند كردن يارانه هاست كه با همكاري مردم با دولت خدمتگزار در حال تحقق مي باشد.

در اين راستا جلب اعتماد برخي از كشورها براي گسترش سرمايه گذاري خارجي در پروژه هاي مختلف ملي قدم موفق ديگري بوده است.

ايجاد همبستگي و تقويت انسجام ملي و وحدت حول رهبري يكي ديگر از آثار تحريم هاي كينه توزانه بوده است.

استقبال روزافزون هموطنان مقيم خارج از كشور براي آوردن سرمايه ها به داخل كشور و مشاركت در فرآيند پيشرفت ميهن اسلامي و اظهار علاقه مندي به بازگشت به وطن نتيجه ديگر صدور قطعنامه هاي تحريم زا بوده است.

ناگفته نماند كه اجماع دولت و مردم و جناح ها و احزاب مختلف در موضوع حقانيت جمهوري اسلامي ايران در فرآيند فعاليت صلح آميز هسته اي و پشتيباني قاطع نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي از دولت و تصويب قوانين انقلابي در اين زمينه عامل اساسي ناكامي دشمنان و ايستادگي عزتمندانه در برابر زياده خواهي آنهاست.

شرايط فعلي به گونه اي است كه آمريكا براي ايجاد اجماع درون گروهي بين 1 + 5 توفيقي بدست نياورده و توصيه به دولتمردان نابخرد آمريكايي مبني بر بدون اثر بودن تحريم ها عليه جمهوري اسلامي ايران و تاكيد بر پيگيري راه هاي ديپلماتيك و مذاكره و گفت و گو با ايران و به رسميت شناختن ايران هسته اي فزوني گرفته است.

پيوستن انگليس به رويكردهاي رژيم صهيونيستي و تندروي هاي آلمان هم برايشان نتيجه اي در بر نداشته است.

پاسخ دبير شوراي عالي امنيت ملي به اشتون، رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا و نيز شرايط مطرح شده دكتر احمدي نژاد براي از سرگيري گفت و گوها كه در صدر آن درخواست اظهارنظر در خصوص كلاهك هاي هسته اي رژيم صهيونيستي است، آمريكا و متحدانش را به بن بست كشانده است.

اگر چه آثار موقتي تحريم در مواردي مضيقه هايي در پاره اي از فعاليت هاي ويژه و فارغ از زندگي روزمره مردم به همراه دارد كه متناسب با آن البته مسئولان تدابير جايگزين دارند، اما آنچه حائز اهميت است، توجه به افق و هدف مطلوب عزتمندانه مي باشد كه روز به روز بر مقاومت ملت بصير و فهيم ايران مي افزايد و شكست قطعي آمريكا و دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي را نزديك مي بيند و به همين دليل غيرتمندانه و با كار و همت مضاعف در راه پيشرفت و استقلال كشور تلاش مي كند و باور دارد كه: «اليس صبح بقريب»

مقاومت ملت ايران به دليل حقانيت راه و نيز مغايرت قطعنامه ها و تحريم ها با تمامي موازين بين المللي و تنها بر مبناي زورمداري و زياده خواهي و خوي استكباري است./انتهاي پيام/

*نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي

پربازدیدترین آخرین اخبار