حقيقت روزه
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، همان طور كه انسان داراى روح و جسم است، تمام عباداتى كه انجام مىدهد نيز داراى جسم و روح است؛ جسم عبادت همان ظاهر آن است كه همه كس آن را درك مىكند و روح عبادت، فلسفه وجودى آن و مصالحى كه در درون آن نهفته، مىباشد.
به عنوان مثال نماز جماعت جسمى دارد و روحى؛ بسيارى هستند كه جسم و شكل ظاهرى اين عبادت بزرگ را خوب انجام مىدهند، مانند نمازهاى جماعت ميليونى مكّه و مدينه در ايّام برگزارى مراسم پرشكوه حجّ، امّا متأسّفانه روح نماز حاكم نيست. روح نماز جلوگيرى از فساد و فحشا است؛ ولى در شهرهاى عربستان، گذشته از مكّه و مدينه، فساد غوغا مىكند. روح نماز جماعت وحدت و يكدلى است، امّا متأسّفانه اين همه مسلمان يكپارچه و متّحد نيستند!
حضرت اميرمؤمنان عليه السلام در جمله 252 از كلمات قصار نهج البلاغه، فلسفه بيست حكم از احكام اسلامى، را در ضمن جملاتى كوتاه و پرمعنى، بيان مىكند؛ مثلًا در مورد حجّ مىفرمايد: «فَرَضَ اللَّهُ ... الْحَجَّ تَقْرِبَةً لِلدينِ؛ خداوند حجّ را واجب كرد تا وسيلهاى براى نزديكى مسلمين به يكديگر باشد». در ايّام حجّ هر چند ميليونها مسلمان در كنار يكديگر قرار مىگيرند و جسم آنها در قرب يكديگر است، امّا روح و قلب آنها با هم فاصله زيادى دارد، بدين جهت در اين كنگره عظيم مشكلى از مشكلات جهان اسلام حل نمىگردد، گويا مسلمين هيچ مشكل عمدهاى ندارند!
روزه نيز جسمى دارد و روحى؛ جسم روزه خوددارى از خوردن و آشاميدن و ساير چيزهايى است كه روزه را باطل مىكند، امّا روح روزه علاوه بر خوددارى از مفطرات روزه، پرهيز از تمام گناهان است! تا جايى كه به تعبير قرآن مجيد صائم به قلّه پرافتخار تقواى الهى برسد. و روشن است كه جسم بىروح مجسّمهاى بيش نيست!
با توجّه به همين مسأله، روزه را بر سه قسم كردهاند:
1- روزه كسانى كه فقط از مفطرات پرهيز مىكنند، امّا چشم و گوش و ساير اعضاء بدن آنها روزه نيست!
2- روزه كسانى كه علاوه بر پرهيز از مفطرات، از گناهان نيز اجتناب مىنمايند.
3- روزه كسانى كه كعبه دل را از همه چيز جز خدا پاك نموده و جز عشق خدا را در آن راه نمىدهند.
قال على عليه السلام: «الصيامُ اجْتِنابُ الَمحارِمِ، كَما يَمْتَنِعُ الرَّجُلُ مِنَ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ»؛
«روزه پرهيز از گناهان است، همانگونه كه خوددارى كردن از خوردن و آشاميدن مىباشد» « ميزان الحكمه، باب 2359».
/انتهاي پيام/