غلطي که بايد اصلاح شود
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۳۳۰۷
ميزگرد سعيدي، شجوني و غرويان با موضوع «مكتب ايراني»؛

غلطي که بايد اصلاح شود

نمي دانم انگيزه برخي از عزيزان که در فضا و جريان سازي تخصص دارند، چيست؟ شرايط جامعه ما شرايط حساسي است، وضعيتي که ما در منطقه خاورميانه در دنيا داريم، جايگاه برجسته اي است و بايد از مسائلي که هزينه فوق العاده اي را بر نظام تحميل مي کند پرهيز کنيم.

به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، حجت الاسلام علي سعيدي، نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران، حجت الاسلام جعفر شجوني، عضو جامعه روحانيت مبارز تهران و حجت الاسلام محسن غرويان، عضو هيئت علمي مدرسه عالي امام خميني(ره) و مدرس حوزه علميه قم در برنامه «بدون خط خوردگي» راديو «گفت و گو» به بحث و بررسي در خصوص مكتب ايراني در مقايسه با مكتب ناب اسلام پرداخته‌اند. 

مشروح اين ميزگرد به شرح زير است:

راديو گفت و گو: آقاي سعيدي در ابتدا از مشخصات مکتب اسلام و پيروان اين مکتب حقيقي بفرماييد.
 
حجت الاسلام سعيدي: مکتب اسلام پايه ها و اصولي دارد که پيامبر(ص) پايه گذار آن بوده و طبق فرمايش خود حضرت اين اصول و مباني تا پايان عالم پايدار است. حلال محمد حلال است و تا روز قيامت و حرام او حرام است تا روز قيامت. اين شاخصه ها, در واقع همان اصول و مباحثي است که همواره فرا زماني و فرا مکاني بوده است. بحث کرامت انسان از اصول و مباني است. چون قانون بايد از خطا و اشتباه مصونيت داشته باشد و فرا زماني و فرامکاني باشد, بشر قادر نيست قانوني را تنظيم کند که هم مصونيت از خطا و اشتباه داشته باشد، بنابراين يکي از پايه هايي که پيامبر اعظم ايجاد کرد اين بود که تنها قانوني که مي تواند سعادت و تکامل بشر را تضمين کند، قانون الهي است که توسط ذات باري تعالي در قالب قرآن ارائه شده و اختياراتي که پيامبر اعظم داده و بخشي از اين اختيارات به امام معصوم منتقل مي شود و درعصرغيبت هم ولي فقيه در چارچوب قرآن و سنت اين رسالت تبيين قوانين, احکام الهي را دارد. دومين اصلي را که پيامبر اعظم پايه گذاري کرد, مديريت برتر بود. چون بشر نيازمند به مديريت عالي است و بدون برخورداري از مديريت عالي نمي تواند به تکامل برسد. مديريت عالي هم بايد دو خصوصيت داشته باشد.

اول اينکه مصونيت ذاتي از خطا و گناه داشته باشد و يا مصونيت حداکثري. دوم اينکه قدرت اشراف بر منابع فوق بشري را داشته باشد. لذا ما در مورد انبياء داراي کتاب، قائل به عصمت هستيم يعني مصونيت. در مورد امام هم قطعاً اين اعتقاد را داريم، پس  پيامبر و امام مصون هستند از خطا و گناه. دوم اينکه پيامبر هم قدرت وحي دارد و هم ارتباط با علوم فوق بشري، که بتوانند پاسخ  نيازهاي بشر را ارائه کند. هچنين معتقديم امام بايد بتواند به علوم فوق بشري دست پيدا کند.

در عصر غيبت مديريت برتر و مصونيت حداکثري را کافي مي دانيم از جهت مباني و اصول که همان فقيه جامع الشرايط است که با اشراف بر قرآن و سنت و عدالت واقعي مي تواند مديريت جامعه و اداره امور بشر را بر عهده گيرد. اين دو مواردي است که که همه انبياء بويژه پيامبر اعظم(ص) براي تکامل بشر به ارمغان آورده اند. البته اصول ديگري هم هست که طرح ان ها از فرصت زماني اين برنامه بيرون است. 
 
راديو گفت و گو: آقاي شجوني, آقاي سعيدي به برخي مشخصه هاي مکتب اسلام به عنوان يک مکتب فرا زماني و فرامکاني اشاره داشتند. اين روزها بحثي عنوان شده و مکتب ايراني در مقابل مکتب اسلام معرفي شده, اولاً ما چنين ترکيبي(مکتب ايراني) مي توانيم داشته باشيم؟ يا خير؟ و در تقابل مکتب اسلام است؟ و چه وجه تمايزي با هم دارند؟
 
حجت الاسلام شجوني: مرحوم اقبال لاهوري گفته:

دانه آن صحرا نشينان کاشتند              حاصلش را زرديان برداشتند

يعني ان صحرا نشينان, مسلمانان و پا برهنگان تحت مديريت حضرت رسول(ص) علم و دانش و حتي فيزيک و شيمي را کاشتند, حاصلش را اينها برداشتند, در حدود 5,6 قرن مسائل علمي از اين طرف ترجمه مي شد مي رفت اروپا و الان متأسفانه برعکس شده از آن طرف ترجمه مي شود مي آيد اينجا, دردانشگاههاي ما برخي ترجمه غربي ها را عنوان مي کنند, خيال مي کنند خيلي دانشمند هستند.

اروپا 60 سال از کتابهاي بوعلي سينا و محمد ذکريا استفاده کردند و به پاس خدمات اين دانشمندان اسلامي و ايراني لباده روحاني را لباس استادي تلقي کردند. که وقتي دانشجويان ما فارغ التحصيل مي شوند همان لباده گله گشاد که آستين دارد و يادگار بوعلي سينا و محمد ذکرياي رازي  را به عنوان لباس استادي مي پوشند. قبل از انقلاب,چند مجله خارجي بود که ترجمه آن را مي خواندم؛ اروپاييها اقرار کردند که پيغمبر اسلام به جهان بشريت خدمت کرده, اولاً به مسيحيت خدمت کرده و به آنها فهمانده که کسي حق ندارد گناهش را به اسقف، کاردينال و پاپ بگويد. انسان اگر گناهي کرد با خدا در ميان بگذارد و توبه کند, خدا هم  از او پذيراست. اگر گناهش را به اسقف, آيت الله بگويد، يک گناه ديگر کنار گناهش مي نويسند.

انسان شخصيت دارد و نبايد شخصيت خود را از بين برد. يعني آزادي, حتي نوشتند که پيغمبر اسلام آمد خدا را از زندان مسيحيت بيرون آورد. يعني گويي، خدا در زندان ملاهاي مسيحي بود. هر مسيحي گناهکار بايد روز يک شنبه مي رفت خدمت اين آقايان و گناه خودش را عنوان مي کرد و يک پولي هم مي داد, اگر پول بيشتري هم مي داد تا هفته آينده هم مي توانست گناه بيشتري کند. اگرکسي  پول داشته باشد، مي تواند, 100 يا 200 متر از زمين هاي بهشت را از آقايان اسقف ها و کاردينال ها بخرند. يعني بنگاه معاملاتي باز کرده بودند, آن داستان معروف ناپلئون مشهور است که او رفت جهنم را بخرد و جهنم را با پول زيادي به او فروختند ولي بعد که مردم فهميدند جهنم فروش رفته ديگر نرفتند بهشت را بخرند و بازار کساد شد و آن بلايي که ناپلئون سر ملاها آورد. آزادي خدا از زندان مسيحيت. اسلام به بشر فهماند که ميتواند با با خدا ارتباط برقرار کند. حتي راجع به ايران, نوشته اند که پيغمبر اسلام آمد که علم از انحصار خاندان کسري بيرون آورد.

يعني در ايران فقط بزرگ زادگان و بچه ها و فرزندان سلاطين مي توانستند درس بخوانند. فردوسي هم آورده قصه آن کفش گري که پسرش استعداد داشت و مي خواست درس بخواند, رفت نزد بزرگمهر گفت: به شاه بگو من آن پولها را براي بودجه ارتش مي دهم اجازه دهد, پسر با استعداد من درس بخواند. وقتي خبر به پادشاه رسيد گفت:

بدو گفت شه اي خردمند مرد             مگر ديو عقل تو را تيره کرد

يعني آقاي بزرگمهر, نخست وزير خردمند مگر ديو عقل تو را تيره کرده؟ مي خواهي به پسر کفش گر اجازه دهي درس بخواند. علم در ايران در انحصار خاندان کسري بوده.
 
راديو گفت و گو: مواردي که شما اشاره کرديد, خدمات مکتب اسلام به بشريت بوده, در واقع اتفاقاتي که در کل دنيا تأثير گذاشته آيا به نظر شما وقتي از مكتب ايران سخن گفته مي شود لزوما در مقابل اسلام قرار مي گيرد يا مي تواند طور ديگري هم باشد؟
 
حجت الاسلام شجوني: ما از نياکان مان چند درس اسلامي داريم. نياکان 7 هزار سال پيش ما, به عقيده من آدم هاي حسابي بودند, چون مي گفتند: پندار نيک, گفتار نيک، رفتار نيک. اگر اين مسئله کفايت مي کرد ديگر پيغمبران نمي آيند, حضرت موسي و حضرت عيسي و حضرت محمدبن عبدالله(ص) نمي آمد. اين چند کلمه و عقيده به پل صراط, عقيده به بهشت و دوزخ است. ايراني هاي قديم مي گفتند: آندهو وهشت. يعني بهشت. بهشت را با واو مي نوشتند. به جهنم هم مي گفتند دوشنگهه. يعني دوزخ و پل صراط آنها چنگي وارت و چنونه پرتو بود. بله ايران هم به اسلام خدمت کرده ولي اسلام بيشتر به ايران خدمت کرده. مردم ايران به پيغمبر نوشتند ما از دست سلاطين به زانو درآمديم, به داد ما برس. که اسلام به داد ايران آمد و مردم پذيرا شدند و واقعاً شما نگاه مي کنيد زبان فارسي ما ديگر محو شده. يعني يک سطر نمي توانيم، بنويسيم که در آن عربي نباشد. تمامش عربي است. 

 
راديو گفت و گو: آقاي سعيدي اجازه دهيد بحث را با شما ادامه دهيم, رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح در اظهاراتي گفته اند که طرح موضوعاتي مثل مکتب ايراني جرم عليه امنيت ملي و حمله به ارکان مقدس نظام جمهوري و انقلاب اسلامي است. نظر شما در اين باره چيست؟
 
حجت الاسلام سعيدي: نمي دانم انگيزه برخي از عزيزان که در فضا و جريان سازي تخصص دارند، چيست. شرايط جامعه ما شرايط حساسي است, وضعيتي که ما در منطقه خاورميانه در دنيا داريم, جايگاه برجسته اي است و بايد از مسائلي که هزينه فوق العاده اي را بر نظام تحميل مي کند پرهيز کنيم.

طبيعي است که اين اظهار نظرها در دنيا يک سري عکس العمل ها و انعکاسات خاصي  دارد. مثلاً در همين زمينه جريان وهابيت به شدت از اين گونه مسائلي که زمينه اختلاف را فراهم مي کند و مارک ايراني و زمينه فاصله گرفتن از اسلام را  تشديد مي کند, بهره برداري کرد.

اجمالاً ما در برابرمان سه جهان بيني بيشتر نداريم. جهان بيني وحياني, عقلاني و حساني. اسلام يک مکتبي است که در برگيرنده هر سه جهان بيني است,يعني ديگر مکتب هاي موجود ،ناقص اند. اسلام هم بر اساس وحي پايه گذاري شده هم عقل را به طور مستقل قبول دارد. آن مکتب ايراني را اصلا ً نداريم. آنچه که ما داريم, مستند به ذات باري تعالي است که بر اساس وحي بر پيامبران و پيامبر اعظم نازل شده و به عنوان قرآن و همچنين آنچه که از اهل بيت عصمت(ع) به ما رسيده منشور مکتب اسلام است. اصولاً عواملي که ملت ها را به هم وصل مي کند وگره مي زند, عبارتند از نژاد, زبان, سرزمين جغرافيايي. ولي اسلام عامل اصلي را دين و آيين و ذات باري تعالي مي داند.

آنچه که فراتر از هر چيزي عامل وحدت است, آن عامل خدا محوري و دين مداري است. سايه خدامحوري بر زبان و نژاد و همه ارزشها در آن مجموعه قرار مي گيرد. بله ممکن است يک کشوري با يک کشور ديگر مرز جغرافيايي داشته باشد, ولي وقتي اسلام و خدا و آئين آسماني مطرح شد, نگاه فرامرزي مطرح مي شود. آنچه که حضرت پيامبر اعظم، امام و مقام معظم رهبري شعارشان است, بحث وحدت جهاني اسلام است. حتي ما شعار تشييع را هم نداديم. حضرت امام پرچمدار حاکميت تشييع در جهان نبودند.

رهبر معظم انقلاب هم در همين مسير فرمايشاتشان, روشن است, ما پرچم دار وحدت جهاني اسلام هستيم. ما کانون بيداري اسلام هستيم. امروز مستضعفين جهان چشم اميدشان به ايران اسلامي است. ايران منهاي اسلام که معنا ندارد. اينکه تفکرات ناسيوناليستي را در برابر اسلام يا حاکم بر اسلام بدانيم انحراف است. و علاقه به وطن در قالب اسلام تعريف مي شود. همانطور که رزمندگان اسلام و مردم ما براي حفظ استقلال کشور, براي سرزمين خود اما در چارچوب آئين اسلام, انقلاب اسلامي و ولايت فقيه جنگيدند و به شهادت رسيدند. وقتي که وطن در چارچوب اسلام و دين معنا و مفهوم مي يابد. من واقعاً خواهش مي کنم، عزيزان از ادبيات و اصطلاحاتي استفاده کنند که قابل فهم و درک باشد و مشکلات اين چنيني را ايجاد نکنيم.
 
راديو گفت و گو: آقاي شجوني, صحبتهاي آقاي سعيدي را شنيديم و اظهاراتي که رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح داشتند. ديگران هم اظهار نظرهايي داشتند, از جمله آيت الله مصباح يزدي هم اشاره داشتند که کساني که مکتب ايران را به جاي مکتب اسلام معرفي مي کنند غيرخودي هستند. شما چه نظري داريد؟
 
حجت الاسلام شجوني: اين گونه سخنان از نظر اسلامي سخنان سخيفي است. چون پايه و مايه ندارد. سخنان دو پهلو و جنجال آفرين باعث غيبت مردم مي شود. در رسانه ها مي نويسند خارجي ها استفاده مي کنند. همين دو شب پيش تلويزيون عربستان سعودي از حرفهاي اين آقا سوءاستفاده کرد که معلوم است در ايران اسلام وجود ندارد, صحبت مکتب اسلام نيست, صحبت مکتب ايران است. اينها درست نيست. عقيده من اين است که اين ها يک ذره بروند درس بخوانند. دانشمندان بزرگي مثل پرفسور هانري کُربن مي گويد ما اروپايي ها از امام صادق(ع) 11 ساله فهميديم که در درس پدرش امام باقر هيئت بطلميوس غلط است, و گفت زمين مرکز عوالم نيست, زمين ساکن نيست, زمين حرکت وسيع و انتقالي دارد. پرفسور هانري کُربن را در جواني در قم ديده بودم که مي آمد نزد آيت الله علامه طباطبايي, روزهاي يکشنبه و ايشان را به تهران مي آورد. اين دانشمند خدمات اسلام را به اروپا نوشته, نوشته که اين امام صادق(ع) 11 ساله بود که در درس پدرش امام باقر(ع) گفت, زمين حرکت وضعي و انتقالي دارد و 700 سال بعد از امام صادق(ع) گاليله و کوپرنيک پيدا شدند. سرنخ همه علوم در دست  انبياء و اولياء است. علوم مختلف, علم کلام, علم فيزيک و غيره. درايام نوجواني در کتابها مي خوانديم ليميا ,کيميا, شيميا. اين مباحث حدود 230 سال است که در اروپا پيدا شده. ما 1400 سال است تمدن اسلامي داريم. منصفين آنها مي گويند اسلام به اروپا خدمت کرده, آزادي بيان, آزادي غلام و کنيز، آزادي نسوان، آزادي علم, تا جايي که عرض کردم مي گويد آزادي خدا از زندان مسيحيت. اينها را اسلام آورده. حالا اقبال لاهوري بيچاره هم مي گويد:

دانه آن صحرانشينان کاشتند            حاصلش را زرديان برداشتند

بايد متوجه باشيم. ما مکتب ايراني نداريم. اگر ما تخت جمشيد داريم مي خواهند بيايند اسلوب ساختمان سازي را ياد بگيرند تشريف بياورند.
 
راديو گفت و گو: آقاي غرويان, به نظر شما اساساً چرا برخي سياسيون چنين اظهاراتي را مطرح مي کنند؟
 
حجت الاسلام غرويان: من مي خواهم به سه نکته اشاره کنم. نکته اول اين است که واقعا بايد انگيزه طرح اين مسائل و واژه ها و  اصطلاحات بايد ريشه يابي شود, که چرا شرايط  فعلي جهان و منطقه اي, مکتب ايراني را در عرض مکتب اسلام مطرح مي شود. 

از انگيزه ها واقعاً خداوند و خود شخص آگاه است ولي به هر حال نشان مي دهد, چون اينها يک سلسله طرح مباحث است که از يک شخص خاص صادر مي شود، نشان مي دهد که روي يک قاعده اي است, روي يک حسابي است و شايد براي مطرح شدن و شهرت طلبي و به هر حال مطرح شدن در محافل باشد, من در برخي مصاحبه ها هم اشاره کردم اين بايد ريشه يابي شود, و اين انگيزه خطرناکي است که ما با مفاهيم کليدي اسلام بازي کنيم و اصطلاحاتي را مطرح کنيم که اين همه هزينه  داشته باشد و در جامعه تنش ايجاد کند.

اين انگيزه بايد کاملاً کشف شود و برخورد معقول و متناسب و بر اساس مصالح کشور و اسلام و مسلمين در اين خصوص صورت گيرد. نکته دوم مي خواهم اشاره کنم که به هر حال مقام معظم رهبري در مورد شخصي که اين اصطلاح را اخيراً به کار برده اند، همان ابتدا با دست خط مبارکشان نوشتند که صلاح نيست ايشان در يک منصب بالايي به عنوان معاون اول باشد. ولي به هر حال باز منصبي در همان سطح به اين شخص در نظام و کشور داده شد. به نظر من مقام معظم رهبري اين روزها را ديدند و مي ديدند که با دست خط خودشان فرمودند و در روزنامه ها منعکس شد ولي آن تبعيت لازم ولي فقيه به نظر من صورت نگرفت. به هر حال فکر مي کنم  تبعيت از ولايت فقيه بايد خودش را نشان دهد و بايد تبعيت باشد. به هر حال مسئولين نظام بايد روي اين مسئله بررسي دقيق و عميق تري انجام دهند.
 
راديو گفت و گو: به نظر شما مهمترين عملکردي که مسئولين و دلسوزان نظام مي توانند داشته باشند چه عملکردي است؟

حجت الاسلام غرويان: من در مقامي نيستم که تعيين تکليف کنم, در مصاحبه هاي مختلف خبرگزاريها و رسانه ها زنگ مي زنند من واقعاً تصميمم اين بوده و هست که در مورد اشخاص صحبت نکنم, ولي به هر حال گاهي مسئله آن قدر حساس مي شود که انسان احساس تکليف شرعي مي کند که نظر خود را بگويد و اين مسئله مهمي است. نکته سومي که مي خواهم عرض کنم. چقدر ما در مملکت هزينه صرف مي کنيم تا مسئله وحدت بين شيعه و سني را در دنياي اسلام مطرح کنيم، چقدر همايش چقدر سمينار برگزار مي کنيم تا وحدت بين مسلمين را در جهان جا بياندازيم و مطرح کنيم. وحدت بين ايران و ساير کشورهاي عربي اسلامي، ما عربيت ايرانيت را اين همه نقل مي کنيم در همايشها، مقام معظم رهبري، حضرت امام(ره) روي اين مسئله اينقدر صحبت کردند سرمايه گذاري کردند، اسلام ما اسلام عربي يا ايراني يا کرد و فارس و بلوچ و... نيست، اما يک دفعه يک مقام رسمي در مملکت مي آيد مطرح مي کند مکتب ايران در مقابل مکتب اسلام اين تمام آن زحمات را بر باد ميدهد و کشورهاي عربي همانطور که جناب آقاي شجوني اشاره کردند، بهانه به دستشان مي آيد ومي گويند پس آنچه در ايران مطرح است مکتب ايران است و اينها ارتباطي با اسلام ندارد، چقدر وهابيت کار کرده تا شيعيان ايراني را از اسلام و مسلمين جدا کند،ايرانيت را با تشيع گره بزند و بگويد شيعيان اصلا مسلمان نيستند،اين همه در مکه و مدينه آنها فعاليت مي کنند،ما مي آييم يک کلمه اي را به کار مي بريم يک شعاري را ميدهيم يک مطلبي را مطرح مي کنيم، مکتب ايراني مکتب اسلامي خب آنها مي گويند اين تاييد همان حرف ما است که ايراني ها عقايد شان عقايد اسلام نيست، خب اين واقعا يک مسئله کاملا حساس، مهم و قابل توجه است. بزرگان نظام و مملکت بايد در اين زمينه يک تصميم جدي بگيرند و نمي شود اين جريان همچنان ادامه پيدا بکند.
 
راديو گفت و گو: آقاي سعيدي صحبت هاي آقاي غرويان را شنيديم و هم صحبت هاي شما و هم آقاي شجوني، رئيس ستاد کل نيروهاي مصلح قبل از اين هم عنوان شد, اين نوع گفته ها را جرم عليه امنيت ملي دانستند و همين طور خنثي کننده زحمات امام(ره) و مقام معظم رهبري، آقاي غرويان هم اشاره داشتند که به آن وحدت بين شيعه و سني هم خيلي لطمه وارد ميکند، براي اينکه از تکرار چنين مباحثي جلوگيري کنيم، چه بايد کرد؟
 
حجت الاسلام سعيدي: بله.بالاخره اينگونه مسائل يک هزينه هاي اضافه اي است که متاسفانه از نظام تامين مي شود و بزرگان و علما و فرهيختگان تکليف احساس مي کنند که موضع گيري کنند،فکر مي کنم که در اين مقوله آقاي احمدي نژاد، نقش تعيين کننده دارند چون بالاخره ايشان نه به عنوان يک جريان اصولگرا و شخصي که بالاخره توانسته در طول اين مدت براي مسائل اصولي اسلام و تفکر امام گام هاي بلندي بردارد تقديري که رهبر معظم انقلاب در مورد اين دولت داشتند در مورد آقاي احمدي نژاد داشتند تقدير رسا و بلندي بود. تنها کسي که مي تواند قدري تاثير گذار باشد, بلکه جلو گيري از اينگونه مسائل را بگيرد آقاي احمدي نژاد است که يک رابطه محبت آميز و تنگاتنگي بين اين دو بزرگوار وجود دارد، من واقعا احساس نگراني مي کنم چون ميدانم بسياري از کساني که دلبسته اين دولت بودند و علاقه مند بودند، الان در مواضعي قرار مي گيرند که به ناچار احساس تفکيک مي کنند و موضع گيري مي کنند.

اين هزينه هاي اضافي اي است که برنظام تحميل مي شود و به مصلحت دولت نيست. دولت رسالتي دارد, مأموريتي دارد و اميدي است براي بسياري از افرادي که دنبال ارزشها بودند دنبال اصول و مباني بودند دنبال بازگشت به خط امام بودند، ما دوران سختي را پشت سر گذاشتيم متدينين مومنين،همه اميدوارند که اين دولت بتواند گامهاي افزون تري را براي حاکميت اصول و ارزشها بردارد.

من توصيه ام اين است که جناب آقاي احمدي نژاد اين موضوع را خودشان حل و فصل کنند که به رسانه ها به جامعه به افراد کشيده نشود و مسائل اصلي و اساسي ما تحت الشعاع قرار نگيرد ما در دنيا وانفسا نقش مهمي داريم در ماجراي فلسطين هزينه پرداخت کرديم، ما در ماجراي حزب الله هزينه پرداخت کرديم، ما در برابر استکبار خط مقدم جبهه هستيم، در جهان اسلام چشم اميدشان به ما است ايران کانون بيداري اسلامي است ما نبايد اين امتياز را به سادگي از دست بدهيم ما بايد اين ارزشها را حفظ کنيم منتها بايد در ادبياتمان در سخنانمان دقت کنيم يک کلماتي نگوييم که دشمن سو استفاده کند و زحمات حضرت امام و رهبر معظم انقلاب را به خطر بياندازيم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار