نقد و پاسخگويي منصفانه نبايد با مناقشات و بگومگوهاي لفظي اشتباه شود
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 4 شهريور ماه 1383 در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت ايراد فرمودند به اين شرح است:
بسماللهالرّحمنالرّحيم
به برادران و خواهران عزيز؛ جناب آقاي رئيس جمهور، آقايان وزرا، معاونان، مسؤولان و مديران عاليرتبه خوشامد عرض ميکنم.
رسم ما اين است که در هفتهي دولت، هم ياد شهداي عزيز اين هفته را گرامي ميداريم - در واقع با تکرار نام شهيد رجايي و شهيد باهنر، اين پرچم ها را که تعيينکنندهي خط مشي دولت و نظام جمهوري اسلامي است، مشخصتر و واضحتر جلوي چشم خودمان ميگيريم، تا فراموش نکنيم که از چه راهي عبور ميکنيم و به کجا ميخواهيم برسيم - و هم پايان يک سال و آغاز سال جديد را به دولت محترم و خدمتگزار معمولاً تبريک عرض ميکنيم.
امسال اين حوادثي که در نجف و در مجموعهي کشور همسايهي ما - عراق - رخ ميدهد، حقيقتاً آنچنان غمي را بر دلهاي ما تحميل ميکند که نشاط تبريکگويي و تبريکشنوي را سلب ميکند. حقاً و انصافاً آنچه که امروز نظاميان اشغالگر در عراق و بخصوص در نجف انجام ميدهند، از نقاط سياهِ ماندگار و فراموشنشدني است. نجف يک دانشگاه است؛ فقط يک شهر معمولي نيست. هزار سال است که اين شهر مرکز علم، مرکز پرورش علماي بزرگ و صادر کردن علماي برجسته و پارسا و پرهيزگار به همهي نقاط دنياي اسلام بوده و بالاتر از اين، مرقد اميرالمؤمنين و محل توجه دلهاي مسلمانان و بخصوص شيعيان است.
اين نظاميان اشغالگر با ناديده گرفتن همهي اين مسائل، اين يادگارهاي عزيز تاريخي و هميشگي ملت ما را اينطور راحت مورد تهاجم قرار ميدهند و سياستي را که از نظر افکار عمومي دنيا و از نظر همهي معيارهاي انساني صددرصد محکوم است، ميخواهند اينجا پيش ببرند. سياست امريکاييها در عراق و بخصوص در اين حوادث نجف، سياست پيش بردن کار با زور و سرکوب است و بديهي است کاري که با زور و سرکوب بخواهد پيش برود، يقيناً کارِ ماندگار و موفقي نخواهد بود؛ اينها بلاشک شکست ميخورند. و تعجب اين است که اين سياستگذاران ناشي و مست و لايعقل امروزِ امريکا و پشتيبانان آنها نميفهمند که چه اشتباه بزرگي را مرتکب ميشوند و سياست غلطشان را دنبال ميکنند.
بلاشک اين سياست علاوه بر اينکه ضربههاي طاقتفرسايي را به نظام امريکا خواهد زد، دهها سال درهي عميق نفرت را بين امريکاييها و اشغالگران با امت اسلامي و دنياي اسلام بهوجود خواهد آورد. ما با ملت و با مظلومان عراق همدردي و همدلي ميکنيم و کارهاي اشغالگران را محکوم ميکنيم و اميدواريم خداوند متعال در حمايت از حق، سنت هميشگي خودش را بار ديگر نشان دهد.
اين روزها شما آخرين سال دولت را ميخواهيد آغاز کنيد. البته آخرين سال اين دولت با اولين سال اين دولت هيچ تفاوتي ندارد. همهي سالها، همهي ماهها و همهي روزها، روزهاي کار و خدمت است. اين هست که وقتي شما در پايان يک دورهي چهارساله يا هشتساله، به مجموعهي کار و تلاش مخلصانهيي که به خرج دادهايد نگاه ميکنيد، هم خودتان احساس رضايت ميکنيد، هم مطمئن ميشويد که خداي متعال از محصول کار شما راضي است و ملت هم نتايج اين را در زندگي خودشان احساس ميکنند. اگر خداي نکرده کمبود و نقصي وجود داشته باشد، انسان در دل خودش نه اين رضايت را از خود دارد، نه اين خاطرجمعي را از رضايت الهي و رضايت مردمي.
ما وظايفي داريم. ماها ميآييم و ميرويم؛ مسؤولان مختلف ميآيند و مشغول کار ميشوند و در مجموعهي نظام جمهوري اسلامي نقش خودشان را ايفا ميکنند و ميروند، ليکن مجموعهي فعال و کارآمد نظام با آمد و رفتِ ماها نبايد هيچگونه تغييري جز تقويت پيدا کند و به خودش ببيند؛ مثل بازيکنهاي يک تيم؛ يکي خارج ميشود، يکي داخل ميشود؛ اما تيم مشغول کار خودش است و تلاش خودش را انجام ميدهد و به مصلحت، يکي ميآيد و يکي ميرود. روال کار بايستي تداوم و استمرار سياستهاي کلييي باشد که مجموعهي نظام آن را براي آيندهي کشور تصوير کرده است. البته دورهي کاري هر کدام از ماها يک بخشي از عمر اين نظام را در واقع به خود اختصاص داده؛ فرضاً وقتي يک دولتي دو دوره - هشت سال - ادامه پيدا ميکند، اين در وضع کنوني، تقريباً يک سوم عمر همهي نظام را اشغال کرده و کار کرده و تلاش کرده است؛ اينها معيارهاي ارزيابي ما از کارهايمان بايستي باشد.
من اولين نکتهيي را که ميخواهم به شما مديران ارشد اين مجموعه عرض کنم، اين است که «انگيزه»ي کار در آغاز و در انجام کار نبايد هيچ تفاوت کند. يک مؤلف وقتي کتابي را مينويسد، صفحهي آخر را با همان همت و با همان انگيزهيي مينويسد که صفحهي اول را شروع کرده؛ زيرا اگر صفحهي آخر را شما ننويسيد، يا دقت به خرج ندهيد، يا با خط خوب ننويسيد، کتاب ناقص خواهد شد. به نظر من، مهمترين مسأله در آخرين سال مسؤوليت و خدمت اين دولت اين است که دوستان و برادران و مديران با همان انگيزه و با همان تلاشي که در آغاز ورودشان به عرصهي خدمتگزاري داشتند، کار بکنند؛ نگذاريد خداي نکرده همتهايتان کاستي بگيرد.
نکتهي ديگر اين است که همهي ما نسبت به آنچه که انجام ميدهيم، مسؤوليم؛ منتها مسؤوليتها غالباً با پايان دورهي مسؤوليت تمام نميشود؛ چون کارهاي ما تأثيراتي در کارهاي افراد بعد از ما ميگذارد. همانطور که ما بر روي بناي افراد قبلي شروع به کار کرديم، ديگران هم بر روي بناي ما شروع به کار خواهند کرد. بنابراين، پيها را بايستي محکم گذاشت و ساختمان را بايستي استوار بنا کرد، تا هرچه که خواستند روي آن بسازند، بتوانند. و اين، افتخارش براي شما خواهد بود. اگر شما سياستهاي خوبي را امروز بگذاريد و اجرا کنيد - که اين سياستها در آينده ساري و جاري خواهد بود - هر کسي که بر اساس اين سياستها کار کند، ثواب و افتخار آن، براي شما خواهد بود؛ اما اگر خداي نکرده کوتاهي هم بکنيد، باز همينطور است؛ يعني «من سنّ سنّة حسنة کان له اجرها و اجر من عمل بها الي يوم القيامة و من سنّ سنّة سيّئة کان عليه وزرها و وزر من عمل بها الي يوم القيامة». کارهاي ما تأثيراتي در آينده ميگذارد. با اين ديد، با اين نگاه، بايستي به همهي کارهايمان نگاه کنيم.
گزارشهايي که امروز داده شد، گزارشهاي بسيار خوبي بود؛ اما افسوس که هم کوتاه بود و هم همهي دوستان فرصت نکردند گزارش بدهند و هم فرصت نشد که همهي آنچه را که در هر دستگاه هست، گزارش بدهند. اين جلسه براي گزارش دادن کافي نيست؛ شما بخشي از وقت امسال را براي گزارش دادن به مردم صرف کنيد. اينکه ما گفتيم امسال، سال پاسخگويي است، مظهر اين پاسخگويي همين گزارشهايي است که شما به مردم خواهيد داد.
بسياري از کارهايي را که در بخشهاي شما انجام گرفته - من البته اطلاع دارم، ولي در همين گزارشهاي کوتاه، آنها را ذکر نکرديد. اين کارهاي خوب و مهم انجام گرفته و شما فرصت نکرديد که ذکر کنيد - خيليها نميدانند. برنامهسازي کنيد و آنچه را که انجام گرفته، ترسيم و بيان کنيد؛ من قبلاً به آقاي رئيس جمهور هم اين مطلب را گفتهام. دو ستون درست کنيد: کارها و خدماتي که انجام دادهايد، کارهايي که انجام ندادهايد، يا ناکام ماندهايد در انجامش؛ اينها را با مردم در ميان بگذاريد و بدانيد که مردم قدر خدمت و قدر تلاش را ميدانند. ما بايد هم کارهاي کردهي خودمان و هم کارهاي نکردهي خودمان، يا درست نکردهي خودمان را با صداقت در ميان بگذاريم. مطمئناً آن تلاش و همت و اهتمامي که انجام گرفته براي ستون مثبتها، عذر خواهد بود براي ما نسبت به ستون ناکردهها؛ چون ناکردهها از روي تعمد، ناکرده نمانده، بلکه به خاطر کمبود امکان، کمبود منابع و گاهي به خاطر دير رسيدن فکر به ذهن انسان و مسائلي از اين قبيل، ناکرده مانده است.
اين مسائل را براي مردم بيان کنيد؛ من بر اين معنا اصرار دارم. عملکرد شما از عملکرد نظام جدا نيست؛ نميشود گفت ما نظام خوبي داريم؛ اما دولت بدي داريم؛ بالاخره دولت برخاستهي از همين نظام است. هر کاري که شما کرده باشيد و خوب کرده باشيد، براي نظام است و اگر کاري نکرده باشيد، يا بد کرده باشيد، باز هم متعلق به نظام است. ما اصرار داريم که آنچه انجام گرفته و اهتمامِ به کار رفته، صادقانه، درست و روشن به مردم بيان شود؛ مشخص کنيد چه تحويل گرفتهايد و چه تحويل خواهيد داد؛ مثل صورت وضعيتهايي که مهندسان در هنگام تحويل و تحول يک کار تهيه ميکنند، شما هم صورت وضعيت کار خودتان را حقيقتاً مشخص و معين کنيد و سعي کنيد که حداکثر دقت را هم در اتقان آن به کار ببريد. حقيقتاً وقتي ما با مردم مواجه ميشويم، ميتوانيم اعتماد مردم را با صدق لهجه و بيانِ واقعيتها کاملاً جلب کنيم. نبايد تصور کرد که صداقت و عدم صداقت از نظر مردم پوشيده خواهد ماند؛ بالاخره توجه ميکنند.
نکتهي ديگر اين است که اولويتهايي را در مدت باقي مانده بايد در نظر بگيريد. وقتي انسان چشمانداز ميدان کارش طولاني است، انتخابهاي متعددي ميتواند داشته باشد؛ اما وقتي چشماندازها کوتاه ميشود، زمان هم براي ادامهي کار کوتاه ميشود و انتخابها هم کم؛ بايستي اولويتها را در نظر گرفت. به نظر من يکي از اولويتها در اين مدت يک سال عمر اين مجموعهي دولت، اين است که اهتمام کنيد به اتمام کارهايي که شروع کردهايد. اين گزارش کارهاي نيمهتمام - که آقاي رئيس جمهور بيان کردند - بسيار مهم است. ما ببينيم کارهاي نيمهتمام که در دو يا سه سال پيش داشتهايم چقدر بوده و امروز چقدر است. انسان وقتي نگاه ميکند و ميبيند اين کارها به انجام رسيده، احساس موفقيت ميکند. به نظر من يکي از کارهاي مهمي که در اين مدت بايد انجام بگيرد، همين است که کارهاي نيمهکاره را سعي کنيد به اتمام برسانيد.
موضوع دوم در اولويتها، اين است که اين کار به معناي اين نيست که نهالهاي تازه سر برآورده را فراموش کنيد؛ نه. مثلاً فرض کنيد به همين کار تحقيقات، کار توليد علم، ارتباط صنعت و علم و همين پارکها يا مراکز تحقيقاتي که کارهاي جديد است و نهالهاي تازه سر برآورده، و کاري هم نيست که تمام شدني باشد، بايد توجه کنيد که استمرار پيدا کند، تا اين درخت، تناور شود؛ به اينها هرچه ميتوانيد، برسيد. اين، جزو بهترين چيزهايي است که از شما باقي خواهد ماند.
نکتهي ديگر اين است که صحنه را تا آنجايي که ميتوانيد از فساد پاک کنيد. من روي مسألهي فساد خيلي تکيه کردهام و ممکن است بعضي به نظرشان بيايد که تکراري است، و چرا؟ نه، من اعتقاد راسخ دارم که مادامي که ما مجموعهي دستگاه اجرايي خودمان را - اعم از دستگاههاي قوهي مجريه و دستگاههاي قوهي قضاييه - از فساد مالي و انحراف از روشهاي قانوني و صحيح خالي نکنيم، همهي کارهاي ما مثل همان آبي - گزارش دادند که ما از مصرف آب کشور درست استفاده نميکنيم؛ مثل همين آبياريهاي غرقابي، يا مثل همين يارانههايي که دولت ميدهد و بخش عمدهي آن هدر ميرود و بخشي از آن به جايي که بايد برسد، ميرسد - که گزارش دادند، هدر خواهد رفت. من بارها اين را گفتهام، مثال زدهام و تکرار کردهام که فساد در دستگاه اجرايي مثل اين است که ما چندين لولهي قطور آب به استخري وارد ميکنيم؛ اما استخر پُر نميشود؛ اين همه تلاش انجام ميگيرد، درعينحال انسان زواياي خالي را مشاهده ميکند، که بخش عمدهيي از اين، مربوط ميشود به فساد مالي و به رخنههاي اخلاقي که در مجموعهي دستگاه در سطوح مختلف وجود دارد. بايد با اينها مبارزه و مقابله کنيد. تا يک عزم جدي و راسخ براي مقابلهي با اينها وجود نداشته باشد - که حالا بحمدالله اين عزم هست و انسان آن را ميبيند - و به دنبال آن عزم، عمل، تحرک، دنبالگيري و عدم اغماض نباشد، ريشهي فساد بيرون نخواهد آمد و همينطور روي مجموعهي فعاليتهاي مخلصانهيي که در مجموعهي دستگاه انجام ميگيرد، تأثير ميگذارد.
دوستان به مسألهي کوچک کردن، خصوصيسازي و حجم زياد و فربهي دولت اشاره کردند، که اينها همه مورد تأييد است. من اين نکته را عرض کنم: ما در زمينهي همهي فعاليتهاي گوناگون اقتصادي و توليدي کشور و حواشي آن، بايد توجه کنيم که ما هم توسعهمحوريم، هم عدالتمحور. ما طبق برخي از سياستهايي که امروز در دنيا رايج است و طرفداران زيادي هم دارد، نيستيم که صرفاً به رشد توليدات و رشد ثروت در کشور فکر کنيم و به عدالت در کنار آن، فکر نکنيم؛ نه، اين منطق ما نيست. نوآوري نظام ما همين است که ميخواهيم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادي در کنار هم و با هم داشته باشيم و اينها با هم متنافي نيستند. ما ديدگاهي که تصور کند اينها با هم نميسازند و يا بايد اين را انتخاب کرد يا آن را، قبول نداريم. اين نکته بايد در همه موارد؛ هم در کاهش حجم دولت، هم در مسألهي خصوصيسازي، هم در نگاه کلي به مسائل اقتصادي و هم در تقسيم منابع ميان بخش خصوصي و بخش تعاوني و بخش دولتي رعايت شود.
ما منابع مالي کشور را کجا بيشتر مصرف ميکنيم؟ البته اين يکي از نقاط درست است؛ اينکه دوستان تکيه کرديد که ما اين مقدار را به بخش خصوصي از حساب ذخيرهي ارزي يا از منابع دولتي تزريق کرديم؛ اين فلسفهي درست و سياست درستي است؛ منتها در کنار اين، توجه کنيد که ما با اين کار عقبافتادگيهايمان را جبران کنيم و نبايد به سمت افراط در اين زمينه برويم. بخش تعاوني را تقويت کنيم، اموال دولت و داراييها و موجوديهاي دولت را براي رعايت مصلحت عموم حفظ کنيم و مواظب باشيم که اموال دولت و داراييهاي دولت در زير اين قالب و چهارچوب از بين نرود و نابود نشود.
نکتهي بعد اين که ممکن است فعاليتهاي کاري ما با ابتکارها و ديدگاههاي نو و نيروهاي پُرنشاط و نوبهنو تغيير پيدا کند، ليکن سياستهاي کليمان نبايد دچار التهاب و اغتشاش شود؛ يعني خط سياسي مستمري که در سند «چشمانداز» ديده شده، بايستي ادامه پيدا کند. البته وقتي ما هدفي داريم، کارکنان و عاملان و بازيکنان نوبهنويي وارد صحنه ميشوند، ابتکارهاي خودشان را به کار ميزنند، کارهاي جديدي را انجام ميدهند، رأي و نظر خودشان را به کار ميبندند و ممکن است از صحنه کنار بروند و کس ديگري بيايد و در بخشي از بخشها جاي آنها را بگيرد - اين ايرادي ندارد - و ابتکار جديدي را به کار بزند و نگاه جديدي به مسائل و اجرائيات داشته باشد، ليکن سعي کنيم ثبات سياسي در کشور و در سياستهاي کلي کشور دچار التهاب نشود. يکي از چيزهايي که اطمينان و اعتماد را به کار بلندمدت اقتصادي و اجتماعي در کشور تضمين ميکند، ثبات سياستهاست؛ ما بايستي به اين موضوع هم در اظهاراتمان، هم در عملکردمان و هم در انعکاس کارهايمان توجه کنيم و اهميت دهيم.
سياست نظام اسلامي اين بوده که به مردم تکيه کند. حقيقتاً نظام مردمسالار به معناي حقيقي کلمه نظام جمهوري اسلامي است. ما در چهارچوب اسلام و با هدايت اسلام و نگاه اسلامي، به مردم تکيه ميکنيم و با مردم و براي مردم حرکت ميکنيم. تکيه به مردم، تکيه به جوانها، دفاع از حقوق محرومان - در کشور ما انگيزهي دفاع از محرومان عمومي است؛ اگرچه که اميدواريم دايرهي محرومان روزبهروز کوچکتر شود و کمتر باشند - بهکارگيري سرمايهها و ابتکارهاي صاحبان سرمايه - يکي از بخشهاي تکيه به مردم، همين بهکارگيري سرمايههاي آنهاست - کلاً سياست نظام اسلامي است. ما سرمايههاي مالي و سرمايههاي فکري و ذهني مردم را براي پيشرفت کشور به کار ميگيريم و انشاءالله ستون موفقيتها را براي اين دولت هرچه طولانيتر ميکنيم.
نکتهي ديگري که لازم است اينجا تذکر بدهم، اين است: همهي کساني که حرف ميزنند - چه در مطبوعات، چه در تريبونها و منابر ديگر - مواظب باشند خدمات و تلاشهاي صادقانهي دولت را بهخاطر کمبودها زير سؤال نبرند. ما کمبودها و نقصها و ناکاميها را در بخشهاي گوناگون انکار نميکنيم؛ اما به هيچ وجه وجود نقص و کمبود نبايد موجب شود که تلاشهاي صادقانه و خدمات ارزنده و کارهاي شده، زير سؤال برود و انکار شود؛ که اين بيانصافي است، و اميدواريم هيچکس اين بيانصافي را نکند.
من ميخواهم خواهش کنم که اين سالِ آخر خدمت اين دولت خدمتگزار، به مناقشات بيحاصل نگذرد؛ چه در درون دستگاه اجرايي، چه بين قوهي مجريه و قوهي مقننه، چه در مجموعهي نظام. گفتن، تذکر دادن، پرسيدن و نظارت - که از جمله کارهاي مجلس شوراي اسلامي است - يک حق مسلّم است؛ ما در اين ترديدي نداريم و معتقديم که نقد منصفانه و پاسخگويي منصفانه به نقد، به تقويت دستگاه و نظام کمک ميکند، ليکن اين نبايد با مناقشات و گفتگوها و بگومگوهاي لفظي اشتباه شود.
شما کارهاي جديدي را امسال شروع کرديد که به نظر من کارهاي خوبي است: مبارزهي با قاچاق به صورت کارآمد و بنياني، وزارت رفاه و تأمين اجتماعي، سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي؛ اينها کارهاي امسال شماست و شروع کار نو در سال آخر يک دولت، به نظر من نشانهي خوبي است از اينکه مسؤولان دولتي احساس نميکنند که بناست تاريخ انقلاب و کشور با جابهجاييها ختم شود؛ نه، همچنانکه ديگران کاشتند و ما خورديم، ما ميکاريم تا ديگران بخورند؛ ما بنيان ميگذاريم تا ديگران تکميل کنند؛ تا ديگران از آن استفاده کنند و بهره ببرند.
اين سه کاري که شما امسال شروع کرديد، به نظر من يکي از پيامهاي بسيار خوب و مثبتي که دارد اين است که دولت احساس نميکند که چون سال پاياني دولت است، پس پايان نظام جمهوري اسلامي است؛ نه، دولت کارهايي را بنيانگذاري ميکند، تا ديگران بيايند و انشاءالله آن را دنبال کنند. اتفاقاً اين کارهايي که شروع شده، کارهاي بسيار خوبي است. مسألهي قاچاق حقيقتاً براي کشور خطر است و مبارزهي کارآمد با قاچاق يکي از خدمات بسيار بزرگ است. رفاه و تأمين اجتماعي هم کلاً ناظر به طبقات محروم است و سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي هم که ما قبلاً از آن تمجيد زيادي کردهايم؛ اگر زيادتر بگوييم، ميترسيم زياديشان بشود! اميدواريم که انشاءالله همهشان موفق و مؤيد باشند.
من از خداي متعال ميخواهم که به شماها توفيق دهد و کمکتان کند. انشاءالله شماها توفيق خدمتگزاري براي اين نظام و کشور و دولت معزز جمهوري اسلامي را تا آخر عمرتان داشته باشيد و هميشه در خدمت اين نظام باشيد و براي اين نظام کار کنيد و تا روز آخر هم - يعني روزِ آخر اين سالِ آخر را مثل روزِ آخر سالِ اول بدانيد - هيچ تغييري در انگيزه و اهتمام شما انشاءالله به وجود نيايد و خداي متعال از شما راضي باشد و مردم هم راضي باشند.
تأکيد ميکنم آن دو تا ستون را حتماً ترسيم کنيد. من دو، سه مرتبه با آقاي خاتمي در همين سال پاسخگويي - البته چه قبل از فروردين امسال، چه بعد از فروردين - دربارهي اين قضيه صحبت کردهام. هيچ اشکالي ندارد که مجموعهي دولت مشخص کند که اين بخش از مجموع عملکردش مثبت است؛ اين بخش، منفي؛ چون آن بخش که مجموع عملکردش منفي است، معنايش اين نيست که بد کار کرده، بلکه ممکن است کمبود منابعش، نداشتن امکانات و نبودن زيرساختهايش در عملکردش مؤثر بوده است، که البته کاملاً عملي و ممکن است. حداقل کار اين است که در هر بخشي از بخشها، ستون موفقيتها را با ستون عدم موفقيتها کنار هم بگذارند و به مردم نشان بدهند، تا مردم جمعبندي کنند. البته اعتقاد من اين است که اين تراز، تراز مثبتي خواهد شد؛ يعني جمعبندي، جمعبندي مثبت خواهد شد. نبايد مردم تصور کنند که ما فقط جنبههاي مثبت را ميگوييم و منفيها را نميگوييم.
به من تذکر دادند که اين تجميع کارهاي مربوط به ايثارگران در بنياد ايثارگران هم کار خوبي بوده. بله، اين را هم من تصديق ميکنم؛ يادم نبود که بگويم. اين هم يکي از آن کارهاي بسيار خوبي بود که انجام گرفت؛ اميدواريم انشاءالله اين کار هم کار موفقي باشد و پيش برود و انشاءالله پيش هم ميرود و به نفع ايثارگران تمام ميشود.
خداوند شماها را موفق و مؤيد بدارد.
/انتهاي پيام/