معناى انس با قرآن
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»، انس در لغت به معناى بروز و ظهور است، و كسى كه در برابر اين ظهور قرار گيرد صاحب درك و احساس مىشود، چنانكه فرمود: «وآنَسَ مِنْ جانِبِ الطُورِ ناراً» «. قصص/ 29»
بنابر اين، انيس و مونس، آن است كه در مقابل چيزى يا كسى حضور و ظهور مستمر يا زياد داشته باشد.
در كار برد بعدى، واژهى انس در مقابل نفرت و وحشت به كار مىرود، « ر. ك: راغب اصفهانى، مفردات، مادهى انس» از اين رو كسى كه با شخصى و يا چيزى مأنوس باشد، نه تنها از آن فرارى نيست بلكه در عطش همنشينى با او است.
انيس از مأنوس و مأنوس، از مونس نمىرهد، زيرا معمولًا گريختن معلول ترس و وحشت است، چنانكه يك پرنده يا يك آهوى وحشى، اگر در قفسى زيبا، در بهترين مكان و با بهترين مواد غذايى پذيرايى شود، به محض آنكه در قفس باز شود رهايى را بر قرار ترجيح مىدهد، چون حيوانات تمدن گريزند و نمىتوانند خود را با شهر و شهرنشينى انطباق دهند.
قرآنگريزى نيز محصول عدم آشنايى و عدم انطباق با فرهنگ و معارف قرآن و نبود انس با آن است، شگفتا! بعضى به جاى انس با قرآن كه بايد موجب آرامش باشد، و به وسيلهى آن رفع تنهايى كند، با آن نامأنوس، بلكه از آن وحشتناكند.
راستى كسى كه ولىّ خدا و خدا وليش نباشد، از خدا و قرآنش بيگانه خواهد بود، و اگر در سلك اولياى خدا قرار گيرد، خدا و قرآن انيس و مونس او خواهد شد، چنانكه مولى الموحدين مىفرمايد: «اللّهمّ انّكَ آنَسُ الآنِسِينَ لَاوْليَائِكَ ... اِنْ اوْحَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِكْرُكَ: «نهج البلاغه، خ 227»
خدايا تو با دوستانت از همه انس گيرندهترى! ... اگر تنهايى و غربت به وحشتشان اندازد، ياد تو و ذكر تو (قرآن) آرامشان مىكند». قرآن هم مىفرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَاللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً ...: «انفال/ 2»
مؤمنان تنها كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان مىگردد، و هنگامى كه آيات او بر آنان خوانده شود، ايمانشان فزونتر مىگردد».
/انتهاي پيام/