خداوند توبه كنندگان را دوست دارد ...
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»، يكى از اصول مهم تربيت اين است كه مربّى هرگز راه اصلاح را نبندد، و شخص مورد تربيت احساس كند كه همواره راه اصلاح و تربيت باز است. اگر راه اصلاح بسته شود، كسى كه آلوده گناه شده، از ارتكاب بيشتر گناهان باكى ندارد، و با خود مىگويد: «من كه جهنّمى هستم، چرا خود را محدود كنم؟ بگذار هر كارى كه مىتوانم انجام دهم!» امّا اگر راه بازگشت باز شد، و هميشه روزنهاى به سوى اصلاح و رستگارى وجود داشت، گناهكاران سعى مىكنند كمتر آلوده شوند و اميد به نجات داشته باشند و به سوى خدا باز گردند.
بدين جهت، در آيات قرآن، درِ توبه حتّى براى مشركان و قاتلان و زناكاران باز است! و اميد نجات، با استفاده از توبه، در مورد چنين گنهكارانى نيز مىرود، و خداوند آنها را به توبه و بازگشت دعوت نموده است.
طبق برخى روايات، تا زمانى كه نَفَسِ انسان در سينهاش بالا و پايين مىرود توبهاش پذيرفته مىشود؛ يعنى اگر انسان گنهكارى در واپسين لحظات عمرش، واقعاً به درگاه الهى باز گردد، و از سر صدق و اخلاص توبه كند، خداوند او را مورد عفو و بخشش قرار مىدهد!
امام سجّاد عليه السلام كه معارف غنىّ اسلام را با زبان دعا بيان مىكند، در مناجات تائبين به اين رحمت واسعه خداوند اشاره نموده و از كسانى كه از آن استفاده نمىكنند، تعجّب و حيرت مىكند، حضرت مىفرمايد:
إِلَهِى أَنْتَ ا لَّذِى فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَاباً إِلَى عَفْوِكَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ الْبَابِ بَعْدَ فَتْحِهِ «مفاتيح الجنان، مناجات خمس عشره، مناجات التّائبين»
پروردگار من! تو آن خدايى هستى كه درى از درياى عفو و بخششت به روى بندگانت گشودى و آن را توبه نام نهادى و از همه دعوت كردى كه وارد آن شوند و از درياى رحمتت بهره گيرند، خداى من! كسانى كه به اين در روى نمىآورند، و از آن غافل مىشوند، عذرشان چيست؟
راستى چرا برخى از ما غافل هستيم و از اين در كه به سوى سعادت و خوشبختى و قرب الى اللَّه و نجات گشوده شده، وارد نمىشويم!
چرا به سوى خداى مهربان كه لطف و مهر او فوق تصور است، باز نمىگرديم؟
چرا از درگاه خداوند توبهپذيرى كه هر چه توبه شكستى، باز هم پذيراى توست، فرار مىكنى؟
صد بار اگر توبه شكستى باز آى گر كافر و گبر و بت پرستى باز آى
ضمناً توجّه داشته باشيم كه همين توبههاى نيم بند، كه شكسته مىشود، نيز بى اثر نيست.
وزنهبردارى كه قهرمان جهان مىشود، و وزنهاى را بلند مىكند كه هيچ كس در دنيا نمىتواند آن را بر فراز دستانش نگه دارد، به يكباره اين توان و قدرت را به دست نياورده است؛ بلكه صدها بار در بلند كردن آن ناموفّق بوده، ولى به تمرين خود ادامه داده و هر بار ناكامى و تمرين، مقدارى بر توانايى و قدرت او افزوده، تا بالاخره موفق شده است. توبههاى ناتمام هم همين خاصيّت را در روح آدمى دارد و بتدريج قدرت انسان را در ترك گناه بالا مىبرد، تا جايى كه موفّق به توبه بىبازگشت مىشود.
بنابراين، اوّلًا نبايد توبههاى ناتمام را بىاثر بدانيم. و ثانياً از اين كه توبه را مىشكنيم نااميد نشويم، و باز هم عزم را جزم كنيم و به درگاه واسعهاش باز آييم و توبه كنيم، و آن قدر اين كار را تكرار نمائيم تا انشاءاللَّه به توبه بىبازگشت و ناگسستنى نائل شويم.
اقسام توبه
آيات و روايات فراوانى پيرامون اهمّيّت توبه، انواع و اقسام آن، زمان توبه، آثار توبه، و ديگر موضوعات مربوط به آن وجود دارد. در اين بحث فقط اشارهاى به اقسام توبه مىكنيم:
توبه از يك جهت بر سه قسم است:
1- توبه زبانى: منظور از توبه زبانى آن است كه فقط الفاظ توبه بر زبان جارى شود، ولى در اعمال و رفتار هيچ تغييرى رخ ندهد. تائب مرتّب استغفار كند، ولى همچنان بر مركب گناه سوار باشد، و به پيش برود. دائماً ذكر «استغفر اللَّه ربّى و اتوب اليه» را بر زبان راند، امّا همچون گذشته در وادى ظلمانى و تاريك گناه به مسيرش ادامه دهد!
در روايات چنين انسانى به شخصى تشبيه شده كه خويشتن را به سخريّه گرفته است. «بحارالانوار، جلد 6، صفحه 36، حديث 54؛ و صفحه 41، حديث 75» (كالمستهزء بنفسه)
آرى، چنين انسانى خودش و فرمان خدا و تعليمات دينى را مسخره كرده است!
2- توبه زودگذر: گاه صحنهها و لحظاتى پيش مىآيد كه شخص گناهكار از خواب غفلت بيدار شده، و از گذشته خود نادم و پشيمان گشته، و توبه مىكند. هم الفاظ توبه را بر زبان جارى مىسازد، و هم از صميم قلب نادم و پشيمان است، و هم تصميم بر ترك گناهان مىگيرد؛ امّا اين حالت ملكوتى دوامى ندارد، و هنگامى كه از آن حال و هوى بيرون مىآيد، همه چيز را به فراموشى مىسپرد و همان مسير سابق را ادامه مىدهد.
بعضى از دانشمندان اين توبههاى زودگذر را، به غربالى تشبيه مىكنند كه درون آب قرار مىگيرد، در آن هنگام غربال پر از آب تصوّر مىشود؛ ولى زمانى كه آن را از آب بيرون مىآوريم، از آب تهى مىگردد. اين توبه هم فايدهاى ندارد.
3- توبه ريشهدار: توبه ريشهدار آن است كه در جان انسان اثر بگذارد، هر چند اثر موقّت! و آثار آن در اعمال و رفتار و كردار و گفتار و برخورد انسان ظاهر و آشكار گردد. قرآن مجيد، علامت چنين توبهاى را انجام اعمال صالح و شايسته بيان مىكند. تائب بايد پس از توبه به همان مقدار كه معصيت كرده، عمل صالح انجام دهد؛ زيرا شخص توبه كننده همانند بيمارى است كه بيمارى و مرض او قطع شده، ولى قواى تحليل رفته دوران نقاهت و بيمارى، به جاى خود بازنگشته است و او بايد به تقويت خويش بپردازد، تا نيرو و توان از دست رفته را باز يابد.
انسان توبهكار، با توبه ادامه گناهان را قطع كرده، ولى آثار سوء گناه هنوز بر روح و روان او باقى است، و ضربات سهمگين گناه روح او را ضعيف و ناتوان كرده است. و لهذا لازم است با انجام اعمال صالح و شايسته (حداقل به اندازه گناهانى كه قبلًا مرتكب شده) روح عليل و ضعيف و ناتوان خويش را تقويت كند، تا مبادا بار ديگر مبتلا به گناه شود؛ زيرا روح قوى و نيرومند به مراتب كمتر آلوده به گناه مىگردد.
حضرت على عليه السلام در اين رابطه مىفرمايد:
وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ ا لَّذِى نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بَالْأَحْزَانِ، حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بَالْعَظْمِ، وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ « نهج البلاغه، كلمات قصار، شمارهّ 417»
ركن پنجم توبه آن است كه گوشتهايى كه در اثر حرام (و در زمانى كه در مسير گناه سير مىكردى) بر اندامت روئيده، با اندوه بر گناه آب كنى، تا چيزى از آن باقى نماند، و گوشت تازه (در زمانى كه در مسير طاعت الهى گام بر مىدارى) به جاى آن برويد.
آرى، گوشتهايى كه در زمان ارتكاب گناه روئيده، مسموم و فاسد است؛ بايد آنها را آب كرد تا گوشتهاى سالم برويد. وگرنه خطر ابتلاى مجدّد به گناه و معصيت وجود دارد. علاوه بر اين، اگر حقّى از كسى ضايع كرده، بايد صاحبش را راضى كند، يا از او حلاليّت بطلبد. و اگر عبادتى را ترك نموده، قضاى آن را به جا آورد.
نتيجه اين كه، از اقسام سهگانه توبه، قسم سوم، توبه حقيقى و واقعى، و دو قسم ديگر فريب دادن خويشتن است.
تبديل گناهان به ثواب و اطاعت!
توبه حقيقى و واقعى آثار عجيبى دارد! هنگامى كه انسان توفيق چنين توبهاى پيدا مىكند، و با اعمال صالح، گذشته را جبران مىنمايد، خداوند گناهان گذشتهاش را مىبخشد، و آنها را از پرونده اعمالش مىشويد، و او را به خاطر آن گناهان مجازات نمىكند؛ بلكه اگر تعجّب نكنيد، طبق صريح آيات مورد بحث، تمام آن گناهان را
تبديل به حسنات و ثواب مىنمايد! يعنى عذر خطاكار را مىپذيرد، و او را مورد عفو قرار مىدهد، و از مجازاتش صرفنظر مىنمايد، و هديهاى با ارزش هم به او عنايت مىكند!
آيا بالاتر از اين نوع تكريم و بزرگوارى سراغ داريد! آيا شما هيچ انسان كريم و بزرگوارى را مىشناسيد كه با خطاكاران اين گونه برخورد كند!
ابوذر غفارى مىگويد:
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: روز قيامت اشخاصى وارد صحنه محشر مىشوند، ملائكه نامه اعمال آنها را تحويلشان مىدهند، پرونده خويش را باز كرده مشغول مطالعه آن مىشوند، ناگهان با تعجّب و حيرت فرياد مىزنند. اشتباهى رخ داده! اين پرونده، نامه اعمال ما نيست! ما گناهانى مرتكب شدهايم كه در اين نامه ثبت نشده! و عباداتى در اين نامه مىبينيم كه آن را به جا نياوردهايم! حتماً اشتباهى شده، و نامه اعمال شخص ديگرى را به ما دادهاند!
خطاب مىرسد: نه، اشتباهى رخ نداده! اين، نامه اعمال خود شماست، و چون شما در دنيا موفّق به توبه شدهايد (و توبه شما ريشهدار و حقيقى بوده) و با اعمال نيك و صالح، گذشته سياه خود را جبران نمودهايد، ما گناهان و معاصى پرونده شما را تبديل به حسنات و عبادات كردهايم! پيامبر اكرم سپس آيه شريفه «اوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ « سوره فرقان، آيه 70»» را تلاوت فرموده، و به اين آيه شريفه استدلال كردند. سپس آثار خوشحالى فوقالعادهاى در چهره مباركشان آشكار شد و به گونهاى تبسّم فرمودند كه دندانهايشان نمايان گشت. «نورالثّقلين، جلد 4، صفحه 33( به نقل از تفسير نمونه، جلد 15، صفحه 161)»
راستى، بايد قدردان چنين خداى بى نهايت مهربان باشيم، و هرگز دامان رحمتش را رها نكنيم. دور افتادگان از رحمتش بايد هر چه زودتر به درياى موّاج مهر و لطف و كرمش باز گردند. گنهكاران به سوى خدا باز آيند، تا گناهانشان را ببخشد، مجازات را از آنها بردارد، و معاصى آنها را تبديل به حسنات نمايد، و در روز قيامت هم رسوايشان نكند! بلكه بتوانند به نامه اعمالشان افتخار كنند، و از فرط خوشحالى ديگران را نيز به مطالعه آن دعوت نمايند!
حقيقتاً چقدر غافلند كسانى كه از درِ رحمت چنين خداى مهربان و كريم و رحيم و جواد و غفور و توبهپذيرى دور شده، و هر روز فاصله خود را بيشتر مىكنند!
/انتهاي پيام/