از نظر قرآن چه تفاوتى بين زنا و عقد موقت وجود دارد؟
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»، اين پرسش را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد:
1. تفاوت بين زنا و ازدواج موقت از نظر قرآن چيست؟
2. زنا و عقد موقت از نظر فقه چه تفاوتى دارند؟
پيش از بيان تفاوت بين زنا و ازدواج موقت، مناسب است آن دو را تعريف كنيم.
در تعريف «زنا» گفتهاند: «نزديكى با زن، بدون عقد شرعى را زنا گويند.» «المفردات، راغب اصفهانى، انتشارات كتابفروشى مرتضويه، چاپ 1362، ص 215» و در تعريف ازدواج موقت مىتوان گفت: «نزديكى با زن با عقد شرعى كه مدت و مهر آن معلوم باشد.»
گناه بزرگ
قرآن كريم «زنا» را در رديف شرك به خدا و قتل نفس معرفى مىكند. «فرقان، 68» در اين باره ابن عباس حديثى نقل مىكند از پيامبر گرامى (ص): سوال كردم، كدام گناه از همه گناهان بزرگتر است؟ حضرت فرمود: اينكه براى خداوند شريكى قرار دهى، در حالى كه او تو را خلق كرده است؛ بعد گفتم: بعد از آن كدام گناه؟ فرمود: اينكه به قتل برسانى فرزند خود را به خاطر ترس از اينكه با تو هم غذا شود. بعد پرسيدم: بعد از آن كدام گناه؟ فرمود: اينكه با زن همسايهات زنا كنى. « مجمع البيان، طبرسى، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى، سال 1355، ص 179»
قرآن كريم در مذمت و تقبيح عمل زنا مىفرمايد: «وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِيلًا « اسراء، 32»؛ و نزديك زنا نشويد؛ [چرا] كه آن، زشتكارى است، و بد راهى است.»
خداوند در اين آيه، «زنا» را عملى بسيار زشت و ناپسند و راهى بسيار بد و خطرناك معرفى مىكند و مىفرمايد: هيچكس حق ندارد به آن نزديك شود!
راهكار قرآنى براى سلامت جامعه
قرآن كريم براى حفظ جامعه، عقد موقت را به عنوان راهى بسيار مناسب و مطابق با حكمت براى انسان قرار داده است:
«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَهً ... إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً؛ «. نساء، 24»
و كسانى از زنان را كه (با مُتعه و ازدواج موقت) از او بهره مىبريد، پس مَهرشان را، در حالى كه واجب شده، به آنان بدهيد ... براستى كه خدا، داناى فرزانه است.»
از اين بخش از آيه استفاده مىشود كه اصل ازدواج موقت و صيغه، قبل از نزول اين آيه براى مسلمانان امرى مسلم بوده كه در اين آيه نسبت به پرداخت مهر توصيه مىكند. «. تفسير نمونه، ج 3، ص 372» در پايان آيه آمده است: و خداوند نسبت به مصالح بندگان آگاه و احكامش مطابق با حكمت است.
ازدواج موقت يك ضرورت اجتماعى
با توجه به اينكه غريزه شهوت يكى از غرايز نيرومند انسان است و نمىشود آن را از بين برد؛ زيرا خداوند آن را به خاطر حفظ بقاى انسان در نهاد او گذاشته است، بايد از طريق شرعى تعديل كرد. اكنون در بسيارى از محيطها و شرايط، افرادى به خاطرمشكلات مادى و يا به خاطر تحصيلات طولانى قادر به ازدواج دائم نيستند و يا برخى افراد متأهل در مسافرتهاى طولانى كه با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى مواجه مىشوند، چكار بايد بكنند؟ آيا بايد اين غريزه خدادادى را سركوب كنند و راه راهبان را پيش بگيرند؟- اسلام به اين امر راضى نيست- و يا بايد آزاد و بىبند و بار باشند؟ در اينجا راه سومى نيز هست كه نه مشكلات ازدواج دائم را به دنبال دارد و نه به سركوب غريزه جنسى مىانجامد و نه آن بىبند و بارى را در پى دارد و آن ازدواج موقت (صيغه) است كه اسلام آن را پيش روى ما گذاشته است؛ بنابراين، در صورت ضرورت و اضطرار مىتوان بدان عمل كرد.»
تفاوتهاى زنا و عقد موقت
1. عمل «زنا» به تعبير قرآن (إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِيلًا) « اسراء، 32» عمل زشت و بد راهى است و ازدواج موقت از روى حكمت و علم خداوند به مصلحت بندگان است: «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً».
2. بر اثر اين عمل زشت اگر فرزندان نامشروعى ب هوجود آيند، بين آنان هيچگونه ارتباطى وجود نخواهد داشت و خودشان را نسبت به يكديگر بيگانه قلمداد خواهند كرد؛ چرا كه از اصالت خانوادگى، عاطفه و محبت كه موجب ارتباط و اتصال است، برخوردار نمىباشند؛ اما در ازدواج موقت اگر صاحب فرزند شوند چون شرعى و قانونى است، با فرزندانى كه از ازدواج دائم به دنيا مىآيند، هيچ تفاوتى ندارند.
3. عمل زنا غالباً همراه با اضطراب و ترس است، به ويژه براى كسانى كه اهل ايمان باشند، حال اگر فرزندى به وجود آيد طبعاً اضطراب و دلهره در فرزند تاثير مىگذارد كه اين خود مشكلات جسمى و روحى- روانى براى وى به بار مىآورد؛ اما نزديكى بر اساس عقد موقت چون شرعى و قانونى است و قرآن آن را مباح دانسته، مفاسد مذكور را به همراه نخواهد داشت.
4. فرزندان نامشروع خودشان را به كسى و جايى منتسب نمىدانند و خود را معلول شهوات و غرايز جنسى يك عده شهوتران مىدانند؛ در نتيجه روشن است كه در جامعه بحران آفرينى مىكنند، به طورى كه امنيت و آسايش از جامعه سلب خواهد شد، ولى مقاربت مشروع آن عواقب سوء را به دنبال نخواهد داشت.
فرزند نامشروع سرنوشت خود را در آينده مبهم مىداند، ولى فرزند قانونى و شرعى اينگونه نيست؛ زيرا از اصالت خانوادگى بهرهمند و نسب وى براى ديگران معلوم است. ممكن است گفته شود: با ايجاد كانونهاى تربيتى چه بسا بشود مشكلات مذكور را حل كرد؛ اما بايد دانست كه ممكن است در يك مقطع زمانى با محبت و عاطفههاى مجازى از بروز مشكلات پيشگيرى كرد، ولى از آنجا كه آنان از نعمت محبت و عاطفه واقعى محروماند مشكلات تربيتى و اخلاقى همچنان باقى مىماند.
5. ارتباط زن و مرد در قالب ازدواج موقت خود به خود روابط زناشويى را مديريت مىكند و از ارتباط با افراد متعدد كاسته مىشود و همين كه اين روابط در چهارچوبى نظاممند شد، به طور طبيعى از بسيارى از بيمارىهاى مقاربتى و ... كاسته مىشود و بهداشت جسم و روانِ زن و مرد و جامعه را به ارمغان مىآورد.
با توجه به تفاوتهايى كه بين زنا و ازدواج موقت بيان شد، حكمت اين مطلب روشن مىشود كه چرا قرآن از عمل زنا نهى كرده و عقد موقت را مباح و جايز دانسته است.
/انتهاي پيام/