پنج ويژگي تاريخ‌شناسي رهبر انقلاب
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۶۹۸۷
شرح حال ما در صحنه‌اي ديگر؛

پنج ويژگي تاريخ‌شناسي رهبر انقلاب

توجه مكرر رهبر انقلاب به رويدادهاي تاريخي صدر اسلام براي فهم و تبيين حوادث روزگار معاصر، يقيناً تابع و متأثر از منطق استواري است كه در نگاه رهبري مي‌تواند به عنوان يك راهبرد اصولي در جهت تحقق بصيرتي فراگير براي عموم از يك‌سو و خواص و نخبگان از سوي ديگر، به شمار آيد.

پيشينه توجه بشر به تاريخ و تاريخ‌نگاري خود نقل تاريخي دلكشي است. اين توجه از يك‌سو ريشه در كنجكاوي طبيعي انسان براي دانستن از گذشته داشته و از سوي ديگر تكاپويي براي آموختن از آن گذشته بوده است. اما نكته قابل تأمل آن است كه اين واكاوي بشر در گذشته و تمايل وي به بهره‌برداري از تاريخ در حال و آينده، در عمل چه مقدار نتيجه‌بخش بوده و چه محصول قابل ملاحظه‌اي به بار آورده است؟ تكرار مكرر حوادث تلخ تاريخي و ارتكاب مجدد خطاهايي توسط انسان‌هاي مؤثر بر زندگي بشر - كه هر كدام مي‌‌توانسته يك‌بار به تنهايي موجب عبرت بشريت باشد- نشان مي‌دهد كه انسان آنچنان كه بايد، پندپذير و عبرت‌آموز نبوده است.

تأكيد مكرر قران كريم بر ضرورت توجه به سرنوشت اقوام گذشته و اتعاظ از آنان، تأييدي بر اهميت و روايي همين فرايند تاريخ‌نگري و تاريخ‌فهمي است. گرايش نويسندگان مسلمان به ثبت و ضبط رويدادهاي تاريخي از همان قرون نخست، در همين راستا قابل فهم است؛ اگرچه رويكرد مسلمين به تاريخ و تاريخ‌نگاري دلايل ديگري نيز داشته است كه در جاي خود بايد مورد توجه قرار گيرد. به علاوه اطلاق عنوان سيره بر نقل‌هاي مرتبط با رفتار و عملكردهاي پيامبر(ص) و شخصيت‌هاي مطرح ديگر در تاريخ اسلام، تأكيدي ديگر بر ضرورت توجه به عرصه عمل گذشتگان براي عمل در ظروف مختلف زماني و مكاني است. جالب است كه مسلمانان به هنگام ترجمه متون كهن گاه‌نامه‌ها و خداي‌نامه‌هاي پارسي مربوط به ملك‌داري و حكم‌راني پادشاهان ايران قبل از اسلام هم- كه البته مجموعه‌اي از افسانه و اسطوره و خيال‌بافي و گزاف‌گويي و اندكي رويدادهاي تاريخي واقعي بود- نام سيرالملوك بر آن گذاشتند و بر خاصيت درس‌‌آموزي همين نقل‌هاي آميخته نيز تأكيد ورزيدند.

با آنكه مورخان مسلمان قرن‌ها به نوشتن مجموعه‌هاي تاريخي با قالب‌هايي متنوع اقدام نمودند و هر كدام به شكلي- از جمله با انتخاب نام‌هاي مناسبي چون تجارب الامم، العبر و...- بر ضرورت تاملات تاريخي تاكيد نمودند، تاريخ در عمل از جمله دانش‌هاي فرعي، حاشيه‌اي و تفنني تلقي شد و مورد توجه جدي بسياري از انديشمندان قرار نگرفت. نگاهي به سابقه و محدوديت مطالعات تاريخي در برنامه‌ريزي‌هاي سنتي حوزه‌هاي علميه- از ديرباز تا كنون- اين كم‌توجهي را به‌خوبي نشان مي‌دهد.

اين در حالي است كه در همين قالب‌هاي سنتي آموزشي، فرزانگاني بوده و هستند كه اهميت و ضرورت تاريخ و تاريخ‌پژوهي را درك كرده، نقش مؤثر تاريخ‌خواني را بر تاريخ‌سازي مورد تأكيد قرار داده‌اند. آنان كه از ديرباز در مشهد و سپس در تهران، توفيق اُنس با درس‌ها و بحث‌هاي رهبر معظم انقلاب را داشته‌ يا محتواي اين دروس را پي گرفته‌اند، مي‌دانند كه قدرت علمي و البته زاويه خاص نگاه معظم‌له در تاريخ و سيره، از ابعاد علمي ناشناخته و يا مورد غفلت قرار گرفته ايشان است. شناخت و شناساندن اين جنبه از توانايي علمي اين متفكر بزرگ مي‌تواند اسباب توجه مؤثر به نگاه و فهم تاريخي ايجاد نموده، مانع استمرار غفلت ديرپا و پرهزينه مسلمانان از تاريخ، مطالعات تاريخي و درس‌ها و عبرت‌هاي آن باشد.

توجه مكرر رهبر انقلاب به رويدادهاي تاريخي صدر اسلام براي فهم و تبيين حوادث روزگار معاصر، در نگاشته‌ها يا سخنراني‌هاي ايشان در سال‌هاي اخير و به‌ويژه در پي رويدادها و تنش‌هاي سياسي پس از انتخابات دهم، ابعاد گسترده‌تري يافته است. اين توجه يقيناً تابع و متأثر از منطق استواري است كه در نگاه رهبري مي‌تواند به عنوان يك راهبرد اصولي در جهت تحقق بصيرتي فراگير براي عموم از يك‌سو و خواص و نخبگان از سوي ديگر، به شمار آيد و توسعه و كاربردي كردن آن بايد در دستور كار دستگاه‌هاي علمي، پژوهشي و فرهنگي قرار گيرد. اين نگاشته تلاشي محدود در اين عرصه است كه با هدف استخراج شاخصه‌هاي اساسي تاريخ‌نگري و تاريخ‌فهمي مؤثر و كارآمد- آنچنان كه مورد نظر رهبر معظم انقلاب است- به واكاوي اشارات تاريخي در آثار قلمي و بيانات شفاهي ايشان مي‌پردازد.

ضرورت توجه به تاريخ و پندآموز بودن آن

اشاره شد كه تاريخ به عنوان منبعي الهام‌بخش و معرفت‌افزا مورد توجه بسياري از انديشمندان قديم و جديد قرار داشته است. رهبر معظم انقلاب در اين زمينه مي‌فرمايد: «قرآن به ما مى‌گويد: نگاه كنيد و از گذشته‌ى تاريخ، درس بگيريد. حال ممكن است بعضى بنشينند و فلسفه‌بافى كنند كه «گذشته، براى امروز نمى‌تواند سرمشق باشد» ... كارى به كار آن‌ها نداريم. قرآن‌كه صادق مصدِّق است، ما را به عبرت گرفتن از تاريخ دعوت مى‌كند.» (سخنراني در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص)؛ 20 خرداد 75)

ايشان همچنين در ضرورت توجه به پيام‌هاي عاشورا مي‌فرمايد: «عاشورا پيام‌ها و درس‌هايى دارد. عاشورا درس مى‌دهد كه براى حفظ دين، بايد فداكارى كرد. درس مى‌دهد كه در راه قرآن، از همه چيز بايد گذشت... كه جبهه‌ى دشمن با همه‌ى توانايي‌هاى ظاهرى، بسيار آسيب‌پذير است... كه در ماجراى دفاع از دين، از همه‌چيز بيشتر براى انسان، بصيرت لازم است.» (ديدار فرماندهان گردان‌هاي عاشوراى نيروى مقاومت بسيج؛ 22 تير 71)

اما مسأله آن است كه تاريخ و تاريخ‌خواني براي آن‌كه بتواند آموزنده و معرفت‌زا باشد نه اغواكننده و فتنه‌افزا، بايد از شرايطي برخوردار باشد كه هم متوجه متن تاريخ است و هم ناظر به نگرش و بينش پژوهشگر تاريخ. برخي از اهم اين موارد كه مي‌توان آن را از مجموعه بيانات يا دروس تاريخي رهبري استخراج نمود، در ادامه خواهد آمد.

1. فهم دقيق و صحيح رويدادهاي تاريخي

روشن است كه اصلي‌ترين مقدمه براي بهره‌برداري از تاريخ، دستيابي به يك گزارش قابل اعتماد از هر رويداد در متن واقعيت است. اثر ارزشمند رهبري باعنوان چهار كتاب اصلي علم رجال (1369، دفتر نشر فرهنگ اسلامي) علاوه بر اشراف مؤلف بر موضوع اصلي كتاب - يعني معرفي و نقد منابع رجالي- به‌خوبي تسلط ايشان را بر روش‌شناسي مطالعات تاريخي نشان مي‌دهد.

اگر به ياد داشته باشيم كه جعل و تحريف تاريخ از يك‌سو و سطحي‌نگري مخاطبان تاريخ از سوي ديگر مي‌تواند چه آسيبي متوجه معرفت انسان نسبت به حقايقي كند كه قرار است پندآموز و دانش‌افزا باشد، درمي‌يابيم تأكيد مكرر رهبر معظم انقلاب بر ضرورت تحصيل بصيرت در تحليل وقايع و رويدادها، همچنان كه در مورد رويدادهاي معاصر صدق مي‌كند، شامل درك و تبيين عالمانه حوادث و جريانات تاريخي نيز مي‌گردد. معظم‌له از جمله در اين زمينه مي‌فرمايد:

«بصيرت خودتان را بالا ببريد... يكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحى و گروهى... جناح و اين‌ها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد. در جنگ صفين يكى از كارهاى مهم جناب عمار ياسر تبيين حقيقت بود... بصيرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، در ديگران به وجود بياورند... اين بى‏بصيرتى را به‌خصوص شما جوان‌ها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسان‌هاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقليدى... از بين ببريد.» (ديدار با اعضاي دفتر رهبري و سپاه حفاظت ولى امر؛ 5 مرداد 88)

ضرورت اهتمام به كشف حقيقت از دل رويدادهاي مبهم و كسب بصيرت در فهم و تحليل شرايط تاريخي و اجتماعي پر فراز و نشيب و روشنگري در اين خصوص تا آن‌جاست كه ايشان آن را نوعي جهاد تلقي كرده، مي‌فرمايد: «يكى از جهادها هم «جهاد فكرى» است... هر كس كه در راه روشنگرىِ فكر مردم، تلاشى بكند، از انحرافى جلوگيرى نمايد و مانع سوءفهمى شود، از آن‌جا كه در مقابله با دشمن است، تلاشش «جهاد» ناميده مى‌شود.» (75/3/20)

با همين نگاه و بصيرت عميق است كه معظم له در سخنراني با موضوع امام صادق (ع) و مبارزات ايشان- كه بعدها با عنوان «پيشواي صادق» منتشر گرديد- به طرح دو ديدگاه ظاهراً مختلف درباره آن حضرت پرداخته و پس از نقد مستندات مخدوش آن‌ها، سيماي واقعي امام صادق(ع) را ترسيم مي‌كند. (1383، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1-10)

2. برداشت جامع و چندبعدي از رويدادهاي تاريخي

هر رويداد را مي‌توان در متن تاريخ به منزله يك واحد مستقل تلقي نمود و بر اساس اين نگاه محدود و بريده از اتصالات زماني- مكاني ديگرش، مورد فهم و ارزيابي قرار داد. طبيعي است اين شيوه نگرش تاريخي، منافعي محدود و البته محدوديت‌هاي مخاطره‌آميزي به دنبال دارد. هر رويداد تاريخي بايد به عنوان جزئي از يك كل مورد توجه قرار گيرد و به ربط اساسي و كلانش با مجموعه‌اي از زمينه‌ها، رويدادها و پيامدهاي تاريخي ديگر، توجه و براي فهم و كشف روح حاكم بر اين جريان - و نه تك رويداد تاريخي- تلاش شود.

رهبر معظم انقلاب در فهم ابعاد مختلف شخصيت و سيره سياسي حضرت امام حسين(ع) مي‌فرمايد: «امام حسين را فقط به جنگِ روز عاشورا نبايد شناخت؛ آن يك بخش از جهاد امام حسين است.» (88/5/5)

نگرش جامع رهبر انقلاب را نسبت به جريان‌هاي درهم تنيده تاريخي - روشن‌تر از هر جاي ديگر در آثار ايشان- شايد بتوان در كتاب كم‌حجم اما پر محتواي «پيشواي صادق» يافت. گرچه موضوع اصلي اين اثر، زندگي و مبارزات امام صادق(ع) است، اما بخش قابل توجهي از ابتداي بحث به شناسايي جريان تحول ساختار تشكيلات سياسي- اجتماعي شيعه در قرون اوليه اختصاص يافته و بخش عمده فعاليت‌هاي فكري، سياسي و اجتماعي امامان شيعه را تا دوران امام ششم پوشش مي‌دهد. گرچه برخي از اين مباحث در واقع رويكردي كلامي دارند، در نهايت خواننده را به فهم و استنتاجي جامع درباره تحولات تاريخي سوق مي‌دهند.

نمونه ديگري از نگاه جامع و فراگير معظم له را نسبت به جريانات تاريخي، مي‌توان در پيام مفصل ايشان به نخستين كنگره امام رضا(ع) يافت. ايشان در اين پيام با تحليل و تبيين جامع و همه‌جانبه برنامه كلان و درازمدت ائمه براي رهبري و هدايت امت، سيمايي روشن از ابعاد تحولات تاريخي قرون نخست اسلامي ارائه مي‌دهند و ضرورت اهتمام به اين شيوه را در فهم و تبيين حقايق تاريخي، گوشزد مي‌كنند.

3. توجه به زمينه‌هاي پشت‌پرده جريان‌هاي تاريخي

دستيابي به متني قابل اعتماد و نيز نگاهي جامع به رويدادهاي تاريخي، مقدماتي ضروري در بهره‌برداري از مطالعات تاريخي‌اند، اما كافي نيستند. گاه در فهم و تحليل تاريخ، بايد سؤالاتي مهم را دست‌مايه كشف عناصر پشت‌پرده جريان‌هاي تاريخي نمود كه به صورت آشكار و صريح مورد توجه قرار نمي‌گيرند و در متون تاريخي خودنمايي نمي‌كنند. شيوه‌اي كه تحت عنوان «تاريخ‌نگاري تحليلي» مورد اشاره اهل فن است، معمولاً ناظر به همين مقصود در مواجهه با تاريخ و رويدادهاي تاريخي است.

علاوه بر كتاب پيشواي صادق، متن چاپ شده سخنراني ديگر ايشان با عنوان «پژوهشي در زندگي امام سجاد(ع)» (1361، دفتر مركزي حزب جمهوري) نيز در اين عرصه- يعني تلاش براي آشكار ساختن وجوه پنهان حقايق تاريخي با واكاوي لايه‌هاي مختلف اسناد و مدارك موجود- مثال‌زدني است.

4. تكرارپذيري وقايع تاريخي

امكان بهره‌برداري عمده از تاريخ و مطالعات تاريخي، اساساً در گرو پذيرش تكرارپذيري حوادث البته در وجه كلي و فارغ از جزئيات است. به هر ميزان كه اين اصل مبنايي، جدي‌تر و قطعي‌تر تلقي شود، اهتمام به فهم و تحليل و تبيين رويدادهاي تاريخي، وجهي منطقي‌تر خواهد داشت.

رهبري در بخشي از بيانات خود در تبيين واقعه عاشورا مي‌فرمايد: «عاشورا يك صحنه‌ى عبرت است. انسان بايد به اين صحنه نگاه كند، تا عبرت بگيرد... يعنى خود را با آن وضعيت مقايسه كند و بفهمد در چه حال و در چه وضعيتى است؛ چه چيزى او را تهديد مى‌كند؛ چه چيزى براى او لازم است؟ اين را مى‌گويند «عبرت»... چه شد كه [مسلمانان معاصر امام حسين] به چنين مرحله‌اى رسيدند؟ ...ما بايد اين را امروز مورد توجه دقيق قرار دهيم... اين بيمارى [شرايطي كه آنان گرفتارش شدند و موجب بروز فاجعه كربلا گرديد] بيمارى خطرناكى است... ما هم ممكن است به اين درد دچار شويم.» (71/4/22)
 
5. مسؤوليت بشر در ساخت تاريخ، نه مداراي با آن

پذيرش اصل قبلي، در واقع به معناي پذيرش اين مبناي مهم است كه انسان، حاكم بر سرنوشت خود و مسلط بر تحولات تاريخي است. به بيان ديگر اين جبر تاريخ يا قدرت جريان‌هاي تاريخي نيست كه انسان و اراده او را مقهور و تابع خود مي‌سازد. انسان هوشمند و صاحب بصيرت مي‌تواند جهت حركت تاريخ را به سمت اراده و تدبير خود تغيير داده، بر آن تاثير بگذارد. بصيرت نسبت به رويدادهاي تاريخي و فهم چگونگي و چرايي وقوع آن‌ها، كارآمد‌ترين ابزار براي توفيق در اين عرصه پرمخاطره است.

رهبري در يكي از سخنراني‌هاي خود، پس از اشاره به حوادث پس از رحلت رسول خدا(ص) تا وقوع فاجعه كربلا، مي‌فرمايد: «رخدادهايى چنين، انسان را نگران مى‌كند. مگر ما از جامعه‌ى زمان پيغمبر و اميرالمؤمنين عليهم‌االسّلام قرص‌تر و محكم‌تريم؟! چه كنيم كه آن‌گونه نشود؟... ببينيد كجاييد؟... تاريخ را با قصّه اشتباه نكنيم. تاريخ يعنى شرح حال ما، در صحنه‌اى ديگر... تاريخ يعنى من و شما... ببينيم در كدام قسمتِ داستان قرار گرفته‌ايم. بعد ببينيم كسى كه مثل ما در اين قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل كرد كه ضربه خورد؟ مواظب باشيم آن‌طور عمل نكنيم... يك وقت يك حركت به‌جا، تاريخ را نجات مى‌دهد و گاهى يك حركت نابه‌جا كه ناشى از ترس و ضعف و دنياطلبى و حرص به زنده ماندن است، تاريخ را در ورطه‌ى گمراهى مى‌غلتاند... [اگر غفلت كنيم] كربلاها در تاريخ تكرار خواهد شد.» (75/3/20)

نمونه‌هاي متعدد استفاده معظم‌له از رويدادهاي تاريخي و تطبيق آن بر حوادث امروزين در موقعيت‌هاي مختلف، قابل توجه است. اين رويكرد به تاريخ و تلاش براي تطبيق آن با زمان و زندگي حاضر، به‌ويژه درپي التهابات پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري، گستردگي بيشتري يافت. از جمله نمونه‌هاي تاريخي مورد اشاره ايشان در سال‌ها و البته ماه‌هاي اخير مي‌توان از اشاره مكرر به اهميت نقش نخبگان در تاريخ اسلام، توجه به تحولات تاريخي پس از رحلت رسول خدا(ص)، غربت خط ولايت در جامعه اسلامي و وقوع فاجعه كربلا (22/4/71، 20/3/75، 26/9/78، 5/5/88 و...)، صلح حديبيه (نماز جمعه تهران؛ 29 خرداد 88)، بناي مسجد ضرار (مراسم تنفيذ حكم رياست‌جمهوري دهم)، عملكرد و سيره امام علي(ع) در دوره خلافت (نماز جمعه تهران؛ رمضان 1430)، موضع‌گيري قاعدين و كوتاهي آنان در حمايت از حق به بهانه شرايط فتنه (ديدار با خبرگان رهبري؛ مهر 88) و... ياد كرد.

بنابراين، معرفت تاريخي علاوه بر افزودن اطلاعات انسان - كه البته در جاي خود ارزشمند نيز هست- با ملاحظه اصل تكرارپذيري تاريخ در بسترهاي متنوع زماني و حاكميت انسان بر سرنوشت خود، بايد در جهت افزايش قدرت پيش‌بيني انسان و امكان پيش‌گيري او از رويدادهاي ناخوشايند مورد بهره‌برداري قرار گيرد؛ امري كه تنها در سايه بصيرت تاريخي ممكن و ميسر خواهد بود.

جمع‌بندي

گرچه اهميت و ضرورت توجه به تاريخ و مطالعات تاريخي بر انديشمندان منصف پوشيده نيست، اما تلاش نويسنده در اين مقاله به‌ويژه آن بود تا - هرچند به اختصار- نشان دهد كه اين دانش در نظام فكري رهبر فرزانه انقلاب چه جايگاهي داشته، بهره‌برداري از آن بر چه اصولي مبتني و در قالب پيمودن چه گام‌هايي دست‌يافتني است.

روشن است كه اين مختصر تنها مي‌تواند فتح بابي براي جلب توجه اصحاب انديشه و به‌ويژه تاريخ‌پژوهان باشد تا با نگاهي گسترده‌تر به اين بخش از نظريات ايشان پرداخته، زمينه‌ بهره‌برداري كاربردي از اين زاويه هندسه فكري ايشان را فراهم آورند.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار