در اين قضيه هم شيطان بزرگ است كه در پشت پرده، نقشآفرينى مىكند
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در 27 شهريورماه 1385 در ديدار دستاندركاران ستاد اقامه نماز فرمودند:
... مسأله بحرانآفرينى مذهبى در دنيا، قرار دادن اصحاب اديان مختلف و مذاهب مختلف در مقابل هم، جلوگيرى از همكارى ملتهايى كه داراى عقايد مختلفند، ايجاد جنگ، ايجاد درگيرى و ايجاد بحران، كه اين خواست قدرتهايى است كه ادامه حياتشان منوط به بحرانآفرينى است؛ بايد بحرانآفرينى كنند تا بتوانند مقاصد خبيث خودشان را در ميان جامعهى بينالمللى دنبال بكنند ...
چند سال قبل يكى از رؤساى اروپايى آمده بود تهران و در ملاقات با من، با يك تعبيرى، اشارهاى كرد به جنگ مسيحى و مسلمان. من در مخاطبهى با او اظهار تعجب كردم و گفتم مگر بناست جنگى بين مسلمانان و مسيحىها بشود! گفتم مسلمان ها انگيزهى جنگيدن با مسيحيان را ندارند.در اين صدسال اخير هم - شايد هم بيشتر - هر چه جنگ در دنيا - جنگهاى بزرگ - اتفاق افتاده است، جنگِ بين خود مسيحىها بوده است؛ جنگ اول جهانى، جنگ دوم جهانى، جنگهاى فرانسه و آلمان؛ اسم آوردم و به او گفتم كه اين جنگها بين دولتهاى مسيحى بوده و بين مسيحيان و مسلمانان نبوده است. آن وقت، تعجب كردم از اين كه چرا اين حرف را مطرح كرد.
بعد از چندى اين ماجراى برجهاى نيويورك اتفاق افتاد و اظهارنظر رئيسجمهور امريكا كه: جنگ صليبى شروع شده است! اين شخصى كه مورد بحث ماست - كه با من صحبت مىكرد - يكى از كسانِ اصلىاى بود كه پس از بيانات جورج بوش در پروژهى امريكايى - صهيونيستىِ حملهى به عراق، دخالت مستقيم داشت.
من آنجا توجه كردم كه اين حرفى كه با من در اينجا مطرح شده بود، مسبوقِ به يك مذاكره، به يك گفتگو، به يك قرار در بين سران استكبار جهانى بوده است. آن كسانى كه حلقهى توطئهى امريكايى - صهيونيستى را در مورد خاورميانه تشكيل داده بودند، كه قدم اولشان هم حملهى به عراق بود. آنجا معناى آن حرف براى من آشكار شد؛ جنگ صليبى! جنگ مسلمانان و مسيحيان! البته موفق نشدند.
از آن روز تا امروز تلاشهاى زيادى كردند. ماجراى كاريكاتورهاى اهانتآميز در همين سلسله است. ماجراى اظهارات اهانتآميز بعضى از سياستمداران و مطبوعاتيها نسبت به اسلام و مسلمين در امريكا و اروپا از همين مقوله است. اين هم آخرين حلقهى اين سلسله است تا امروز، كه متأسفانه اين دفعه از زبان پاپ، از زبان يك روحانى مسيحى، صادر مىشود.
از بوش ما خلاف توقعمان نمىشود؛ چون بوش همين است. رئيسجمهور امريكا يعنى عنصرى كه براى قدرتها، كارتلها و تراستهاى غارتگر جهانى كار مىكند و به وسيلهى آنها انتخاب شده است و دستش در كارهاى آنهاست. انسان از او تعجب نمىكند؛ اما از يك مقام روحانى خيلى تعجبآور است؛ خيلى مايهى تأسف است كه يك مقام روحانىِ ارشد در عالم مسيحيت وسيلهاى بشود براى آن چيزى كه سياست عمدهى مستكبران و قدرتمندان و تجار زر و زور در سطح دنياست! وسيلهاى بشود براى سياست عمدهى به غارت برندگان ثروتهاى ملى و بحرانسازها و براى آن چيزى كه هدف آنهاست. مسلمانها بايد به اين توجه كنند.
آن كسانى كه در قبال اين اظهارنظر غيرمنصفانه موضع مىگيرند، توجه كنند كه جهت حمله و حركت آنها چه كسى بايد باشد. آن كسى كه اين حركت را در دنيا راه مىاندازد و انگيزه دارد و منتفع و ذىنفع در اين حركت هست، پاپ و امثال پاپ نيستند، آنها قدرتهاى جهانى و صهيونيستها و امريكا هستند. در اين قضيه هم شيطان بزرگ است كه در پشت پرده، نقشآفرينى مىكند.
انشاءاللَّه اميدواريم كه خداوند همهى ما را حمايت كند؛ هدايت كند؛ دستگيرى كند و بتوانيم در آنچه كه وظيفهى ماست، بصير و هوشيار و كوشا انشاءاللَّه حركت كنيم؛ و كيدِ دشمنان اسلام و مسلمين را خداوند به خودشان برگرداند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته.
/انتهاي پيام/