انواع ارتباط پسر و دختر و نظر قرآن
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ در آغاز گسترش جامعه انسانى، مسئله روابط ميان پسر و دختر در جوامع مطرح بوده است و اين چيز تازهاى نيست، ليكن در دوران توسعه سياسى، اجتماعى و ظهور رسانههاى ارتباط جمعى، سمعى و بصرى، اين مسئله شكل ديگرى به خود گرفته و با نگرشى نو دوباره مطرح شده است، به ويژه كه در محيطهايى مانند دانشگاه، سينماها، پاركها، خيابانها و مانند آنها كه نمود بيشترى پيدا مىكند، اين مسئله مىتواند بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد.
بر اين اساس، اگر بخواهيم در اين زمينه موفقيتى داشته باشيم و تا حدى دغدغه خاطر خود را برطرف نماييم، مىبايد راهكارهاى درست را بيابيم و الگوى مناسب با فرهنگ جامعه اسلامى را به نسل جوان نشان دهيم.
امرى كه بايد گفت با همه اهميتى كه دارد. و دل مشغولى را كه براى متوليان امور اجتماعى، فرهنگى و دينى فراهم كرده است، متأسفانه كمتر مورد توجه جدى قرار گرفته است.
به هر صورت، در اين نوشتار كوتاه تلاش برآن است تا از منظر قرآن به موضوع نگريسته و ديدگاه وحى طرح شود.
ديدگاهها
در خصوص روابط دختر و پسر سه ديدگاه عمده و يا به تعبير درستتر، سه فرض وجود دارد كه ضرورى است اشارتى كوتاه بدآنها داشته باشيم.
1. آزادى ارتباط
بر پايه اين ديدگاه، دو جنس مخالف به هر نحو كه خواسته باشند، اعم از گفت و شنود، مسافرت، رفاقت، تماس بدنى و حتى كام گرفتن از يكديگر مىتوانند با هم روابط داشته باشند، به اين گمان كه هرگونه محدوديت باعث فزونى ميل و رغبت مىشود.
اين كه عامل رويكرد به اين نظريه چيست و مروج اين طرز تفكر كيست، بررسى جداگانهاى مىطلبد كه از حوصله اين نوشتار خارج است، ولى به اجمال مىتوان گفت: خواستگاه اين تز و مهد كنونى اين ارتباط افسار گسيخته، جهان غرب به خصوص آمريكا و اروپاى غربى است و معماران اصلى آن امثال «برتراند راسل» و «فرويد» مىباشند. «اخلاق جنسى، مرتضى مطهرى، ص 22 و 36»
2. پرهيز از هر گونه ارتباط
مطابق اين ديدگاه، زن و مرد، پسر و دختر حق ندارند كمترين ارتباطى با هم داشته باشند؛ خواه ارتباط مكالمهاى باشد يا مكاتبهاى و خواه با نگاه باشد يا در گفتار، و در نتيجه نبايد گذاشت اين دو جنس مخالف حتى در شعاع ديد و صداى يكديگر قرار گيرند.
اين نظريه بيشتر جنبه بهداشت اجتماعى- دينى دارد، و به عنوان راهكارى براى جلوگيرى از فساد اجتماعى جامعه پيشنهاد مىشود.
3. ميانه روى
طبيعى است كه ميان دو ديدگاه افراط و تفريط همواره نظر سومى مطرح مىشود؛ زيرا آن دسته از انسانها كه از انديشه متعادل برخوردارند، با نامعقول دانستن فرض اول، و ناممكن دانستن فرض دوم، راه سوم را بر مىگزينند، نقاط منفى هر دو ديدگاه را ناديده گرفته و نقاط مثبت هر دو را برمىگزينند.
ديدگاه قرآن
از آنجا كه قرآن كريم مبيّن عدل در تكوين، بيان كننده اعتدال در تشريع و بيانگر عدالت اخلاقى است، مىتوان گفت: فرض اخير به ديدگاه قرآن نزديكتر بوده است و ميانه روي در ارتباط و در ذيل مكارم اخلاق و راهكارهاي اسلامي را مي پذيرد./انتهاي پيام/