آيا از نظر قرآن در آسمانها موجود زنده وجود دارد؟
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ اگر چه علوم روز هنور به طور قطعى در مورد وجود موجودات زنده در آسمان، خبر نداده است ولى قرآن در اين باره با نوعى رازگويى در 15 قرن پيش، پنجرهى جديدى را به روى دانشمندان گشوده است.
با بررسى در آيات به نظر مىرسد قرآن كريم بر بودن موجودات زنده در آسمان اشاراتى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1. خداوند در آيهى 29 سورهى شورى مىفرمايد: «وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّهٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ»
«و از آيات اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده؛ و او هر گاه بخواهد بر جمع آنها تواناست.»
برخى صاحب نظران مىنويسند: «دابه» از نظر لغوى، مشتق از «دب» و به معناى راه رفتن و حركت كردن است و آن شامل حشرات و پرندگان و انسانها مىشود. «به نقل از: قاموس قرآن و الميزان و نمونه»
علامه طباطبايى (ره) در مورد دلالت آيه مىفرمايد: ظاهر آيه اين است كه در آسمان موجوداتى از جنبندگان (دواب) مثل روى زمين وجود دارد، و اگر كسى بگويد: منظور از جنبندگان آسمان ملائكه هستند مردود است؛ زيرا «دواب» بر ملائكه اطلاق نمىشود. «برگرفته از الميزان، علامه طباطبايى، ج 18، ص 58»
هر چند طبق آيهى 30 سورهى انبياء، هر موجود زندهاى از آب آفريده شده است ولى همانگونه كه در روى زمين شرايط حيات موجودات زنده متفاوت است و گروهى آبزى، گروهى خاكزى و جمعى نيز هوازى هستند با مقياس وسيعترى شرايط حيات در كرات ديگر براساس ساختمان مختلف جانداران متفاوت است و نبايد انتظار داشت، موجودات ديگر همان سازمان وجودى ما را داشته باشند. «برگرفته از: دانش عصر فضا، حسين نورى، ص 170، انتشارات جهان»
از حضرت على (ع) در اين زمينه نقل شده است، كه مىفرمايند: «اين ستارگانى كه در آسمان است، شهرهايى همچون شهرهاى زمين هستند كه هر شهرى با شهر ديگر با ستونى از نور مرتبط است.» «سفينه البحار، ج 2، ص 574؛ ماده نجم؛ از على بن ابراهيم نقل شده است»
از اين روايت مىتوان چنين برداشت كرد كه: همانگونه كه در شهرهاى زمين انسانها زندگى مىكنند، در آسمانها نيز موجودات هوشمندى شبيه انسان زندگى مىكنند.
در ادامهى، آيه مىفرمايد: «او بر جمع كردن آنها هنگامى كه بخواهد قادر است.» برخى صاحب نظران بر اين باورند كه: احتمال دارد منظور از جمع «جمع در آخرت» باشد و ممكن است «جمع در دنيا» باشد ولى احتمال دوم قوىتر است. چرا كه اگر منظور آخرت بود تناسب داشت آنرا با تاكيد بيان كند نه اينكه با مشيت- اذا يشاء- همراهش نمايد.
بنابراين مىفرمايد: هنگامى كه خداوند بخواهد ساكنين زمين و آسمان با همديگر ملاقات مىكنند. «الاعجاز العلمى فى القرآن، د. لبيب بيضون، ص 69، موسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، 1424 ه-، 2003 م»
2. آيهى ديگرى كه به اين مطلب دلالت دارد آيهى 15 سورهى رعد است؛ كه مىفرمايد: «وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَن فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ»؛
«تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند- از روى اطاعت يا اكراه- و همچنين سايههايشان، هر صبح و عصر براى خدا سجده مىكنند.»
واژهى «مَن» در عربى براى صاحبان عقل به كار مىرود، پس مقصود موجودات داراى شعور مثل انسان و فرشتگان هستند كه در آسمانها و زمين براى خدا سجده مىكنند و از آنجايى كه ملائكه و جن، سايه ندارند پس مقصود از «كسانى كه در آسمانها و زمين هستند» بشر و مخلوقاتى شبيه بشر هستند كه سجده از روى اطاعت، مربوط به مومنين، و سجده از روى اكراه، مربوط به كافرين است (البته سجده در اينجا به معناى خضوع است.) «برگرفته از: الاعجاز العلمى فى القرآن، د. لبيب بيضون، موسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، 1424 ه-، 2003 م، چاپ اول»
آنچه تاكنون گفتيم در جهت اثبات وجود موجودات زنده در كرات ديگر بود كه امروزه اصطلاحاً «تئورىپردازى از ديدگاه قرآن» ناميده مىشود و در صورتى كه علوم تجربى نيز به همين نتيجه برسند اعجاز علمى آن اثبات مىشود.
اما از آنجا كه در تفسير آيات و احاديث بايد جنبههاى مختلف را در نظر گرفت و با ديد وسيعترى به آيات نگاه كرد تا به واقع نزديكتر شويم؛ در پايان احتمال ديگرى را در مورد آيهى اول- 29/ شورى- مطرح مىكنيم كه با معناى ذكر شده متفاوت است.
«واژه سماء و سموات در قرآن، به چند معنا به كار رفته است؛ از قبيل جهت بالا، كرات آسمانى، جو زمين ...
تفسير آيه فوق به وجود موجود زنده در كرات ديگر، وقتى صحيح است كه ثابت شود واژهى «سموات» در اين آيه، به معناى كرات آسمانى است؛ در حالى كه ممكن است منظور «جو اطراف زمين» باشد.
و منظور از «دابّه» موجودات ذره بينى مثل باكترىها و يا موجودات درشت مثل پرندگان باشد.
حال اگر معناى دوم- جو زمين- را بپذيريم آيه در قسمت موجودات درشت، يك واقعيت خارجى را بيان مىكند، كه يكى از نشانههاى الهى است؛ و در قسمت موجودات ريز، نوعى رازگويى علمى است كه علوم جديد بدان دست يافته است. « برگرفته از« پژوهشى در اعجاز علمى قرآن» دكتر محمدعلى رضايى اصفهانى، ج 1، ص 200- 201»
بنابراين به طور قطع نمىتوان نظريهى «وجود موجودات زنده در كرات ديگر» را به قرآن نسبت داد هر چند طبق تفسير اوّل احتمال آن وجود دارد.
معرفى كتاب براى مطالعه بيشتر:
1. پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، محمدعلى رضايى اصفهانى، ج 1، انتشارات كتاب مبين، (چاپ دوم/ 1381)، ص 195- 206.
2. قطراتى از درياى قرآن، بهمن نيك بين، نشر نيريز، چاپ اول، 1376.
3. اثبات آسمانى بودن قرآن مجيد، شهاب فهيم، ناشر موحدين، 1380.
4. قرآن و علوم روز، عبدالغنى الخطيب، ترجمه: دكتر اسد الله مبشرى، (چاپ اول، 1362)، موسسه مطبوعاتى عطايى.
5. الاعجاز القرآن و التقدم العلمى، محمد عللوه، ناشر، دار الاشراق، 1997 م.
6. من دلائل الاعجاز العلمى، فى القرآن الكريم و السنه النبويه، دكتر موسى الخطيب، مؤسسه الخليج [المجعول]/انتهاي پيام/