دروغ در چه مواردي جائز است؟
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ بزرگان فقها و علماى اخلاق به پيروى از احاديثى كه در زمينه دروغ وارد شده مواردى را بعنوان استثناء از حكم دروغ ذكر كرده كه بعضى آن را در دو موضوع خلاصه نمودهاند: «اضطرار» و «اصلاح ذات البين».
در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده: سوگند دروغ بخور و برادر بىگناهت را از مرگ نجات بده!(حرّ عاملى، وسائل الشيعه 16/ 162)
ولى دو نكته است كه در اينجا بايد به آن توجه داشت:
نخست اينكه تمام موارد استثناء در حقيقت به يك موضوع بازمىگردد و آن اينكه دروغ فقط بخاطر مصالح مهمترى كه مفاسد آن را تحتالشعاع خود قرار دهد مجاز مىشود، و البته اين موضوع منحصر به مسأله «صدق» و «كذب» نيست، بلكه ساير محرمات مانند «اكل ميته»، «خوردن غذاى ناپاك»، «ايذاء يتيم» و مانند آنها نيز براى حفظ جان يا تأديب و امثال آن مجاز مىگردد.
بنابراين مواردى كه در احاديث بيان شده از قبيل ذكر مثال است، مثلًا چون فايده اصلاح ميان مردم و بههم پيوستن دلهاى پراكنده و شستن غبار كينه و عداوت از دلها از دروغى كه به كسى زيان نمىرساند مهمتر است مجاز معرفى شده، همچنين در موارد اضطرار براى حفظ جان و ناموس خود ياديگران و يا در طرح و اجراى نقشههاى جنگى ممكن است دروغى سبب تسريع در خاتمه جنگ و جلوگيرى از ريختن خونهايى گردد و يا دشمن بيدادگر و فاسد مفسدى از اين راه كوبيده شود و نيز گاه مىشود كه در ميان دو همسر گفتگو بر سر موضوعاتى رخ مىدهد كه اگر ادامه يابد گاهى به جدايى يا مفاسد ديگر منتهى مىگردد، اما با يك سخن دروغ ممكن است مشكل آنها حل شود؛ در تمام اين موارد دروغ براى حفظ مصالح مهمتر مجاز خواهد بود و اگر درست دقت كنيم در اين موارد مفاسد و زيانهاى دروغ كه سابقاً اشاره شد بطور بسيار خفيفترى وجود دارد و با فايده آن برابرى ندارد.
نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه تجويز كذب در اين موارد درست مانند تجويز خوردن مردار و «اكل ميته» است كه به مقدار ضرورت بايد قناعت نمود، نه اينكه اين استثنائات باعث جرأت بر اين «گناه كبيره» گردد و به بهانه استفاده از مجوزات دروغ براى هر موضوع جزيى دروغ گفت.
در واقع هميشه لغزشهاى اخلاقى در حول و حوش موارد استثناء و تبصرههاست، اينها همان مشتبهاتى است كه «منطقه خطر» و هممرز با «منطقه ممنوعه» مىباشد و در اخبار به عنوان «حِمى اللَّه» و «حولالحمى» از آن تعبير شده:
محرمات، مناطق ممنوعه الهى است، كسى كه حيوان خود را نزديك مرزهاى ممنوع ببرد، بيم آن مىرود كه در آنها بيفتد!(انصارى، مرتضى، فرائدالاصول( رسائل)،صفحه 360)
«غزالى» در پايان فصلى كه براى موارد ترخيص دروغ در «احياء العلوم» عنوان كرده مىنويسد: عدهاى تصور كردهاند جعل احاديث در فضائل اعمال و تشدد در معاصى نيز جايز است.
سپس اضافه مىكند: اين يك هوس و خيال باطل بيش نيست، چه اينكه مصالح اين كار هرگز برابر با مفاسد دروغ نمىباشد، بعلاوه هيچگونه ضرورتى براى اين كار وجود ندارد، چه اينكه بقدر كافى آيات و احاديث صحيح در اين باره وارد شده. از همه گذشته فتح اين باب موجب بههم ريختن و تشويش شريعت مىگردد «غزالى، احياء العلوم 3/ 139».
ولى بعقيده ما اين كارهاى احمقانه افراد بىمايه و نادان و بىاطلاعى بوده كه خود را از خدا و پيغمبر دلسوزتر براى اسلام مىدانستند، اين كار شرّ محض و سر تا پا زيان و فساد است. خطر اين كار و اينگونه دوستان نادان از خطر دشمنان خطرناك براى اسلام كمتر نيست.
توريه چيست؟
«توريه» بر وزن «توصيه» به سخنى گفته مىشود كه از ظاهر آن چيزى فهميده مىشود در حالى كه منظور گوينده چيز ديگرى است.
مشهور در ميان فقهاى ما اين است كه در مواردى كه دروغ بخاطر ضرورتى تجويز مىشود از «توريه» بايد استفاده كرد و تا توريه ممكن است نبايد دروغ صريح گفت.
از بعضى كلمات علماى اهل تسنن برمىآيد كه اين موضوع در ميان آنها نيز مشهور است.
و در معنى توريه چنين گفتهاند: «توريه» عبارت از اين است كه انسان كلامى بگويد و از آن معنى مطابق واقع اراده نموده ولى آن كلام طورى است كه شنونده معنى ديگرى از آن مىفهمد، و منظور گوينده نيز همين است كه در عين اراده معنى صحيح، مخاطب چيز ديگرى بفهمد، مثل اينكه از كسى پرسيدند: جانشين پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم كه بود؟ گفت: «مَنْ بِنْتُهُ فِي بَيْتِهِ» «آن كس كه دخترش در خانه او بود»، شنونده چنين فكر مىكرد كه منظور اين است آن كس كه دختر او در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده در حالى كه منظور گوينده اين بود: آن كس كه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در خانه او بوده است.
آيا توريه جزء دروغ نيست و بايد در موارد استثنايى از آن استفاده كرد؟
آنچه در اينجا كاملًا حايز اهميت است اين است كه روشن شود آيا «توريه» داخل در ادّله كذب مىباشد؟
بطور كلى در اين مورد سه قول ديده مىشود:
1- عدهاى معتقدند توريه اصلًا دروغ نيست، و لذا گفتهاند: «بايد در موارد ضرورت چنان سخن بگويد كه از دروغ خارج گردد».
طرفداران اين قول چنين استدلال مىكنند كه: مقياس در صدق و كذب كلام، مراد متكلم- و بعبارت ديگر مستعمل فيه- است، بنابراين اگر مراد گوينده صحيح باشد كلام «صادق» خواهد بود اگرچه مخاطب چيز ديگرى از آن بفهمد، زيرا اشتباه او در فهم مراد گوينده تأثيرى در صدق و كذب كلام ندارد.
روايات متعددى كه در توجيه قول ابراهيم عليه السلام در جواب بتپرستان: (ابراهيم) گفت: بلكه اين كار را بزرگشان كرده است! از آنها بپرسيد اگر سخن مىگويند!(سوره انبياء( 21) آيه 63)
و توجيه گفتار سخنگوى يوسف عليه السلام: (انَّكُمْ لَسارِقُونَ) « سوره يوسف( 12) آيه 70» شما دزد هستيد.
وارد شده نيز اين را تأييد مىكند كه توريه جزء كذب نيست.
2- بعضى ديگر مانند مرحوم محقق قمى رحمه الله معتقدند كه توريه داخل در كذب است، زيرا مقياس در صدق و كذب، ظاهر كلام است نه مراد و مقصود گوينده.
3- از كلمات بعضى ديگر- مانند غزالى- برمىآيد كه توريه مصداق كذب است ولى ميزان قبح و فساد آن از كذب معمولى كمتر مىباشد.
شايد وجه نظر آنها اين باشد كه در كذب معمولى هم ظاهر كلام خلاف واقع است، و هم قصد گوينده خلافگويى است؛ ولى در «توريه» قصد كذب در كار نيست و لذا قبح و فساد آن كمتر است.
تفسير تازهاى درباره توريه
ولى در اينجا نكتهاى است كه شايد كليد حل مشكلات اين بحث باشد و آن اينكه: «توريه» هر نوع اراده خلاف ظاهر نيست بلكه توريه مخصوص به مواردى است كه كلام ذاتاً تاب دو معنى دارد و مىتواند قالب هريك از آن دو باشد. ولى ذهن به يكى از آن دو هنگام گفتن منصرف مىگردد مثلًا جمله «انَّكُمْ لَسارِقُونَ؛ شما دزد هستيد» كه به برادران يوسف گفته شد معنى ابتدايى آن همان «سرقت فعلى» است ولى تاب اراده «سرقت قبلى» (سرقت كردن يوسف را از پدر) نيز دارد، منتها خلاف معنى ابتدايى آن است.
يا اينكه هنگامى كه از كسى مىپرسند كه اين لباس را فلان كس به شما اهدا كرده؟ او در جواب به عنوان توريه مىگويد: «خدا او را عمر دهد»، شنونده چنين تصور مىكند كه منظور گوينده اين است كه: «بله خدا او را عمر دهد» در حالى كه چنين قصدى نداشته است./انتهاي پيام/