شك در مورد خدا نقطهى آغاز يا توقف؟
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ گاهي سوالي مطرح مي شود مبني بر اينكه: آيا اگر انسان در مورد خدا شك كرد و فكر كرد، مرتكب گناه مىشود يا خير؟ در جواب بايد گفت:
انسان براى جستجوى حقيقت داراى حالتى به نام «حس كنجكاوى» مىباشد. اين حس يك «محرك درونى» است كه با هر چيزى تماس پيدا كند نظرش جلب مىشود و مىخواهد آن را بفهمد و درك كند. همين جاست كه مسئلهى «شك» مطرح مىشود يعنى در برابر انسان يك سلسله مجهولات قرار مىگيرد كه نمىتواند به آنها علم پيدا كند اين را شك مىگويند.
منشأ شك
ما دو نوع نياز داريم:
1. نياز عقلى: كه به خاطر قرار گرفتن عقل در برابر مجهولات است و حس حقيقت جويى، او را به دنبال حل مجهولات مىكشاند و شك عقلى نمايانگر اين نياز است.
2. نياز قلبى: بشر در برخى موارد با وجود دليلهاى فراوان عقلى، قلباً مطلب را نمىپذيرد و گاهى ترديد مىكند. احساس نياز قلبى انسان در برخى پديدهها با ويژگىهاى خاص نمايانگر مىشود.
مانند اين كه با صدها دليل ثابت شده است كه شخص مرده، قدرت هيچ كارى را ندارد و نبايد از او ترسيد، ولى هنوز در انسان ترس وجود دارد و باور عقلى به قلب او راه نيافته است؛ در حقيقت «عقل» او مطمئن است ولى «قلب» او هنوز مطمئن نشده است.
در رابطه با قسم اول يعنى نياز عقلى، «شك»، هم خوب است و هم خوب نيست.
- شك، خوب است چون انسان وقتى متولد مىشود با يقين و ايمان متولد نمىشود زمانى كه بالغ مىشود با يقين و علم بالغ نمىشود. يقين چيزى است كه بايد براى انسان پيدا شود اما تا انسان شك نكند به سوى يقين رانده نمىشود.
شك براى بشر خوب است اما نه اينكه هدف خوب و منزل خوبى باشد. بلكه دالان و محل عبور خوبى براى رسيدن به علم و يقين است تا انسان از اين دالان عبور نكند به آن سرمنزل بسيار عالى، كه يقين نام دارد نمىرسد.
مثال: ممكن است به ظاهر، درد دندان بد باشد اما در عين حال خوب است؛ زيرا وقتى دندان درد گرفت، انسان به دندان پزشك متخصص رجوع مىكند و به علت وجود درد پى مىبرد و از فساد آن دندان و دندانهاى مجاور نيز جلوگيرى مىكند.
حالا اگر درد نبود ما از فساد و خرابى پنهانى دندان بىخبر مىمانديم، و بقيه دندانها هم خراب مىشدند. شك نيز چنين موقعيتى در مورد باورهاى انسان دارد.
قرآن كريم وقتى دعوت مىكند به اينكه، رشتهى تقليد از گذشتگان را از گردن باز كنيد؛ يعنى در آنچه كه از پدران و مادران و محيط خودتان فراگرفتهايد و به آن باور داريد ترديد كنيد. قرآن كه مىگويد: در اين باورها ترديد كنيد منظورش اين نيست كه ترديد خوب است. بلكه ترديد كنيد تا بتوانيد تحقيق كنيد و به يقين برسيد. زيرا انسان تا زمانى كه در دانستههاى خود شك نكند از راهى كه مىرود بر نمىگردد، و به دانستههاى خود «دلخوش» مىباشد همانطور كه اگر درد دندان نباشد انسان به دندان فاسد خود دلخوش مىباشد.
و از اين رو قرآن از زبان مردم مىگويد: ما گذشتگان و اسلاف خودمان را بر يك طريقهاى يافتهايم و دنبال همان عقايد و باورهاى پدران خودمان مىرويم. (زخرف/ 23)
و در جاى ديگر مىفرمايد: ممكن است پدران اينها اهل تعقل و هدايت نبوده باشند [باز هم بايد از پدرانشان پيروى كنند]. (بقره/ 170)
- اما شك بد است چون علامت نبودن علم و آگاهى است، و نشان مىدهد كه انسان به هدف اصلى كه يقين است نرسيده است و در راه سرگردان مانده است. با اين حال بايد تلاش كند و خود را به يقين و سرمنزل مقصود برساند.
در رابطه با قسم دوم يعنى «نياز قلبى» بايد گفت: بعضى از انسانها در مورد وجود خدا و وحدانيت بارى تعالى و اعتقاد به عالم غيب سوالاتى دارند كه موجب شك آنها شده، كه هر چه زودتر بايد به افراد آگاه و متخصص در اين باره رجوع كنند وخود را از درد اين «شك ابتدايى» نجات دهند و از فاسد شدن بقيهى باورها و عقايد جلوگيرى كنند؛ و عقل خود را از دلايل عقلى سيراب كنند، و بعد نوبت به «عمل» مىرسد كه اگر انسان اعمال و رفتار خود را مطابق عقايد و باورهاى خود مديريت كند و به دانستههاى خود عمل كند، نور تقوا همهى وجود او را فرا مىگيرد و اگر شكى هم وجود داشته باشد در پرتو تقوا بر طرف مىشود.
چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: «تقوا پيشه كنيد تا خداوند به شما علم عطا كند.» «بقره/ 282»
و اگر تقوا نباشد و نافرمانى شود كار آنها به شك در مورد خداوند و شرك و كفر مىانجامد.
چنانكه قرآن مىفرمايد: «سپس عاقبت كسانى كه كارهاى زشت انجام دادند، تكذيب آيات الهى شد.» «روم/ 10»
خلاصه آنكه بايد ببينيم كه شخص در قبال شك بوجود آمده چه مىكند؟ اگر شك را چراغ قرمز قرار دهد براى توقف و درجا زدن، اين شك تخريب كننده عقائد و بد است، و اگر شك را چراغ سبزى قرار دهد براى عبور و بالا بردن سطح آگاهى، نه تنها گناه نيست، بلكه سبب كمال انسان نيز مىباشد.
در پايان راهكارهايى را در مورد شك در مورد خدا پيشنهاد مىكنيم:
1. اگر شك پيدا شد سعى كنيم در اسرع وقت با سوال كردن از متخصصين فن، آن را رفع كنيم. زيرا باقى ماندن شك در ذهنِ انسان، موجب نابودى ايمان، و بوجود آمدن شكهاى ديگر است.
2. با تفكر در خلقت آسمان و زمين و نظم آنها و تفكر در مورد انسان، سعى كنيم اعتقادات خود را در مورد خداوند استحكام بخشيم و با تذكر و يادآورى نتائج تفكرات؛ خود را به درجهى يقين، روز به روز نزديك كنيم. در روايات اهلبيت و بويژه در قرآن كريم، به طور متعدد، به تفكر در آمد و رفتِ شب و روز و دقائق و لطائفى كه در شب و روز است توصيه شده است. «يونس/ 6»
3. انجام عبادت همراه با دقت و با خلوص نيت، موجب مىشود باورهاى ما تقويت شود و به درجهى يقين برسيم. قرآن كريم مىفرمايد: «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» «حجر/ 99»
4. و در پايان بايد عرض كنيم همانطور كه وسوسههاى شيطانى و نافرمانى خدا و تعلقات مادى و بىتقوايى و ... باعث ايجاد زنگار بر قلب و قساوت قلب مىشود؛ رعايت تقوا، ذكر خدا و قرائت و تدبر در قرآن و شركت در مجالس اهلبيت عليهم السلام و مجالست با علما و همنشينى با دوستان عاقل و با تقوا و ... باعث جلاى قلب و در نتيجه بر طرف شدن شك و رسيدن به يقين مىشود.
معرفى كتاب
1. چهل حديث حضرت امام خمينى رحمه الله
2. ده گفتار شهيد مطهرى رحمه الله
3. مجموعه مقالات شهيد مطهرى رحمه الله
4. اخلاق در قرآن آيتاللَّه مصباح يزدى
علاوه بر كتابهاى فوق براى جستار بيشتر مراجعه فرماييد به:
1. قلب سليم شهيد دستغيب رحمه الله
2. مبانى شناخت استاد محمدى رىشهرى/انتهاي پيام/