غيبت، حربه خطرناك ناجوانمردان
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ يكى از بزرگترين و خطرناكترين و در عين حال شايعترين انحرافات زبان، «غيبت» است.
«غيبت» عبارت است از ذكر نقاط ضعف و معايب پنهانى ديگران كه اگر بشنوند ناراحت شوند، خواه اين نقاط مربوط به جنبههاى دينى، اخلاقى، روحى و اجتماعى باشد؛ يا مربوط به جهات جسمى، اعم از قيافه و اعضاى بدن و نيروهاى جسمى و طرز حركات و رفتار، يا مربوط به متعلقان انسان اعم از زن و فرزند و يا لباس و خانه او و امثال آن.
مهمترين انگيزههاى غيبت چند چيز است:
1- كينهتوزى و انتقام
زيرا براى خاموش كردن شعلههاى كينه و انتقام كه در درون سينه بعضى از افراد زبانه مىكشد راهى آسانتر و سادهتر از غيبت و تضييع آبرو و حيثيت شخص مورد نظر يافت نمىشود.
2- حسد
شخص حسود چون هميشه طالب زوال نعمت محسود است، هنگامى كه دسترسى به مقصود خود پيدا نمىكند براى جبران آن سعى مىكند، بوسيله غيبت و ذكر نقاط ضعف محسود، از حيثيت و اعتبار او بكاهد و آتش حسد خود را از اين راه تسكين بخشد.
3- تبرئه كردن خود از گناهى كه مرتكب شده است
يعنى از طريق ذكر معايب ديگران مىخواهد عمل خود را ساده و يا موجه جلوه دهد.
4- استهزاء و سخريه
البته استهزاء و سخريه ديگران خود انگيزههاى گوناگونى دارد كه پس از ريشه دواندن عوامل آن در وجود انسان يكى از طرق تحقق بخشيدن به اين هدف را همان غيبت مىبيند.
5- تفريح و سرگرمى
بسيارى هستند كه بدون اينكه هيچ يك از انگيزههاى بالا را داشته باشند، صرفاً به منظور سرگرمى و تفريح، يا گرم كردن مجالس و محافل، به ذكر نقاط ضعف و عيوب ديگران مىپردازند زيرا كمتر گناهى در نظر مردم به شيرينى غيبت مىباشد. اين را هم بايد توجه داشت كه مردم نهتنها از سرگرمى و تفريح لذت مىبرند بلكه از خنداندن و وادار ساختن ديگران به تفريح نيز لذت مىبرند.
6- تحريك غريزه كنجكاوى
اين غريزه كه يكى از نيرومندترين غرايز انسان است، او را دعوت مىكند كه ديگران را- با اصرار- وادار به غيبت و فاش ساختن نقاط ضعف افراد مختلف بنمايد و شايد شيرينى غيبت در ذائقه عدهاى از مردم نيز از اشباع غلط همين غريزه سرچشمه مىگيرد؛ اين عده از اطلاع بر اسرار و عيوب ديگران و تجسس و كنجكاوى درباره آنها لذت مىبرند و لذا با ولع و حرص هرچه تمامتر ديگران را وادار به غيبت مىكنند.
البته توجه به اين عوامل مىتواند در راه درمان غيبت و شناسايى مصاديق آن به ما كمك مؤثرى كند.
اين را نيز بايد حتماً توجه داشت كه در بسيارى از موارد اين عوامل بصورت ساده و طبيعى در وجود انسان خودنمايى نمىكند زيرا وجدان و شخصيت ذهنى او اجازه خودنمايى به آنها نمىدهد، لذا قيافه آن را دگرگون ساخته و در لباس دلسوزى يا نهى از منكر و يا درس عبرت به ديگران دادن، مرتكب غيبت مردم مىشود و پيش خود چنين مىپندارد كه عمل مقدسى انجام داده در حالى كه انگيزه اصلى يكى از همان عوامل بالاست كه روح انسان براى فريب وجدان و فرار از فشار و عذاب آن، قيافه اصلى آن را تغيير داده و بعكس نشان داده است اين نوع آلودگى به غيبت، از ساير انواع آن خطرناكتر و درمان آن نيز مشكلتر است./انتهاي پيام/