معناي سير و سلوك و موفقيت در آن
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ جمعى از علماى اخلاق از «تهذيب نفس» به «سير و سلوك» تعبير مىكنند. «سير» به معناى حركت كردن، و «سلوك» درنورديدن راه است. مثل اينكه از عالم مادّه حركت كنيم، و به سمت قرب الى اللَّه برويم، و به جايى برسيم كه خدا از ما و ما از خداوند راضى شويم. به نقطهاى برسيم كه بزرگترين و مهمترين مسأله زندگى ما، جلب رضاى پروردگار باشد. به مرحلهاى گام نهيم كه رضا و خشم ما هماهنگ با رضا و خشم خداوند متعال گردد.
بدون شك اگر در مسير سير و سلوك گام نهيم، و با جديّت و خلوص در اين راه تلاش كنيم، سرانجام به مقصد خواهيم رسيد. همانگونه كه در آيه ششم سوره انشقاق مىخوانيم: « «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ»؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مىروى، و او را ملاقات خواهى كرد!».
دانشمندان سير و سلوك هركدام برنامه خاصّى براى اين سفر الهى پيشنهاد نموده، كه مقصد در تمام اين برنامهها يكى است، هر چند مسيرها متفاوت است. ضمناً ما معلّم اخلاقى را مىپذيريم، و روش تربيتى و اخلاقى را قبول داريم كه از كتاب و سنّت گرفته شده باشد. بنابراين، راهها و برنامههاى انحرافى كه از سوى برخى مدّعيان سير و سلوك، نظير صوفيّه، ارائه مىشود، كه با معارف دينى سازگارى ندارد، و سالك را نه تنها به مقصد نمىرساند، بلكه از خدا دور مىكند، مردود است. چرا كه اساس تصوّف و صوفىگرى يك عقيده التقاطى و وارداتى است. زيرا هنگامى كه اقوام و ملل مختلف به اسلام مىگرويدند، بعضاً افكار و عقايد سابق خود را با دستورات اسلامى مىآميختند، و مذاهب جديدى مىساختند. برخى از هندوها و يونانيان پس از پذيرش اسلام افكار صوفىگرى خود را با دستورات اسلامى آميخته، و فرقه منحرف صوفيّه را تشكيل داده، و راه و روشهاى خاصّى جهت تهذيب نفس ارائه دادند، كه با مخالفت بزرگان و رهبران دين نوپاى اسلام، از جمله امام صادق عليه السلام مواجه شد. امام ششم عليه السلام در روايات متعدّد افكار آنان را تخطئه و مردود اعلان كرد.
نتيجه اينكه روشهايى در سير و سلوك قابل پذيرش و عمل است كه از فيلتر قرآن و اهلبيت عليهم السلام عبور كند، كه يك نمونه آن به شرح زير است:
اين روش سير و سلوك مركّب از سه اصل است:
1. توبه؛
غالب علماى اخلاق اوّلين گام سير و سلوك الى اللَّه را توبه شمردهاند؛ توبه از گناهان و خطاهاى گذشته، و تصميم بر اصلاح و جبران آن در آينده. البتّه توبه شرايط مختلف، مراحل متعدّد، مقدّمات عديده، و مباحث فراوانى دارد كه در اين مختصر نمىگنجد، بدين جهت به آن نمىپردازيم.
2. مبارزه با هوا و هوس؛
جهاد با نفس، و تسليم نشدن در برابر خواستهها و اميال نفسانى، كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از آن به «جهاد اكبر» تعبير كرده است، گام دوم سير و سلوك است. يكى از مهمترين خواستههاى نفسانى، كه مبارزه با آن بسيار مهم است، و ارباب سير و سلوك به آن فوق العاده اهميّت مىدهند، «إنانيّت» و «خودخواهى» و «خودمحورى» و «برترىجويى» و «خودپرستى» است. «انانيّت» بت بزرگى است كه تا سالك الى اللَّه آن را نشكند به خدا نمىرسد. و اگر موفّق به شكستن آن شود، پردهها و حجابها كنار رفته، و اسرار بر او آشكار مىگردد. كسانى كه موفّق به اين مجاهدت بزرگ شدهاند، تسبيح موجودات جهان هستى، كه در نگاه اسيران دنيا خاموش و ساكتند، را مىشنوند. هر چند نامحرمان توان شنيدن صداى آنها را ندارند.
ميثم تمّار هنگامى كه در كوفه بر لب شط قرار مىگيرد تا سوار بر قايق شود، از لابهلاى صداى باد خبر مرگ معاويه را مىشنود، و به ديگران اعلان مىكند! كوفه كجا و دمشق كجا! پس از چندى معلوم مىشود در همان روز معاويه از دنيا رفته است! «سيماى ميثم تمّار، ص 75» ميثم بر اثر مجاهدت با هواى نفس به اين مقام رسيده بود.
جوانى در نماز جماعت صبح پيامبر صلى الله عليه و آله شركت مىكند. پس از نماز چهره خسته و خواب آلود جوان، توجّه حضرت را به خود جلب مىكند. خطاب به آن جوان عرض مىكند: چرا خواب آلودى؟ عرض كرد: راز و نيازهاى شبانه خواب را از من ربوده است. گويا با چشم خود دوزخيان را در دوزخ، و بهشتيان را در بهشت مشاهده مىكنم! پيامبر كه گفتار آن جوان مجاهد را تصديق كرده بود، فرمود:
«هذا عَبْدٌ نَوَّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ؛ اين (جوان) بندهاى است كه (در سايه مجاهدت و مبارزه با هواى نفس) خداوند قلبش را نورانى كرده است». « اصول كافى، ج 2، ص 53( كتاب الايمان و الكفر، باب حقيقة الايمان و اليقين، ح 2 و 3)»
آرى! هنگامى كه بت خودخواهى و خودمحورى بشكند، زمانى كه هوا و هوس از حريم قلب دور شود، آنگاه كه انسان در مسير قرب الى اللَّه گام بردارد، دست يافتن به اين مقامات تعجّبى نخواهد داشت. هر كس كه در اين راه موفّق شود، به آن مقامات مىرسد. عالم باشد يا عامى، پير باشد يا جوان، زن باشد يا مرد، بزرگ باشد يا كوچك.
البته شكّى نيست كه جوانها راحتتر اين راه را طى مىكنند.
3. توجّه به ذ كر خدا؛
سومين گام در مسير سير و سلوك، توجّه به ذكر و ياد خداست. اينكه چه ذكرى بگويد مهم نيست، مهم اين است كه همواره به ياد خدا باشد، چه با ذكر «اللَّه اكبر» يا «سبحان اللَّه» يا «لا اله الا اللَّه» يا «لا حول و لا قوة الا باللَّه» يا «الحمدللَّه» يا «ذكر يونسيّه» يا اذكار ديگر باشد. آرى مهم اين است كه حالت غفلت را تبديل به حالت يادآورى و توجّه كنيم، كه شيطان در اين حالت مجالى براى فعاليّت نخواهد يافت.
بنابراين، هر ذكرى كه مايليد بگوييد، امّا در هر زمان و به هر مقدار كه توان داريد تكرار كنيد، و با ياد و نام خدا كشتى متلاطم و طوفانى درون جانتان را آرام نموده، آن را به سرمنزل مقصود برسانيد.
نتيجه اينكه اصول سه گانه «توبه»، «مبارزه با هواى نفس» و «توجّه به ذكر خداوند» انسان را در مسير سير و سلوك موفّق مىكند./انتهاي پيام/