فلسفهى نماز در اوقات متعدّد
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ چرا ممكن نيست نمازهاى پنج گانهى روزانه را، در وقت معينى، يك مرتبه همه را به جا آوريم، و تا يك شبانه روز، ديگر تكليف به نماز نداشته باشيم؟
قرار گرفتن نمازها به اين كيفيت كه هر چه اوقات جديد مىشود، نمازى نو واجب مىگردد، فلسفهاش اين است كه چون غرض اصلى از نماز ذكر است و ذكر ملازم با ترك گناهان و انجام وظائف عبادى است.
از اين رو نمازهاى واجب در اوقات مختلف قرار داده شده، كه تازه به تازه خدا را ياد كنيم و آن ياد خدا، ما را از غرق شدن در دنيا و هوى و هوسها نجات دهد. و نيز در صورت آلودگى، اين ارتباط و ياد خدا، ما را شستشو دهد.
صبحگاهان سر از خواب برداشته، قلب خود را به واسطهى نماز متوجّه خدا مىنماييم، سپس وارد كارهاى مختلف دنيايى، مىشويم، خورده خورده ياد خدا از دل زائل، و شيطان و هوسهاى نفسانى متوجه ما مىشود.
ظهر مىشود، دوباره به وسيلهى نماز ظهر، ياد خدا تار و پود هواهاى نفسانى و شيطانى را به هم مىريزد و آنها را از قلب خارج، و دل را خانهى خدا مىنمايد. زيرا:
منظر دل نيست جاى صحبت اغيار ديو چو بيرون رود فرشته درآيد
زمانى كه دلِ مؤمن، از ياد خدا خالى شد، شيطان وارد مىشود، وقتى متوجّه خدا شد سريع شيطان خارج مىگردد.
صبحگاهان به وسيلهى نماز رو به خدا مىآوريم، اول به وسيلهى وضو و طهارت، نشاط جسمى، و سپس با نماز، نشاط روحى به دست مىآوريم، وارد كار مىشويم و اين ذكر و ياد خدا باعث مىشود پيرامون حرام و تعدّى و اجحاف و كم فروشى و ربا و معاصى ديگر نگرديم!
و در وسط روز چون ممكن است كم كم پردهى غفلت، روى اين حقيقت را بپوشاند، مجدداً نماز ظهر مىآيد و با «دست ذكر» آن «پردهى غفلت» را عقب مىزند. و همين طور نماز عصر.
تا روز به آخر رسيد و موقع استراحت شد، اوّل با نماز مغرب دل را متوجه خدا و توبه از گناهان آن روز مىنماييم و پيش از خواب نماز عشاء واجب شد تا از طرفى اعمال طول روز را محاسبه، نفس نماييم و از طرفى كسب معنويت و نشاط كنيم براى ورود به عالم خواب تا ضمن رفع خستگى، از مواهب الهى خواب نيز بهرهمند گرديم.
چنانچه از حضرت على (ع) حكايت شده: «زنوا أنفسكم من قبل أن توزنوا و حاسبوها من قبل أن تحاسبوا». «نهج البلاغه، خطبهى 90»
حساب خودتان را در دنيا خودتان بكنيد قبل از آنكه در قيامت مورد محاسبه قرار گيريد./انتهاي پيام/