جنگ تحمیلی - صفحه 40

جنگ تحمیلی - صفحه 40

آخرین اخبار:
برچسب - «جنگ تحمیلی»
مسئول نهاد رهبری در دانشگاه مازندران:
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه مازندران گفت: بزرگترین سرمایه رزمندگان اسلام خدایی بودن حرکت آنها بود و دانشجویان نیز می‌روند تا خدایی شوند.
کد خبر: ۲۹۹۷۱۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۲/۲۱



در طول دوماه، پشت به قبله نماز می‌خواندم و بعثی‌ها سمت قبله را به من اشتباه گفته بودند، خدا می‌داند، شاید هم عمداً این کار را کرده بودند و شاید هرگاه هم می‌دیدند که من پشت به قبله نماز می‌خوانم کلی به من می‌خندیدند.
کد خبر: ۲۹۷۵۹۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۲/۱۳

در دومین مرحله اعزام دانشجویان خراسان رضوی به راهیان نور؛
معاون فرهنگی سازمان بسیج دانشجویی خراسان رضوی با اعلام خبر دومین مرحله اعزام دانشجویان این استان به اردوهای راهیان نور گفت: در حدود 2700 زائر دانشجو تا پایان اسفندماه در کربلای ایران حضور می‌یابند.
کد خبر: ۲۹۷۴۵۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۲/۱۳

با شروع جنگ تحمیلی به تقاضای خودش راهی خطه جنوب شد و در اولین خط دفاعی مقابل عراقیها در منطقه دارخوین مدت نه ماه، با تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی بسیار کم استقامت کرد و دلاورانی قدرتمند تربیت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازی بستان تیپ امام حسین (ع) را رسمیت داد که بعدها با درخشش او و نیروهایش در رشادتها و جانفشانی‌ها، به لشگر امام حسین (ع) ارتقا یافت.
کد خبر: ۲۹۶۶۲۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۲/۰۸



خاطره‌ای از شهید «عبدالکریم پورمحمدحسین»
حاج احمد شروع کرد علیه بچه‌های اطلاعات خصوصاً خودش صحبت کردن و گفت: بچه‌های اطلاعات چیزی نمی‌دانند و احمد هم فقط حرف می‌زند و چیزی بلد نیست! «عبدالکریم» که حاج احمد را تا آن روز ندیده بود، پاسخ جالبی به او داد.
کد خبر: ۲۹۴۳۷۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۱/۲۹

مریلا زارعی در مشهد:
مریلا زارعی گفت: با بازی در فیلم شیار 143 به آرامش رسیدم و خدا را شاکرم که این شخصیت به دل مخاطب نشست.
کد خبر: ۲۹۳۸۰۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۱/۲۷




رسیدیم به جایی که چند نفر از نیروهای همدان در آنجا حضور داشتند؛ همه آن‌ها با دیدن حاج آقا اکبری با آن وضعیت و اسیرهایی که گرفته بود، کلی متعجب شدند.
کد خبر: ۲۸۹۷۵۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۱/۱۰

روز ششم بهمن، روزی که به آسمان پر کشید، برای کمک به رزمندگان تلاش می‌کرد و تحرک بالایی داشت، با این حال، با یک عدد گیره، چادرش را به روسری‌اش محکم بست تا از سرش نیفتد.
کد خبر: ۲۸۸۹۳۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۱/۰۷


خلاصه هرکس به پایان راهرو می‌رسید؛ دست کم ۲۰ تا ۳۰ ضربه از انواع مختلف به سر و صورتش می‌خورد و گاهی همین ضربه‌ها، چشم بچه‌ها را از حدقه بیرون می‌آورد.
کد خبر: ۲۸۸۲۲۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۱/۰۲


نزدیک غروب بود که با ایفا، ما را بردند به خط سوم. ایفا‌ها وقتی در دست انداز می‌افتادند، داد همه به آسمان بلند می‌شد. جالب اینجا بود که در میان بچه‌ها فقط یک اسیر سالم بود و عراقی‌ها این اسیر را نشانده بودند کنار نگهبان و انگار به او مأموریت داده بودند که هر وقت ماشین در دست انداز می‌افتد، یک سیلی سنگینی بزند توی گوش آن اسیر. خلاصه آن طفلک آنقدر سیلی خورد که وقتی به مقصد رسیدیم، صورتش کبود شد!
کد خبر: ۲۸۶۸۸۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۰/۲۵


پربازدیدترین آخرین اخبار