هراس رژیم صهیونیستی از رسانهها؛ سانسور خسارات جنگ ایران همچنان ادامه دارد!
به گزارش گروه بینالمللی خبرگزاری دانشجو، «میزان واقعی خسارت شاید هرگز مشخص نشود». این جمله متعلق به گزارش ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵ رسانه المانیتور است؛ جملهای که دو رویارویی نظامی بیسابقه میان ایران از یکسو و اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر را به خوبی توصیف میکند. این رویاروییها نه فقط در میدانهای جنگ، بلکه در اتاقهای تحریریه، پشت دربهای بسته ارگانهای سانسور و در سرورهای شرکتهای ماهوارهای نیز جریان داشت.
جنگ ۱۲روزه؛ سانسور در لحظه بحران
در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، ایران عملیات وعده صادق ۳ را آغاز کرد و در دوازده روز، بیش از ۵۰۰ موشک بالستیک به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک شد. طبق گزارش وزارت بهداشت رژیم صهیونیستی، این حملات به کشتهشدن ۲۹ نفر و مجروحشدن ۳۲۳۸ نفر منجر شد. آسیب به زیرساختها اما بسیار فراتر از اعداد رسمی بود. طبق گزارش ۹ ژوئیه ۲۰۲۵ میدلایستآی، سه هدف استراتژیک شدیداً آسیب دیدند: موسسه وایزمن در رحووت، پالایشگاههای نفتی بازان در حیفا و بیمارستان سوروکا در بئرشبع. خسارت مستقیم همین سه مکان بیش از ۳ میلیارد شکل (معادل ۹۰۰ میلیون دلار) برآورد شد. وبگاه مارکِر گزارش داد که خسارت مؤسسه وایزمن به تنهایی بین ۱.۵ تا ۲ میلیارد شِکِل بود و «زیانهای علمی و اقتصادی بلندمدت آن غیرقابل محاسبه است». میدلایست تأکید کرد: «سانسور نظامی اسرائیل از انتشار میزان اصابت موشکها به تأسیسات نظامی جلوگیری کرده است». روزنامه تلگراف در همان زمان گزارش داد: «به نظر میرسد موشکهای ایران مستقیماً به پنج پایگاه نظامی اسرائیل اصابت کردهاند». خبری که در رسانههای عبری پوشش داده نشد.

دستگاه سانسور اسرائیل قدیمیتر از خود این رژیم بوده و ریشه آن به دوران قیمومیت بریتانیا برمیگردد. اما در جنگ ژوئن ۲۰۲۵، محدودیتها به شکل چشمگیری تشدید شدند. سردار کوبی ماندلبلیت، سانسورچی ارشد نظامی اسرائیل بخشنامهای با عنوان «رایزینگ لایِن، دستورالعملهای سانسور آیدیاِف برای پوشش رسانهای حملات به جبهه داخلی اسرائیل» صادر کرد. طبق این بخشنامه که الجزیره در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۵ منتشر کرد، خبرنگاران از فیلمبرداری در محل اصابت موشک، استفاده از پهپاد یا دوربینهای زاویهباز و انتشار اطلاعاتی که میتوانست موقعیت اهداف را لو دهد، منع شدند.
در راماتگان، پلیس پخش زنده دو خبرگزاری غربی را که یک ساختمان ویرانشده را فیلم میگرفتند، متوقف کرد. ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی رژیم اشغالگر اعلام کرد: «کسانی که به دشمن کمک میکنند را تحمل نخواهیم کرد». شلومو کارحی، وزیر ارتباطات این رژیم نیز گفت که پخش «محتوای غیرقانونی» متوقف خواهد شد.
فرانس24 در گزارش ۵ آگوست ۲۰۲۵ خود با بررسی تصاویر و ویدیوهای موجود توانست حداقل ۸ هدف استراتژیک و نظامی را که مورد اصابت قرار گرفته بودند شناسایی کند، اهدافی که اسرائیل اجازه پوشش آنها را نداده بود. بیبیسی نیز هم علنی اعلام کرد از پوشش ویرانی موسسه وایزمن بازداشته شده است.
پروفسور ژروم بوردون، استاد جامعهشناسی رسانه در دانشگاه تلآویو در گفتوگوی ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵ با المانیتور گفت: «البته که (در این ممنوعیتها) بُعد امنیت ملی واقعی وجود دارد. نمیخواهید به دشمن بگویید دقیقاً کجا بمبهایش افتاده یا به او در تنظیم دقیقتر هدفگیری کمک کنید». اما راویو دراکر، روزنامهنگار صهیونیست این مسئله را صریحتر اذعان کرد: «بسیاری از ضربات ایران گزارش نشدند». دراکر افزود که سانسورچیان نظامی با استدلال جلوگیری از کمک به دقت موشکی ایران، انتشار اطلاعات را متوقف کردند؛ اما او این توجیه را زیر سوال برد: «سخت است مشکوک نشوی که دلیل اصلی پروپاگاندا و حفظ روحیه عمومی است».
جنگ ۴۰روزه؛ سانسور در مقیاس صنعتی
روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و اسرائیل در قالب عملیات «خشم حماسی»، موج اول حملات را آغاز کردند. ایران با موشک و پهپاد پاسخ داد و جنگی آغاز شد که این بار نه فقط سرزمینهای اشغالی، که پایگاههای آمریکا در سراسر خاورمیانه را هدف قرار داد.
گزارش تحقیقاتی ۶ می ۲۰۲۶ واشنگتنپست با بررسی بیش از ۱۰۰ تصویر ماهوارهای منتشرشده توسط رسانههای وابسته به ایران و تأیید آنها از طریق دادههای ماهواره کوپرنیکوس اتحادیه اروپا و شرکت پِلَنِت لَبز نشان داد که حملات ایران حداقل به ۲۱۷ سازه و ۱۱ دستگاه را در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا در کویت، بحرین، قطر، اردن، عربستان سعودی و امارات آسیب زده یا نابود کرده است که مجموعاً ۲۲۸ مورد میشود. این رقم بسیار بالاتر از آنچیزی است که دولت آمریکا رسماً اذعان کرده بود. یک سخنگوی نظامی آمریکا گفت ارزیابیهای تخریب «پیچیده» بوده و میتوانند «گمراهکننده» باشند، اما از ارائه توضیحات بیشتر سر باز زد.
گزارش آوریل ۲۰۲۶ انبیسی نیوز که به نقل از شش منبع آگاه تهیه شده بود، فاش کرد ایران به باندهای فرود، سیستمهای رادار پیشرفته، دهها هواپیما، انبارها، مقرهای فرماندهی، آشیانهها و زیرساختهای ارتباطات ماهوارهای ضربه زده است. ارزیابی موسسه اِمِریکن اینتِرپرایز که انبیسی به آن استناد کرد، نشان داد پرتابههای ایران به بیش از ۱۰۰ هدف در ۱۱ پایگاه آمریکایی اصابت کردهاند. یکی از جزئیات تکاندهنده این بود که یک جنگنده اف-۵ ایرانی سپر هوایی آمریکا را شکافته و پایگاه کمپ بوهرینگ در کویت را مستقیماً مورد اصابت قرار بود؛ رویدادی که به گفته دو مقام آمریکایی، اولین بار طی سالهای اخیر بود که یک هواپیمای جنگی دشمن به پایگاه نظامی آمریکا ضربه زده است.
مکنزی ایگلن، محقق ارشد این مؤسسه به انبیسی گفت: «هزینههای بالقوه بازسازی زیرساخت نظامی آمریکا در خارج از کشور میتواند شامل تعمیر، بازسازی، جایگزینی کامل یا حتی رهاکردن و از رده خارجکردن پایگاهها باشد». او افزود هزینه کل از مرز ۵ میلیارد دلار میگذرد و این رقم حتی شامل تجهیزات رادار و هواپیماهای غیرقابل بازیابی هم نمیشود. رسانه دموکراسی نَو در گزارش ۷ می ۲۰۲۶ نقل کرد که مرکز سیاست بینالملل کل هزینه جنگ برای آمریکا را نزدیک به ۷۲ میلیارد دلار یا روزانه ۱.۲ میلیارد دلار برآورد کرده است. این رقم تقریباً سه برابر برآورد رسمی پنتاگون بود.

اما بزرگترین ابزار سانسور آمریکا نه قانون نظامی، بلکه فشار بر شرکتهای تجاری بود. طبق گزارش ۵ آوریل ۲۰۲۶ الجزیره، شرکت پلنت لبز پس از درخواست دولت ترامپ اعلام کرد تمامی تصاویر ماهوارهای از منطقه خاورمیانه را فعلاً متوقف میکند و این محدودیت به تصاویر پس از ۹ مارس ۲۰۲۶ هم به صورت گذشتهنگر اعمال شد. انبیسی گزارش داد کاخ سفید از شرکتهای ماهوارهای خصوصی خواسته بود تصاویر پایگاههای آمریکایی پس از اصابت موشکهای ایرانی را منتشر نکنند.
بلومبرگ در گزارش ۲۳ آوریل ۲۰۲۶ اشاره کرد رسانههایی همچون بلومبرگ نیوز که از تصاویر پلنت لبز استفاده میکردند، در پوشش این جنگ با موانع جدی روبهرو شدند. جف لوئیس، کارشناس تصویربرداری ماهوارهای که بلومبرگ با او مصاحبه کرد، گفت: «هیچ دلیل مشروعی» برای این محدودیتها جز خفهکردن اخبار منفی وجود ندارد.
در سرزمینهای اشغالی، وضع در جنگ دوم وخیمتر از قبل بود. مجله +972 در ۱۳ مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که سرهنگ نتانئل کولا، سانسورچی ارشد ارتش اسرائیل دستورالعمل تازهای صادر کرده که خبرنگاران را از انتشار هرگونه اطلاعاتی درباره محل اصابت موشکها، آمادگی سیستمهای دفاع هوایی و موجودی مهمات منع میکند. چند خبرنگار به دلیل نقض این مقررات بازداشت شدند. نیتزان شاپیرا، گزارشگر شبکه ۱۲ اسرائیل در ۱۱ مارس ۲۰۲۶ نوشت: «سانسورچی اطلاعاتی را که درباره احتمال تشدید آتش حزبالله داشتم، رد کرد. بعداً همین خبر در سیانان پخش شد و تازه اجازه انتشار پیدا کردیم. مشکل دقیقاً همین است؛ به جای اینکه اسرائیلیها اطلاعات لازم برای آمادگی را در لحظهای که باید دریافت کنند، با سانسور مواجه میشوند».
آنچه مسلم است این بوده در هر دو جنگ، فاصله میان روایت رسمی و واقعیت میدانی بزرگ بود و سانسور، چه در قالب قانون نظامی اسرائیل و چه در قالب فشار آمریکا بر شرکتهای ماهوارهای خصوصی، ابزار اصلی کنترل افکار عمومی درباره قدرت ایران و عملکرد این کشور در برابر دو قدرت پیشرفته نظامی است.