شکست طرح پر سر وصدای ترامپ درباره غزه در سکوت رسانه‌ای!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۰۸۴۸
گزارش|

شکست طرح پر سر وصدای ترامپ درباره غزه در سکوت رسانه‌ای!

جنگ غزه بار دیگر ناکارآمدی «معامله قرن» را آشکار کرد؛ طرحی که با هدف حذف تدریجی مسئله فلسطین طراحی شده بود، اما تحولات اخیر نشان داد بدون توجه به حقوق و مطالبات فلسطینیان، صلحی پایدار شکل نخواهد گرفت.
شکست طرح پر سر وصدای ترامپ درباره غزه در سکوت رسانه‌ای!

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ مسئله فلسطین همچنان یکی از پیچیده‌ترین و پایدارترین بحران‌های نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. جنگ غزه که پس از عملیات طوفان الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ وارد مرحله‌ای جدید شد، بسیاری از مفروضات سیاسی و امنیتی حاکم بر منطقه را با چالش مواجه کرد. یکی از مهم‌ترین این مفروضات، تصور موفقیت طرح موسوم به «معامله قرن» بود که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ ارائه شد.
این طرح که با عنوان رسمی «صلح برای شکوفایی» معرفی شد، قرار بود زمینه حل منازعه فلسطین و اسرائیل را فراهم کند. با این حال، تحولات سال‌های اخیر و به‌ویژه جنگ غزه نشان داده است که بسیاری از بنیان‌های نظری و عملی این طرح با واقعیت‌های میدانی و سیاسی منطقه همخوانی نداشت. از این منظر، جنگ غزه را می‌توان یکی از مهم‌ترین شواهد شکست معامله قرن و ناکامی رویکردهای یکجانبه در حل مسئله فلسطین دانست.

وضعیت کنونی غزه و پیامدهای جنگ


غزه پس از سال‌ها محاصره و جنگ، با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های انسانی معاصر مواجه شده است. تخریب گسترده زیرساخت‌ها، آسیب شدید به بخش سلامت، آموزش و خدمات عمومی و همچنین آوارگی بخش بزرگی از جمعیت، شرایطی را ایجاد کرده که بسیاری از نهادهای بین‌المللی آن را بی‌سابقه توصیف کرده‌اند.
جنگ غزه نشان داد که رویکردهای صرفاً نظامی نه تنها نتوانسته‌اند امنیت پایدار ایجاد کنند، بلکه موجب گسترش ناامنی و افزایش بی‌ثباتی منطقه‌ای شده‌اند. این مسئله یکی از مهم‌ترین ضعف‌های راهبردی طرح‌هایی همچون معامله قرن را آشکار می‌کند؛ طرح‌هایی که بیش از آنکه بر ل ریشه‌های بحران تمرکز کنند، بر مدیریت نتایج آن تکیه دارند.

 

شکست طرح پر سر وصدای ترامپ درباره غزه در سکوت رسانه‌ای!

 

معامله قرن و مفروضات اصلی آن


معامله قرن در ژانویه ۲۰۲۰ توسط دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو رونمایی شد. این طرح بر چند فرض اساسی استوار بود:
•    تثبیت موقعیت رژیم اسرائیل به عنوان قدرت برتر منطقه.
•    کاهش اهمیت مسئله فلسطین در سیاست خاورمیانه.
•    امکان پیشبرد عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی بدون حل مسئله فلسطین.
•    پذیرش تدریجی واقعیت‌های جدید از سوی فلسطینیان.
•    اولویت یافتن مشوق‌های اقتصادی بر مطالبات سیاسی و هویتی.
اما تحولات پس از سال ۲۰۲۳ نشان داد که بخش مهمی از این مفروضات با واقعیت‌های سیاسی منطقه سازگار نبوده است.

چرا معامله قرن شکست خورد؟


بسیاری از اندیشمندان روابط بین‌الملل معتقدند مهم‌ترین علت شکست معامله قرن، نادیده گرفتن عوامل بنیادین شکل‌دهنده منازعه فلسطین بوده است.
جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته رئالیسم تهاجمی، معتقد است هیچ نظم سیاسی پایداری صرفاً بر پایه قدرت نظامی شکل نمی‌گیرد. از دیدگاه او، توافق‌های سیاسی زمانی پایدار خواهند بود که بازیگران اصلی آن را مشروع بدانند. معامله قرن در حالی طراحی شد که تقریباً تمامی جریان‌های اصلی فلسطینی آن را رد کردند. در نتیجه، این طرح از همان ابتدا با بحران مشروعیت مواجه بود.
استیون والت نیز تأکید می‌کند که سیاست خارجی موفق باید بر شناخت دقیق هویت‌ها، منافع و حساسیت‌های بازیگران استوار باشد. از این منظر، نادیده گرفتن موضوعاتی نظیر قدس، حق تعیین سرنوشت و مسئله آوارگان، موجب شد معامله قرن نتواند حمایت لازم را در میان فلسطینیان و بخش مهمی از جامعه بین‌المللی کسب کند.
الکساندر ونت، از مهم‌ترین نظریه‌پردازان سازه‌انگاری، معتقد است هویت‌ها و تصورات جمعی در سیاست بین‌الملل نقشی اساسی دارند. معامله قرن عمدتاً بر ابعاد اقتصادی و امنیتی تمرکز داشت، در حالی که برای فلسطینیان موضوعاتی مانند قدس، حاکمیت ملی و حق بازگشت بخشی از هویت تاریخی و سیاسی آنان محسوب می‌شود. به همین دلیل، این طرح نتوانست مشروعیت اجتماعی و سیاسی لازم را ایجاد کند.

 

 

شکست طرح پر سر وصدای ترامپ درباره غزه در سکوت رسانه‌ای!


جنگ غزه و فروپاشی  معامله قرن


یکی از مهم‌ترین فرض‌های معامله قرن این بود که مسئله فلسطین به تدریج از اولویت سیاست منطقه‌ای خارج خواهد شد. اما جنگ غزه خلاف این فرض را ثابت کرد.
نخست، فلسطین بار دیگر به موضوع محوری افکار عمومی جهان اسلام و بخش مهمی از جامعه جهانی تبدیل شد.
دوم، موج گسترده اعتراضات مردمی در اروپا، آمریکا و سایر مناطق جهان نشان داد که مسئله فلسطین همچنان ظرفیت بالایی برای بسیج افکار عمومی دارد.
سوم، روند عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی با موانع جدیدی مواجه شد و نشان داد که عبور از مسئله فلسطین بدون حل آن دشوار است.
چهارم، جنگ غزه نشان داد که گروه‌های مقاومت فلسطینی همچنان بازیگرانی مؤثر در معادلات امنیتی منطقه هستند و حذف کامل آنها از معادلات سیاسی امکان‌پذیر نیست.

 

بر اساس دیدگاه کنت والتز، بی‌ثباتی زمانی افزایش می‌یابد که میان ساختار قدرت و واقعیت‌های سیاسی شکاف ایجاد شود. جنگ غزه نشان داده است که میان ترتیبات پیشنهادی معامله قرن و واقعیت‌های سیاسی فلسطین چنین شکافی وجود دارد.
همچنین بسیاری از پژوهشگران از جمله رشید خالدی معتقدند که هرگونه راه‌حل پایدار باید مبتنی بر شناسایی حقوق سیاسی فلسطینیان، پایان اشغال، تضمین امنیت متقابل و برخورداری دو طرف از مشروعیت سیاسی باشد.
در غیر این صورت، طرح‌هایی که صرفاً بر برتری نظامی یا فشار سیاسی تکیه کنند، ممکن است در کوتاه‌مدت واقعیت‌های جدیدی ایجاد کنند، اما در بلندمدت قادر به حل ریشه‌های اصلی منازعه نخواهند بود.

تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که معامله قرن در تحقق اهداف اصلی خود با شکست مواجه شده است. نه مسئله فلسطین از دستور کار منطقه خارج شد، نه مقاومت فلسطینی از میان رفت، نه صلح پایدار برقرار شد و نه عادی‌سازی روابط منطقه‌ای توانست جایگزین حل منازعه فلسطین شود.
از منظر بخش مهمی از نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل، علت اصلی این شکست را باید در نادیده گرفتن مشروعیت سیاسی، مطالبات هویتی و حقوق بنیادین فلسطینیان جست‌وجو کرد. جنگ غزه بار دیگر نشان داد که هیچ راه‌حل پایداری بدون مشارکت واقعی طرف‌های درگیر، توجه به حقوق بین‌الملل و پذیرش واقعیت‌های سیاسی موجود امکان‌پذیر نخواهد بود.

پربازدیدترین آخرین اخبار